ارکستر سیاسی با سازهای نظامی

نوع تحرکات اخیر دولتهای منطقه ای بخصوص سعودیها و اجلاسهایی که در اروپا و آمریکا برگزار میگردد و ایران در آن موضوعیت یافته و یا بنحوی به جمهوری اسلامی می پردازند و نیز مانورهای نظامی ایران برای نشان دادن اقتدار نظامی خود و ترورهایی که در مرزهای ایران انجام میشود و همزمانی برخی از آنها با سفرهای دیپلماتیک سران عرب و تحرک سازمان تروریستی منافقین و همچنین برنامه ریزی پیدا و پنهان اسرائیل، علائم ناخوشایندی را مخابره می کند و نشانگر این است که امکان جنگ قوت یافته و در محاسبات هر دو سوی قضیه این گزینه جدی تر مطرح است.

بی شک از نظر نظامی ایران امروز از هر زمان دیگری مجهزتر و مقتدرتر است و می تواند از این حیث تاثیر بر معادلات منطقه ای بگذارد و طرفهای خود را در نگرانی و هراس قرار دهد و بر کسی پوشیده نیست که پرداختن به نیروها و تجهیزات نظامی و ساخت موشک برای بالا بردن توان دفاعی از مهمات است.

روندی که اشاره شد می تواند خطرناک باشد، اینکه ایران و دول منطقه ای نسبت به هم احساس خطر کنند و یا دیپلماسی وانهاده شود و رقابت تسلیحاتی غالب گردد مسلماً کار به جایی خواهد رسید که سیاستمداران از میدان خارج شده و نظامیان تصمیم گیرنده خواهند بود.

تندروها در این سو و آنسو به سمتی حرکت می کنند و فضایی را طراحی نموده اند تا جنگ دیگری رخ دهد، عاقلان می دانند که منطقه ظرفیت درگیر شدن با یک جنگ دیگر را ندارد و در وهله اول نه تنها ایران بلکه کل منطقه آسیب خواهد دید و مجموعه های سیاسی و نظامی ایران باید واقف باشند که روسیه و چین قابل اعتماد نیستند و کشورهایی هم که ممکن است از ایران حمایت کنند، توان نظامی قابل ملاحظه و یا قدرت دیپلماتیک موثری ندارند و در نهایت ایران تنها خواهد ماند، اگر هم حمایت لفظی سیاسی شود و یا اولتیماتومی از نوع ابرقدرتی از سوی روسیه داده شود ابتدا منافع خود را در نظر دارند که اگر سود عربستان و همراهی با آمریکا بیشتر بود به آنی همه چیز را رها می کنند لذا باید همچنان بر راه دیپلماسی اصرار ورزید.

ارکستر سیاسی امروز ایران با سازهای نظامی نواخته می شود و مجموعه ای از نوازندگان و سازها، از نظامیان سازمان یافته و دولت آنچنان درگیر تحریمها و وضع معیشت و اقتصاد است که یا توجهی به این موسیقی خاص ندارد و یا همراه با آن می نوازد، گرچه تحرک دیپلماتیک و بررسی هایی از راههای سیاسی دارد اما قطعاتی که نواخته می شود تابعی از پارتیتوری است که اساس آن نظامی است و بهتر آن است که با درایت و احتیاط بیشتری گام بردارند و تهدیدات را به فرصت تبدیل کرده و معادلات بازی غرب و سعودی و اسرائیل را بر هم زنند.

دشوار نیست و می توان اعتماد جهانی را بدست آورد و آمریکا و نوکران منطقه ای را در انزوا قرار داد، اف ای تی اف می تواند یکی از این اقدامات باشد، آزادی زندانیان سیاسی و محصورین و جلب بیشتر اعتماد عمومی و ادامه مذاکرات با اروپا حتی اگر نتیجه دلخواه را ندهد باز می تواند برجام را ایستاده نگهدارد و چهره صلح طلب از ایران نمایش دهد.

در جنگ هیچکس پیروز نیست.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.