هم در ایران و هم در امریکا اراده ای برای حل مشکلات از طریق مذاکره و گفتگو شکل گرفته و فکر نمی کنم صحبتهای اخیر آقای خامنه ای این موضوع را خیلی تحت تاثیر قرار دهد.
در مورد بحث مذاکره و رابطه بین ایران وآمریکا بایستی به این نکته توجه کرد که در پشت این موضوع یک تاریخ طولانی وجود دارد و بخصوص مردم ایران نسبت به این قضیه حافظه تاریخی خاصی دارند.
به هر حال امریکا در کودتای 28 مرداد سال 32 علیه دولت ملی دکتر مصدق دست داشته و بعد از آن هم تا پیروزی انقلاب اسلامی با تمام توان و نیرو از یک رژیم دیکتاتوری و استبدادی خشن در ایران حمایت کرده است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم آن استقبالی که باید نسبت به انقلاب صورت می گرفت و نطام برآمده از انقلاب به رسمیت شناخته میشد انجام نشد و این منجر به واکنش دانشجویان خط امام شد که سفارت امریکا را اشغال کردند و بعد از این واقعه بر دامنه خصومت بین امریکا و ایران افزوده شده و 35 سال ادامه یافته و دیوار بلندی از بیاعتمادی را بین دو کشور ساخته است.
طبعا فراز و نشیبهایی که این دوران طی کرده الان مورد نظر و بحث ما نیست. اما مجموعه شرایط و تحولات داخلی و خارجی دو کشور به این جا منجر شده که امروزه روسای دو کشور در ایران و امریکا تصمیم گرفته اند به گونه ای با یکدیگر ارتباط برقرار، و از طریق مذاکره و گفتگو دیوار بلند بی اعتمادی را کوتاه کنند.
طبعا با توجه به سابقه و روندی که در سالهای گذشته وجود داشته الان این کار با دشواریهای بسیاری از دو سو مواجه است برای اینکه هم در ایران و هم در آمریکا جریاناتی وجود دارند که با این موضوع مخالف اند. بنابراین روسای جمهور دو کشور در این باره با مخالفتهایی از داخل مواجه اند . ضمن این که در دنیا هم کشورهایی هستند که خیلی با این موضوع موافق نیستند به خصوص در منطقه خاورمیانه اسراییل به طور خاص و نیز کشورهای دیگر موافقتی با بهبود روابط ایران و امریکا ندارند.
با توجه به این واقعیات بایستی گفت که دکتر روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران در سفری که به نیویورک داشت شروع خوبی را برای این برقراری رابطه صورت داده و رئیس جمهور امریکا هم به آن پاسخ گفته است و می توان گفت که این نشانه ای از اراده مقامات دو کشور است برای اینکه بتوانند بر این مشکل تاریخی و عدم ارتباط بین دو کشور فائق بیایند ولیکن هر دو راه بسیار دشواری در پیش دارند.
بنابراین ارزیابی من از آنچه که اتفاق افتاده این است که این کار شروع خوبی بوده و بایستی ادامه پیدا کند و قطعا با توجه به مسائل و مشکلاتی که بین دو کشور از گذشته وجود دارد در کوتاه مدت نمی توان انتظار داشت که حتی در عرصه مذاکرات و گفتگو این مسائل به سهولت روی میز گذاشته شود و پیش برود.
بنابراین برای حل مسائل و مشکلاتی که بین دو کشور وجود دارد احتیاج به زمان است اما کاری که صورت گرفته را مثبت ارزیابی می کنم و فکر می کنم که احتیاج به زمان بیشتری است برای اینکه ما بتوانیم نتیجه گیری کنیم که چقدر این گفتگوها می تواند به حل مشکلات در رابطه بین دو کشور بیانجامد.
تاثیر سخنان آقای خامنه ای
به نظر من، در رابطه با سخنان آقای خامنه ای ما باید روند این وقایع را بینییم، این سخنان می تواند واکنشی به صحبتهایی باشد که آقای اوباما در دیدار با نتانیاهو داشت. البته ایشان مصداق اینکه کدام عمل نابجا بوده را معین نکردند.اما به نظر می رسد این موضع واکنش به حرفهایی بود که اوباما زد و حرف قبلی اش مبنی بر این که گزینه نظامی روی میز است را تکرار کرد. بنابراین می بینیم عرصه سیاست، بخصوص در سیاست خارجی عرصه رفت و برگشت است. ما نمی توانیم این صحبتها را مجرد از هم دیگر و فضای جاری مورد بحث قرار بدهیم.
بدین ترتیب به نظر می رسد روند کلی که در دو کشورجریان دارد و اکنون می توان بر آن تکیه کرد این است که هم در ایران و هم در امریکا اراده ای در حال شکل گیری است برای اینکه از طریق مذاکره و گفتگو بتوانند مشکلات بین دو کشور را حل کنند و فکر نمی کنم این صحبتها بتواند این موضوع را خیلی تحت تاثیرقرار بدهد.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.