ادبيات روحانى؛ از آرزو تا واقعيت

نشانه‌ى درستى سخن خاتمى، شرط بندىِ تندروهاى ايرانى و اسرائيلى بر سرِ شكست مذاكرات است؛ روزنامه كيهان همزمان با سفر رييس جمهور به نيويورك شرط بسته بود كه «کمتر از یک هفته زمان لازم است تا معلوم شود چالش ما و آمریکا نه با مصافحه و معانقه تصادفی که حتی با مذاکرات رسمی هم برطرف نمی‌شود» همان طور كه خط و نشانِ برخى روزنامه‌هاى اسرائيلىِ همين روزها هم خواندنى است.

همان روز كه شبكه هاى اجتماعى پر بود از آرزوهاى كاربران درباره اتفاقاتى كه مى توانست در سفر روحانى به نيويورك رخ دهد، سردار محمد کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفت‌وگویی با روزنامه اعتماد (چاپ تهران) پیرامون امکان مذاکره با آمریکا و اختیارات روحانی گفته بود: “مذاكره با امريكا صورت نخواهد گرفت. ما مذاكره‌ اى با امريكا نخواهيم داشت، اگر مي‌خواستيم مذاكره داشته باشيم كه اين همه شهيد نمي‌داديم”.

كمى پيش از آن هم وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی كه توسط اصولگرايان تندرو اداره مى شود تهديد كرده بود كه: “اگر بنا باشد دولتمردان جمهوری اسلامی برخلاف خواست مکرر مقام معظم رهبری سیاست وادادگی را در این مسئله دنبال نمایند بی تردید باید انتظار تبعات تماماً منفی از شرایط جدید را داشته باشند به گونه ای که امنیت فیزیکی کشور به مخاطره خواهد افتاد”. در اين ميان، رييس قوه قضائيه هم هشدار داده بود كه در موضوع مذاكره با آمريكا «نباید یادمان برود که در جریان فتنه آنان چگونه از این جریان حمایت کردند و در پس دست‌های مخملی‌خود با چنگال‌هایی چدنی و فولادی در صدد مقابله با ملت بزرگ ایران برآمدند».

در تحليل ادبيات رييس جمهور در مجمع عمومى سازمان ملل، آنچه مهم است مبدأ و مقصد نگاه ما به تحولات سياسى است؛ اگر مبدأ نگاه كسى تغيير حكومت باشد به هر قيمتى، معناى انتخاب آقاى روحانى را هم همينطور مى فهمد و از او توقع دارد به جاى رييس جمهورى در چارچوب شرايط موجود، نماينده اپوزيسيون باشد و حرفهاى ايده آل بزند آنهم در وسط معركه ى فاشيست هاى وطنى كه دنبال بهانه مى گردند تا ظرفيت ها و توانايى هايى دولت جديد را در يك حركت (مثل دست دادنِ روحانى و اوباما) ويران كنند و به قول معروف، براى يك دستمال، قيصريه را به آتش بكشند. بعد هم جنگ رسانه اى و تحريك رهبرى و سپاه و بسته شدن همين روزنه محدود…

اما اگر مبدأ نگاه ما اصلاح تدريجى و دركِ شرايط محدود دولت در تحولات باشد آن وقت مى پذيريم كه در ميان سخنان روحانى، شكستنِ تابوى مذاكره با آمريكا را مغتنم بشماريم و به تناسبِ امكانات مان كمك كنيم تا اندك اندك به خواسته هاى مان برسيم. تا همين چند وقت پيش حتى طرحِ مذاكره با آمريكا هم جزو خطوط قرمز بود و آقاى خامنه اى مطرح كردنِ آن را به صراحت “ساده لوحى” مي خواند و حالا روحانى توانسته اين تابو را بشكند.

مسئله اين نيست كه او تا چه اندازه تحت فشار رهبر جمهورى اسلامى و جريانِ نظامى، امنيتىِ حاكم بر بخشى از مقدّرات كشور سخن گفته است؟ به عبارت روشن تر، اصلا مسئله اين نيست كه آرزوى ما چيست؟ مسئله اينست كه آرزوهاى مان تا چه اندازه و در چه مدتى قابل تحقق است.

سرنوشت غم انگيزِ بهار عربى نشان مى دهد كه ماجراى اصلاح و تغيير، آن طور كه در كِلكِ خيال انگيزِ آرزوهاى ما مى گذرد پيش نمى رود و روزگار سختى در پيش است. فراموش نكنيم كه امام جمعه تهران (آقاى موحدى كرمانى كه قبلا نماينده ولىّ فقيه در سپاه بود) سه هفته پيش در نماز جمعه، با كنايه، سرنوشت محمد مُرسى را به آقاى روحانى يادآورى كرد و اين يعنى تهديد به كودتا…

و سرانجام بازخوانى يك خاطره، خالى از لطف نيست: يك شب پاييزى سال ٨٥ به ديدار آقاى خاتمى رفتم در هتل ماريوتِ بيروت؛ آن شب مهمان كليساى بزرگ آنطلياس بود و سخنرانى فلسفىِ عميقى هم داشت؛ موضوع آن ديدار، سرنوشت پروژه گفتگوى تمدنها بود كه گفت: «فرصت بسيار محدود است و همين نگرانم می‌كند؛ من می‌خواستم و می‌خواهم قرائت رحمانى و عقلانى از اسلام و جمهورى اسلامى نگذارد صداى القاعده و طالبان، بلندترين صداى جهان اسلام باشد؛ اين هم به سود دين و كشور ماست و هم به سود صلح جهانى…» حالا هفت پاييز پس از آن شب، گويا فرصت به پايان رسيده و آقاى خاتمى، مقاله اخيرش در روزنامه گاردين را با اين هشدار به پايان برده كه اگر از اين فرصت «احتمالا تکرارنشدنی برای ایران، غرب و منطقه» استفاده نشود قدرت تندروهاى همه‌ ى طرفها بيشتر می‌شود و شايد ديگر هرگز چنين فرصتى به وجود نيايد.

نشانه‌ى درستى سخن خاتمى، شرط بندىِ تندروهاى ايرانى و اسرائيلى بر سرِ شكست مذاكرات است؛ روزنامه كيهان (كه آن را ارگانِ فاشيست هاى وطنى مى دانم) همزمان با سفر رييس جمهور به نيويورك شرط بسته بود كه «کمتر از یک هفته زمان لازم است تا معلوم شود چالش ما و آمریکا نه با مصافحه و معانقه تصادفی که حتی با مذاکرات رسمی هم برطرف نمی‌شود» همان طور كه خط و نشانِ برخى روزنامه‌هاى اسرائيلىِ همين روزها هم خواندنى است.

ما يكبار آوارِ آرزوهاى مان بر سر دولت اصلاحات را تجربه كرده ايم؛ شكيبا باشيم و در متن نقدها و بيانِ مطالبات، بگذاريم اين بار پيچيدگى هاى تلخِ واقعيت سياسى ايران، فراتر از آرزوهاى مان مبدأ تحليل و تفسيرمان باشد.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.