زبان کە می تواند نقش عمدەای در اتحاد کردها داشتە باشد خود می تواند به مانع و تهدیدی برای اتحاد تبدیل شود/بارزانی:دو عامل من را جهت در اختیار گرفتن ریاست اقلیم ترغیب کرد. از بین بردن برادرکشی و سر و سامان دادن بە زبان کردی…
تاریخ هر ملتی می تواند هم منبع قدرتمندی باشد برای یاری رساندن بە احیای هویت جمعی آن ملت در گذر زمان و هم می تواند منبعی باشد برای اختلاف و تضاد و مانعی برای عدم تشکیل آن هویت جمعی.
شاید کمترهویتی را یافت کە همچون هویت کرد از چنین تضادهای عمیقی برخواردار باشد که در گذر زمان بازتولید می شوند.
هویت هر جامعە ای را معانی و سمبلهایی تشکیل می دهند کە آن جامعه را از دیگر جوامع جدا می کند. اما آیا این معانی و سمبلها در میان همه کردها شکل یکسانی دارد؟
تاریخ کردها مملو از تراژدی است. تراژدی کە خود نیز در تولید آن سهیم بودەاند. این تراژدی تنها بە حلبچە، انفال، از بین رفتن بیش از ٤٠٠٠ روستا در کردستان ترکیە و قارنا ختم نمی شود. بلکە شکل اصلی این تراژدی در بطن جامعە کرد وجود دارد.
عوامل گوناگونی در تولید یا بازتولید تضادهای نهفتە در جامعە کرد دخیل هستند. عواملی کە بعضی از آنها ریشە تاریخی دارد و بخشی دیگر نتیجە دنیای مدرن است.
منطقەگرائی و تاثیر آن در جهت دهی نیروهای سیاسی از جملە عواملی است کە توان خود را از امارتهای کردی می گیرد کە هر یک حکومتهای محلی را در منطقە تحت تسلط خود ایجاد کردە بودند.
از طرف دیگر ظهور احزاب سیاسی کە از خصیصه های جامعە مدرن است، صورتی ایدئولوژیک و در همان حال انحصار طلبانە را بە مفهوم “کرد بودن” بخشیده است.
در این میان از نمادهایی کە می تواند یک جامعە را متحد سازد می توان به زبان، پرچم، سرود، سرداران ملی و افسانه های تاریخی اشاره کرد.
اما کردها در کدام یک از این نمادها حس مشترک دارند؟ اگر کردستان عراق و ایران با لهجە کرمانجی جنوبی احساس راحتی می کنند. در مقابل کردستان سوریە و ترکیە ترجیح می دهند کە لهجە کرمانجی شمالی غالب شود.
اگر کردستان عراق و ایران حول پرچم بە تفاهم رسیدەاند. اما کردستان ترکیە و سوریە تاکنون حاضر بە برافراشتن این پرچم نشده اند. در این میان تنها سرود مشترک است کە تمام کردها حول آن بە تفاهم رسیدەاند.
هر چند احزاب اسلامگرا در تلاش هستند کە آنرا تغییر دهند. چون معتقد هستند کە یک بیت از این شعر کە می گوید “دین ما آئین ما وطن ماست” مغایر با ارزشهای اسلامی است.
گروهی معتقد هستند کە کشورهایی کە کردها در آنها زندگی می کنند نقش عمدەای در تولید یا ماندگاری این تضادها دارند. اما سوال اینجاست کە آیا با تشکیل حکومت اقلیم کردستان این استدلال می تواند همچنان جوابگو باشد؟
فرض بر این بود کە حکومت اقلیم کردستان کە از سال ١٩٩١ بە حیات سیاسی خود ادامە می دهد بتواند بە تاریخ پشت کند و معنای نوینی از کرد بودن را بە نمایش بگذارد.
اما گذر زمان ثابت کرد کە حکومتی کە می بایست از تاریخ گذر کند امروزە خود اسیر تاریخ شدە است.
با این مقدمە بە سراغ کردهای عراق می رویم تا بە بخشی از تضادهای موجود در آن اشارە کنیم و بە سوال اصلی پاسخ دهیم کە آیا آنها توان این را خواهند داشت تا از تاریخ عبور کنند؟
منطقەگرائی
یکی از خصایص سیاست در کردستان، هویت منطقەای است. منطقەگرائی مذکور برگرفتە از ایالتهای یا حکومتهای محلی است کە روزگاری صورتی شبە دولتی داشتند. این حکومتهای محلی هرگز نتوانستند یا نخواستند کە بە دولت تبدیل شوند.
کردستان عراق، باقی ماندە از ایالت بابان و خانزاد است. بابانها کە مقر آنها در” قلاچولان” منطقە سلیمانیە امروزی بود، جائیکە جلال طالبانی در سالهای دو ادارە بودن اقلیم کردستان آنرا بە مرکز سیاسی خود تبدیل کرد.
در دیگر سو خانزاد کە در منطقە اربیل و حومە آن قرار گرفتە بود و در سالهای جنگ داخلی کردستان بە مقر سیاسی حزب دمکرات شد و هم اکنون پذیرای ریاست اقلیم کردستان است.
امروزە اتحادیە میهنی خود را وارث بابانها می داند و در مقابل حزب دمکرات وارث خانزادها شدە است. هر چند این دو حزب در واحدی بە نام حکومت اقلیم کردستان فصل مشترکی پیدا کردەاند. ولی آنچە در حوزە عملی این دو را از هم جدا می کند هویتی منطقەای است کە در بازیهای انتخاباتی و سیاسی صورت قدرتمند خود را آشکار می کند.
حزب سیاسی در این منطقە کە با بهرە گرفتن از ناسیونالیسم سنتی و نخبەگرا ظهور کرد. در مراحل بعدی ایدئولوژیک مارکسیستی، اسلامی و لیبرال هم بە آن اضافە شد.
سنتمداران نخبەگرا و شبە مارکسیستها برای چند دهە در تقابل و کشمکش بە حیات خود ادامە دادند. در مقابل اسلامگراها کە از عدم موفقیت این دو طیف آگاە بودند، روند صعودی خود در سیاست کردستان را آغاز کردند.
از طرف دیگر نسیم لیبرالیسم کە تازە در کرستان عراق شروع بە وزیدن گرفتە، حول مفهوم تغییر پا بە عرصە سیاست این منطقە گذاشت. اما هیچکدام از این ایسمها نتوانست پایەهای قدرتمند منطقەگرائی را سست کند.
به هرصورت امروزە سلیمانیە عملدار پایتخت روشنفکری کردستان است و اربیل داعیە ناسیونالیسم مدرن نخبەگرا و پایتخت سیاسی را یدک می کشد.
معانی نهفتە در هر دو صورت آن، قدرتمند شدن مناطقی است کە توان خود را از تاریخ شکل گیری هویت این مناطق می گیرند. گوئی کە آنها هم همچون بابانها و خانزادها نمی توانند دولت مدرن را در کردستان تشکیل دهند.
اسطورەهای هویتی
اسطورەهای هویتی یا همان نخبگان رهبر، نقش بسزائی در همبستگی هویتی ایفا می کنند. آتاتورک در ترکیە، گاندی در هند، جمال عبدالناصر در مصر نماد یا اسطورهای ملی هستند کە بە سمبل هویت جامعە خود تبدیل شدەاند.
اما داستان در کردستان عراق چیز دیگری است. در یک طرف “ملا مصطفی بارزانی” قرار دارد کە در ادبیات رسمی حزب دمکرات از آن بعنوان “پدر روح ملی” کردها از آن یاد می شود. در مقابل شیخ محمود حفید کە از او بعنوان ملک کردستان یا پادشاە کردستان نام می برند.
برای مثال رئیس پارلمان کردستان کە از اتحادیە میهنی است با رفتن بە پارلمان عکس ملا مصطفی را پائین آورد و بە جای آن عکس دو رهبر سیاسی یعنی مسعود بارزانی و جلال طالبانی را جایگزین آن می کند.
اسطورە های ملی کە می توانند و باید بستر اتحاد یا هویت همگانی کردها شوند، گاها وارد بازیهای سیاسی می شود و مورد توهین نیز قرار می گیرند.
زبان و زمینەهای تضاد
زبان نیز نقش مهمی در معنادار کردن هویت هر جامعه ای دارد. این نقش قبل از هر چیز وامدار تصوری است کە زبان مشترک می تواند در تقویت یا ایجاد هویت ایفا کند.
نقشی کە زبان در کردستان عراق بازی می کند، با نقشی کە می بایست در صورت عملی داشتە باشد بسیار متفاوت است. هر چند مکاتبات اداری و بیان سیاستمداران حکومت اقلیم کردستان بر گرفتە از لهجە کرمانجی جنوبی است.
اما در عمل بخشی از کردستان عراق کە با لهجە کرمانجی شمالی سخن می گویند، وجود سورانی بە عنوان زبان مشترک را انکار می کنند.
فارغ از اینکه کدام لهجە باید بە زبان مشترک تبدیل شود، رسم الخط نیز یکی دیگر از چالشهای عمدە است کە فرا روی جامعە کرد قرار دارد.
عدەای اعتقاد بر این دارند کە باید رسم الخط عربی همچنان بنای زبان کردی باشد و در مقابل گروهی دیگر بر رسم الخط لاتینی تاکید دارند، همان روشی کە کردهای ترکیە از آن استفادە می کنند.
در نهایت زبان نیز کە می تواند نقش عمدەای در اتحاد کردها داشتە باشد خود می تواند به مانع و تهدیدی برای اتحاد تبدیل شود.
احزاب سیاسی و بازتولید تاریخ
زمینەهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نقش بسزائی در ظهور یا افول احزاب سیاسی دارند. اما اگر این احزاب خود بە ایدئولوژی یا بە معنای سادەتر بە حقیقتی مطلق تبدیل شوند، چگونە باید نقش آنها را تبین کرد؟ احزاب سیاسی در کردستان عراق نە تنها با زمینەهای مذکور ظهور یا افول نمی کنند، بلکە خود نقش مطلقی در جهت دهی جوانب مختلف جامعە بر عهده دارند.
از طرف دیگرهویت سیاسی این احزاب با هویت منطقە یا شهر آنها پیوندی عمیق خوردە، پیوندی کە افول حزب مساوی با از دست رفتن منطقە است و ظهور آن مساوی با خیزش منطقە. پس حزب بە پدیدە مقدسی تبدیل می شود کە باید آنرا به هر قیمتی حفظ کرد.
در مجموع احزاب در کردستان خود به عامل تضاد تبدیل شده اند تا عاملی برای اتحاد ملت کرد.
مطلب را با گفتەای از مسعود بارزانی بە پایان می رسانم کە در شروع دوران ریاست خود بعنوان رئیس اقلیم کردستان گفت: “دو عامل من را جهت در اختیار گرفتن ریاست اقلیم ترغیب کرد. یکی از بین بردن جنگ برادرکشی یا جنگ کرد با کرد و دیگری سر و سامان دادن بە زبان کردی”.
اما آیا در عرصە عملی شاهد این اتفاق بوده ایم؟ آیا منطقەگرائی از مانفسیت سیاسی احزاب حذف شدە است؟ آیا اسطورەهای سیاسی، معنایی برای تمام جامعە بە حساب می آیند؟ و سرانجام اینکه آیا احزاب سیاسی کردستان روال گذشته را ادامه خواهند داد یا آن را تغییر می دهند؟
*حسام دست پیش استاد علوم سیاسی دانشگاه صلاح الدین اربیل در شمال عراق است.
منبع: بیبیسی فارسی
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.