علاوه بر تاکید لزوم بررسی بیشتر نقدهای بیان شده، باور نگارنده بر این است که در بعضی از شرایط سیاسی و اجتماعی بهترین کُنش موجود، نداشتن کُنش است، نه به این معنی که بی توجه بودن به سرنوشت را سرمشق کنیم، بلکه با توجه به عدم تحقق آرمان ها و حقوق تضییع شده مشهور و در عین حال اصطکاک شدید میان دولت و حاکمیت، عبور از خطر ادامه انحطاط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین المللی با برتری گزینه های معتدل تر اصول گرایان در انتخابات، محتمل تر است، در عین حالی که ما هم شرمنده مبانی اعتقادی خود نشده ایم.
حکایت انتخابات ریاست جمهوری پیش رو، بیش از هر مقوله ای با آمدن یا نیامدن سید محمد خاتمی در عرصه کاندیداتوری گره خورده که این مهم مولد مجموعه ای از کُنش ها، تحلیل ها و اکران احساسات متکثری گردیده است، چه اینکه بیشترین بهانه این فرایند، با توجه به شواهد موجود در اقرار خواست گروه های مردمی و سیاسی، اعتقاد به بن بستی سیاسی و اجتماعی در روش و ارکان حکومت مداری ایران، فهم می گردد؛ حال اینکه حتی سهم اصول گرایان نیز در این رویکرد کمتر از متمایلان به اصلاحات نیست؛ لذا اگر قائل به تفکیک جایگاهی این مجموعه از شخصیت ها باشیم، سه دسته متمایز را می توان بدین ترتیب برشمرد:
الف- گروه های مردمی یا فعالین رده های میانی سیاست ورزی که متکی بر خواست های برآمده از جامعه، متولی ارائه تحلیل مرتبط می گردند؛ ب- اصلاح طلبان و منتقدین جدی حاکمیت؛ ج- اصول گرایان سنتی و بزرگان سیاسی منتسب به این جریان فکری.
با ذکر هدف نگارنده در خصوص نقد روش و ارائه غفلت های مرتبط با هر گروه، حضور خاتمی را به تفکیک ذیل مورد بررسی قرار خواهم داد:
کُنش های گروه نخست در خصوص حضور خاتمی را با اعتراف به لزوم اعتقاد به آرمان تلاش برای بهبود وضعیت اجتماعی، معیشتی و فرهنگی مردم در هر شرایطی، می توان منطقی تلقی نمود، اما آفت های معروف شتابزدگی احساسی، قهرمان پروری و تولید آرزوهای متکی بر آمدن نجات دهنده، زاینده نتایج نامبارک سرخوردگی ها و تحلیل های نافرجام به شرط عدم ارضاء حداکثری در تحقق خواسته های تعریف شده است، چه اینکه فضای غیر شفاف انتخابات، احتمالات معروف و شرایط سخت و بن بست گونه پس از انتخاب، احتمال مورد نظر را به یقین نزدیک خواهد کرد؛ حاشیه تاسف بار این آفت نیز، نیم نگاه انتفاعی سیاسیون به این ظرفیت احساسی ست.
گروه دوم اشاره شده در سطور بالا، متکی به دانش سیاسی بالغ خود و به کارگیری تجربیات گذشته و با آگاهی از هزینه های احتمالی حاکمیت در رویارویی با فرایند حضور خاتمی، فارغ از تحلیل های سطحی بعضی از دلیل نویسی ها، خلا پیش آمده از تعارض ملموس در بدنه حاکمیت را هوشیارانه فرصتی مغتنم دانسته و سیاست ورزی مدرسه ای را رقم می زنند، اما ضمن پرهیز از پرداختن علنی به احتمالات گونه گون روند این حضور و بلاتکلیفی مخاطب مردمی به سبب این فرار تحلیلی ، در کُنش سیاسی شان نیز، غفلت ملموسی از پارامترهای آرمانی، انسانی و حقوق بشری به چشم می خورد. بلاتکلیفی آزادی های مدنی و رسانه ای، زندانیان سیاسی، حصرهای غیر قانونی و حقوق پایمال شده انتخاباتی شهروندان و عدم پاسخ و حتی بی جا انگاشتن سوال، بدون ذکر دلیل در این خصوص به سبب دست و پا گیر بودن مباحث مربوطه در روند اهداف انتخاباتی گروه مذکور، از مراتب این بی توجهی است؛ حال اینکه فهم مرحله ای این نقصان در ذهن مخاطب، موجب گردیده تا سیاسیون مورد اشاره به جای تلاش برای ایجاد تعادل مابین سیاست و ارزش ها، راه حل هایی چون تایید گرفتن از شخصیت های زندانی و بزرگان در حصر را پی گیری کنند تا وجاهتی باشد برای عبور از پایبندی به مبانی آرمانی مورد بحث. قطعا یادمان نخواهد رفت که استناد به سخنان عزیزان اسطوره شده بدون ذکر تحلیل حتی با صرف نظر از بایکوت خبری چهارساله ایشان، بسط دوباره و ابزارمند تفکر مطلقه برای هدفی سیاسی ست و همچنان مذموم.
در خصوص گروه سوم شاید با بهترین عملکرد مواجهیم، چه اینکه سیر بازگشت به عقلانیت، اعتراف به تجربه دهشتناک 8 سال گذشته، اشارات متعدد به حل مساله نمایندگان در حصر مردم و اصلاحات، اعتراف به اشتباهات حمایتی از احمدی نژاد و هدف ترمیم فضای موجود را در رفتار ایشان شاهد هستیم؛ لذا تلاش های متعددشان برای ایجاد راه حل صیانت حداکثری از آرا که به سبب لمس خطر برنامه ریزی دولت کنونی در خصوص انتخابات، از فرصت های مغتنم بوجود آمده است. اما غفلت این مجموعه، از شعبه های متکثر خود است؛ مجموعه های متعهد به خط قرمزهای رهبری در خصوص خاتمی و هاشمی، جبهه پایداری، اصول گریان غیر همسو و … نه تنها حضور چهره هایی چون نماینده اصلاحات را بر نخواهند تافت، حتی برای رویارویی با این مهم، حاضر به پذیرش هزینه حضور دوباره مجموعه های منتسب به احمدی نژاد خواهند شد؛ نتیجه معکوسی که تمام امیدهای ایشان را نقش بر آب خواهد کرد.
در انتها علاوه بر تاکید لزوم بررسی بیشتر نقدهای بیان شده، باور نگارنده بر این است که در بعضی از شرایط سیاسی و اجتماعی بهترین کُنش موجود، نداشتن کُنش است، نه به این معنی که بی توجه بودن به سرنوشت را سرمشق کنیم، بلکه با توجه به عدم تحقق آرمان ها و حقوق تضییع شده مشهور و در عین حال اصطکاک شدید میان دولت و حاکمیت، عبور از خطر ادامه انحطاط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین المللی با برتری گزینه های معتدل تر اصول گرایان در انتخابات، محتمل تر است، در عین حالی که ما هم شرمنده مبانی اعتقادی خود نشده ایم.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.