اکنون که تحلیل ها – حداقل بر روی کاغذ – نشان می دهد که وضعیت آقای روحانی در رای آوری بنا به دلایلی بهتر است ، برای اینکه شبیه وضعیت پیشین و تجربت دوباره ی اشتباه ها برنگردیم به عنوان یک فعال اصلاح طلب که رفرمیسم در خون و رگش جاری است و بر ای ساختن آینده بهتر برای فرزندانمان؛ متواضعانه خواهشمندم با ائتلاف موافقت کرده و در کنار روحانی گرد هم آیید.
این یک نوشته ی شخصی خطاب به محمدرضا عارف کاندیدای اصلاح طلب این دوره از انتخابات ریاست جمهوری است که با زبانی صمیمی و دوستانه نگاشته شده است و دوست دارم آقای عارف هم آن را دوستانه بخواند و در آن تامل کند ، باشد که در چشم آیندگان خطاکار نباشیم …
جناب آقای عارف با سلام …
من اولین رای زندگیم را در سال 76 و به تاسی از اطرافیانم به سود آقای خاتمی به صندوق انداختم ، آن زمان هیچ دلیل خاصی جز جذبه ی خاص شخصی خاتمی و البته تاثیر بلاکتمان روزنامه سلام در رای من تاثیر گذار نبود ، ولی روز دوم خرداد 76 روز تولد اصلاح طلبی من بود که اکنون نیز به آن و به پروسه ی اصلاح طلب بودنم می بالم .
اما در سال 80 که دانشجوی دوره کارشناسی بودم با تامل و تفکر کافی و بررسی دقیق وقایع سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ، این بار همراه با بغض خاتمی گریستم و آگاهانه و از صمیم قلب به او رای دادم ، به نظر من در تاریخ سیاسی و اجتماعی معاصر ایران خاتمی نماد و سمبل انسان مداری و اخلاق و بزرگواری است و همچون مرحوم بازرگان نشان داد که دین به دنیای فانی فروش نیست و اخلاق را به قربانگه سیاست نمی برد ، چنین به نظر میرسد که اکثریت ایرانیان – حتی کسانی که با خاتمی و خاتمیسم دشمنند – او را بخاطر بزرگ جمله ی به یاد ماندنی اش ” زنده باد مخالف من ” می ستایند و دوست دارند. خاتمی را دوست دارند چون مصالح بلند مدت را فدای اهداف کوتاه مدت یاران و گروههای طرفدارش نکرد و همه را به آرامش و انسانیت فرا خواند.
دوره ی ریاست جمهوری خاتمی که تمام شد ، و کروبی و معین آمدند ،با آنکه مطمئن بودم که گزینه معین رای آور نیست به خاطر اجماع دوستان اصلاح طلب و همراهی با آنان با آنکه چند روز قبل از انتخابات عمل آپاندیس ! انجام داده بودم با هر حیلتی بود خودم را به تزدیکترین صندوق رساندم و رای دادم. بعد از اینکه نتایج مشخص شد و در دور دوم احمدی نژادیسم حاکم شد ، همه چیز را تمام شده می پنداشتم و مدتی سر در جیب مراقبت فرو بردم ! ولی بعداً با تکیه بر آموزه ی ” جسارت امیدورزی” فعالیتم را شروع کردم.
درسال 88 با اطمینان از اینکه موسوی نماد و نشانی برای آزادی و آبادی این سرزمین و باورمند به آموزه ی ایران برای همه ایرانیان است ، به او پیوستم و بعدها آن شد که نباید و آن کردند که نشاید.
بعد از آنهمه گرفتاری و ایجاد هزینه برای این آب و خاک ، در زمان و مکان کنونی هستیم . به شخصه شما را تنها کاندیدای اصلاح طلب حاضر در صحنه میدانم و در روز داوری گواهی میدهم که نه اصلاح طلب دروغین بل اصلاح طلب واقعی بوده و هستید و آدمی با منش اعتدال و طالب توسعه و پیشرفت برای تمام ایران و همگی ایرانیان اید. گواهی میدهم که باور به باورهای اصلاح طلبانه شما دارم ؛ ولی آقای عارف اصلاح طلبی هم هزینه ها و مسایل خاص خود را دارد ، به قول دوستی راه اصلاحات در ایران نه راه پست و مقام و مدیریت و … که راه تحمل شدائد و سختی ها و ناملایمات و تهمت و ناسزاها شنیدن ها و افزون بر آن ایثارگری و از خودگذشتگی است. راه تامل جدی برای ایران فردا برای آیندگان است. راه اندیشیدن به فردای کودکانمان است.
گذار به دموکراسی بزرگ مردان و شیرزنانی می طلبد که ” من بالغ شان ” بر آنها حکمرانی نماید و به خاطر اهداف بلند مدت، در مواردی کوتاه بیایند. اکنون که تحلیل ها – حداقل بر روی کاغذ – نشان می دهد که وضعیت آقای روحانی در رای آوری بنا به دلایلی بهتر است ، برای اینکه دوباره به وضعیت پیشین و تجربت دوباره ی اشتباه ها برنگردیم به عنوان یک فعال اصلاح طلب که رفرمیسم در خون و رگش جاری است و بر ای ساختن آینده بهتر برای فرزندانمان؛ متواضعانه خواهشمندم با ائتلاف موافقت کرده و در کنار روحانی گرد هم آیید.
تاکید می کنم که آقای روحانی را نه اصلاح طلب بلکه اصولگرایی معتدل می دانم که در زمان کنونی یاریگری از یاریگران گذار خواهد بود … با تصمیم درست و به موقع تان نامتان را در تاریخ معاصر جاودانه کرده و عاقبت به خیری دنیوی و اخروی را نصیب خود سازید.
محمدآزاد جلالی زاده فعال اصلاح طلب
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.