یکشنبه ۴ام بهمن ۱۳۹۴ , ساعت: ۰۵:۱۱کد مطلب : 90575 نسخه قابل چاپ
نگاهی به انتخابات پارلمانی دهم آبان ترکیه

گروگان‌گیری امنیت برای پیروزی حزب عدالت و توسعه

صبا نائلی: درباره انتخابات اخیر ترکیه و تحلیل نتایج آن از منظر مطالعات قومی در غرفه چشم‌انداز ایراندر نمایشگاه مطبوعات با احسان هوشمند کارشناس مسائل قومی به گفت‌وگو نشستیم.

در انتخابات اخیر، نسبت به انتخابات ماه ژوئن همه احزاب اصلی ترکیه در مجموع ۵۹ کرسی را به حزبعدالت و توسعه واگذار کردند. در این بین سهم حزب دموکراتیک خلق‌ها، هژده کرسی بود؛ شامل هشتکرسی در شهرهای کردنشین. بنا به گزارش‌ها، در آستانه انتخابات بیش از هزار عضو فعال حزبدموکراتیک خلق‌ها به اتهام ارتباط با تروریسم بازداشت شدند. ستادهای انتخاباتی و نامزدهای این حزبدر برخی از شهرهای ترکیه موردحمله قرار گرفتند. پس از انفجار دو بمب در راهپیمایی صلح آنکارا که بهکشته‌شدن دست‌کم صد نفر –اکثراً از طرفداران این حزب– انجامید، «حزب دموکراتیک خلق‌ها» چند هفتهمانده به انتخابات تمامی فعالیت‌های انتخاباتی خود را لغو کرد. رهبر این حزب گفت که پلیس امنیت آنان راتأمین نمی‌کند. پس از اعلام نتیجه انتخابات، صلاح‌الدین دمیرتاش، رهبر مشترک «حزب دموکراتیکخلق‌ها»، نتیجه انتخابات را برای حزبش پیروزی خواند، اما گفت که «این انتخابات عادلانه نبود، مانمی‌توانستیم امنیت مردم را تضمین کنیم؛ اما بدون تبلیغات انتخاباتی ما توانستیم ۱۰.۶درصد آرا را کسبکنیم. این پیروزی بزرگی است.»

 تأثیر این اقدامات را بر کاهش آرای حزب دموکراتیک خلق‌ها چگونه می‌دانید؟

در دو دهه اخیر در ترکیه، هر انتخابات نسبت به انتخابات پیشین، اهمیت راهبردی بیشتری دارد،به‌عبارت‌دیگر، انتخابات سرنوشت‌سازتری محسوب می‌شود. انتخابات اخیر که پس از به تفاهم‌نرسیدناحزاب برای تشکیل دولت ائتلافی برگزار شد، از این نظر اهمیت دارد که حزب عدالت و توسعه که نزدافکار عمومی چهره‌اش آسیب‌دیده بود، توانست ظرف مدت‌کوتاه چندماهه‌ای برخلاف تمام پیش‌بینی‌ها،اکثریت آرا و کرسی‌های پارلمان را به خود اختصاص دهد. کمتر نظرسنجی می‌توانست پیش‌بینی کند که اینحزب بتواند آرایی بیش از ۴۱ درصد انتخابات گذشته کسب کند. باید دید چه اتفاقی در این انتخابات افتاده کهاین حزب توانسته از حوزه نفوذ سه حزب دیگر؛ یعنی حزب جمهوری‌خواه خلق، حزب حرکت ملی و حزبدموکراتیک خلق‌ها آرایی به خود اختصاص دهد و کرسی‌های این احزاب را به نام خود ثبت کند.

ابتدا یک نگاه آماری به اتفاقاتی که در انتخابات اخیر رخ داد داشته باشیم. اگر به آرای چهار حزب اصلیترکیه در این انتخابات نگاه کنیم، حزب عدالت و توسعه از حزب حرکت ملی ۳۷ (MHP) کرسی، ازحزب دموکراتیک خلق‌ها (HDP) که نزدیک به پ.ک.ک هستند ۱۸ کرسی، از حزب جمهوری‌خواه خلق ۴ (CHP) کرسی و در کل حدود ۵۹ کرسی از رقبای خود گرفته است. در این انتخابات حزب عدالت وتوسعه توانست برای اولین بار بخشی از آرای این سه حزب به‌ویژه حزب حرکت ملی را که به‌طور سنتی در ده تا پانزده سال گذشته ۲۰ تا ۲۵ درصد از آرای جامعه را داشت، به خود اختصاص دهد.

 کمتر تحلیلگری تصور می‌کرد که حزب عدالت و توسعه بتواند این مقدار از آرای رقبا را به خود اختصاصدهد؛ به‌ویژه در حوزه کردنشین ترکیه که فعالیت‌های پ.ک.ک به اوج خود رسیده و حزب دموکراتیکخلق‌ها به رهبری دمیرتاش فعالیت بسیار گسترده‌ای دارد. چرا این اتفاق افتاد؟

نکته اول بحث امنیت است. همان‌طور که گفتید دمیرتاش هم به آن اشاره‌کرده و حائز اهمیت است، اما اجازهدهید پیش از پرداختن به این بحث به چند متغیر و تحول مهم دیگر در این زمینه اشاره کنیم. برخلافتحلیل‌هایی که گروه‌های کرد یا شکست‌خورده در انتخابات ارائه می‌دهند، نباید این نتیجه را صرفاً در فضاینظامی و امنیتی جستجو کرد.

نکته‌ای که به نظر می‌آید کمتر در رسانه‌های ما دیده شد تغییرات در لیست نامزدهای عدالت و توسعه استدر همه حوزه‌هایی که در دوره قبل آرا از دست داده بود. در این دوره بسیاری از چهره‌های شاخص،وزرای سابق به‌خصوص وزرای اقتصادی، اساتید برجسته اقتصاد و کسانی که به لحاظ اقتصادیخوش‌نام‌اند و به‌دوراز اتهامات فسادی‌اند که سال گذشته جنجال‌های زیادی علیه این حزب ایجاد کردموردتوجه قرار گرفتند. این افراد علی‌رغم اهمیتشان در شهرهای کوچک و بزرگ، نامزد حزب عدالت وتوسعه شدند. قطعاً یکی از دلایلی که عدالت و توسعه توانست آرا رقیب را کسب کند، استفاده از این افرادخوش‌نام، صاحب تخصص و تجربه پیشین است. یعنی حزب عدالت و توسعه این هشیاری را به خرج داد تااز شخصیت‌های خوش‌نام و متخصص و برجسته حزب استفاده کند و نامشان را جانشین افرادی کند که درانتخابات گذشته نتوانستند آرای زیادی به دست آورند.

نکته دوم افزایش مجدد وزن نیروهای اقتصادی و تکنوکرات و متخصص در حزب عدالت و توسعه است.در مقایسه با این حزب احزاب رقیب مانند، حزب آقای دمیرتاش نتوانستند از چهره‌های برجسته، دانشگاهیو متخصص استفاده کنند. اساساً در تئوری چپ‌اندیش اوجالان و پ.ک.ک کمتر جایی برای متخصصان وروشنفکران دیده‌شده و این میراث به حزب دموکراتیک خلق‌ها هم رسیده و نیروهای دانشگاهی و متخصصحضور کمتری در ساختار حزب دارند و بیشتر افرادی که ارتباطات پیشینی با پ.ک.ک یا جریان‌های کردییا حداقل گرایش‌های مارکسیستی و چپ داشتند، در این حزب به‌عنوان نامزدهای انتخاباتی مطرح شدند. اینحزب حتی نتوانست به گروه‌های اسلام‌گرای شهرهای کردنشین نزدیک شود و از ظرفیتشان استفاده کند.

این نکته را هم اضافه کنم که حزب عدالت و توسعه در این انتخابات مانند انتخابات گذشته، اما با تلاشبیشتر، تلاش کرد که حزب دموکراتیک خلق‌ها و پ.ک.ک را یک حزب غیراسلامی نشان دهد. همان‌طورکه می‌دانید بخش عمده‌ای از مردم ترکیه مسلمان‌اند و علایق مذهبی دارند. به نمایش گذاشتن تصویر یکجریان نه‌تنها سکولار که چپ، مارکسیسم و حتی ضد دین از حزب دموکراتیک خلق‌ها هم به کمک حزبعدالت و توسعه آمد تا بتواند بخشی از آرای مردم مذهبی–سنتی حوزه کردنشین را به خود اختصاص دهد.

نکته بااهمیت دیگر توان و ظرفیت کاریزماتیک خود آقای رجب طیب اردوغان است. این مسئله اهمیت داردکه در چند انتخابات یک دهه و نیم گذشته هرگاه اردوغان چهره فعالی بوده، توانسته رأی قابل‌ملاحظه‌ایبرای حزب عدالت و توسعه کسب کند و چهره بی‌بدیلی در این حزب است؛ وجود او هم فرصت‌های تازه‌ایرا در انتخابات اخیر برای حزبش مهیا کرد. این در حالی است که در میان احزاب رقیب چهره‌ای موجه وکاریزماتیک وجود ندارد. الان شاخص‌ترین چهره در میان رقبا آقای دمیرتاش است که به لحاظ محبوبیتفاصله بسیار زیادی با اردوغان و حتی نخست‌وزیر آقای داوود اوغلو دارد.

نکته آخر اینکه در ماه‌های گذشته دولت ترکیه با بازکردن مرزهایش به روی آوارگان مستقر در آن کشوربرای رفتن به اروپا از طرفی افکار عمومی را با صحنه‌هایی از غرق‌شدن زنان و کودکان تحت تأثیر قرارداد و از طرفی هم از آنجا که مقصد بخش عمده‌ای از این آوارگان آلمان است و ترکیه این کشور را بهفرستادن سلاح برای پ.ک.ک متهم کرده، فضاسازی‌های صورت گرفته و متعاقب آن دیپلماسی در پیشگرفته شده، موجب شد که خانم مرکل در اقدامی که ازنظر رسانه‌های ترکیه جانب‌دارانه و از منظرتحلیلگران عجیب بود با سفر به ترکیه در روزهای پیش از انتخابات به‌نوعی به افکار عمومی این کشور اینرا نشان دهد که اتحادیه اروپا هم از استقرار اقتدار حزب عدالت و توسعه در ترکیه استقبال می‌کند. ازنظرتحلیلگران این متغیر نیز باعث جذب آرای دیگر احزاب به سود عدالت و توسعه شد.

همچنین ترکیه برای جلب نظر اتحادیه اروپا و مرکل بازی رسانه‌ای هوشمندانه‌ای را ترتیب داد و با این کارجنگ روانی را به خاک اروپا کشاند. در میان جمعیت عظیم آوارگانی که ترکیه راهی اروپا کرد، در وسطاروپا، در آلمان، در وین گاه و بیگاه افرادی با پرچم داعش از میان آوارگان بیرون می‌آمدند و پرچم و نمادآن جریان را مقابل رسانه‌ها می‌گرفتند. ترکیه با این کار می‌خواست به اتحادیه اروپا بگوید که این ترکیهتحت سلطه آ.ک.پ است که توان کنترل این جمعیت را در مرزها دارد و سیل آوارگان برای شما پیامدهایامنیتی بی‌شماری خواهد داشت. این متغیر دیگری است که در جلب حمایت اتحادیه اروپا از حزب عدالت وتوسعه و کاهش برخی از نگرانی‌های اتحادیه اروپا از این حزب تأثیر زیادی داشت و از منظر رسانه‌های مامتأسفانه نسبتاً دور ماند. با این بازی به‌نوعی بخشی از افکار عمومی ترکیه این‌گونه ماجرا را تحلیل کرد کهاتحادیه اروپا نیز خواهان استمرار اقتدار آ.ک.پ یعنی حزب عدالت و توسعه است و ثبات آینده ترکیه بستهبه این انتخاب است.

 آیا اردوغان علی‌رغم اتهامات فساد مالی که داشته همچنان محبوب است؟

بله. اساساً در افکار مردم آناتولی مرکزی که مجموعه‌ای از شهرهای سنتی ترکیه است، برخلاف غربترکیه که بخش‌های اروپایی این کشور است، آقای اردوغان چهره محبوب و خوش‌نامی است؛ البته بخشی ازاین محبوبیت به فعالیت‌های پوپولیستی او در سال‌های گذشته برمی‌گردد که باعث شده به‌نوعی اردوغانمساوی با حزب عدالت و توسعه باشد. به‌این‌ترتیب یک نفر برای همه و همه برای یک نفر در قالب اردوغانو این حزب قابل‌تحلیل است.

علاوه بر این متغیرها، نکته دیگری که به بحث امنیت آقای دمیرتاش که دائماً مطرح می‌کند هم مرتبطمی‌شود خطای راهبردی است که پ.ک.ک در زمان بین دو انتخابات مرتکب شد و کشته‌شدن چند نیرویانتظامی غیرمسلح در خانه‌هایشان را به گردن گرفت. پس از کشته‌شدن این افراد در شرق ترکیه، آتش‌بسعملاً معنایش را از دست داد و جو نسبتاً آرام دوساله‌ای که حاصل گفت‌وگوی سازمان امنیتی ترکیه با آقایعبدالله اوجالان در زندان بود، شکسته شد. این اتفاق از چند نظر بهترین فرصت برای حزب عدالت و توسعهبود.

از یک طرف جریانات افراطی ترکیه‌ای که گرایش‌های تند پان‌ترکی دارند، اردوغان را متهم کرده بودند کهبا گفت‌وگوهایی که با عبدالله اوجالان، رهبر شورشی پ.ک.ک داشته عملاً ترکیه را به سمت تجزیه‌شدنمی‌برد. به عبارتی حزب عدالت و توسعه به حزب دموکرات کردستان عراق نزدیک شده و پای مسعودبارزانی به ترکیه بازشده است. وقتی در سال گذشته بارزانی به دیاربکر رفت، شخص نخست‌وزیر فرشقرمز زیر پای او انداخت و به‌سان یک رئیس دولت با او رفتار کرد. نفت کردستان عراق را نیز ترکیهمی‌فروخت. به‌نوعی، دولت ترکیه با استفاده از برگ حزب دموکرات کردستان عراق هم می‌خواست موازنهبا ایران را در عراق در برابر اتحادیه میهنی حفظ کند و هم می‌خواست تفاوت یک کرد خوب یعنی بارزانیو یک کرد بد یعنی پ.ک.ک و رهبریش، جمیل بایک، قاریلان و بقیه رهبران حزب پ.ک.ک را نشان دهد.همین‌ها باعث اعتراض‌های بسیار وسیع جریانات ملی‌گرای ترک شده بود که عدالت و توسعه دارد جای پایکردها را در ترکیه مستحکم می‌کند یا می‌خواهد الگوی شمال عراق را در شرق ترکیه پیاده کند و عدالت وتوسعه را متهم به دادن خودمختاری به کردها می‌کردند. به‌خصوص پس از انتخابات شهرداری‌ها که حزبدموکراتیک خلق‌ها که هوادار پ.ک.ک هستند، در برخی مناطق ازجمله وان، حکاری و دیگر شهرها قدرترا گرفتند، این اتهام‌زنی رقبا به حزب عدالت و توسعه بسیار گسترده شد.

وقتی پ.ک.ک این ترور را به عهده گرفت، بهترین فرصت برای حزب عدالت و توسعه فراهم شد که ازطرفی به نگرانی‌های شکل‌گرفته درباره نفوذ دوباره پ.ک.ک پاسخ نظامی و مسلحانه دهد و به نگرانی‌هایمردم برای ناامنی‌های ایجادشده با رویکرد قاطع خودش خاتمه دهد. از طرفی هم چند هدف مهم دیگر رادنبال می‌کرد.

یکی از آن اهداف این بود که به امریکا، ناتو و آلمان که در ماه‌های گذشته، حداقل پس از جنگ در حوزهکردنشین سوریه ازجمله کوبانی و حضور داعش در شنگال با کردهای سوریه که شاخه سوری پ.ک.کهستند ارتباط گرفته بودند و بنا بر اخبار در چند نوبت برای صالح مسلم و حزبش در حوزه کردی سوریهسلاح فرستاده بودند، فشار بیاورد که شما دارید به نیروهایی سلاح می‌دهید که از سوریه مجدداً وارد خاکترکیه می‌شوند و به‌وسیله پ.ک.ک نیروهای ترکیه را می‌کشند. به عبارتی با این کار ضربه بسیار محکمیبه فعالیت‌های دیپلماتیک پ.ک.ک وارد کرد تا غرب را از نزدیکی بیش از حد به حزب دموکراتیکخلق‌ها، پ.ک.ک و شعبه سوری آن برحذر دارد؛ البته در این کار هم موفق شد. طی چند روز گذشته،ایالات‌متحده مجدداً موضع سرسختانه‌ای نسبت به پ.ک.ک و شعب آن گرفته و اعلام کرده از این پس دیگربه صالح مسلم و گروه کردهایی که کانتون‌های کردی یا مناطق خودمختار شکل‌گرفته را در سوریه ایجادکرده‌اند، سلاح نخواهد داد.

نکته دیگری که در این باره اهمیت دارد این است که وقتی حزب عدالت و توسعه حملاتش علیه پ.ک.ک راآغاز می‌کند، به‌نوعی پاسخ اتهاماتی که به حزب و شخص اردوغان به‌عنوان معمار گفت‌وگوها واردشده بودرا می‌دهد که با این رویکرد نه‌تنها اتهامات شما را زیر سؤال می‌برم که حتی از شما مخالفان هم ملی‌گراترهستم و هر جا لازم باشد و منافع ملی ترکیه به خطر افتد با تمام توان با پ.ک.ک می‌جنگم و پیش ازانتخابات نیز این را نشان داد. در این دوره حزب عدالت و توسعه تقریباً بی‌سابقه‌ترین حملات را طیهفته‌های گذشته از ۱۹۹۱ به بعد به شمال عراق و قندیل داشت. در بعضی روزها نیروی هوایی ترکیه ۱۵ساعت منطقه قندیل و حوزه‌های مهمی از مقرهای پ.ک.ک را بمباران می‌کردند که شامل یکی از مهم‌ترینمقرهای پ.ک.ک یعنی کوه‌های مشرف به عراق در خاک ترکیه می‌شد. نیروهای ترکیه موفق شدندمقرهایی از پ.ک.ک را در قلل بسیار مرتفع در ارتفاعات ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ متر را بگیرند و به استقرارپ.ک.ک در آن مناطق پس از حدود دو دهه و نیم پایان دهند و مجدداً اقتدار ترکیه را بر آن مناطق استوارکنند. به‌این‌ترتیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه به‌نوعی با گروگان‌گیری فضای سیاسی و عمومی کشورتوانست از خطای پ.ک.ک حداکثر استفاده را کند. ریشه این خطا را باید در اشتباه تاکتیکی پ.ک.ک پیگرفت که کشتن چند نیروی انتظامی را بر عهده گرفت.

از آن مهم‌تر، حزب عدالت و توسعه چتر امنیتی مجموعه جریان‌های سیاسی به‌خصوص حزب دموکراتیکخلق‌ها را به حداقل خود رساند. هنگامی‌که در آنکارا و دیاربکر(در انتخابات قبلی) به تجمع طرفداراندموکراتیک خلق‌ها حمله شد، به مردم ترکیه این پیام داده شد که با رفتن حزب عدالت و توسعه نه‌تنها ازنظرامنیتی ترکیه به دهه ۹۰ برمی‌گردد و مجدداً جوان‌های ترکیه‌ای گروه‌گروه کشته می‌شوند، بلکه همراه آنثبات اقتصادی نسبی که در دو دهه گذشته در ترکیه شکل گرفته بود هم از بین می‌رود و عملاً مردم ترکیهتحت تأثیر این ناامنی از منظر منافع اقتصادی و ثبات اقتصادی روزهای سختی را در پیش خواهند داشت.همه این متغیرها که گفته شد فرصتی ایجاد کرد که تا حزب عدالت و توسعه بتواند حداکثر بهره‌برداری را اززمان بین دو انتخابات کند.

حزب دموکراتیک خلق‌ها برخلاف عدالت و توسعه در پارادوکس پیچیده‌ای گرفتار بود. از طرفینمی‌توانست صریحاً رویکرد خشن و خصمانه پ.ک.ک را به‌شدت محکوم کند. این نکته بسیار مهمی است،حزبی که مدعی گفت‌وگو به نمایندگی از طرف همه ترکیه و نه‌فقط کردها است، در انتخابات گذشته نزدیکبه ۱۴ درصد آرا؛ یعنی ۸۰ کرسی پارلمان را کسب کرده، اما روزی که پ.ک.ک اعلام می‌کند که آتش‌بستمام‌شده و نیروی انتظامی غیرمسلح را در خانه‌هایشان می‌کشد، نمی‌تواند پاسخ شایسته و قاطعی داشته باشدو در حد بسیار ملایمی اعلام می‌کند که مشکلات ترکیه را نمی‌توان با تفنگ حل کرد و بی‌آنکه این حملاترا به‌شدت محکوم کند از پ.ک.ک درخواست آتش‌بس و بازگشت به میز مذاکرات را می‌کند و این به حزبعدالت و توسعه فرصت طلایی در حوزه کردی می‌دهد تا حقانیت خود را نشان دهد و بگوید من به دنبالگفت‌وگو و حل‌وفصل مسئله بودم، اما جریانی کار تروریستی انجام می‌دهد و حزبی که شاخه سیاسی آن استتوان اتخاذ رویکرد مسئولانه و مستقل دال بر محکومیت اعمال تروریستی پ.ک.ک را ندارد و از اینفرصت به نفع خودش استفاده می‌کند و می‌تواند ۱۸ کرسی از کرسی‌های چند ماه پیش حزب دموکراتخلق‌ها را به خود اختصاص دهد که دستاورد بسیار مهمی برای حزب عدالت و توسعه و اردوغان است.

آیا تبریک داعش و جبهه النصره به اردوغان نشان‌دهنده این نیست که بمب‌گذاری در آنکارا کار خوداردوغان بوده تا امنیت را از بین ببرند و شعار امنیت دهند؟

از منظر تحلیلی ممکن است به نظر آید که بین دستگاه‌های امنیتی ترکیه و بعضی از این گروه‌ها پیوندهایپشت‌پرده‌ای وجود داشته باشد که اثبات آن کار ساده‌ای نیست؛ اما هرچه که هست مجموعه اتفاقات رخ دادهبه همراه بازیگری جدی و هوشمندانه‌ای که حزب عدالت و توسعه از خود نشان داد رأی و افکار عمومی رابه این حزب متمایل کرد.

این نکته را هم اضافه کنم که در همین دوره انتخابات، دولت به رهبری عدالت و توسعه حملاتی را علیهداعش ترتیب داد، اما حملاتی که علیه پ.ک.ک صورت گرفت بسیار جدی‌تر و مستمرتر از عملیاتی بود کهعلیه داعش در خاک سوریه انجام شد، هرچند که در داخل ترکیه تعداد قابل‌توجهی– بیش از چند صد نفر–از کسانی که متهم به همکاری با داعش بودند، توسط دولت ترکیه بازداشت شدند. این می‌تواند این فرضیه رااثبات کند که همکاری پشت‌پرده‌ای بین حزب عدالت و توسعه یا نیروهای امنیتی وابسته به آن با هر یک ازاین گروه‌های تندرو وجود دارد و همه این اتفاقات بازی سیاسی بوده که خروجی آن پیروزی حزب عدالت وتوسعه باشد، اما هرچه هست این نکته را نباید ازنظر دور داشت که خطاهای راهبردی حزب دموکراتیکخلق‌ها بیش از آنچه به داعش منتسب است، توانست برای حزب عدالت و توسعه رأی بیاورد.

این نکته را هم فراموش نکنیم که افکار عمومی ترکیه به نحو فزاینده‌ای نگران تحولات سوریه هستند. اگراز منظر منافع ملی ترکیه به قضیه سوریه توجه شود، این نکته اهمیت دارد که در بخش‌های زیادی از مرزترکیه با سوریه گروه‌های وابسته به پ.ک.ک موفق شده‌اند هژمونی خود را در مناطق قابل‌توجهی در حوزهکردی سوریه تحمیل کنند و گروه‌های کرد وابسته به بارزانی، دیگر گروه‌های کرد عراقی و گروه‌های کردسوری وابسته به گروه‌های کرد عراقی را از فعالیت منع و اخراج کنند و رهبران آن‌ها در اقلیم کردستانساکن شده‌اند. به عبارتی امروز بخش زیادی از مرزهای خاورمیانه‌ای ترکیه با کردها همسایه است: درسوریه جناح‌های وابسته به پ.ک.ک و در کردستان عراق دولت اقلیم کردستان عراق. این وضعیت ازمنظر منافع ملی ترکیه که در طول سده گذشته تعریف‌شده و همه گروه‌های ترکیه بر آن اجماع دارند،نمی‌تواند وضعیت پذیرفته‌ای تلقی شود. شاید اگر از این منظر یعنی، پنجره منافع ملی ترکیه به تحولاتسوریه نگاه شود، بتوان نزدیکی دولت ترکیه با گروه‌های اسلام‌گرا مخالف اسد را تا حدی درک و تحلیلکرد.

 آیا ممکن است به تفاهم نرسیدن برای تشکیل دولت ائتلافی در دور پیش، یک برنامه از پیش تعیین‌شدهبوده تا حزب عدالت و توسعه بتواند با انجام اقداماتی که گفتید آرایش را افزایش دهد و پیروز انتخاباتشود تا دولت را به‌تنهایی تشکیل دهد و نیازی به ائتلاف با احزاب دیگر نداشته باشد؟

این فرضیه بیش از اندازه با تئوری توطئه همراه است، اما فردای انتخابات ترکیه در بهار گذشته من دریادداشتی در روزنامه ایرانi و مصاحبه با یکی از خبرگزاری‌های کشورii تأکید کردم که از فردا ( یعنی دوروز پس از انتخابات) ما شاهد بی‌ثباتی‌های گسترده‌ای در ترکیه خواهیم بود. چند روز بعد بی‌ثباتی درحوزه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی و امنیتی خود را نمایان کرد. هر چند از همان ابتدا هم روشن بودزمینه‌های لازم ائتلاف میان حزب عدالت و توسعه با هیچ یک از جریان‌های رقیب وجود ندارد.

نکته اول اینکه در هر جای دنیا وقتی قرار است یک دولت ائتلافی شکل گیرد و جامعه بلاتکلیف روشن‌شدنوضعیت نظام سیاسی است، اولین حوزه‌ای که بی‌ثباتی را تجربه خواهد کرد، حوزه اقتصادی، بازار بورس،تولید ملی، صنعت، سرمایه‌گذاری و گردش سرمایه است. طبیعی است که در این شرایط بازار به‌سرعت بهوضعیت بلاتکلیف ترکیه واکنش نشان دهد و البته بازار ترکیه واکنش منفی خود را با کاهش گسترده قیمتسهام و افت ارزش پول ترکیه نشان داد.

نکته بااهمیت دوم که می‌تواند جامعه را نگران کرده باشد، خاطرات تلخ دهه ۹۰ است که یاد دولت‌هایائتلافی که پی‌درپی شکست می‌خوردند و انتخابات زودرس را در اذهان مردم ترکیه زنده کرد. این فضایروانی همراه شد با چند عملیات تروریستی که پ.ک.ک هم با تحلیل بسیار نادرست وارد این بازی شد، البتهبعضی از تحلیلگران مدعی‌اند که از دو دهه گذشته سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه نفوذ قابل‌توجهی درونپ.ک.ک داشته است و بی‌گمان این نفوذ می‌تواند بر تصمیمات پ.ک.ک اثرگذار باشد، اما جدا از این ادعااین نکته بسیار واضح است که پ.ک.ک با انجام عملیات نظامی و ایجاد فرصت برای رسانه‌های پرشمار وپرقدرت ترکیه برای نگران‌کردن مردم از پیامدهای این بی‌ثباتی‌ها و ناامنی‌ها خطای راهبردی مرتکب شدهاست. به عبارتی جنگ روانی بسیار پیچیده‌ای آغاز می‌شود و حضور و عملیات انتحاری داعش به ایناحساس بی‌ثباتی و جنگ روانی دامن می‌زند. به‌این‌ترتیب جامعه ترکیه روز به روز بیشتر به این تحلیل،درست یا غلط، نزدیک می‌شود که اگر حزب عدالت و توسعه نباشد، ترکیه جولانگاه گروهای تکفیری ومسلح مانند، داعش، جبهه النصره، پ.ک.ک (از منظر یک گروه مسلح) می‌شود و ثبات ترکیه معنایش را ازدست خواهد داد و از طرف دیگر سربازان ترکیه مانند دهه‌های گذشته کشته خواهند شد.

همه این‌ها یک نتیجه دارد: تقدم امنیت بر دموکراسی، تقدم امنیت بر آزادی، تقدم امنیت بر هر نوع مشارکتسیاسی که می‌تواند ناامنی و بی‌ثباتی را تشدید کند و همه این‌ها یعنی خارج‌شدن نام نامزدهای حزب عدالت وتوسعه از صندوق‌های رأی.

 گفتید که جامعه ترکیه روز به روز بیشتر به این تحلیل نزدیک می‌شود که در صورت نبودن حزب عدالت وتوسعه، ترکیه جولانگاه گروه‌های جهادی خواهد شد، اما هم‌اکنون ترکیه به داعش کمک‌های زیادیازجمله بازگذاشتن مرزهایش برای انتقال سلاح و جنگجو می‌کند.

درست است، اما برخلاف احساس روانی که به جامعه ترکیه وارد می‌شود، الان جنگ در خارج از مرزهایترکیه صورت می‌گیرد و اگر عدالت و توسعه نباشد، این‌گونه تصور می‌شود که جنگ به داخل مرزهایترکیه آورده می‌شود.

یک نکته تحلیلی دیگر را هم فراموش نکنیم که در میان تمامی احزاب رقیب، حزب عدالت و توسعه،هیچ‌یک نه چهره کاریزماتیکی مانند رجب طیب اردوغان دارند، نه توانسته‌اند از چهره‌های شاخص علمی ودانشگاهی به‌اندازه این حزب استفاده کنند و نه از اتاق فکرهای متنوع و متعدد برخوردارند، البته این موردمی‌تواند از طریق رانت‌هایی باشد که دولت در اختیار این حزب قرار داده، امروزه اندیشکده‌ها وپژوهشکده‌های بسیاری در سراسر ترکیه به دولت این کشور یا بهتر است بگوییم به عدالت و توسعه کمکمی‌کنند و این خود فرصت‌های تازه‌ای را برای این حزب ایجاد کرده.

در دوران حاکمیت عدالت و توسعه یک دلار معادل سه لیره شد درحالی‌که پیش از آن یک دلار یک لیرهبود. نکته دیگر اینکه کشور هم ناامن شده بود. به‌این‌ترتیب امنیت و اقتصاد را به هم ریختند، ولیدرعین‌حال هم شعار اقتصاد می‌دادند و هم امنیت. چگونه این دو مورد که نقطه‌ضعفشان بود به نقطهقوتشان بدل شد؟

هر دو این شعارها یکی با بی‌ثبات‌شدن اوضاع اقتصادی کشور و دیگری با ناامن‌شدن و فراتر از آن گسترشاحساس ناامنی، به کمک حزب عدالت و توسعه آمد. در بعضی شهرهای کردنشین هواداران پ.ک.کمرتکب خطایی‌هایی شدند، راه‌ها و خیابان‌ها را بستند، گشت‌هایی در خیابان‌ها گذاشتند و عملاً نقش پلیس راایفا کردند، خط لوله نفت را منفجر کردند، به قطار حمله کردند و چند ماشین ایرانی را آتش زدند همه اینخطاهای راهبردی نسبت داده شده به پ.ک.ک (که پ.ک.ک هم هیچ‌گاه آن‌ها را تکذیب نکرد) حس ناامنیدر جامعه ایجاد کرد؛ بنابراین در کنار تلاش حزب عدالت و توسعه برای غیراسلامی نشان‌دادن حزبدموکراتیک خلق‌ها، مسئله امنیت مسئله دیگری بود که باعث رفتن آرای این حزب به سبد رأی حزب عدالتو توسعه در مناطق کردنشین شد.

در کل امنیت گروگان گرفته شد تا رأی موافق حزب عدالت و توسعه از صندوق‌ها خارج شود. حزب عدالتو توسعه با به گروگان‌گرفتن احساس امنیت شهروندان ترکیه هم در حوزه اقتصاد– بی‌ثبات‌شدن حوزهاقتصاد، نوسان شدید نرخ ارز، بی‌ثباتی در حوزه بورس و سرمایه‌گذاری– و هم در حوزه امنیت و آرامشجامعه به‌خصوص تنش‌های نظامی و بمب‌گذاری و نیز بمباران هوایی مقرهای پ.ک.ک، توانست آرایزیادی از احزاب رقیب را به خود اختصاص دهد.

نکته مهمی که می‌تواند تجربه‌ای ویژه باشد این است که در بازی‌های سیاسی و با هوش سیاسی، البته‌پایبند‌نبودن به اصول و پرنسیب‌ها چطور می‌توان در دوره کوتاه چندماهه‌ای نظر بخش چشم‌گیری از جامعهرا نسبت به یک حزب یا جریان سیاسی دگرگون و آرایشان را از جبهه‌ای به جبهه متضاد آن منتقل کرد.

به عبارتی حزب عدالت و توسعه توانست هم از حزب کردها، هم از حزب چپ میانه و هم حتی از حزبراست افراطی که مدعی منافع ملی، ارزش‌های ترک‌گرایانه و اینکه هر جا ترک است آنجا ترکیه است، بهخود رأی اختصاص دهد که دستاورد بسیار مهمی است.

 چگونه عواملی مانند رسوایی‌های مالی حزب عدالت و توسعه و نگرانی عده‌ای از مردم از تبدیل‌شدنحاکمیت این حزب به دیکتاتوری نتوانست مانع پیروزی آن شود؟

فکر می‌کنم تقدم امنیت بر همه‌چیز خود را در اینجا نشان می‌دهد. اما سؤال این است که در آینده چه اتفاقیمی‌افتد و آیا این حزب سیاست‌های گذشته خود را دست‌کم در حوزهسیاست خارجی ادامه می‌دهد یا نه؟ عقل سیاسی می‌گوید تجدیدنظری صورت خواهد گرفت. ترکیه هم در عراق و هم در سوریه با چالش‌های بزرگیروبه‌روست. به نظر می‌رسد که مناسبات منطقه‌ای در حال تغییر است، دولت اقلیم کردستان هفته گذشتهاعلام کرده که در حال گفت‌وگو با ایران برای کشیدن خط لوله نفت جدیدی است تا بتواند از راه خلیج‌فارسنفتش را صادر کند، تغییراتی در نقش ایران در جامعه بین‌الملل رخ داده مانند بازیگری ایران در حوزهتحولات سوریه، ورود روسیه به‌صورت تمام‌عیار در این حوزه که در کمال تعجب از حمایت بخشچشم‌گیری از طبقه متوسط روسیه هم برخوردار است. این تحولات می‌تواند زمینه‌ساز تجدیدنظر در بخشبین‌المللی باشد. احتمالاً در ازای این تجدیدنظر امتیازاتی برای ترکیه در نظر گرفته خواهد شد. شاید یکی ازاین امتیازات مقابله با سیطره‌جویی گروه‌های وابسته به پ.ک.ک در شرق سوریه باشد و احتمالاً در آینده‌اینزدیک باید شاهد تحولاتی در حوزه کردنشین سوریه هم باشیم.

 درون حزب هم عده‌ای به سیاست خارجی فعلی نقدهایی کرده‌اند.

در درون حزب عدالت و توسعه به‌جز عبدالله گل که شخصیت خیلی مهمی است، عده‌ای دیگر در نقدرویکردهای حزب به‌طور عام و اردوغان به‌طور خاص صحبت‌هایی کردند، اما به نظر می‌رسد فعلاً نفوذکاریزماتیک اردوغان و برخی از رفتارهای پوپولیستی شخص رئیس‌جمهور ترکیه مانع از برجای‌گذاشتناثرات تعیین‌کننده عقلانیت گفته‌های اشخاصی چون عبدالله گل در جامعه شود.

 علت دستگیری عده‌ای از طرفداران گولان در ازمیر، پس از انتخابات، چیست؟

خبرهایی هست از اینکه در ترکیه انتخابات تمام‌شده و مجدداً تصفیه‌حساب‌ها با منتقدین و مخالفین شروع شدهاست. دستگیری بخشی از شهرداران کرد، هواداران حزب دموکراتیک خلق‌ها و جماعت نورچی‌ها یاهواداران گولان اتفاقاتی است که چندان هم تازه نیست و در ماه‌ها و سال‌های گذشته نمونه‌هایی از اینرویکرد را دیدیم که حتی تا دستگیری مقامات بلندپایه نظامی و ژنرال‌ها هم رسید، اما به نظر می‌رسد به‌جزتصفیه‌حساب تأثیر چندانی بر فضا و مناسبات سیاسی نگذاشته است.

در چند روز گذشته هم برخی از گروه‌های کردی و هواداران حزب دموکراتیک خلق‌ها گفته‌اند اگرگفت‌گوهای صلح مجدداً از سر گرفته شود و اردوغان حاضر شود در قانون اساسی به ما امتیازاتی بدهد، ماهم حاضریم در زمینه تغییر قانون اساسی و افزایش اختیارات رئیس‌جمهور با حزب عدالت و توسعه واردگفت‌وگو شویم. اگر این میزان انعطاف پیش از انتخابات رخ می‌داد، چه‌بسا انتخابات به این نتیجه نمی‌رسید.

 تأثیر این انتخابات بر روابط ایران و ترکیه چیست؟

به نظر می‌آید روابط ایران و ترکیه عمیق‌تر از این است که نتایج یک انتخابات تأثیر زیاد و بنیادی در آنایجاد کند. میان ایران و ترکیه مجموعه‌ای از منافع مشترک در منطقه، مرزهای باثبات و مطمئن وجوددارد، همچنین بازار ایران فرصت چشم‌گیری برای اقتصاد در حال رشد و پویای ترکیه مهیا کرده؛ بنابراینهر گروه دیگری هم اعم از سکولار یا مذهبی در این انتخابات رأی می‌آورد مجموعاً رابطه ایران و ترکیهخیلی تحت تأثیر این تحول قرار نمی‌گرفت.

روابط ایران و ترکیه تحت تأثیر مسئله سوریه، تحولات عراق و ظهور داعش مقداری با سردی روبه‌روبوده. رسانه‌های ترکیه اتهاماتی به مقامات ایرانی برای در ارتباط‌بودن با پ.ک.ک وارد کرده‌اند. به نظرمی‌رسد که هم‌اکنون مسئله سوریه پیچیده‌ترین مسئله در روابط این دو کشور است و اگر ایران و ترکیه با درنظرگرفتن منافع ملی‌شان در سوریه دیپلماسی فعال وگفت‌وگویی دوطرفه را در پیش بگیرند بتوانند با هم بهتوافق برسند، حل‌وفصل یا حداقل مدیریت بحران سوریه چندان دور از ذهن نخواهد بود. فکر می‌کنم بیش ازعربستان و قطر، این ایران و ترکیه هستند که می‌توانند برای حل مسئله سوریه در کنار امریکا و روسیه واتحادیه اروپا ایفای نقش کنند.

i. احسان هوشمند، «برندگان و بازندگان واقعی انتخابات ترکیه»، ایران، س ۲۱، ص ۱، ش ۵۹۴۸، خرداد ۱۳۹۴.

ii – «ترکیه دچار تنش خواهد شد»، ‌مصاحبه احسان هوشمند با ایسکانیوز

منبع: دو ماهنامه چشم انداز ایران، شماره ۹۴، صفحات ۱۴۶ تا ۱۵۰، آبان و آذر ۱۳۹۴


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.