سه شنبه ۳۱ام اردیبهشت ۱۳۹۸ , ساعت: ۰۸:۰۲کد مطلب : 112593 نسخه قابل چاپ

چرا محکومیت سیاست دولت ترامپ لازم است؟

استقلال بدون آزادی دست نیافتنی است، همچنانکه آزادی بی استقلال معنا ندارد. این گزاره، ترجمان رویکردی است که در نفی زور تلاش می کند. این زور می تواند نشات گرفته از داخل باشد که استبداد تحمیل می کند و می تواند برآمده از دخالت نامشروع خارجی باشد. کم اهمیت کردن هر یک از این دو، نشان می دهد یک جای کار می لنگد. فرض بر این است که ریشه زورگویی های خارجی از داخل است. زیرا استبداد از تکامل شهروندی جلوگیری می کند، توسعه را سد و از فضای آزاد و گفتگو که نیاز اصلی بحث های آزاد در مورد مسائل عمومی کشور است، ممانعت به عمل می آورد. پس اولویت، حل مسایل عمومی در داخل است.
تا محدودیت علیه آزادی نباشد، به عنوان نمونه ایران دشمن اینترنت خوانده نمی شود و روزنامه نگاران حبس و تبعید نمی شوند. اگر سیاست خارجی ایران بر مبنای “موازنه منفی” حرکت می کرد، از شعار مرگ بر آمریکا و آتش زدن پرچم این کشور و نابودی اسرائیل دست بر می داشت و در عین حال به عنوان کشوری مستقل، از فلسطین هم دفاع می کرد حداقل بار مشکلات کمتر می شد. مدلی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته، نفوذ منطقه ای با تکیه بر شناخت از آرایش نیروهای سیاسی در خاورمیانه است. جمهوری اسلامی توانسته نفوذ خود را به ویژه بعد از حملات آمریکا به عراق و افغانستان در خاورمیانه، افزایش دهد، اما در درون بلوایی به پاست و نظام سیاسی کشور ناتوان از حل مسایل عمومی است. چرا که حل “مسئله عمومی”، نیازمند بحث آزاد در عرصه عمومی رنگارنگ است. اما همّ و غمِّ محافظه کاران در ساختار قدرت، تضعیف جامعه مدنی و زمین گیر کردن نهادهای مدنی مستقل موفق است.
آیا همه اینها باعث می شود چون ریشه مشکلات در داخل است نسبت به سیاست خارجه کشورهای دیگر بی تفاوت بود؟ پاسخ منفی است. اگر سیاست خارجی جمهوری اسلامی از ایرادهای بنیادینی برخوردار است و اصولا ناتوان در دفاع از منافع ملی در بسیاری از پرونده هاست، هیچ دلیلی نیست از سیاست خارجی دولت ترامپ که عامدانه در پی تضعیف جامعه مدنی و تقویت گفتمان نظامی و امنیتی در ایران است انتقاد نشود. کمرنگ بودن ادبیات انتقادی در هر دو حوزه، نشان می دهد صورت مساله به خوبی درک نشده است.
اگر معتقدیم دخالت بیجای نظامیان در سیاست داخلی و خارجی، سهامداری در اقتصاد، متولی گری در فرهنگ و قدرت مطلقه فردی، مغایر با منافع ملی است باید توجه هم کنیم که سیاست های دولت ترامپ به خصوص تیم نئومحافظه کار کابینه او علیه دموکراسی در ایران است . ترامپ و کابینه اش، نه از روی سادگی که با برنامه، علاقه دارند ما از “ایران مدنی” هر چه بیشتر دور شویم تا به ایران نظامی،امنیتی بیشتر نزدیک شویم. سیاست فشار و جنگ روانی برای راه اندازی کارزار نظامی که دور از دسترس است، همه در راستای تحدید آزادی در فضای داخل است. بعید می دانم استراتژیست های دولت او آنقدر ناآگاه باشند که فروپاشی نظام سیاسی ایران را با اعمال تحریم ها حتمی بدانند، بر عکس، این فشار، جامعه مدنی را در انزوا قرار می دهد و همین نیمچه فضای بحث آزاد را مختل می کند. دولت ترامپ، گفتگو با دولت های مدنی را نمی پسندد. با السیسی در مصر راحت تر است تا دولتی دموکراتیک در این کشور. از تسلط نظامی ها بر لیبی بدش نمی آید . با عربستان محافظه کار و مستبد راحت تر معامله می کند. دخالت هر چه بیشتر نظامیان در سیاست و اقتصادِ ایران، تداوم سیاست های فشار علیه تهران را هموارتر می کند. پس وقتی ما به نظامی گری در داخل معترضیم، نمی توانیم نسبت به یکی از عوامل اصلی تقویت گفتمان نظامی امنیتی در ایران، چشم بپوشیم و به بهانه اینکه “از ماست که بر ماست ” به سیاست های تخریبی دولت ترامپ، علیه آزادی در ایران چشم بپوشیم.
اینجاست که نقش “فرم” در سیاست مهم می شود. استفاده از واژگان و تعادل در فرکانس کلمات در نوشتارها اهمیت می یابند. اینجاست که یک بار دیگر باید یادآور شد، آزادی دو وجهه دارد: وجهه درونی رهایی از استبداد و برآمدن حاکمیت ملی است و وجهه بیرونی نفی هر گونه وابستگی به خارج از کشور است.
زور محکوم است چه از داخل باشد چه از خارج. نمی شود از محکوم کردن یکی به بهانه دیگری چشم پوشی کرد.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.