جمعه 23rd آگوست 2019 , ساعت: 10:08کد مطلب : 114055 نسخه قابل چاپ

پیوندانگلیس وآمریکادرکودتا

هرچند که میان روسیه و انگلیس، دست کم طی یک قرن پیش از ملی شدن صنعت نفت، تخاصم و رقابتی شدید برای کسب منافع بیشتر در ایران، برقرار بود؛ اما این تخاصم، بویژه پس از سال ۱۹۰۷ و انعقاد قرارداد میان دو دولت استعماری، برای خاتمه دادن به اختلاف هایشان در آسیا، کاهش پیدا کرد و حتی در برخی موارد، جای خود را به همکاری و همسویی داد. به‌نظر می‌رسد باید یکی از دلایل مخالفت حزب توده، به‌عنوان بازوی شوروی در ایران، با دولت دکتر محمد مصدق را همین امر بدانیم؛ رویکردی که نشان دهنده هم‌راستایی روس‌ها و انگلیسی‌ها بر سر عدم حمایت و مخاصمت با دولت مصدق بود. این در حالی بود که امریکایی‌ها، در ابتدای کار، نسبت به دولت ملی موافقت‌هایی نشان می‌دادند و بر خلاف مسیر انگلیسی‌ها گام بر می‌داشتند. این امر، باعث شد ایران، با وجود تحریم‌‌هایی که انگلیسی‌ها پس‌از ملی شدن صنعت نفت تدارک دیده بودند، بتواند فشارها را تحمل کند و حتی در برخی عرصه‌های مربوط به صنعت، بیلان مثبتی را از خود به نمایش بگذارد. در همان حال، تلاش‌هایی برای صادرات نفت، با وجود تحریم آغاز شد و ایران توانست یک کشتی نفت خام به ایتالیا بفروشد؛ هر چند این کشتی، در کرانه‌های خلیج عدن که در آن روزگار مستعمره بریتانیا محسوب می‌شد، توسط ناوگان انگلیس و بر خلاف موازین بین‌المللی، توقیف گردید.
دکتر محمد مصدق کوشید تا از اختلاف میان قدرت‌ها در موضوع ملی شدن صنعت نفت ایران، حداکثر بهره را ببرد. او تضادهای حاکم بر ساختار سیاسی امریکا را می‌شناخت و می‌دانست که دموکرات‌ها، بهتر با کشورهای جهان سوم کنار می‌آیند، در حالی که جمهوریخواهان، اهل مدارا و دیپلماسی نیستند؛ موضوعی که می‌توان امروز هم در سیاست‌ خارجی ایالات متحده تحت حاکمیت جمهوریخواهان، به عینه مشاهده کرد؛ سیاستی که هیچ راهکار منطقی را برنمی‌تابد و به‌دنبال افزایش تنش و بهره‌برداری از آن در سطح بین‌المللی است.
یکی دیگر از عوامل توفیق مصدق در موضوع ملی شدن صنعت نفت، شرایط حاکم بر بریتانیا بود. پس از پایان جنگ جهانی دوم، با وجود پیروزی در جنگ، وینستون چرچیل و حزب محافظه‌کار نتوانستند آرای مردم را کسب کنند و عرصه را به حزب کارگر وانهادند. این رویکرد، در واقع بیانگر خستگی انگلیسی‌ها از جنگ و سیاست‌های جنگی بود.
حزب پیروز انتخابات در بریتانیا، به‌خاطر مشکلات اقتصادی کشور در راستای جلب نظر افکار عمومی، کارخانه‌های فولاد و زغال سنگ را ملی اعلام کرد؛ اقدامی که دستمایه دفاع مصدق از ملی شدن صنعت نفت ایران، در دیوان لاهه و شورای امنیت شد. بعد از این مصدق درامریکا باترومن ازدموکراتها ملاقات نمود وبه، به رفتار غیرانسانی و ظالمانه انگلیس با شهروندان ایران ‌پرداخت.
این خیز بلند نخست‌وزیر ایران، باعث نگرانی انگلیسی‌ها شده بود؛ به‌طوری که به سفیر خود در واشنگتن دستور داده ” با هر روش ممکن، از تأثیرگذاری مصدق بر امریکایی‌ها بکاهد”. حربه گسترش نفوذ حزب توده، قوی‌ترین سلاح بریتانیا برای برانگیختن تردید امریکا درباره ایران بود. شایعاتی درباره نقش چرچیل در تدوین این راهبرد وجود دارد؛ می‌گویند او بود که بعد از جنگ آیزنهاور را به مخالفت و تردید نسبت به مصدق واداشت.
در همان حال، امریکایی‌ها با ترفند بریتانیایی‌ها، به این نتیجه رسیدند که کمک‌های مالی آنها که در قالب برنامه‌هایی مانند اصل چهار به ایران اختصاص یافته بود، دست مردم را نمی‌گیرد و دولت از هزینه کردن صحیح آنها عاجز است. پاسخ مصدق به این رفتار محتاطانه این بود که گفت «ما نیازمند وام و صدقه شما نیستیم؛ اگر می‌خواهید کاری انجام بدهید به انگلیسی‌ها بگویید دیون عقب افتاده خود را به ایران پرداخت کنند.» بعدها با اتخاب کندی از دموکراتها با اذعان به نقش امریکا برای براندازی مصدق، نوشت: «ما پول داده ایم و نفرت ایرانیان را خریده ایم!»درکتاب “سیمای شجاعان”
منبع روزنامه ایران


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.