شنبه 13th فوریه 2021 , ساعت: 03:02کد مطلب : 120045 نسخه قابل چاپ
حسن نورزاد

پیرمرد حقش، این نبود

زنده یاد شاد دل سرانجام در آستانه دهم نهم زندگی شرافتمندانه اش، در اوج تنهایی در حالی که چشم انتظار برخی دوستان و دیدار آنها بود، از دنیا رفت

زنده یاد شاد دل برای جامعه ما به ویژه استان گیلان یک گنجینه ارزشمند بود… شاد دل در اواخر عمر خود هیچ گرایش خاص سیاسی ندا‌شت.. گرچه بیشترین ارتباط و علاقه اش به طیف نیروهای ملی_ مذهبی بود اما در نشستهایی که در اواخر عمرش من و جناب آقای عزیز قاسم زاده بطور مکرر با ایشان در آسایشگاه سالمندان لاهیجان داشتیم شاد دل فقط دغدغه وضعیت اسفناک ایران و آینده آن را داشت.. او از ذلت و خواری ایران و عقب ماندگی و عدم توسعه ایران، سخت ناراحت بود… انتقاد جدی به روشنفکران ایده آلیست و سیاسیون اصلاح طلب داشت که نسخه های غلط برای مردم نوشتند… شاد دل در اواخر عمرش معتقد بود که همه نیروهای دلسوز و آزادیخواه باید بر روی یک کانون و محور مشترک جمع بشوند و آن محور عبارت از یک چیز است : “ایران”

شاددل شیوه و راه مصدق را در میان همه طیف های سیاسی و اجتماعی صد سال اخیر بهترین شیوه و راه می دانست و فقط به واژه ملی (ایران) تکیه می‌کرد و به دلیل برخی عملکردهای نادرست و ابهامات ایجاد شده در مفهوم ملی-مذهبی، معتقد بود که واژه “مذهبی” مفهوم روشن و جامعی ندارد و می تواند در عرصه عینی مناقشه انگیز باشد و فقط بر روی واژه ملی تاکید داشت و معتقد بود که نیروهای سیاسی و مدنی را باید حول این مفهوم جمع کرد.شاد دل می گفت: وقتی می‌گوییم ملی، صرفا یک گرایش ناسیونالیستی نیست. بلکه با قرار دادن همه قومیت ها، نژاد ها، طبقه ها و اندیشه ها و حتی غیر مذهبی ها( لائیک ها و سکولارها) بر روی محور ملی (ایران) می‌توان مردم را برای رهایی از یوغ استبداد دینی، متحد نمود.

شاد دل علی رغم کهولت و انزوا در نشست های دو سال پایانی عمرش در آسایشگاه لاهیجان، زوایای پنهان تاریخ معاصر به ویژه دوران مصدق را برایمان بازگو می‌کرد و روایت ها و تحلیل های نو و تازه ای از آن دوران را به تصویر می کشید. شاددل در همه سالهایی که زندگی کرد در متن جامعه و تحولات آن به سر می برد و هیچگاه مثل برخی روشنفکران، حاشیه نشین و منزوی نبود که بخواهد با تحلیل های انتزاعی و پیش‌داوری های سلیقه ای، به نقد و تحلیل وقایع اجتماعی و تاریخی بپردازد. او همیشه در متن جامعه و مردم زندگی کرد و به همه خدمت نمود. بدون هیچ چشم داشت مادی به همه خدمت صادقانه نمود.

یکی از نارحتی هایی که آقای شاددل در اواخر عمرش داشت عدم ارتباط و دیدار بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی از وی بود. شاددل که بیش از ۵۰ سال در خدمت همه نیروهای سیاسی و مردم بود،در زمانی که به ناچار به انزوا کشیده شد و به خانه سالمندان رفت، بیشتر دوستان سیاسی وی از او سراغی نگرفتند و تنهایش گذاشتند. حتی از یک تماس کوتاه برای پرسیدن احوالش نیز دریغ ورزیدند در دو سال آخر عمر شاد دل در آسایشگاه سالمندان لاهیجان متاسفانه خیلی از فعالان سیاسی و مدنی گیلان او را تا پایان عمر چشم انتظار باقی گذاشتند و شاد دل از بی وفایی یارانش گله مند بود و گاه این شعر را می خواند:از پا در آمدیم به راه وفا دریغ یاران بی وفا نگرفتند دست ما گاه در اوج اندوه از این بی وفایی ها، از این که دوستانش به دیدار او نمی آیند و یا حتی زنگ کوتاه به وی نمی‌زنند،گله داشت.زنده یاد شاد دل همیشه تکیه کلامش این بود که :

«مگر من در حق این دوستان چه بدی کردم که اینطور منو بایکوت و طرد نموده اند؟ و چرا یک دیدار ساده را از من دریغ میکنند؟»!!!!…..


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.