یکشنبه ۲۹ام مهر ۱۳۹۷ , ساعت: ۰۴:۰۷کد مطلب : 109658 نسخه قابل چاپ

پرسشی پس از چهل روز

در چهلمین روز اعدام زانیار و لقمان مرادی من هنوز می پندارم که آنها زنده‌اند و روزی از بند رها می‌شوند!
چه سنت زشتی در کشور ما پا گرفته است که وقتی فرد یا افرادی به دلایل سیاسی یا امنیتی موجه یا ناموجه، به مرگ محکوم می‌شوند؛ دوستان و آشنایان و خانوادۀ آنها امکان سوگواری جمعی و علنی پیدا نمی‌کنند و از این رو، غم و اندوه در دل و جان‌شان انباشت می‌شود و راه خروج پیدا نمی‌کند و در نتیجه پایدار می‌ماند.
وقتی ما همبندیان آن دو، از یادآوری فراق‌شان، قلب‌مان شرحه شرحه می‌شود؛ خدا به درد دل خانواده‌های داغدار آنها برسد که از مراسم تشییع و ترحیمی هم محروم ماندند!
باری، سوای اندوه و غم فراق یاران، در میان ابهاماتِ بسیارِ پروندۀ زانیار و لقمان یک نکته ذهن مرا بیشتر می‌خلد و آزار می‌دهد و امیدوارم که با طرح آن، پاسخی برای‌اش یافت شود.
در گزارشی که روزنامۀ ایرانِ عهدِ احمدی‌نژاد از جلسۀ محاکمۀ زانیار و لقمان در تاریخ دوم دی ماه سال ۸۹ منتشر کرده است؛ داستان ترور سعدی شیرزادی‌منش پسر امام جمعۀ مریوان و دو تن از همراهانش از زبان نمایندۀ دادستان و رئیس دادگاه به شرح زیر نقل شده است:
“یک افسر اطلاعاتی انگلیس به نام “جلیل.ف” در دیدارش با زانیار مرادی در کردستان عراق، از او می‌خواهد که سعدی شیرزادی را ترور کند چرا که او از اعضای القاعده و مستحق مرگ است. طبق ادعای نمایندۀ دادستان، جلیل.ف به زانیار در مقابل انجام این کار وعدۀ پرداخت پول و زندگی در اروپا می‌دهد و بعد هم خلف وعده می‌کند. زانیار اما در “اعترافات” خود می‌گوید که جلیل.ف او را تهدید کرده است که اگر پسر امام جمعه را ترور نکند، پدر او را که مجروح شده ودر بیمارستانی در کردستان عراق بستری است به ایران تحویل می‌دهد تا او را به دلیل عضویت در کوموله مجازات کنند. رئیس دادگاه اقدام زانیار و لقمان را “همگام با فتنه‌گران انتخابات سال ۸۸″ معرفی می‌کند.”
پرسشی که گزارش فوق روبروی خواننده می گذارد این است که آیا مرحوم سعدی شیرزادی‌منش واقعاً عضو القاعده بوده است؟ اگر بوده است؛ چرا آزاد و رها در شهر می‌چرخیده و مقام‌های امنیتی بنا به سیاست رسمی حکومت در برابر سازمان القاعده، او را دستگیر نکرده‌اند؟ اما اگر سعدی عضو القاعده نبوده و ربطی به آنها نداشته است؛ پس چرا باید یک “افسر اطلاعاتی انگلیس” خواهان مرگ او باشد؟
از این گذشته، گزارش روزنامۀ ایران از اقدام زانیار و لقمان به فرض صحت، به جنحه و قتلی عادی با انگیزه‌های غیرسیاسی و غیرامنیتی شباهت دارد، بنابراین محکوم کردن متهمان به “محاربه” بر طبق چه موازینی صورت گرفته است؟
و سرانجام اینکه، همگامی زانیار و لقمان با “فتنه گران انتخابات سال ۸۸” به چه معنی است؟ آنها کجای این ماجرا قرار داشته‌اند؟
می‌دانم که این پرسش‌ها بی‌پاسخ می‌ماند؛ اما اگر در کشور ما مسئولی سودای کشف حقیقت در سر دارد؛ برای تشفای خاطر بازماندگان زانیار و لقمان، پرسش‌ها را جدی بگیرد. خانواده‌های لقمان و زانیار کمتر از امام جمعۀ مریوان انسان و ایرانی و هموطن ما نیستند و صِرف اینکه پدر زانیار عضو گروهی مخالف بوده است؛ نادیده گرفتن رنج و درد و حقوق خانواده‌های داغدیدۀ آنان را توجیه نمی‌کند.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.