یکشنبه ۱۵ام مرداد ۱۳۹۶ , ساعت: ۱۲:۰۵کد مطلب : 104540 نسخه قابل چاپ

وقتی کروبی دستی در قدرت داشت و جایی در حکومت

دیروز فرصتی دست داد تا به همراه تعدادی از اعضای نهضت برای دیدار با خانواده جناب کروبی، راهی بیمارستان قلب شویم. هم با همسر گرامی ایشان ملاقات کردیم و هم با حسین آقای عزیز، فرزند برومند شان. از حال و روز شیخ محصور نیز جویا شدیم که فرمودند قرار است شورای پزشکی در رابطه با مشکل قلبی ایشان تشکیل و راهکار ارائه دهد.
به یاد آوردم سال هشتاد که به همراه جمعی از اعضای نهضت در زندان سپاه اسیر بودیم، جناب کروبی به عنوان رییس مجلس با خانواده های ما ملاقاتی کرده بود. در این ملاقات از همسر من جویای احوالم شده بود. سپس به رییس دفتر خود گفته بود به قاضی پرونده این دوستان بگو که کفالت آقای خرم را شخصاً بر عهده میگیرم. این مطلب را که در یکی از ملاقاتها در محل دادگاه انقلاب، همسرم به من گفته بود، در جلسه بازپرسی به قاضی بابایی، قاضی پرونده اعضای نهضت آزادی (که مهمترین مشخصه او بی سوادی محض بود)، گفتم. برافروخته شد و با عتاب فراوان و پرخاش و توهین به رییس وقت مجلس، دستور داد تا مرا به زندان بازگردانند و دستور داد تا دو ماه حق ملاقات با همسرم را نداشته باشم.
چند ماه بعد که از زندان آزاد شده بودم و پس از بازگشت دکتر یزدی از سفر درمانی در خارج از کشور، به دعوت جناب کروبی و به همراه دکتر یزدی عازم مجلس شدیم. در آن دیدار به گرمی از ما استقبال کرد و یادآوری کرد و عذر تقصیر که من کفالت آقای خرم را شخصاً بر عهده گرفتم، لیکن قوه قضاییه نپذیرفت. به او گفتم آنها مانع خیر شما شدند، اما نتوانستند از لطف شما چیزی بکاهند و من رهین همین لطف شما هستم.
اینک بزرگمردی در بستر بیماری است که در هنگامی که دستی در قدرت داشت و جایی در حکومت، مظلومان را فراموش نمی کرد و خود نیز به همین دلیل سالهاست که اسیر ظلم است. جوانمردی و مروت حکم میکند فراموشش نکنیم و از هیچ کوششی برای استخلاص او و دیگر عزیزان دربند و حصر، کوتاهی نکنیم.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.