پنج شنبه ۱۵ام فروردین ۱۳۹۸ , ساعت: ۰۱:۰۱کد مطلب : 111913 نسخه قابل چاپ

نگرشی اجمالی به بستر حزب دمکرات و کاندیداهای ۲۰۲۰

تاکنون ده نفر از حزب دمکرات آمریکا خودشان را برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ به طور رسمی کاندید کرده اند و جالب این است که اکثر آنها خانم هستند. احتمال دارد که کاندیداهای دیگری هم به این جمع اضافه شوند. در این نوشتار به بررسی وضعیت این کاندیداها می‌پردازیم و به این سوال‌ها پاسخ می‌دهیم که: رابطه این کاندیداها با حزب دموکرات به چه شکل است و آنها در رابطه با نقد دونالد ترامپ و کمپین او چگونه خودشان را صف بندی خواهند کرد؟
در آمریکا هر چند سال یک بار فضای سیاسی رنگ دیگری به خود گرفته و مسائل اجتماعی بخصوصی پررنگ می شوند. بنابراین هر دوره انتخاباتی، در حقیقت یک دوره فرهنگی – سیاسی جدیدی است و بنابرآن حزب یا کاندیداها، استراتژی و برنامه‌های انتخاباتی خودشان را با توجه به این دوره فرهنگی و سیاسی تعریف و تبیین می‌کنند. با اینهمه این مسائل در خلا پیش نمی‌رود و باید به چند عامل تاثیرگذار اشاره کرد. کاندیداها و رهبران حزب دمکرات یا هر حزب دیگری با چند عامل متغیر روبرو هستند که باید با در نظر گرفتن آن عوامل متغیر برنامه‌ریزی و استراتژی انتخاباتی خودشان را پی ریزی کنند. بنابراین قبل از اینکه در ارتباط با کاندیداها و اسامی آنها بحث کنم به عوامل تاثیرگذار اشاره ای خواهم داشت.
· عوامل کلی تاثیر گذار حزب:
سوال اصلی این است که حزب دمکرات اکنون در چه شرایطی قرار دارد. قبل از هر چیز پیروزی ترامپ در ۲۰۱۶ ، یک شوک به جامعه امریکا و بخصوص به حزب دمکرات وارد آورد. این شوک ذهنی که یک سال به طول انجامید آنها را در یک آچمز استراتژیک قرار داده بود. دموکراتها در این زمان مدتی به افشا کردن شخصیت ترامپ پرداختند، از نظر اخلاقی و منش، او را مورد انتقاد قرار می دادند و همچنین از نظر حقوقی مسئله روسیه و رابطه کمپین روس‌ها با او را مطرح می کردند. اما این روش نتیجه نداد. چرا؟ زیرا این همان استراتژی سابق بود که در انتخابات مردود شده و نتیجه ای نداده بود. آنهایی که به ترامپ رای داده بودند، یعنی طبقه کارگرسفید پوست به دلیل ایماژ پوپولیست و همچنین بخش محافظه کار طبقه متوسط که بخاطر مسائل و منافع مالی در خط جمهوریخواهان ایستادند ، هیچ اهمیتی به رفتار مذموم ترامپ نمی دادند.
در حالی که، نتیجه انتخابات میان دوره ای کنگره چند ماه پیش، در نوامبر ۲۰۱۸، نشان داد که استراتژی انتخاباتی حزب دمکرات تغییر کرده است . حزب با این تغییر استراتژی موفق شد و اکثریت مجلس نمایندگان را بدست آورد. در استراتژی جدید حزب بر مسائل اجتماعی، بهداشت عمومی، هزینه تحصیل، اقتصاد و تاثیر آن روی امرار معاش مردم و مسائلی از این دست تمرکز شد و قرار شد با شخصیت ترامپ وارد اصطکاک نشوند. براین اساس هر کاندید در ایالت خود و با نگاه ایالت خودش به این مسائل پرداخت. این روش در کمپین بسیاری از نمایندگان، زنان، جوانان دموکرات جواب داد و آنها پیروز شدند. بنابر این بعید نیست که در دو سال آینده یعنی تا سال ۲۰۲۰ در کمپین دموکراتها همین استراتژی ادامه یابد و کاندیداها بر روی مسائل عمده اجتماعی، سیاسی،بهداشت عمومی تمرکز کنند. وظیفه حزب دموکرات در این برهه آسان نیست و باید یک دماسنج دقیق نسبت به جامعه،روح زمان و شرایط اجتماعی داشته باشد. از آنجا که حزب دمکرات بعنوان جریان تحول خواه و لیبرال شناخته می شود، باید بالانسی را بین دو روند ایجاد کند. برهمین اساس اگر حزب دموکرات نسبت به خواست های ترقی خواه و لیبرال تند برود ، از جامعه جلو بیفتد، و یک پلاتفورم خیلی مترقی را ارائه دهد، پیروز نخواهد شد. سی سال پیش، مساله بهداشت عمومی بحرانی جدی بود اما این امر در همین زمان باراک اوباما انجام شد. یا اینکه در انتخابات سال ۱۹۷۲، کاندید حزب دموکرات جرج مک گاورن، شخصی بسیار مترقی و ضد جنگ ویتنام بود، ولی از ریچارد نیکسون قاطعانه شکست خورد — پلاتفرم انتخاباتی مک گاورن از شرایط جامعه با فاصله زیادی جلو تر بود.
در توضیح این نکته که حزب چگونه از فرآیند، تپش قلب و نفس کشیدن جامعه می تواند عقب بیفتد، مثال برنی سندرز قابل توجه است. برنی سندرز کسی است که خودش را در این بیست سال یک سیاستمدار سوسیالیست یا مترقی معرفی می کرد. او شهردار شهر برلینگتون بود. او از ایالت ورمانت کاندید شد و همواره به دلیل آراء مترقی خود و مرتبط نبودن با سیستم قدرت ، یک کاراکتر حاشیه ای در حوزه سیاسی و پارادایم سیاسی امریکا بود. او در دوران جوانی یک فعال مدنی دانشجویی بود و مانند دیگر نمایندگان کنگره یک وکیل دادگستری نیست که بخاطر پیشرفت حرفه ای جلو افتاده باشد. بنابراین، وقتی که در سال ۲۰۱۶ در درون حزب، حامیان و یا بدنه حزب دمکرات، مردم و جوانان اقبالی که از برنی سندرز (علیرغم این پیشینه)، نشان داده بودند، به توجه رهبران حزب نرسید، و نتوانستند شتاب و مقبولیت سندرز را رمزگشایی و درک کنند
د، وگر نه، شاید ترامپ پیروز نمی شد. محبوبیت و مقبولیت سندرز، باید به رهبران حزب می رساند که شرایط اجتماعی نیازمند تحول خواهی است– و نه حزب سنتی دموکرات که به وال استریت و دیگر جریان های قدرت مرتبط است. اقبالی که مردم و جوانان نسبت به سندرز داشتند، دیده نشد و در نتیجه نبود آن دماسنج ، حزب پیام مردم را دریافت نکرد و در انتخابات از جامعه عقب افتاد.

شرایط کنونی حزب: لیندا صرصور، رشیده طالب،الحان عمر:

بعد از انتخابات نوامبر ۲۰۱۸، سوال اساسی این است که اکنون حزب دمکرات ، جمعیت حامی حزب دمکرات و کل جامعه امریکا، هر کدام به تفکیک در کجا قرار دارند؟ باید مثال هایی را بزنیم تا بتوانیم شرایط را تحلیل کنیم.
روزی که ترامپ به کاخ سفید می رفت، تظاهرات عظیم مردمی بخصوص از جانب زنان در واشینگتن و شهرهای مختلف برگزار شد. یکی از ترتیب دهنده های این جریانات بزرگ خانم لیندا صرصور بود. او یک امریکایی فلسطینی تبار محجبه است. این به ما نشان می دهد که جامعه و محفل فعالان زنان و کلیت جامعه این را پذیرا شده که در آنجا خانم لیندا صرصور نقشی را بازی کند. بنابر این در زیر پوست شهر و دینامیزم پوست حزب ، اتفاقاتی در جامعه رخ داده که لیندا صرصور توانسته است در تظاهرات و شرایط بعدی نقش تعیین کننده ای را داشته باشد.
اول اینکه، وقتی ما ترکیب جمعیتی نمایندگان مجلس را مشاهده می کنیم، چشمگیر و قابل تحلیل است. در بین همه نمایندگانی که در نوامبر ۲۰۱۸ در مجلس نمایندگان انتخاب شدند، تعداد نمایندگان خانم بسیاری دیده می شود. این موضوع را بی اهمیت نمی توانیم فرض کنیم. امریکا از نظر تکنولوژی و جامعه مدنی خیلی پیشرفته است ولی در مورد نقش زنان در سیاست عقب تر بوده است.بنابر این ،انتخاب این تعداد خانم یک نقطه عطف است. دوم اینکه خیلی از خانم های منتخب، جوان و در سنین کم هستند. سن آنها از سی سال به بالا است. جوان بودن این نمایندگان زن نیز یک پدیده دیگر است. نمی خواهم از شرایط استثنایی صحبت کنم،اما بالاخره در زیر پوست جامعه دینامیزمی وجود دارد که مردم ایالات مختلف بخصوص ایالت هایی که جمعیت آنها زیاد است به این شکل به خانم های جوان رای داده اند.
· الکساندرا کورتز ، نماینده از نیویورک:
در نیویورک یک خانم ۲۹ الی ۳۰ ساله که خود را در کمپین انتخاباتی اش سوسیال دمکرات معرفی می کرد، مقداری نامتعارف است چرا که در فضای سیاسی امریکا، هیچگاه کاندیدی نمی تواند خود را سوسیالیست یا سوسیال دمکرات معرفی می کند. با اینهمه وی خود را این چنین معرفی کرد و کاندید سنتی حزب خود را در انتخابات مقدماتی شکست داد و حتی در انتخابات هم پیروز شد. به نظر می رسد مقداری جوشش تحول خواهی وجود دارد اما باید ببینیم که آیا حزب و یا کاندیداها می توانند این نیروی تحول خواهی را خوب مدیریت کنند که جامعه بزرگ پذیرای آن باشد؟
بنابراین تا حدودی شرایط اجتماعی و شرایط حزبی اکنون به گونه ای شده است که خانم رشیده طالب که امریکایی فلسطینی تبار است از میشیگان -جایی که عرب ها هستند- انتخاب شده است. همچنین خانم الحان عمر که مهاجری از سومالی است از مینه سوتا انتخاب شد. این نخستین باری است که امریکایی های مسلمان تبار که خانم هم هستند در مجلس نمایندگان رای می آورند اما این پایان جریان نیست، بلکه باید ببینیم که شرایط کلی چگونه خواهد بود.
اکنون براساس دینامیزمی که در کار است، خانم کورتز با انتقاد از جمهوری خواهان و ترامپ ، خیلی حساب شده ، علمی و با برنامه دراز مدت پیش می رود. اما خانم رشیده طالب یک الی دو اظهارنظر و دشنام خیلی تند نسبت به ترامپ داشته است که امیدوار هستیم آن را فراموش کنند. این اقدام ها ناشی از بی تجربگی است. یک تُپُق زدن، بهانه ای را به چهره های حاضر در ساختار می دهد که شخص توسط دستگاه حزبی، ایزوله شود.
خانم رشیده طالب در کمیته تفحص دو هفته قبل خیلی خوب کار کرد. خانم الحان عمر که از مینه سوتا است او نیز خیلی خوب پیش می رود. اما مشکلاتی هم وجود دارد. وقتی که اِلیوت ایبرمز شخصی که زمانی در دستگاه ریگان و بوش بود و اصلاٌ سابقه خوبی ندارد از سوی دولت ترامپ برای مساله ونزوئلا انتخاب شد و در کنگره برای پاسخگویی حاضر شد خانم الحان عمر به شکل مسلط و خوب با او پرسش و پاسخی را پیش برد.
در یک ماه گذشته خانم الحان عمر چند اظهارنظر در مورد اسرائیل داشته است. اکنون سوال این است که حزب در این مساله با وی چگونه برخورد می کند؟ اظهارنظر الحان عمر انتقاد از امریکایی ها و تعهد بیش از حد انها به اسرائیل را به خود اختصاص داده است. البته که این اظهار نظر وی در مورد لابی اسرائیل نقطه عطفی است و تاکنون هیچ کس در چنین سطحی اظهارنظری نکرده است. این موضوع در دو سه هفته گذشته سر و صدای بسیاری به راه انداخت. استبلیشمنت و دستگاه حزب درحال حاضر فشارهایی را بر وی وارد کرده که البته در مرتبه پیشین ایشان عذرخواهی کرد

ودکان فلسطینی از وی پرسید، وی پاسخ داد که امنیت اسرائیل برای ما خیلی مهم است. در رسانه ها، از دید روانشناسى، وى دشمن اصلى ترامپ شناخته مى شود.
کاندید هاى مترقى که از ساختار سنتى حزب دموکرات عبور کرده اند.
Bernie Sanders : سناتور از ایالت ورمانت، در کمپین انتخاباتى ٢٠١۶، مواضع مترقى، مثل بهداشت عمومى براى همه، را به پلاتفرم حزب تحمیل کرد.مرد سفید پوست و یهودی تبار است، ولی این باعث نمی شود که در حمایت از فلسطینیان از اسرائیل انتقاد شدید نکند. پدر وی از اروپای شرقی مهاجرت کرده و سنت سوسیالیستی اروپایی در وی بوده است. در دهه ۶۰ میلادی از فعلان دانشجویی و مدنی بوده است. در طول سال ها وی همواره خود را سوسیالیست معرفی می کرد. در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، نزدیک بود که کاندید شود، و خیلی ها در ایالات صنعتى که به ترامپ رای دادند، اذعان دارند که حاظر بودند در ۲۰۱۶ به وی رای بدهند. در نظر سنجی ها وی از شانس بالایی برخوردار است و فقط از جو بایدن عقب تر است. مردم و جوانان، این ایماژ و استنباط را دارند که وی برای خدمت به مردم و جامعه در این ۲۵ سال در سیاست فعال بوده و بر خلاف دیگر کاندید ها “دکان ندارد”. به همین جهت، در ٢٠١۶ تنها کاندیدى بود که دعوت لابى اسرائیل آیپک را قبول نکرده بود، و از سپهر سیاست خارجى حزب کاملا متفاوت و جلو تر مى باشد.
Tulsi Gabbard : زن جوان با تبار کمی بومی و مادر هندی است. خانم تولسی گابورد نماینده مجلس از ایالت هاوایى است. از خانواده نظامی می آید، به همین جهت وی برای جنگ عراق داوطلب شد. حضور وی در میدان جنگ باعث شده که وی مخالف شدید با سیاست خارجی میلیتاریست امریکا و سیاست سلطه و دخالت در کشور های دیگر داشته باشد. نسبت به سیاست خارجی شاید بتوان گفت که وی مترقی ترین کاندید دموکرات است، وی به عنوان نماینده مجلس از کمیته امور خارجی به سوریه سفر کرده و با بشار اسد ملاقات کرده بود. پلاتفرم وی این است که اگر کشوری خطر برای جامعه امریکا ایجاد نمی کند، نباید به آن حمله نظامی کرد، به همین جهت ماه گذشته بطور غیر مترقبه و غیر متعارفى در رسانه های امریکا مورد حمله قرار گرفت.این جور احساس می شود که حزب دموکرات و یا رسانه ها در چارچوب سیستم قدرت، بخواهند که وی را بی اعتبار جلوه دهند که از دور خارج شود– بعضی رسانه ها شایعه پراکنی می کردند که روسیه از کاندیداتوری وی حمایت می کند. در صورتیکه، گابورد بین جوانان بسیار محبوب است. خانم تولسی گابورد به برنی سندرز نزدیک است، و مکمل یکدیگر در این کمپین انتخاباتی خواهند بود. سندرز چند اظهارنظر منفى در مورد سوریه و ونزوئلا اظهار کرده ولى تولسى گابورد در این موارد دیسیپلینه تر به نظر مى رسد. در سال ۲۰۱۶ خانم گابورد معاون کمیته مرکزی حزب دموکرات بود ولى وى از ان مقام استعفا داد که بتواند از کمپین سندرز حمایت مستقیم کند. گابورد واژه امپریالیسم را بکار نمی برد، ولی منتقد جدی سیاست خارجی امریکا است. او تحت فشار بود که از موضع الحان عمر نسبت به اسرائیل انتقاد کند، ولی این کار را نکرد. خیلى ها نسبت به این سیاستمدار جوان کنجکاوند. جزیره هاوایی جزوی از کشور امریکا است، ولی از نظر جغرافیایی بسیار فاصله داشته و جمعیت بومی دارد. این فاصله جغرافیایی باعث شده که فرهنگ سیاسی متفاوتی شکل گیرد– سیاستمدار جنگ طلب در هاوایی زیاد دیده نمی شود.

. اما اخیرا در توئیتر خود مطلب دیگری را نوشته است که دستگاه حزب و حوزه سیاسی ایشان را به یهودی ستیزی متهم می کنند.
از چهل الی پنجاه سال قبل این سنت وجود داشته که در فضای سیاسی امریکا هر کسی که می خواست از اسرائیل انتقاد کند ، متهم به مخالفت با قوم یهود و مردم یهودی می شد. این موضوع همیشه وجود داشته، و مجدداٌ این اتهام یهود ستیزی را به خانم الحان وارد کرده اند.
رهبران حزب در مجلس نمایندگان فکر می کردند که در عکس العمل به خانم الحان عمر قطعنامه ای را صادر کنند که یک سری مسائل (مثل انتقاد از اسرائیل) ضدیهود محسوب شود. ولی اتفاق غیر قابل پیش بینی این بود که تعدادی از نمایندگان حزب دموکرات مثل برنی سندرز، تولسی گابورد، و کورتز به حمایت از الحان موضع گرفته، و اظهار داشتند که همانطور که از کشور های دیگر خاورمیانه می شود انتقاد کرد، اسرائیل نباید استثنا باشد. فراکسیون نمایندگان سیاهپوستان دموکرات در مجلس نیز تمایلی نداشتند که الحان مورد حمله سیاسی قرار بگیرد، در نتیجه متن قطعنامه کاملا عوض شد، بصوریکه اسلام- ستیزی نیز محکوم شده، و آن لایحه دیگر معطوف به شخص الحان عمر نبود. پیام این قضایا این است که از انتخابات نوامبر ۲۰۱۸، تحولی در بخشی از حزب دموکرات صورت گرفته که هژمونی رهبری سنتی را محدود کرد.
· زنگ خطر اوضاع خوب اقتصادی برای دموکرات ها
آیا وضع کلی اقتصادی کشور – بهبود یافته است؟ آمار اشتغال بالا رفته و شاهد رشد اقتصادی ۴ درصد هم بودیم. مولفه ها و آمار نشان می دهند که وضع اقتصادی کشور خیلی بهبود یافته است. بیکاری کم شده و اشتغال بالا رفته است. رشد اقتصادی هم زیاد بوده است. مثلاٌ در پنج سال گذشته ۵/۲% بوده که الان به ۴% رسیده است. اما اهمیت این موضوع در چیست؟
اهمیت آن برای حزب دمکرات این است که اگر وضع اقتصادی خوب شده باشد،عمدتا مردم رئیس جمهور یا ترکیب اصلی کنگره را تغییر نمی دهند. حزب باید به این مسئله توجه داشته باشد. اما این کل داستان نیست، بلکه پیچیدگی دیگری هم دارد.
منظور من از اینکه تغییر نمی دهند، به این معنا است که اگر وضعیت اقتصادی خوب باشد، مردم برای تغییر دادن رئیس جمهور در دور دوم رای نمی دهند. به دلیل اینکه وضعیت اقتصادی خوب است. بنابر این ، این ریسک را نمی پذیرند.
اما بحثی که الان وجود دارد این است که ما و جامعه جهانی در آستانه هایی قرار داریم. اول اینکه نظر سنجی های سابق زیاد دقیق نبودند. در انتخاب ترامپ و یا در انتخابات انگلیس این موضوع را متوجه شده ایم که ابزار خیلی دقیقی وجود ندارد. در این انتخابات ها به عامل دیگری که پی برده اند این است که آمار، نشان دهنده عواملی هست، اما به صورت کامل ، کانتکست اجتماعی و زندگی مردم را نشان نمی دهد. درست است که اشتغال بالا رفته است، اما بعضی کارها پاره وقت هستند و یا عمده کارهای جدیدی هستند که درآمد آنها کم است. کارهای جدیدی که مردم ناچاراٌ به سمت آنها کشیده شده اند و رفاه اجتماعی و بیمه ندارند. به این معنا که سبک اقتصاد و اشتغال متفاوت شده است. بنابر این مردم آن احساس امنیت سابق را ندارند علیرغم اینکه آمار نشان می دهد،اشتغال بالا است. از طرف دیگر، ممکن است که آمار رشد اقتصادی بالا باشد، اما این رشد، شرایط کل جامعه را نشان نمی دهد. به عبارت دیگر، منفعتی که از رشد می آید، الزاماٌ خوب و عادلانه توزیع نمی شود. بنابر این سود برآمده از رشد بطور نا موزون در جامعه تقسیم شده، و مردم آنرا در درآمد خود لمس نمی کنند. در کتاب آمار نشان داده می شود که رشد بوجود آمده، اما بخش زیادی از مردم ممکن است که آن را در زندگی خود مشاهده نکنند.
علیرغم این آمارهای مثبت، در مردم کماکان اضطراب امرار معاش وجود دارد. در حقیقت این موضوع به دمکرات ها در انتخابات کنگره نوامبر ۲۰۱۸ کمک کرد، و ممکن است که این وضع ادامه پیدا کند. نکته ای که این روند را در اقتصاد امریکا ثابت می کند، «منحنی فیلیپس» است و در طول تاریخ امریکا این همیشه مصداق داشته است. به این معنا، وقتی که اشتغال بالا می رفت، بیکاری پایین می آمد و استخدام بالا می رفت. بنابر این تورم به شکل اتوماتیک بالا می رفت. چرا؟ به دلیل اینکه قدرت خرید مردم بالا می رفت ،همه اشتغال داشتند و دستمزدها بالا می رفت و این موجب تورم می شد. اما امروز علیرغم اینکه آمارها نشان می دهد که اشتغال بالا رفته ، ولی تورم ایجاد نشده است.این همان نکته را ثابت می کند که مردم فایده و سود را در امرار معاش خود در تحلیل نهایی مشاهده نمی کنند.
· کاندیداها در شرایط کنونی حزبی و اجتماعی:
در بخش کاندیداها همان گونه که در شرایط حزب در انتخابات صحبت کردیم ، در ارتباط با شرایطی که کاندیداها با آن روبرو هستند چند نکته را یادآور می شوم. کاندیداهای یک حزب نیز همان وظیفه پرمخاطره را دارند. اینکه بتوانند خودشان را با شرایط کنونی حزبی از یک طرف، و شرایط اجتماعی از طرف دی
گر مطابقت بدهند. چالش کاندیداها این است که بتوانند پیام، و خط اصلی سیاستی را که دارند با پلاتفورم حزبی، و شرایط جامعه همراه کنند. آنها نمی توانند به صورت خیلی مترقی از حزب پیشی بگیرند چرا که این یک نوع فاصله گیری است. سوال اینجاست که چگونه هماهنگ با ضرب آهنگ حزب پیش بروند. در این رابطه، اگر بخواهیم مثالی بزنیم و به انتخابات سال ۲۰۰۸ برگردیم، که اوباما برای اولین بار کاندید شده بود. از طرف حزب دمکرات هفت الی هشت کاندید بود. از میان اینها آقای کوسینیچ نماینده مجلس از اوهایو ، آقای گارول فرماندار سابق ایالت آلاسکا بودند. در حقیقت آنها پیام های خیلی مترقی و مثبتی را در سیاست داخلی و هم سیاست خارجی داشتند.اما پیام های اینها آن قدر مترقی بود که نمی توانست با ضابطه محافظ کار سرمایه داری آمریکایی همراه شود. در حقیقت این دو نفر با لابی های اسرائیل از جمله ایپک هیچ تماسی نگرفتند تا آنها را خاطر جمع کنند. به این دلیل در سه چهار ماه اول مشخص شد که این دو کاندید فرصتی ندارند. و به صورت جدی برنامه آنها پیش نخواهد رفت. باراک اوباما یکی از نمونه های نامزدهایی است که توانست خود را با حرکت های اجتماعی آمریکا مطابقت بدهد. باراک اوباما یک تیم قوی داشت و پیام های خود را به گونه ای هنرمندانه طراحی می کرد . اوباما از نظر روانشناسی مردمی دریافته بود که مردم از دو دوره جورج بوش و دیک چینی خسته هستند و تغییر و تحول می خواهند.بنابر این تمام کمپین خود را براساس شعار «تغییر و تحول» بنا کرد. اوباما و تیم او این ذکاوت را داشت که دقیقاٌ عنوان نمی کرد که قرار است چه چیزی را تغییر دهد، اما کمپین و مردم را منتظر تغییر نگاه داشت. مردم در ذهن و فرافکنی خودشان هر کدام «تغییر» را به نوعی تعبیر می کردند. این نکته فرعی است. اما نکته اصلی این است که تغییر و تحول را در شرایط امریکایی می توانست طراحی کند. در سیاست داخلی و همچنین در تحول خواهی و واکنش به حزب جمهوریخواه دردوره بوش بخصوص بر سر موضوع اسرائیل حواس او جمع بود و می دانست که این تعیین کننده است. بنابراین حامیان و لابیان اسرائیل را اطمینان داده و به کنفرانس آیپک رفته بود. از آنجا که هر کاندید سنگین وزن در سنا و کاخ سفید بالاخره باید با لابی اسرائیل تماس بگیرد و جدی بودن کاندیداتوری خود را نشان دهد، بنابراین اوباما این کار را انجام داد. بعدها این سوال به وجود آمد که اطمینان خاطری که اوباما به لابی اسرائیل پیش از انتخاب شدن داده بود تا چه اندازه بوده است؟ این سوال زمانی که برجام حاصل شد از اهمیت بیشتری برخوردار شد. زمانی که مذاکرات هسته ای به پایان خود نزدیک شد و اسرائیلی ها اوباما را در این مساله راسخ یافتند، خشمگین شدند که اوباما زیر قولش زده چون قبل از انتخابات به آنها قول داده بود که همواره مراقب اسرائیل است و از آن حمایت خواهد کرد.
در آن مقطع حواس اوباما کاملاٌ جمع بود. او در نوامبر انتخاب شده بود قرار بود بیستم ژانویه به کاخ سفید بیاید. در اول ژانویه ۲۰۰۸ قبل از اینکه ایشان به کاخ سفید بیاید، اسرائیل به غزه حمله کرد و دست به کشتار وسیعی از فلسطینیان در غزه زد.اوباما درباره این تحول سکوت کامل اختیار کرد و تقریباٌ خود را در زیرزمین مخفی نگاه داشت. محاسبات اوباما بعنوان یک عقل سیاسی در شرایط سیاسی سرمایه داری، اقتصادی امریکا این گونه بود، درست است که من همیشه نمی توانم از حقانیت یا مسائل انسانی دفاع کنم، اما اگر من موفق شوم و به کاخ سفید بروم می توانم کارهایی را در محدوده ای که مناسبات قدرت در امریکا اجازه می دهد انجام دهم و همین کار را هم انجام داد. در همین محدوده،به صنعت ماشین سوبسید داد، در همان رکود اقتصادی تحت برنامه TARP، به بانک ها قرض داد، بهداشت عمومی را که هیچ دولتی از پس انجام آن برنمی آمد به گونه ای که البته نمی توان گفت عالی اما خوب بود اجرایی کرد. در حوزه سیاست خارجی نیز به برجام رسید.

تقسیم بندی کاندیداها:
اکنون کاندیداها درون حزب دموکرات به دو بخش تقسیم می شوند: ۱٫ در قالب سنتی حزب دمکرات – مثل اکثر کاندیداهای اعلام شده. ۲٫خیلی مترقی، عبور از قالب سنتی حزب دمکرات – مثل برنی سندرز و خانم تولسی گابورد.
کاندیداهای حزب سنتی دمکرات که اکثراٌ هستند، کاندیداتوری خودشان را اعلام کرده اند و حدوداٌ و تا آنجا که فرصت بوده پلاتفورم های خودشان را اعلام کرده اند. اما نکته مهم و کلیدی این است ، درست است که برنی سندرز علیرغم شتاب معنوی و سیاسی که داشت در ۲۰۱۶ انتخاب نشد. اما مهم این است که پلاتفورم و روحیه حزب دمکرات را تغییر داد. اکنون نه تنها حزب دمکرات بلکه کاندیداهای دیگر پیام ها و پلاتفورم های آنها رو به جلو و مترقی تر شده است.
این موضوع خود را در مسائل اجتماعی نشان خواهد داد. بخصوص اینکه بهداشت از مهمترین مسائل است، مسئله بهداشت عمومی و سیاست حزب در رابطه با آن در حال حاضر تغییر کرده است

و برنی سندرز توانست آن آستانه را بشکند و به همین دلیل این موضوع را در پلاتفورم این کاندیداها مشاهده می کنیم. البته در ارتباط با این موضوع نام هر کدام از کاندیداها را خواهیم برد.
در مورد سیاست خارجی و سیاست سلطه جهانی و کشش های امپریالیستی و جنگ های مستقیمی که امریکا در نقاط مختلف دنیا انجام می دهد، ساختار حزب دمکرات مقاومت کرده، و تا کنون آن وجهه مترقی برنی سندرز را به رسمیت نمی شناسد. به دلیل اینکه سیستم قدرت جوانب متفاوتی دارد. در تحلیل نهایی با سیاست خارجی امریکا و تهدیدهای نظامی امریکا ، با آن مقابله کردن و آن را مورد نقد قرار دادن چه بسا مشکل تر از جوانب دیگر سیستم قدرت است.
معرفی کاندیداها
John Hickenlooper : استاندار ایالت کلورادو بوده است. پیام اصلی ایشان “حمایت از محیط زیست”ومقابله با تغییرات اقلیمی است. این مساله به اندازه کافی دغدغه آمریکایی ها نیست که ایشان را انتخاب کنند، علیرغم حیاتی بودن موضوع، برای مردم یک مسئله انتزاعی است و ملموس نیست. گویا از کمپین مى خواهد استفاده کند، که اهمیت موضوع خطر براى محیط زیست را به عموم منتقل کند.

Sherrod Brown : نماینده کنگره از ایالت اوهایو است. ایالت های اوهایو و فلوریدا هر دو خیلی مهم هستند، چون در انتخابات به هر طرف ممکن است متمایل شوند، بران بهداشت عمومی قوی برای همه می خواهد و کاندید چپ در حزب شناخته می شود، ولی کلیت سندرز را ندارد.
Cory Booker : سیاهپوست و جوان فارغ التحصیل دانشگاه یل است. قبلا شهردار، ولی اکنون سناتور از ایالت نیوجرزی است. خیلی سعی می کند با تظاهر به ارائه تصویر مترقی توجه جلب کند اما در معیار کنونی حزب ، محافظه کار شناخته می شود. برای کمپین انتخاباتی اش از داماد ترامپ ، کوشنر پول گرفته بود، نسبت به بهداشت عمومی راست شناخته می شود. در مورد سیاست خارجی از لابی اسرائیل حمایت می کند. چند سال پیش بعنوان یک وکیل دادگستری از شرکت سرمایه دار Bain Capital در دادگاه دفاع کرده بود که اکنون وجه خوبی برایش ندارد.
Beto O’Rourke : نماینده مجلس نمایندگان از تگزاس . جوان و خیلی محبوب بین مردم است. در انتخابات نوامبر ۲۰۱۸ نزدیک بود که تد کروز جمهوریخواه دست راست را شکست بدهد. وی نیز پلاتفرم مترقی نسبت به سیاست داخلی ارائه می دهد.

Joe Biden : معاون اوباما برای ۸ سال در کاخ سفید، سن اش کم نیست، ولی بیش از همه، نماینده سنتی حزب دموکرات است. وی اکنون در نظر سنجی ها بالاترین است. وی فعلا کاندیداتورى خود را اعلام نکرده، ولى خیلى ها در حزب از وى حمایت مى کنند. بین طبقه کارگر سفید پوست محبوب است – براى پیروزى، حزب دموکرات نیازمند این قشر اجتماعى است
Steve Bullock : از سال ۲۰۱۳ استاندار ایالت مانتانا بوده است. معمولا استانداران در انتخابات ریاست جمهوری شانس خوبی دارند، از آنجا که مردم فکر مى کنند که تجربه قوه مجریه را در یک ایالت داشته اند. ولی بولاک کاملا ناشناخته بوده و ایالت مانتانا بسیار دور افتاده است. در این مقطع بنظر می رسد اصلا شانسی ندارد.
Kamala Harris : جوان و زن که این دو نکته مثبت به حساب می آید. وی رگه سیاهپوستی و سرخپوستی نیز دارد. کاندید قوی و مترقی در چارچوب سنتی حزب شناخته می شود. قبلا دادستان کل ایالت کالیفرنیا بوده و اکنون یکی، از آن دو سناتور کالیفرنیا است. از نظر سیاست داخلی و بیمه اجتماعی نیمه چپ و خیلی مخالف ترامپ شناخته شده است. خبر هست که براى کمپین انتخاباتى از وزیر خزانه داری ترامپ استیو منوچین وجوهات دریافت کرده بود. از نظر خاورمیانه مثبت نیست، و همراهی خود را با لابی اسرائیل به نوعی منعکس کرده بود.
Kirsten Gillibrand : زن سفید پوست و اکنون سناتور ایالت نیویورک است. وی بخش سنتی حزب دموکرات را نمایندگی می کند و به هیلاری کلینتون نزدیک بوده است. در برنامه ها از مسائل و مبارزه با تبعیض عیله زنان و زن آزاری و توسعه اقتصادی توجه داشته است.

Elizabeth Warren : زن سفید پوست است، قبلا استاد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد و اکنون سناتور ایالت ماسوچوست است.، در چارچوب سنتی حزب، خیلی مترقی و چپ محسوب می شود. مادرش به تنهایی وی را بزرگ کرد و از طبقه کارگر آمده است. وی معتقد است که برنامه رفاهی و بیمه اجتماعی از طرف دولت برای بخش آسیب پذیر باعث شد که وی بتواند استاد دانشگاه هاروادر، و در نهایت سناتور بشود. معتقد است که بنگاه های فناوری مثل گوگل، فیس بوک، مایکروساف و بسیار بزرگ شده و به مونوپولی تبدیل شده اند. وی در پلاتفرمش قول داده که این بنگاه ها را به بخش های کوچکتر تقسیم کند (همانطور که دهه ها پیش شرکت نفت راکفلر بوسیله دادگاه تکه تکه شد) بانک ها هم در امریکا بسیار بزرگ شده اند، ولی وی قدرت آن را در خود نمی بیند که با بانک ها روبرو شود.
از نظر سیاست خارجی مثبت نیست و به لابی اسرائیل نزدیک بنظر می رسد. یکبار وقتی خبرنگاری از کشته شدن کودکان فلسطینی از وی پرسید، وی پاسخ داد که امنیت اسرائیل برای ما خیلی مهم است. در رسانه ها، از دید روانشناسى، وى دشمن اصلى ترامپ شناخته مى شود.

کاندید هاى مترقى که از ساختار سنتى حزب دموکرات عبور کرده اند:
Bernie Sanders : سناتور از ایالت ورمانت، در کمپین انتخاباتى ٢٠١۶، مواضع مترقى، مثل بهداشت عمومى براى همه، را به پلاتفرم حزب تحمیل کرد.مرد سفید پوست و یهودی تبار است، ولی این باعث نمی شود که در حمایت از فلسطینیان از اسرائیل انتقاد شدید نکند. پدر وی از اروپای شرقی مهاجرت کرده و سنت سوسیالیستی اروپایی در وی بوده است. در دهه ۶۰ میلادی از فعلان دانشجویی و مدنی بوده است. در طول سال ها وی همواره خود را سوسیالیست معرفی می کرد. در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶، نزدیک بود که کاندید شود، و خیلی ها در ایالات صنعتى که به ترامپ رای دادند، اذعان دارند که حاظر بودند در ۲۰۱۶ به وی رای بدهند. در نظر سنجی ها وی از شانس بالایی برخوردار است و فقط از جو بایدن عقب تر است. مردم و جوانان، این ایماژ و استنباط را دارند که وی برای خدمت به مردم و جامعه در این ۲۵ سال در سیاست فعال بوده و بر خلاف دیگر کاندید ها “دکان ندارد”. به همین جهت، در ٢٠١۶ تنها کاندیدى بود که دعوت لابى اسرائیل آیپک را قبول نکرده بود، و از سپهر سیاست خارجى حزب کاملا متفاوت و جلو تر مى باشد.
Tulsi Gabbard : زن جوان با تبار کمی بومی و مادر هندی است. خانم تولسی گابورد نماینده مجلس از ایالت هاوایى است. از خانواده نظامی می آید، به همین جهت وی برای جنگ عراق داوطلب شد. حضور وی در میدان جنگ باعث شده که وی مخالف شدید با سیاست خارجی میلیتاریست امریکا و سیاست سلطه و دخالت در کشور های دیگر داشته باشد. نسبت به سیاست خارجی شاید بتوان گفت که وی مترقی ترین کاندید دموکرات است، وی به عنوان نماینده مجلس از کمیته امور خارجی به سوریه سفر کرده و با بشار اسد ملاقات کرده بود. پلاتفرم وی این است که اگر کشوری خطر برای جامعه امریکا ایجاد نمی کند، نباید به آن حمله نظامی کرد، به همین جهت ماه گذشته بطور غیر مترقبه و غیر متعارفى در رسانه های امریکا مورد حمله قرار گرفت.این جور احساس می شود که حزب دموکرات و یا رسانه ها در چارچوب سیستم قدرت، بخواهند که وی را بی اعتبار جلوه دهند که از دور خارج شود– بعضی رسانه ها شایعه پراکنی می کردند که روسیه از کاندیداتوری وی حمایت می کند. در صورتیکه، گابورد بین جوانان بسیار محبوب است. خانم تولسی گابورد به برنی سندرز نزدیک است، و مکمل یکدیگر در این کمپین انتخاباتی خواهند بود. سندرز چند اظهارنظر منفى در مورد سوریه و ونزوئلا اظهار کرده ولى تولسى گابورد در این موارد دیسیپلینه تر به نظر مى رسد. در سال ۲۰۱۶ خانم گابورد معاون کمیته مرکزی حزب دموکرات بود ولى وى از ان مقام استعفا داد که بتواند از کمپین سندرز حمایت مستقیم کند. گابورد واژه امپریالیسم را بکار نمی برد، ولی منتقد جدی سیاست خارجی امریکا است. او تحت فشار بود که از موضع الحان عمر نسبت به اسرائیل انتقاد کند، ولی این کار را نکرد. خیلى ها نسبت به این سیاستمدار جوان کنجکاوند. جزیره هاوایی جزوی از کشور امریکا است، ولی از نظر جغرافیایی بسیار فاصله داشته و جمعیت بومی دارد. این فاصله جغرافیایی باعث شده که فرهنگ سیاسی متفاوتی شکل گیرد– سیاستمدار جنگ طلب در هاوایی زیاد دیده نمی شود.
اعتماد


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.