پنج شنبه ۲۵ام دی ۱۳۹۳ , ساعت: ۱۱:۱۰کد مطلب : 72526 نسخه قابل چاپ

نقش تاریخی ابراهیم یزدی در برابر نسل سوم

با انضمامی شدن دیالوگ میان سوسیال دموکرات‌ها و لیبرال دموکرات‌های درون جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی، نیاز به یک سنتز رو به جلو برای لحاظ کردن کمبودهای نظری احساس می‌شد. پس اندیشیدن به «دیالکتیک سوسیالیسم- لیبرالیسم» با توجه به ویژگی‌های بومی جغرافیای سیاسی به عنوان یکی از آن راه‌ها مورد توجه قرار گرفت. اتفاقی که امروزه با تحلیل‌های سیاسی موشکافانه ابراهیم یزدی و پژوهش‌های خلاقانه حبیب الله پیمان به آفرینش‌های جدید خواهد انجامید.
امروز با اندک تأملی می‌توان دریافت که ابراهیم یزدی تأثیری زیاد بر نسل سوم جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی داشته است. این نسل تحلیل‌های او را خوانده و عمل سیاسی‌اش را یک اتفاق در فضای سیاسی ایران قلمداد کرده است.
یزدی در هشتاد و سه سالگی چنان تجربه‌‌های سیاست‌ورزی متفاوتی دارد که این نسل، بهت‌زده این میزان تجربه‌گرایی شده است.
اما آنچه باید در فرای این بودن‌ها مدنظر قرار گیرد، وضعیت نسل سوم این جنبش نوآور است؛ نسلی که در حال جوانه زدن است. پس ارتباط با ابراهیم یزدی، یک اتفاق مهم است که نسل سوم به استقبالش رفته است. چون گفت و گو با او، نسل سوم را به دقت در بررسی «وضعیت»، نیازمند می‌کند؛ امری که باعث می‌شود تا آنان بتوانند براساس نیازهای زمانه خود اما با هویت خود سخن بگویند.
آنچه این ارتباط را ضروری می‌سازد این است که نسل سوم جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی با وضعیت‌های چند سویه و گوناگونی مواجه شده است. بنابراین وقتی از نسل سوم حرف زده می‌شود، گریزی نیست که این چند سویه‌گی مد‌نظر قرار گیرد. چرا که آنان نسبت به چند سویه‌گی‌ها، رویکردهای گوناگونی دارند.
در این میان ذکر این نکته ضروری است که از میانه دهه هفتاد تا به امروز با تحولی که در فضای فکری و سیاسی ایران شگل گرفته، نسل سوم شاهد تغییر دوره‌ها و تحول‌های گفتمانی سریعی بوده است. در این دو دهه بسیاری مفاهیم وارد فضای گفتمانی جامعه ایران شده است که نیازمند خوانشی نو است. هرچند برخی تک شخصیت‌های جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی تلاش کردند تا با توجه به مؤلفه‌های هویتی جمع، خوانشی از مفاهیم، براساس زمینه و جغرافیای ایران ارائه دهند اما این وضعیت مسلط نبود.
با این حال باید دید که چرا این جریان همچنان توانسته است تا در فضای فکری و سیاسی ایران حضور داشته باشد و خود را زنده نگه دارد. جریانی که با حضور مستمرش در فضای اندیشگی و استفاده از فراز و فرودهای سیاسی و فرهنگی و دینی، اندیشیده و عمل سیاسی انجام داده است.

روشنفکران متعهد به حقیقت

مهدی بازرگان، محمد نخشب، محمدتقی شریعتی و سید محمود طالقانی از جمله چهره‌های شاخص نسل اول مسلمانان نوآور در تاریخ معاصر ایران بودند که با نظریه‌پردازی‌ و عمل سیاسی خود سعی ‌کردند تا به ترکیبی سازنده از فرهنگ ایرانی و اسلامی دست یابند. ترکیبی که منشاء اثر در اکثر تحولات دینی و سیاسی در ایران شد. این در حالی بود که تأکید آنان بر اخلاق سیاسی و خود آیین در تقابل با اخلاق هنجاری و اخلاق وضع موجود، از آنان روشنفکری متعهد به حقیقت ساخته بود. روشنفکرانی مسلمان که پروژه مشترکشان وجهی تاریخی داشت و به نحوی تلاشی بود در «پیوند نظریه و عمل» و «سوار بر بستر و زمینه عینی و انضمامی اوضاع و احوال پیرامون خودشان».
در هر حال در پی جوانه زدن این جنبش نوآور در سال‌های پس از شهریور ۱۳۲۰، جوانانی پا به عرصه عمومی گذاشتند که امروزه از شاخصان جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی هستند؛ کسانی چون ابراهیم یزدی، حبیب الله پیمان، محمد توسلی، عزت الله سحابی و علی شریعتی.
این شخصیت‌ها همچون نسل اول جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی برای حل مسائل اجتماعی، خود یا گروهشان را به تنهایی در مقام منجی و مظهر عدالت و مبشر آزادی ندیدند. از همین رو آنان به متن جامعه وارد شدند و از طریق تعامل با آن به ایفای نقش پرداختند.
این در حالی بود که جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی، جریانی چند سویه بود. این جنبش نوآور به دو نحله اصلی تفکیک می‌شد: «ملی- مذهبی سوسیال دموکرات» و «ملی- مذهبی لیبرال دموکرات». دو نحله‌ای که در یک نحله نمی‌گنجید. از همین رو خلاصه کردن آن دو نحله در یک کلیت، نمی‌تواند چهره‌ای دقیق و واقعی از جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی ارائه دهد. پس توجه به آنان باید براساس «وضعیت»‌ها و شخصیت‌های حامل این دو پروژه فکری باشد. دو نحله‌ای که خود را در میان پیشگامان و رهبران تاریخی‌اش در دو حزب نهضت آزادی ایران و نهضت خداپرستان سوسیالیست و بعد‌ها حزب مردم ایران و اشخاصی چون مهدی بازرگان و محمد نخشب نشان می‌داد و در زمانه رهبری نسل دوم، خود را با شخصیت‌هایی چون ابراهیم یزدی، حبیب الله پیمان، محمد توسلی، علی شریعتی و عزت الله سحابی معرفی می‌کند.
با نزدیک شدن به زمان پیروزی انقلاب و سپس جابجایی حکومت در بهمن ۵۷ و تحول گفتمانی و تغییر دوره‌ای ناشی از آن، تفکیک دو پروژه فکری درون این جنبش نوآور، نمود پررنگ‌تری یافت. البته این تفاوت در سطح انتزاعی باقی نماند و مابه‌ازای انضمامی پیدا کرد. با انضمامی شدن دیالوگ میان سوسیال دموکرات‌ها و لیبرال دموکرات‌های درون جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی، نیاز به یک سنتز رو به جلو برای لحاظ کردن کمبودهای نظری احساس می‌شد. پس اندیشیدن به «دیالکتیک سوسیالیسم- لیبرالیسم» با توجه به ویژگی‌های بومی جغرافیای سیاسی به عنوان یکی از آن راه‌ها مورد توجه قرار گرفت. اتفاقی که امروزه با تحلیل‌های سیاسی موشکافانه ابراهیم یزدی و پژوهش‌های خلاقانه حبیب الله پیمان به آفرینش‌های جدید خواهد انجامید.
از همین رو ایجاد فضای گفت و گو میان ایده‌ها و پروژه‌های فکری مختلف در درون جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی و در ادامه ایجاد فضا برای تأمین نیازهای فکری نسل سوم این جریان از کار ویژه‌های رهبران و نظریه‌پردازان امروزی جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی است. زیرا نسل سوم در حال جوانه زدن است؛ جوانه زدنی که در صورت حضور نداشتن تمامی آثار و اثرات فکری و عملی بزرگان آن، از حمله آفت‌ها در امان نخواهد بود. موضوعی که می‌تواند به نادیده گرفتن ناخودآگاه برخی مؤلفه‌های هویتی از سوی برخی نسل سومی‌ها بی‌انجامد؛ نسل سومی‌هایی که در دوره سنی ۳۰ تا ۵۰ سالگی هستند.
به همین خاطر ابراهیم یزدی به واسطه جایگاهش می‌تواند به نسل سوم کمک کند تا این جوانه به درخت تنومندی تبدیل شود. کمکی همه جانبه که با همراه کردن دیگر شخصیت‌های شاخص جریان می‌تواند برای نسل سوم به نقطه پرتاب تبدیل شود؛ که اگر نه، جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی همچون دیگر جریان‌ها از آسیب‌های پیرامونی از جمله اختلاف‌های درونی به خصوص منشی- موقعیتی در امان نخواهد بود. اختلاف‌هایی که می‌تواند بر روند کاری جریان تأثیر گذاشته و هم موجب تنزل روحیه هواداران شود و هم به انسجام جریان لطمه زند. این در حالی است که جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی مخالفان قسم خورده‌ای داشته و دارد و همچنین ساختار نظام سیاسی در ایران نیز آن را رقیب خود می‌داند. در این‌صورت پروژه حذف و فراموش شدن آن می‌تواند به سرعت رقم بخورد. به خصوص که این جریان باید به پرسش‌های سرنوشت‌سازی پاسخ گوید که در پیرامونش با توجه به دو شاخصه وجودی‌اش یعنی ایرانیت و اسلامیت وجود دارد.
پس در این زمان ابراهیم یزدی نقشی تاریخی در شکل بخشی نظر و عمل در جریان فکری، سیاسی ملی- مذهبی که جریان نواندیشی دینی در درون آن رسیده و رشد یافته است، خواهد داشت. زیرا برای بی‎اثر کردن تأثیرعوامل بازدارنده، نیاز به تغییر شرایط باز تولید و استمرار آن عوامل و همچنین برای فعال کردن نیروهای مولد، به ایجاد شرایط مناسب و ضروری نیاز است.


مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.