دوشنبه 2nd نوامبر 2020 , ساعت: 11:11کد مطلب : 118902 نسخه قابل چاپ
فروزان آصف نخعی

نظام مال ماست

احمدی به گوش باش، ما ملتیم نه اوباش،

آن خس و خاشاک تویی، دشمن این خاک تویی.

دروغگو دروغگو دروغگو دروغگو دروغگو

 

این ها تعداد اندکی از صدها شعاری است که مردم معترض به نتایج انتخابات ۸۸ در باره احمدی نژاد مطرح کردند، که در مواجهه با آنان با شدت تمام برخورد شد. ندای «تفنگت را زمین بگذار»، مرحوم شجریان حاصل این شدت عمل بود، که به سرعت همه گیر و در هر کوی و برزن شنیده شد. حال احمدی نژاد می گوید «چیزی که ایشان خوانده، آرمان من است.» آیا او راست می گوید؟

 

سردار اسماعیل احمدی‌مقدم ششمین فرمانده نیروی انتظامی در گفت‌و‌گویی با ماهنامه “رمز عبور” در باره روز ۲۵ خرداد ۸۸ می گوید: «قبل از آمدن آقای طائب، ایشان (احمدی نژآد) گفت: «چه خبر؟» گفتم: «خیابان‌ این جوری بود.» گفت: «خیلی خوب شد. دایره را تکان دادیم و اضافات و آشغال‌ها رو آمد. با آن ها برخورد کنید و همه را جمع کنید ببرید. بروید خاتمی و بقیه را دستگیر کنید و شر همه را کم کنید.»

حالا داستانسرایی احمدی نژاد برای انتخابات ۱۴۰۰ به شیوه دیگری آغاز شده است. در مواضع جدید رییس جمهوری سابق برخورد شدید با معترضان به نتایج انتخابات ۸۸، که از سوی او خس و خاشاک نامیده شدند، به مشابه «تیم قتل های زنجیره ای» و «اشرافیت» نسبت داده شده، نیروهایی که هیچ نسبتی با او ندارند. آیا او راست می گوید؟ آیا داستانسرایی جدید تنها بخشی از سناریوی تصرف نظام توسط طیف پایداری و احمدی نژاد است؟

 

بیان نرم، کلهر مشاور رسانه ای احمدی نژاد، در گفت و گو با خبرگزاری مهر (۱۶ اسفند ۱۳۸۸)، حامل جمع بندی ویژه ای است «برای جمع کردن همه» در بیان رئیس جمهوری احمدی نژاد: ” من نگران جنبش سبز هستم. ۸ میلیون نفر از جنبش سبز افراد متخصص یا جوانان جویای علم و تخصص هستند که نمی توان آنها را حذف کرد. … نگران هستم که این ۸ میلیون نفر که بسیار متفرق و سلائق گوناگون دارند را راننده دیگری بر اتوبوس دیگری سوار کند. اتوبوسی غیر از اتوبوس نظام.” این نگرانی آیا به معنای آن نیست که مشاور اعظم در چهره کبوتر، بازهای احمدی نژاد را به سوی «دشمن سیاسی» گسیل می کند؟

 

وضعیت تناقض نما احمدی نژادیسم، در نظریه عدالت او بر اساس گفتمان سوم تیر ادامه یافت و چند حرکت را به صورت موازی منتهی به زمینه سوخته ای به نام ایران در دولت نهم و دهم سامان داد؛ انسداد مطبوعات ، انقلاب اداری به منظور حذف پایگاه فرهنگی غرب از ادارات، انحلال سازمان برنامه و بودجه و تقویت تحریم ها و کاسبی گسترده از خلال آن؛ همه این ها راه را بر ایجاد اشرافیت و طبقه جدید با توزیع درآمد حاصل از نفت میان همراهان خود هموار کرد. موضوعی که دکتر نوبخت در تاریخ یک اسفند ۹۳ به آن اشاره کرد و گفت: « ۷۰۰ میلیاد دلار از دارایی های کشور طی پنج تا شش سال در این کشور خورده و قورت داده شده است.» این ها همه حکایت از طوفان اقیانوسی می کرد که پیامدهایش اگر اراده ای برای اصلاح باشد، تا نیم قرن گریبان کشور را می فشارد.

 

با پول پاشی در دو دولت نهم و دهم ، طبقه اشرافیت نوکسیه و فاسدی ظهور کرد که برای حفظ منافع خود در سال ۸۸ به خیابان آمد. اگر برخی از اعضای این اشرافیت نوکیسه ، جزو تیم قتل های زنجیره ای هم بوده اند، و در دوره دولت های نهم و دهم تصمیم گرفتند از حوزه امنیتی به حوزه اقتصادی وارد شوند، موضوعی است که صحت و سقم آن را آقای احمدی نژاد باید روشن کند.

 

یکی از کسانی که در جریان حوادث ۸۸ در کف خیابان نقش سیستماتیک ایفا می کرد، «حسن میرکاظمی» مشهور به «حسن رعیت »از افراد نزدیک به « بابک زنجانی » است. او با حمایت دولتی به یکی از قدرتمندترین حامیان پشت پرده دولت های نهم و دهم تبدیل شد. «بانک کشاورزی در ۱۵ آذر ۱۳۸۷ اعلام کرد که شرکت‌های میرکاظمی ۱۷۵میلیارد تومان به این بانک بدهکارند و ۶ ماه است هیچ وجهی برای جبران بدهی‌ نپرداخته‌‌اند. ۱۷۵ میلیارد تومان به قیمت دلار آن زمان، معادل حدود ۱۸۵میلیون دلار است. بانک کشاورزی همچنین گزارش داده بود که ۴۰درصد این مبلغ بدون وثیقه بوده و صرفاً با ضمانت میرکاظمی پرداخت شده است. علاوه بر این، بهار۹۸ گروهی با عنوان عدالت‌خواهان در استان گلستان خبر دادند که میرکاظمی، ۳۷میلیون یورو از بانک صادرات استان گلستان وام واردات کالا اخذ کرده است، ولی او ارز را از کشور خارج کرده و کالا نیز وارد نکرده است. » به گفته زاکانی «در این پرونده که میزان بدهی و سودش به ۱۵۰۰میلیارد تومان رسیده، با دخالت اکبر طبری، معاون اجرایی دفتر رئیس قوه قضاییه رأی به سود میرکاظمی صادر شده و بانک صادرات به پولش نرسیده است.»

 

بر این اساس هواداران مثلث احمدی نژاد، رحیم مشاعی و بقایی معتقدند در حوادث ۸۸ آن ها (امثال رعیت ها ) بودند که در کف خیابان نظام را از مخمصه نجات داده و بیمه کردند و باید سهم بیشتری از کیک نظام به آنان تعلق بگیرد. این ادعا در درگیری میان طیف احمدی نژاد با دیگر اصولگرایان و ماموران امنیتی وقت متجلی بود. برای مثال برخی سایت های هوادار او که به محاق توقیف رفتند، در جریان بازداشت جوانفکر، اعلام کردند که در صورت لزوم، برخوردی خواهند کرد که در نهایت حوادث ۸۸ تنها یک حادثه مینیاتوری در برابر آن تلقی شود. روندی که در ۱۱ روز خانه نشینی احمدی نژاد هم تبلوریافت. به گزارش جهان نیوز، «این درگیری تا ساعتی در داخل موسسه ایران ادامه پیدا کرد و هواداران جوانفکر اجازه بازداشت و خروج او از موسسه را ندادند. آنان با سردادن شعارهایی چون “الله اکبر” و “حیدر حیدر” سعی کردند تا مانع از بازداشت جوانفکر شوند.همچنین هواداران آقای احمدی نژاد، با آتش زدن طبقه چهارم روزنامه ایران تلاش کردند از بازداشت جوانفکر ممانعت به عمل بیاورند . جوانفکر گرچه دقایقی در اتاق خود تحصن کرد و در آن را به روی ماموران بست اما در نهایت پس از گفت وگویی نسبتا طولانی وی بازداشت شد».

 

احمدی نژاد درست می گوید، اشرافیت حاصل برنامه های او و تیم قتل های زنجیره ای که یکی از اجزای گروه اش بودند، باید پروژه برخورد با مردم و جوانان را به سروسامان می رساندند تا این گفته رحیم مشایی که کلیپ اش در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود تحقق یابد: «نظام مال ماست »

 


برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.