یکشنبه 14th فوریه 2021 , ساعت: 12:02کد مطلب : 120054 نسخه قابل چاپ
مترجم علی سرداری

منطقه به دلیل حضور ایران و اسرائیل تغییر خواهد کرد و عصر نفت نیز به پایان خواهد رسید؛ اما چگونه … ؟

نگاه گذرا به زندگینامه دکتر «احمد القطامین»
دکتر «احمد عطاالله القطامین» دکترای مدیریت بازرگانی خود را از دانشگاه تگزاس  آمریکا اخذ کرده است. رشته تخصصی وی مدیریت استراتژیک است. او هم چنین استاد دانشگاه موته در اردن بوده و کتاب های در این زمینه منتشر کرده است.
«احمد القطامین» این مقاله را در روزنامه رأی الیوم منتشر کرده و آقای علی سرداری آن را به فارسی بر گردانده است.

در جهان امروز یک واقعیت مهم وجود دارد که باید در آغاز آن را درک و به آن توجه کرد. آن واقعیت این است که نفت خاورمیانه دیگر ارزش استراتژیک برای ایالات متحده ندارد.
اکنون دیگر آمریکا در منابع انرژی خودکفا است و از سوی دیگر به زودی به یک صادرکننده مهم نفتی نیز تبدیل خواهد شد.
آمریکا از نظر تاریخی به دو دلیل عمده به منطقه علاقه مند شده بود؛ نفت و اسرائیل.
حالا این دو دلیل در چند سال گذشته از اعتبار لازم برای حضور آمریکا در این منطقه برخوردار نیست.
آمریکا اکنون در حال تولید مقدار زیادی نفت و هم چنین سایر منابع انرژی در داخل  کشورخود است و دیگر نیازی به نفت منطقه ندارد.
هم چنین اسراییل تقریبا بر گروه های سیاسی در منطقه ازمراکش تا بحرین تسلط کامل یافته است و مانند سابق نیازی به حمایت آمریکا ندارد.

از سوی دیگر، در حال حاضر قدرت استراتژیک آمریکا در معرض یک چالش وجودی بی سابقه از سوی چین قرار گرفته است و این غول آسیایی اکنون دیگر جاه طلبی های خود را برای جایگزینی آمریکا در رهبری اقتصاد جهان پنهان نمی کند.

اکنون آمریکا به جایگاهی نیاز دارد تا مانع رسیدن چین به موقعیت بحران زا برای آن شود و البته این نیاز به تمرکز فوق العاده ای بر منطقه چین و سایر کشورهای دیگر که در سطوح مختلف در حال پیشرفت هستند، نیز دارد.

ایران نیز که اکنون دارای صنایع موشکی بسیار پیشرفته و زیرساخت های پیشرفته علمی و تحقیقاتی است، تنها تهدید باقی مانده در کوتاه مدت و میان مدت برای اسراییل است و این تهدید توسط خود اسرائیلی ها به عنوان یک تهدید وجودی طبقه بندی می‌شود که باید با آن برخورد شود تا بتوان آن را متوقف کرد.
هم چنین اکنون هدف استراتژیک غرب در برخورد با ایران، سیاست مهار است و نه مقابله و برخورد نظامی.

البته درگیری نظامی نیاز به بهای بسیار سنگینی نیز دارد و هیچ‌کس حاضر به پرداخت آن نیست.
بنابراین چنین تصمیمی ( درگیری و حمله نظامی) در دستور کار نیست. ازجانب دیگر برخی از کشورهای عربی بر این باورند که غرب به نیابت از آن ها با ایران خواهد جنگید. این نگرش یک توهم ساده لوحانه و غیرقابل تحقق است.
حال با توجه به این داده ها، یک پرسش مهم باقی می ماند که مدت هاست در جستجوی پاسخ به آن پرسش هستند؛ اگر آمریکا منطقه را ترک کند و اسرائیل در آن منطقه توانمند شود، تحولات مردمی حاصل ازآن چگونه خواهد شد؟
البته پاسخ به این پرسش با توجه به پیشینه ایدئولوژیک پاسخ دهندگانش، متفاوت خواهد بود.
اما منطقی ترین پاسخ این است که مردم عرب و اسلام بسیار تحت تاثیر بُعد فرهنگی تمدن آمریکا قراردارند و بنابراین بین آن ها که از هژمونی آمریکا بر منطقه حمایت می کنند و کسانی که مخالف آن هستند تقسیم شده اند.
اما درصورت فاصله گرفتن ایالات متحده و جایگزینی اسرائیل در کنترل منطقه، آن گاه مردم در اصل دولت اسرائیل را دوست ندارند و آن را وجودی سرطانی و تهاجمی می دانند که قابل تحمل نیست.
بنابراین و با توجه به هژمونی اسراییل، اعتقاد بر این است که منطقه عربی در سال های آینده وارد مرحله‌ای خواهد شد که بی ثباتی تصاعدی در آن بالا می رود  و در این صورت دیگر اسرائیل قادر به کنترل اوضاع به هم ریخته منطقه نخواهد بود. در چنین وضعیتی رژیم های کنونی نیازبه یک جایگزین خواهند داشت و این یعنی که آنان ناچار اصلاحات دموکراتیک را در پیش روی خود قرار خواهند داد.
این آرزوهای مردمی است که در گذشته وضعیت زندگی آن‌ها از دست رفته و احساس و قضاوت آنان در حال حاضر این است که آن دوران سپری شده است، و اکنون هزینه تغییر اجتناب ناپذیر را در راه های که ممکن است صلح آمیز نباشد باید تحمل کنند.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.