شنبه ۲۹ام آذر ۱۳۹۳ , ساعت: ۱۲:۰۹کد مطلب : 71203 نسخه قابل چاپ

منتظری، تجسم آموزه های نهج البلاغه

او همانند مقتدایش علی (ع) در تزاحم میان قدرت و اصول و ارزشها،جانب ارزشها راگرفت و جانب قدرت را وا نهاد.ایشان از رهبری آینده نظام جمهوری اسلامی ایران به نفع ارزشهای جاودانی که تمام عمرش مروج،مبلغ و وفادار به آنها بود و برای آنها زندانها،شکنجه ها،مرارتها،زخم‌زبانها،نامهربانیها،حصرها،توهینها و تهمتهای نا روای زیادی را تحمل نموده بود،صرف نظر کرد و عطای رهبری را به لقائش بخشید تا به همگان در حال و آینده بیاموزد قدرت،ثروت و شهرت رفتنی و ایستادگی بر روی ارزشها و وفاداری به اخلاق و آموزه های علوی،ماندگار و موجب عزت و سر فرازی و رستگاری دو جهان است

۲۹آذر ۹۳پنجمین سالگشت عروج روح بلند آیت اله منتظری مرجع آزاد اندیش و رهبر معنوی جنبش سبز ایران را گرامی می دارم و بعنوان شاگرد ی از شاگردان غیر حضوری ایشان ،برای آن بزرگ و سالک الی الله که الگویی زنده از اسلام رحمانی ،اخلاق انسانی و حجت مسلمانی بود،از خداوند مهربان علو درجات و هم نشینی با حضرتش ،پیامبران،اولیاءدین و مصلحان در خواست می نمایم.در این نوشتار قصد آن دارم به یکی از ابعاد وجودی زنده یاد ایت الله منتظری بپردازم که معتقدم از ویژگیهای بر جسته و شاید از بر جسته ترین ویژگیهای شخصیتی آن بزرگوار بوده است. در تجربه شخصی و بر خوردهای حضوری و فکریم با ایشان طی چهار دهه گذشته به این نتیجه رسیده ام که”شخصیت نهج البلاغه ای “ایشان بارزترین وجه شخصیتی اوست تا جائیکه به باور من وجه تمایز اسلام او با اسلام بسیاری از روحانیون و مراجع دینی دیگر”اسلام نهج البلاغه ای” اوست. او کسی بود که روش،بینش،منش و سلوک اخلاقی و سیاسی اش از زلال نهج البلاغه سیراب می شد.از آن زمان که او را شناختم، دریافتم که نهج البلاغه در او جاری است،قلبش با نهج البلاغه می طپد و زبانش گویا به نهج البلاغه و شرح و تفسیر آن است و رفتار فردی،اجتماعی،اخلاقی و سیاسی اش متاسی از نهج البلاغه و صاحب آن است.آن بزرگوارانس خود و استاد شهید مطهری با نهج البلاغه را مرهون استاد بزرگوارشان مرحوم “آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی” می داند و می فرماید”در این اواخر که در اصفهان بودم با مرحوم آیت الله علی آقا شیرازی مانوس شده بودم،ایشان در مدرسه صدر نهج البلاغه درس می دادند،گاهی از اوقات درس ایشان می رفتم،بعد وقتی که من آمدم قم و با مرحوم شهید مطهری ،آشنا شدم و در تابستان با هم به اصفهان رفتیم به ایشان گفتم برویم درس نهج البلاغه،گفت مگر نهج البلاغه درس خواندنی است؟گفتم اگر حاج میرزا علی آقا درس بگوید آری.بعد به اتفاق آقای مطهری رفتیم در مدرسه صدر پای درس ایشان،مرحوم آقای مطهری خیلی مجذوب ایشان شد”(۱)بنا بر این آشنایی شهید مطهری به نهج البلاغه محصول آشنایی و رفاقت طلبگی ایشان با آیت الله منتظری است.مرحوم مطهری در کتاب عدل الهی به سابقه تاریخی این آشنایی و رفاقت اشاره کرده و می نویسد”در سال بیست که برای اولین بار به اصفهان رفتم هم مباحثه گرامیم که اهل اصفهان بود و یازده سال تمام با هم هم مباحثه بودیم و اکنون از مدرسین و مجتهدین بزرگ حوزه علمیه قم است به من پیشنهاد کرد که در مدرسه صدر،عالم بزرگی است نهج البلاغه تدریس می کند،بیا برویم به درس او. این پیشنهاد برای من سنگین بود،طلبه ای که کفایه الاصول می خواند،چه حاجت دارد که به پای تدریس نهج البلاغه برود؟نهج البلاغه را خودش مطالعه می کند و با نیروی اصل برائت و استصحاب مشکلاتش را حل می نماید.چون ایام تعطیل بود و کاری نداشتم و بعلاوه پیشنهاد از طرف هم مباحثه ام بود پذیرفتم.رفتم اما زود به اشتباه خودم پی بردم..،دانستم که نهج البلاغه را من نمی شناخته ام و نه تنها نیازمندم به فرا گرفتن از استاد،بلکه باید اعتراف کنم که نهج البلاغه استاد درست و حسابی ندارد.به علاوه دیدم با مردی از اهل تقوا و معنویت روبرو هستم که بقول ما طلاب ممن ینبغی ان یشد الیه الرحال از کسانی است که شایسته است از راههای دور بار سفر ببندیم و فیض محضرش را دریابیم. او خودش یک نهج البلاغه”مجسم”بود،مواعظ نهج البلاغه در اعماق جانش فرو رفته بود،برای من محسوس بود که روح این مرد با روح امیر المومنین (ع)پیوند خورده و متصل شده است. راستی من هر وقت حساب می کنم،بزرگترین ذخیره روحی خودم را درک صحبت این مرد بزرگ می دانم.رضوان الله تعالی علیه و حشره مع اولیائه الطاهرین و ائمه الطیبین”(۲) نکته جالب توجه برای من قدر شناسی این دو عزیز سفر کرده از استادشان و احترام وافر آنها به وی و یاد نمودن از او به هر مناسبتی است که برای همه ما آموزنده و درس بزرگی است. استاد شهید مطهری در مقدمه کتاب “سیری در نهج البلاغه” انس استادشان حاج میرزا علی آقا شیرازی با نهج البلاغه را چنین توصیف می کند”او با نهج البلاغه می زیست،با نهج البلاغه تنفس می کرد،روحش با این کتاب همدم بود، نبضش با این کتاب می زد و قلبش با این کتاب می طپید،جمله های این کتاب ورد زبانش بود و به آنها استشهاد می نمود،غالبا جریان کلمات نهج البلاغه بر زبانش با جریان سرشک از چشمانش بر محاسن سپیدش همراه بود”.(۳)من بر این باورم که ویژگیهای این استاد معنوی آنچنان در این دو شاگرد بزرگوار و متاله اثر گذار بوده که درس نهج البلاغه اش زمزمه عشق بوده و درس عاشقی، در نتیجه مسیر زندگی آنها را تغییر و به اندیشه و منش آنها جهت گیری علوی بخشیده است تا جائیکه به جرات می توان گفت ویژگیهای استاد در این دو بزرگوار تحقق و استمرار یافته است. شرح کامل خطبه ها،نامه ها و حکمتهای نهج البلاغه توسط فقیه عالیقدر آیت اللله منتظری (ره)که تا کنون شش جلد آن منتشر شده و بنا به گفته فرزند فاضل و عزیزش جناب حاج احمد آقای منتظری(دامت توفیقاته)قرار است در ۱۵ جلد به مرور منتشر شود،جلوه ای از از استمرار اندیشه و منش حاج علی آقا شیرازی است. خط مشی سیاسی و سلوک اخلاقی آیت الله منتظری الگویی مانا برای همه کسانی است که اهل سیاست ورزی اخلاقی اند و بنا ندارند سقف قدرت و معیشت بر ستون شریعت بزنند. او همانند مقتدایش علی (ع) در تزاحم میان قدرت و اصول و ارزشها،جانب ارزشها راگرفت و جانب قدرت را وا نهاد.ایشان از رهبری آینده نظام جمهوری اسلامی ایران به نفع ارزشهای جاودانی که تمام عمرش مروج،مبلغ و وفادار به آنها بود و برای آنها زندانها،شکنجه ها،مرارتها،زخم‌زبانها،نامهربانیها،حصرها،توهینها و تهمتهای نا روای زیادی را تحمل نموده بود،صرف نظر کرد و عطای رهبری را به لقائش بخشید تا به همگان در حال و آینده بیاموزد قدرت،ثروت و شهرت رفتنی و ایستادگی بر روی ارزشها و وفاداری به اخلاق و آموزه های علوی،ماندگار و موجب عزت و سر فرازی و رستگاری دو جهان است.سراسر زندگی او به پایداری بر سر اصول و ارزشها سپری شد و هرگز با صاحبان قدرت چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب،چه در دوره ای که قائم مفام رهبری بود و چه پس از عزل از قائم مقامی توسط آیت الله خمینی به خاطر ماندن در قدرت معامله سیاسی نکرد و حتی بر سر حفظ اصول و دفاع از قانون و اجرای عدالت با استادش آیت الله خمینی حاضر به مماشات نشد و با حفظ احترام استاد حقیقت را برتر از ایشان دانست و برتر از او نشاند و حاضر نشد حقیقتی را کتمان کند و حق یا حقوقی را هر چند حقوق مخالفان فکری خود و حتی کشندگان فرزندش را ضایع کند. مقاله ام را با ذکر خاطره ای از این آزادگی و شجاعت اخلاقی و رعایت حقوق مخالفان از دهه ۶۰مزین می نمایم. در مهر ماه سال ۶۱ پس از عمل جراحی قلب، شبی از شبها بر روی تخت بیمارستان قلب شهید رجائی تهران به رادیو ی ترانزیستوری ام گوش می دادم.آن سالها درس خارج فقه آیت الله منتظری صبحها از رادیو ایران و شرح نهج البلاغه اش ساعت ۹ یکی از شبهای هفته پخش می شد.علاقه وافرم به مباحث نهج البلاغه آن هم از زبان شخصیت عظیم القدری که نهج البلاغه پس از قرآن کتاب زندگی و سلوک عبادی،اخلاقی،اجتماعی و سیاسیش بود،مرا در حال بیماری و دردوران نقاهت هم از گوش دادن به سخنان دل نشین و تاثیر گذار ایشان غافل نکرد.بخوبی بیاد دارم خطبه ۱۷ نهج البلاغه را تفسیر می کردند وقتی به این عبارت رسیدند که امام علی می فرمایند”تصرخ من جور قضائه الدماء”یعنی:به سبب حکمهای قضائی ای که به جور و ستم صادر کرده خونهای بنا حق ریخته شده به زبان حال فریاد می زنند)(۴)خطاب به قضات فرمودند:آقایان قضات توجه داشته باشندکه از مسیر عدالت خارج نشوند مبادا بگویید حالا که شهید بهشتی را کشته اند حالا که فرزند منتظری را کشته اند ما هم باید چنین و چنان کنیم مبادا تحت تاثیر عواطف و احساسات دست به انتقام جویی بزنید و بی گناهی را مجازات نمایید.سپس ایشان سخنی را از پیامبر (ص)نقل فرمودند که پیامبر می فرماید :”ادروا الحدود عن المسلمین ما استطعتم فان کان له مخرج فخلوا سبیله فان الامام ان یخطی فی العفو خیر من ان یخطی فی العقوبه”ایشان با استناد به این حدیث مضمون آنرا به عنوان نتیجه گیری مطرح کردند و فرمودند “اگر مجرمی عفو شود بهتر از آن است که بی گناهی مجازات شود. بین خود و خدا شهادت می دهم با شنیدن این جملات تمام وجودم لبریز از عشق به این “عالم ربانی،مرد الهی و روح بزرگ و وسعت وجودی و افق نگاهش می شد گویی در دنیای افسون زده،در دنیایی که رقابت بر سر قدرت،ثروت و شهرت ،جدایی و دشمنی میان انسانها بوجود آورده ،یک بار دیگر فریاد علی یاد آوری می شود که پس از شکافته شدن فرق سرش در محراب عبادت،خطاب به فرزندانش آنها را از انتقام جویی و خونریزی نهی می نماید و می فرماید”ای پسران عبدالمطلب بهیچ وجه دوست ندارم به بهانه اینکه بگویید امیرالمومنین کشته شد امیرالمومنین کشته شد خونهای مسلمانان را بریزید.آگاه باشید جز قاتل من هیچکس نباید کشته شود.بنگرید هر گاه من بر اثر این ضربت مردم به او ضربتی در برابر ضربه اش بزنید.آن مرد نباید مثله شود زیرا از رسول خدا شنیدم می فرمود:از مثله کردن دوری گزینید گرچه در مورد سگ آزار رساننده باشد”(۵) به منظور قدر شناسی از یک عمر مجاهدتها ،فداکاریها و زیست اخلاقی،انسانی و الهی آیت الله منتظری بود که مردم ایران در تشییع جنازه ایشان سنگ تمام گذاشتند تا به مخالفان منتظری اعلام کنند که ما قدر رهبران ،مصلحان و دلسوزانمان را بخوبی می شناسیم و آنها را از یاد نخواهیم برد.
روز ۳۰آذر از روزهای ماندگار در تاریخ قم ثبت شد مردم از شهرهای مختلف کشور برای وداع آخرین با مرجع و ملجاءمظلومشان و مدافع ثابت قدم حقوقشان آمده بودند به چشم خود حضور پنج نسل را در تشییع با شکوه و فراموش ناشدنی دهها هزار نفری پیروان و علاقمندان آن عزیز برغم تمام محدودیتها و تهدیدها دیدم و شاهد بودم شهر قم روز استثایی ای را در تاریخ خود پشت سر می گذاشت.بغضهای فرو خورده می ترکید و عشقهای سر کوب شده در فریادهای بر خاسته از جان و دل مردم در حمایت از آیت الله تجلی می یافت. اما افسوس که مخالفان آیت الله منتظری به جای عبرت گرفتن از صحنه های پر شکوه عشق و دلدادگی مردم به وی در این تشییع جنازه بی نظیر در تاریخ قم،تنها به انتقام از او در دوران حیاتش بسنده نکردند بلکه برای بقاء دو روزه قدرت و منافع دنیویشان پس از مرگ او نیز انتقام جویی نموده و از برگزاری مراسمهای گرامیداشت او در سراسر کشور بجز زادگاهش نجف آباد جلوگیری نمودند و حتی اجازه علنی شدن قبر شریف او را ندادند.کسانیکه به حرم حضرت معصومه رفته اند،دیده اند که جعبه مستطیل شکلی که با پارچه ای سیاه پوشانده شده است نشانه قبر او در جوارفرزند شهیدش محمد منتظری است.اما چه باک منتظری نیازمند به گنبد و بارگاه نیست(مگر ائمه بقیع گنبد و بارگاه دارند؟)نام و یاد و اندیشه او در ذهن و دل اهل معرفت برای همیشه باقی خواهد ماند و مضجع بی نام و نشانش، نشانه و پرچم آزادیخواهی،حق طلبی،استبداد ستیزی،عزت طلبی و ایستادگی او بر سر اصول و ارزشهاست که عبرت و درس ماندگار برای همه حقیقت جویان از یکسو و پرده برداری از چهره مدعیان دروغ دینداری و حقیقت ستیزان از سوی دیگر خواهد بود. آرزو می کنم میراث گرانسنگ ایشان را پاس بداریم و در گفتار و رفتار به آن وفادار و پای بند باشیم که بهترین شیوه تبلیغ و ترویج”مکتب منتظری” است.
روحش در جوار رحمت الهی آرام و راهش پر رهرو و مستدام باد

۱-لطفی ،مجتبی،جلوه های ماندگارصص۱۳۶و۱۳۷ ۲-مطهری،مرتضی،عدل الهی صص۲۵۰و۲۵۱
۳-مطهری،مرتضی،سیری در نهج البلاغه ،مقدمه صفحان۱۰و ۱۱
۴-نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه ۱۷فراز ۹ ۵-همان نامه ۴۷ فراز۵و۶


حوزه :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.