سه شنبه ۲۴ام اسفند ۱۳۹۵ , ساعت: ۰۴:۱۲کد مطلب : 102338 نسخه قابل چاپ
در حاشیه مستند هدی صابر برای مصدق

مصدق کریم یا اشرافیت مغلوب؟

مستند هدی صابر در باره مصدق که در سال ۱۳۸۹ه.ش تمام شد

را می توان سومین تلاش وی برای ادای دین به معبود هایش برشمرد:

۱ـ سه هم پیمان عشق که ادای دین به محمد آقا حنیف نژاد است که معبود معبود های هدی صابر است که نمادی از ایثار و نظم و سازماندهی است.

۲- تختی شمشاد ماندگار و برقرار که حدیث جوانمردی و غیرت و لوطی گری است که نمادی عالی از منش است.

۳- مصدق از نگاهی دیگر هم ادای دین  به نماد ملیت و استقلال است که هدی صابر دلبرده آن بود. اگر سحابی پسر با مصدق مفهوم ملیت را دوباره در دوره جمهوری اسلامی مطرح کرد اما هدی صابر در ملیت استقلال و غیرتی می دید که دلش را به سوی مصدق می برد.

دراین مقاله سخن در باره مستند مصدق است تا  از نگاه دیگر ارزیابی شود.

مولف یا اثر

این فیلم، مصدق اجتماعی و مدنی را نشان می دهد  یعنی همان دوره ای که هدی به ناگزیربه سوی کار مدنی کشیده می شود و ترویج و آموزش دیمی را بر می گزیند چرا که حکومت هر حرکت منظم را ضربه سخت می زد و می زند. این نوع کار با روحیه هدی جور نبود اما به انجام آن عادت می کرد. چرا که کاری نمی شد انجام داد مگر آموزش دیمی اما در این راه او تلاش کرد که منظم باشد و اثر ماندگار به جا گذارد  که باز اطلاعات سپاه مانع از آن شد که به دستگیری وی انجامید که در نهایت  به مرگش منجر شد که حماسه ای بود اگر چه تلخ.

به او گفته بودند که تو اگر اغذیه فروشی هم بزنی باز خطرناک و کار تشکیلاتی می کنی.

این مستند نشان از توجه هدی به جامعه غیرسیاسی هم دارد.  هدی که به کار مدنی جلب شده و هم در پروژه ای در زاهدان مشغول شده است نمی تواند بدون اذن معبودهایش به چنین کار مدنی دل دهد. مستند مصدق برای این است وی مجوز کارش را سندی و کتبی کند و نشان دهد که طی این مرحله  مدنی را در زمان ناگزیر به اذن یکی از معبود هایش انجام داده است. والا محمد حنیف را چگونه می توانست پاسخ گو باشد.

کریمیِ مصدق و رحیمیِ تختی می توانست در برابر سوال حنیف که چه می کنی هدی ؟  کار مدنی او را توجیه کند. چرا که به سیاق حنیف و شریعتی اگر در میدان نیستی هر کجا که خواهی باشد به شراب و یا به نماز به جامعه مدنی یا چپاول خلق، چرا که اگر در صحنه  اصلی نیستی  مهم نیست که چه می کنی.

این نگاه را امثال هدی باور داشتند اما به مرور زمان با تکثر الگوها به رفتار جدیدی رسیدند که در رفتار هدی می بینیم.

این مستند به مولف، سندی ماندگار و دلگرم کننده  ارائه می دهد تا به محمد آقا معبود معبود هایش بگوید که رفتارش درست بوده است چرا که مصدق بزرگ در دوره ناگزیز در تبعید به مردم پرداخته است اما منش را حفظ کرده است.هدی نیز در دوره ناگزیر به جامعه مدنی روی کرده است و با منش مردم دوستی به زیست  انسانی ادامه داده است.

این نشان می دهد که این جان سخت روان در تحول بوده است؛ تحولی که خود باید آن را درک و لمس  می کرده و هم برای کار مدنی خود پایه نظری می ساخته است این مستند هم قسمتی از این تلاش است.

مصدق اشراف زاده کریم

مستند با نگاه مردم گرای هدی با محوریت شاه حسینی که مدنی ترین سرباز سیاسی جبهه ملی ایران است و تعلق مذهبی بالایی دارد شکل گرفته است.

اما ظرایف کار آن است که در این مستند، مردمی که رعیت خوانده می شدند در این برنامه نقش اصلی را در روایت اشراف زاده شریفی بازی می کنند که آنان را دوست داشته و به آنان شخصیت داده و از آنان حمایت کرده است و تا توانسته کریمانه برخورد کرده است.هدی “کشور خانم” را بر سر صندلی می نشاند که از کریمی مردی بگوید که نخست وزیر خانه نشین شده ایران است. کرمعلی از مردی می گوید که در خواست کمک هیچ کس را رد نمی کرد  اما دزدی را دوست نداشت و مجازات می کرد . رشوه را بد می دانست و رشوه دهنده را توبیخ می دهد و رشوه گیر را دوست نداشت.

نصراله  خازنی رئیس دفتر وی در دوره نخست وزیری از مردی ساده پوش می گوید که دو دست لباس در دوره نخست وزیری اش داشت حتی در خرید برای نخست وزیری قیمت طالبی را هم کنترل می کند. حتی داشتن کولر را برای خود نمی پذیرد .در تنبیه خاطی بین مجرم و خانواده او فرق می گذارد. مرد دو زنه را بد می دانست.نصرالله خازنی با شعف و شور از خاطرات مردی می گوید که با وجود اینکه  اشراف زاده بودند در منصب نخست وزیری با خرج خود به برای دفاع از منافع مردم ایران همراهان را به غرب می برد.

نوه او از توجه وی به نظم و توجه به مردم می گوید. مردی که فرهنگ مذهبی بدون تظاهر داشت. خیریه مادر خود را در خدمت شفای مردم می سازد. در هر حالی او می خواهد بچه های روستا درس بخوانند و کسی شوند حتی خودنویس خوب برای نوشتن داشته باشند. مصدق کریم است و با کریمان کارها دشوار نیست. زنش را دوست دارد اما به سبک سیاق یک اشراف زاده که فرهنگ مذهبی دارد. ایران تمام وجود او است. حاضر نیست برای مداوا به خارج رود اما انگار دوست دارد بمیرد به دکترمعالجش می گوید که امیدوارم بیماری من سرطان باشد. این اشراف زاده ناکام  در هدف، اما خوش نام در تاریخ است که الگوی چپ شریفی چون سحابی می شود و الگوی رفتاری سوسیالیستی مدنی همانند هدی صابر می گردد.

اشرافیت مغلوب و گم شده

این مستند راز های بگو دارد که در مگوهای آن نهفته است . شاید بعد مهم این مستند آن باشد که اشراف زاده کریم قصد آن داشت که از رعیت خود شهروند بسازد در این راه کامیاب نشد چرا؟

این مستند از مصدق کریم و خوش فکری سخن می گوید که رفتار اشرافی اما کریمانه دارد. او نماد آن اشرافیتی است که زمانی به غرب رفت، تلاش کرد که ایرانی بسازد مطابق باور خود؛ سلطنت خودکامه  را مهار کند و  ممالک محروسه برای شاه را تبدیل به حکومت ایران کند که با قانون اساسی اداره می شود. در این مستند وی مامور دولت را که مراقب وی بوده و یکی از رعیت ها را  زده است تنبیه می کند و می گوید :”حق نداری رعیت من را بزنی.” هم چنان وی رعیت خود را تنبیه بدنی نمی کرد بلکه به خاطر رشوه دادن به مامور دولت جریمه نقدی می کند؛ این رفتار مدرن است. او رعیتی را که گندم دزدیده است را با دادن پول از روستا بیرون می کند تا مکان دیگری برای خود بیابد.

بی گمان راز روشن این مستند حکایت ازنماد اشراف زاده شریفی دارد که مشروطه را خلق کردند اما توان حفظ آن را در برابر نوکسیه گان نظامی نداشتند که ارتش مدرن را برای سرکوب ملت ایجاد کردند. رضا شاه مشروطه را مطلقه کرد و طومار مشروطه را پیچید و  اشرافیت بی ریشه ای را به وجود آورد که دارای منش کریمانه نبود.مرگ غریبانه مدرس و مرگ درد مندانه مصدق کریم نشان داد که سلطنت بی ریشه پهلوی روندی را متوقف کرد که در پی آن طوفان بر می خواست؛ در این طوفان خشک و تر سوختند.

سودای مصدق از رعیت، شهروند ساختن بود که هنوز ما به آن نیاز داریم.روندی که پهلوی اول و دوم به آن نه سیاسی گفتند و بعد از انقلاب هم هر دو رهبر نظام در مقابل این حق شهروندی ایستادند.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.