جمعه 18th سپتامبر 2020 , ساعت: 09:09کد مطلب : 118363 نسخه قابل چاپ
سعید الشهابی

عادی سازی با “اسرائیل” امنیت خلیج فارس را تهدید می کند

سعید الشهابی (متولد ۱۹۵۴) روزنامه نگار و مفسر بحرینی،یکی از اعضای جنبش آزادی خواهان بحرین است.او مدرک لیسانس و دکترای خود را از دانشگاه سیتی لندن اخذ کرد و از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۹ بعنوان

سردبیر مجله هفتگی العالم مشغول به فعالیت بود. وی علاوه بر ریاست باشگاه فرهنگی خلیج فارس ، عضو هیئت مدیره خیریه های اسلامی واقع در لندن ، یعنی دارالحکمه و بنیاد اسلامی ابرار نیز می باشد و به طور منظم برای دو روزنامه‌ القدس العربی و مسلم نیوزمطلب می نویسد.

این مقاله توسط آقای علی سرداری به فارسی بر گردانده شده است.

متن مقاله:

نیم قرن پیش (تابستان ۱۹۷۰) در چنین روزهای، جهان عرب از فوت رئیس جمهور مصر جمال عبدالناصر در شوک فرو رفت،عبدالناصر برای بسیاری رهبری الهام بخشی بود و نمادی از مبارزه با اشغال فلسطین توسط اسرائیل؛علی رغم آن که از نظر تقابل نظامی با رژیم اشغالگر دستاورد چندانی به دست نیاورده بود.

در آن ایام در آگاهی استراتژیک عربی و اسلامی،احساس عمیق عمومی وجود داشت که غرب را مسئول تحمیل این نهاد بر منطقه،و محروم کردن مردم فلسطین از سرزمین خود می دانست. در آن روزها وجدان عمومی مردم جهان علیه سیاست های آمریکا بود. بالخص که با گسترش حس آزادی خواهی بسیاری از مردم به دنبال رهای از استعمار بودند و در این راه می کوشیدند.

مسلما فضای جنگ سرد نیزعاملی بود برای وضعیت دو قطبی فکری و عقیدتی در جهان که حمایت جهانی از فلسطین را فراهم می کرد و در تحمیل محاصره سیاسی و دیپلماتیک برای “اسرائیل” نقش داشت.

پس از کمتر از ده سال اما صحنه سیاسی با سفر انور سادات به قدس- پس از مرگ ناصر رئیس جمهور مصر- وپس از امضای قرارداد انور سادات باکیان اسرائیلی تغییر کرد و جهان عرب با آنچه امروز است کاملا متفاوت گشت.واکنش جهان اعراب شدید و تعیین کننده بود،مصر را تحریم شد و مرکز اتحادیه عرب از قاهره به تونس منتقل شد و عادی سازی با دشمن را خیانت به حساب آوردند.

احساس خشم ،منطقه را فرا گرفت، سادات رئیس جمهور مصر در روز روشن هنگامی که مشغول سان دیدن از نیروهای مسلح دررژه نظامی بود (در تاریخ ۶ اکتبر، به نشانه جنگ ۱۹۷۳) ترور شد.

اکنون این پرسش مطرح است چرا او ترور شد؟

حکام عربی از موقعیت مسئله فلسطین در وجدان عموم مردم و همچنین از جایگاه فلسطین در روابط بین الملل آگاه هستند و تدوام هفتاد ساله این مسئله بدون هیچ راه حلی، باعث افتخار جهانیان نیست .لذا علی رغم تلاش برخی دولتها برای برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل ، حکام عرب کماکان از ورود به مسیر عادی سازی کامل خودداری کردند، زیرا می دانستند که این امر آنها را در تقابل با تمام بخشهای ملت قرار می دهد وشورش علیه آنها را تشویق می کند. اردن با “اسرائیل” روابط برقرار کرد ،اما آنها به دنبال به چالش کشیدن احساسات توده های عرب نبود، وهمین روند در مورد مراکش نیزصدق می کند،حکام عرب همچنان اشغالگری را رد می کنند و همه کسانی که به دنبال عادی سازی با اسرائل هستند را نیز نمی پذیرند.

در پاییز ۱۹۹۰ عربستان سعودی برای اخراج نیروهای عراقی ازکویت از نیروهای خارجی کمک گرفت،مردم در مخالفت با این تصمیم در کشورهای بزرگ عربی دست به تظاهرات اعتراضی زدند .

در جهان عرب احساس عمیقی برعلیه هژمونی غربی در منطقه وجود دارد واین پس از صعود دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا عمیق تر شده است.

آنچه مسلم است این است که توده های عرب پس ازدهه ها ستم ،آزار و اذیت وسلب مالکیت از وضعیت ضعف مادی و روانی خود رنج می برند ،اما این ضعف تأثیری دراعتقاد اکثریت قریب به اتفاق اعراب و مسلمانان در مورد ضرورت آزادسازی سرزمین معراج و رسمیت نشناختن اشغالگران ندارد.

از این رو نه مطلق مردم، در نفی خط مشی امارات برای عادی سازی با اشغالگران بود و البته واکنشهای که از جانب سازمان های جامعه مدنی وکنشگران وهمچنین برخی دولت ها انعکاس یافت نشان می دهد این ضدیت تنها درمحدود احساس عمومی باقی نخواهد ماند،و بعید نیست که امارات و نهاد اقتصادی آن هدف خشم قرار گیرد.

هنگامی خبر بمب گذاری هفته گذشته در ابوظبی منتشر شد که در آن سه نفر کشته شدند، این خبر با عث دلهره و سردرگمی شد.چراکه هیچ کس نمی خواهد این منطقه را دوباره در حالت خشونت آمیز و کشتارببیند.

اکنون پرسش اینجاست: آیا حاکمان امارات از این واقعیت مطلع نبودند؟

این واقعیت که توده های عرب نمی خواهند سرزمین فلسطین را تسلیم کنند و یا حاکمیت پروژه صهیونیستی را بر سرزمین معراج به رسمیت بشناسند.

حاکمان امارات باید در برخورد دیپلماتیک و محتاط تر باشند تا عزیزترین احساسات مردم را هدف قرار ندهند. ولیعهد امارات ویا ، همتایان او درعربستان سعودی و بحرین باید حساسیت مردم را در نظر بگیرند،واز راه رفتن در مسیر انور سادات که قربانی استکبارو نادیده گرفتن احساسات توده ها بود ، خودداری کنند.

قدرتی امارات دارد چیست تا بتواند خشم افکار عمومی را خنثی کند؟ امارات متحده عربی قادر است عصبانیت شدید افکار عمومی را به خود معطوف کند، زیرا اگر افکار عمومی احساس کند که به حیثیت اش توهین شده و حقوقش به خطر افتاده است به کسی رحم نخواهد کرد

واقعیتی که روشن شد این است تصمیم برای عادی سازی با “اسرائیل” سه جانبه بود که شامل دولت های عربستان سعودی ، بحرین وبا کمک دولت ترامپ ،وبا فشار دولت ترامپ صورت گرفته می گیرد،از طرفی سفر اخیر وزیر خارجه وی به منطقه شرایط یک اقدام چشمگیر را فراهم آورد که البته به این سرعت انتظارآن نمی رفت.

آیا حاکمان امارات از ضرورت احترام به احساسات بیش از یک میلیارد نفردر این کره خاکی که از کوتاه آمدن ازدر مسئله فلسطین امتناع می ورزند ، آگاهی ندارند؟

آیا آنها عواقب تصمیم سادات را در چهار دهه پیش را به یاد ندارند که او چگونه با زندگی خود هزینه ماجراجویی بی پروای خود را پرداخت کرد؟ آیا آنها نمی دانستند که مصر پس از پی بردن به اشتباه مهلکی که سادات مرتکب شد خود را مجبور به کند کردن سرعت عادی سازی کرد؟

واضح بود وقتی که سادات به فشارهای آمریکا پاسخ داد و به دیدار قدس شتافت، به احساسات عمومی توجهی نکرد. این برای او بسیار گران تمام شد وهمین موضوع باعث شد به زندگی او پایان یابد، نه به عنوان یک قهرمان ملی ، بلکه به عنوان یک حاکم که به مردم خود و آرمان آنها خیانت کرد.

درست است که مسئله فلسطین به شدت در آتش می سوزد و کسانی هستند که به دنبال خاموش کردن کامل آن هستند ، اما فلسطین این سخن را نمی‌پذیرد و اصرار به ماندن دارد.

این احساس مردم فلسطین است که علی رغم رنج و مصائب مادی و انسانی که تجربه می کنند و با وجود تبانی بین حاکمان سه کشوربا اشغالگر در جهت عادی سازی،از موقعیت خود عقب ننشسته اند.

اکثر دولت های عربی واسلامی هنوزباعادی سازی با اشغالگران و کوتاه آمدن از پذیرش قضیه فلسطین امتناع می ورزند. و همچنین،این لکه تاریخی را نمی توان با پول نفت از حافظه مردم پاک کرد،زیرا که از زمان ومکان فراتراست،وبه عنوان یک هدف انسانی باقی می ماند.

افراد با وجدان و زنده وصاحبان ارزش واخلاق به آن احساس تعلق دارند.

برخی ممکن است اعتقاد داشته باشند که عربستان سعودی و بحرین مواضع خود را بررسی خواهند نمود وپس ازمشخص شدن میزان مخالفت مردم عرب،آنها از پیوستن به پروژه صهیونیستی برای تسویه حساب منصرف شوند.اما به سرعت مشخص شد که ریاض و منامه دراین روند شریک بودند و کاملاً در این پروژه عادی سازی با اشغاگر همراه هستند، و تصمیم به عادی سازی یک دستور از واشنگتن می باشد و نه تصمیمی که از درون سرچشمه گرفته باشد

عربستان سعودی حریم هوایی خود رابه سوی حریم هوایی اسرائیل برای پرواز به ابوظبی گشود، این در حالی است که این آسمان ها هنوز برای هواپیمای یک کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس بسته است(قطر).

پس ازآن دولت بحرین اعلام کرد که فضای هوایی این کشور را به روی پروازهای اسرائیل به مقصد ابوظبی را باز خواهد کرد . دیگر مخفی نمی باشد بلکه بحرین به زودی با برقراری روابط دیپلماتیک با نهاد اسرائیلی صفحه جدیدی از خیانت را اعلام خواهد کرد.

این مراحل خودجوش نیستند واز طرفی تصمیمات حاکمیتی هم نمی باشند ، بلکه دستوراتی از کاخ سفید در ازای حمایت از دولت های ریاض و بحرین،تصمیمی که درمقابل خشم معارضان که رو به افزایش است قرار دارد.

از سوی دیگر مشکل اینجاست که عادی سازی در اینجاهرگز متوقف نخواهد شد ، همانطور که پیامدهای آن در روابط متشنج شدن بین کشورهای عربی با یکدیگر هرگز متوقف نخواهد شد.

ازجانب دیگر امنیت خلیج فارس بیش از زمان گذشته تهدید خواهد گردید . تصمیم فوق الذکر شکافهای موجود در سیستم خلیج فارس را عمیق تر خواهد نمود.از طرف دیگر ایران اجازه حضور اسرائیلی ها در مرزهای خود را تهدیدی برای امنیت ملی خود می داند ،در کویت ، بسیاری از صداها در مخالفت با عادی سازی بلند شده است، در ضمن این روند می تواند اسرائیلی ها را به خلیج فارس بازگرداند و امنیت آن را دستکاری کند و از ثبات مردم آن جلوگیری نماید .

منبع القدس العربی


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.