یکشنبه ۲۲ام شهریور ۱۳۹۴ , ساعت: ۰۷:۰۶کد مطلب : 84843 نسخه قابل چاپ
مصاحبه احسان هوشمند با عثمان اوجالان

شکل‌گیری و فعالیت‌های حزب کارگران کردستان ترکیه

عثمان اوجالان از فرماندهان و رهبران سابق حزب کارگران کردستان ترکیه و برادر عبدالله اوجالان، رهبر زندانی پ.ک‌.ک است. وی حدود ۲۵ سال در پ.ک.ک فعالیت داشت و از افراد مؤثر این حزب قلمداد می‌شد. عثمان اوجالان در گفت‌وگو با چشم‌انداز ایران بخشی از تاریخ شفاهی حزب کارگران کردستان ترکیه و ناگفته‌های خود را با نگاهی از درون برای مخاطب بازگو می‌کند. عثمان اوجالان اینک در اقلیم کردستان عراق ساکن است. گفت‌وگوی حاضر در منزلش که تحت تدابیر امنیتی برای محافظت از جان وی کنترل می‌شد، صورت گرفته است. این مصاحبه پیش از انتخابات اخیر ترکیه برگزار شده است. چشم‌انداز ایران نظر به اهمیت این دست از مباحث، در پی آن است تا در فرصت‌های دیگر گفت‌وگوهای خود را با بخشی دیگر از رهبران احزاب سیاسی ترکیه و نیز رهبران پ.ک.ک استمرار دهد.

جناب عثمان اوجالان چرا به شما فرهاد می‌گویند؟

فرهاد اسم کوه در دوره جنگ چریکی و عنوان انقلابی و حزبی (نام مستعار) من است.

شما با برادرتان عبدالله اوجالان، چند سال تفاوت سنی دارید؟

ما سه برادر هستیم؛ عبدالله، محمد و عثمان. عبدالله برادر بزرگ ما در سال ۱۹۴۹ متولدشده و محمد در سال ۱۹۵۲ و من در سال ۱۹۵۸ در شهر اورفا متولد شده‌ام.

آیا پدر و مادر شما هر دو کرد هستند؟

حوا، مادربزرگ من ترک بود؛ یعنی پدرم از مادری ترک و از پدری کرد زاده شد. نام پدرم عمر و نام مادرم «اویش» بود.

آیا والدین و فرزندان کردی را هم می‌دانستند؟

در خانه ما زبان کردی صحبت می‌شد و فرزندان ترکی بلد نبودند. در دبستان دولتی ترکی یاد گرفتند، چون کردی ممنوع بود و بچه‌ها بدون خواست خود ترکی یاد گرفتند.

در روستای خود به مدرسه رفتید؟

در روستا پنج‌سال دوره ابتدایی را خواندم. پس از آن سه سال میانی و دوره راهنمایی را در شهر نیزیپ درس خواندم. پس از آن هم سه سال لیسن(متوسطه)را در اورفا خواندم. دو سال دوره معلمی را هم آنجا خواندم، اما به دلیل کار مبارزاتی، شغل معلمی را انجام ندادم.

در چه سالی متوجه شدید که عبدالله اوجالان می‌خواهد فعالیت سیاسی کند ؟

در سال ۱۹۶۸ در همه جهان جنبش‌های دانشجویان انقلابی شکل گرفته بود. در ترکیه نیز جنبش دانشجویان انقلابی تأسیس شد. در دانشگاه عبدالله اوجالان آن راه را در پیش گرفت. در سال‌های ۱۹۶۸ و ۱۹۶۹ و ۱۹۷۰ آپو(لقب عبدالله اوجالان)در دانشگاه بود.

در چه رشته‌ای تحصیل می‌کرد؟

در ابتدا کارمند بود، ولی به دانشگاه که رفت یک سال رشته حقوق خواند و چون علاقه‌ای به حقوق نداشت، در سال دوم به دانشکده علوم سیاسی رفت و در آنکارا چهار سال مشغول تحصیل بود. آپو در آن هنگام برای اینکه به سربازی نرود درس خود را به‌عقب می‌انداخت و پس از آن آغاز به مبارزه کرد.

عبدالله اوجالان از سال ۱۹۶۸ به بعد که خواست دست به مبارزه بزند با چه کسانی همراه بود؟

در سال ۱۹۷۲ به‌مدت هفت ماه زندانی بود و پس از آن دست به مبارزه زد. در سال ۱۹۶۸ فکر و اندیشه او اسلامی بود؛ در آن هنگام یک عالم بزرگ اسلامی به نام سعید نورسی در اورفا فوت کرد.

چه سالی؟

سال ۱۹۶۰ و ۱۹۶۱، نورسی تأثیر زیادی در منطقه داشت. به همین دلیل آپو در ابتدا از طرفداران سعید نورسی بود.

یعنی به جماعت نورجی نزدیک بود؟

ابتدا به جماعت نورجی نزدیک بود. در سال های ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ در آنکارا گرایش چپ پیدا کرد و تا کنون خط چپ او ادامه دارد.

از سال ۱۹۶۸ و ۱۹۷۲ که مبارزه را شروع کرد، شما هم حضور داشتید؟

من در آن زمان ۱۳ ۱۴ سال سن داشتم و نوجوان بودم، به همین دلیل اگر هم می‌خواستم نمی‌توانستم به صفوف قیام بپیوندم. سال ۱۹۷۵ آغاز مبارزه من است.

عبدالله چه زمانی ازدواج کرد؟

عبدالله با یکی از همراهان خود به نام «کثیره یوندرا» ازدواج کرد. او اهل رعزیزه بود. آنها یک زوج سیاسی بودند در آن هنگام مردم مایل نبودند که زن در شورش مشارکت داشته باشد. برای آنکه این روند متوقف شود، یک ازدواج سیاسی کرد.

تا چه زمانی ادامه داشت؟

تا سال ۱۹۸۶؛ زیاد با هم زندگی نکردند.

از۱۹۷۲ تا ۱۹۸۶ به‌مرور پ.ک.ک فعالیت خود را آغاز کرد؟

آغاز مبارزه پ.ک.ک از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۸ است؛ حدود پنج تا شش سال دوره کسب آمادگی بود. در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۷۸ [ششم آذرماه ۱۳۵۷]، پ .ک.ک تأسیس شد.

شما در آغاز فعالیت پ.ک.ک در سال ۱۹۷۸، جوان بودید.

بله، حدوداً ۱۹ تا ۲۰ سال داشتم.

از این تاریخ شما همراه پ.ک.ک و عبدالله بودید؟

ابتدا در سال ۱۹۷۵ همراه با گروه دیگری بودم، آنها چپ بودند.

چه گروهی؟

آیدنک، یک سال با آن‌ها بودم، پس از آن به گروه انقلابی کردستان یعنی پ.ک.ک پیوستم.

جزو کادر مرکزی پ.ک.ک بودید؟

از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۶ یک هوادار معمولی بودم و مبارزه می‌کردم. از سال ۱۹۸۶ به عضویت کمیته مرکزی درآمدم.

از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۶ کجا مبارزه می‌کردید؟ در کوه بودید؟

نه، آن زمان در ترکیه در شهر اورفا بودم.

در این چند سال به کوه نرفتید؟

خیر، در سال ۱۹۸۰ به لبنان رفتم و به مدت دو سال در لبنان بودم و آموزش دوره نظامی و سیاسی دیدم.

در کدام بخش لبنان بودید؛ بقاع یا جاهای دیگر؟

در همه جای لبنان،صور، صیدا، نباتیه و بقاع بودم.

یعنی با شیعه‌های لبنان ارتباطی داشتید؟

خیر، با فلسطینی‌ها بودم. جبهه آزادی دموکراتیک فلسطین، نوایف حواتمه دوستان ما در جبهه ملی بودند. من با جبهه دموکرات بودم. ‌

خود عبدالله اوجالان هم در لبنان بود؟

عبدالله برخی اوقات به لبنان می‌آمد. او در سوریه سکونت داشت. از سال ۱۹۷۹ که از ترکیه فرار کرد در سوریه بود.

در سوریه، دولت حافظ اسد اطلاع داشت؟

بله.

به او جای امن داده بودند؟

یک خانه اجاره کرده بود.

او در آن هنگام با ایران یا کشورهای دیگر مانند یونان ارتباط نزدیکی داشت؟

عبدالله اوجالان با سوریه و رژیم حافظ اسد ارتباط جدی داشت. در ایران هم نماینده داشت. دوست او در ارومیه، جمیل بایک، رئیس ک.ج.ک، بود.

جمیل بایک در این سال‌ها در ایران بود؟

سال ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ در ایران بود.

به همین دلیل است که اکنون ترکیه می‌گوید جمیل بایک آدم ایران است، این مسئله از آنجا نشأت می‌گیرد؟

خیر، پیش از آن هم جمیل روابط خود را با ایران برقرار کرد.

شما در سال ۱۹۸۲ به لبنان آمدید؟

من دو سال در لیبی ماندم و در میان کارگران کُرد مبارزه می‌کردم. لیبی شریک ترکیه بود. کارگران کرد هم در آنجا مبارزه می‌کردند.

آیا عبدالله با قذافی هم ارتباطی داشت؟

خیر، با قذافی ارتباطی نداشت. بعدها سال‌های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۴ پ‌.ک‌.ک یک گروه کوچک بود. در اینجا زیاد آن‌ها اطلاع نداشتند با یک پاسپورت ساختگی کار خود را در میان کارگران انجام می‌دادند؛ یعنی تقریباً اطلاع داشتند، اما چیزی نمی‌گفتند.

سال ۱۹۸۶ به کجا آمدید؟

من ۱۹۸۶ به ایران آمدم به کوه‌های زاگرس و در آنجا مبارزه کردم؛ یعنی در سه گوشه ایران، ترکیه و عراق بودم. من پیش‌تر کار آموزشی و سازمان‌دهی را انجام می‌دادم؛ یعنی در میان چریک‌ها زندگی می‌کردم. در آن زمان تعداد چریک‌ها کم بود. سال‌های ۱۹۸۷تا ۱۹۸۹ به‌طور مداوم به‌دنبال توسعه فعالیت چریک‌ها بودیم. از سال ۲۰۰۰ تعداد چریک‌ها زیاد شدند و شورش بزرگ شد. ما در اداره شورش در مرز ایران، عراق و ترکیه بودیم. ارتباط ایران و پ‌.ک‌.ک را من به مدت طولانی برقرار کردم؛ از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲. در آن هنگام ایران از اوجالان حمایت نکرد و ما دلسرد شدیم. من در زرده سردشت در سال ۱۹۸۸ یک دوست ایرانی را دیدم. در آن زمان گفتم وضعیت ما مناسب نیست، ضروری است برادران ایرانی از ما حمایت کنند. پاسخ آنان مناسب نبود، گفتند خیر، نه هیچ امکاناتی و نه کمک مالی. همچنین هنگامی که آپو در روسیه در تنگنا قرار داشت، می‌خواستیم از راه ارمنستان او را به ایران بیاوریم و از ایران او را به کوه‌های کردستان ببریم.

چه سالی؟

در سال ۱۹۹۹؛ اما دوستان ایرانی آپو را نپذیرفتند. روزی که آپو را دستگیر کردند، من در ارومیه بودم. مردم تظاهرات کردند. کردها در حال اعتراض بودند. یک دوست ایرانی آمد و گفت این تجمع را متوقف کنید. من گفتم این کار را انجام نداده‌ام و از آن اطلاع ندارم، اگر در اختیار من بود می‌گفتم وسیع‌تر انجام دهید و متوقف نکنید. آن روز برف و باران زیادی آمد. ۲۰ ماه شوبات (۱ اسفندماه ۱۳۷۷) بود که گفتند از کشور ما خارج شوید، ما پذیرفتیم و به مرز اشنویه رفتیم. باور کنید انسان یک ساعت نمی‌توانست به دلیل سردی هوا در خارج از خانه بماند. در مقر اشنویه روز بعد به کوه رفتم.

یعنی قندیل؟

نه، به کیله شین (کوهی نزدیک اشنویه) رفتم. ایران هم در روز نیاز از ما حمایت نکرد و برای این از ایران دلگیر شدیم. می‌گویند دوست برای روز تنگنا است. در روز تنگنا می‌خواستیم آپو را به کوه کردستان بیاوریم، قبول نکردند و در روز تنگنا ما را از ارومیه بیرون کردند. شخصاً گفتم از این به بعد با ایران دوستی نمی‌کنم و از آن روز به بعد من به‌طور شخصی با ایران دوستی نکردم، اما دوستی پ‌.ک‌.ک را ادامه دادم. یعنی شش سال، از ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ من ارتباط بین ایران و پ‌.ک‌.ک را مدیریت کردم. می‌خواستم یک روابط دوستانه خوب را در پیش بگیرم، ولی هنگام سختی ایران از ما حمایت نکرد.

دوستی هم تمام شد؟

به‌طور شخصی دوستی خودم را در سال ۱۹۹۲ (منظور گوینده پس از ۱۹۹۹ است) تمام کردم و از آن به بعد من دوستی نداشته‌ام. همراه با آن اطلاعات ایران علیه من از جمیل بایک در داخل حزب حمایت کرد که در حزب به قدرت برسد؛ یعنی از جمیل بایک حمایت کرد و با من دشمنی کرد.

یعنی ایران از جمیل بایک حمایت کرد که به قدرت برسد؟

بله، او ارتقا پیدا کرد، چون من برادر آپو بودم نمی‌خواستم جایگاه پ‌.ک.ک تضعیف شود. ایران هم مرا کنار زد و جمیل بایک به قدرت رسید. سال ۲۰۰۲ بسیار مهم بود. با حمایت ایران جمیل بایک در پ‌.ک.ک به قدرت رسید و من در تنگنا بودم. به نظر من این روابط بسیار خطرناک است و نتیجه خوبی هم ندارد. در سال ۲۰۰۳ خواستم در پ‌.ک.ک تغییراتی را انجام دهم تا این حزب تبدیل به یک نیروی دموکراتیک شود. جمیل بایک اصرار داشت که همچنان مانند گذشته باقی بماند. یک جنگ سیاسی میان من و جمیل بایک شکل گرفت یا لازم بود که جنگ سیاسی به جنگ نظامی در میان کُرد تبدیل شود و این به نفع کُرد نبود. من به همین دلیل در سال ۲۰۰۳ از پ‌.ک.ک خارج و در اقلیم کردستان عراق مستقر شدم.

اکنون چند پرسش از این دوره دارم: پ‌.ک‌.ک نیروهای خود را از میان زنان و مردان روستا و افراد بی‌سواد یا کم‌سواد برگزید. چرا پ‌.ک.ک از سال ۱۹۷۸ به بعد روی روستاها و زنان تأکید کرد و نه روی اساتید و روشنفکران و استادان دانشگاه؟ اوجالان در مانیفست خود می‌گوید نمی‌توانیم روی روشنفکران خیلی حساب کنیم، باید روی مردم روستاها تمرکز کرد. آیا این دیدگاه به خاطر سوسیالیست‌بودن او بود؟

نه، باید بگویم جنگ بیشتر در روستاها بود. یعنی پ‌.ک‌.ک جنگ دشواری را انجام می‌داد. در آن هنگام که اوجالان در زندان بود بیشتر تهدید پ‌.ک‌.ک این بود که حمله کنند و آن‌ها دفاع کنند. به این دلیل پ‌.ک‌.ک می‌خواست بیشتر مبارزان مشارکت کنند که اهالی روستا هم بهتر جنگ می‌کنند.

چرا زنان؟

زن در تشکیلات پ‌.ک‌.ک یک قشر زیردست بود، ولی تنها مردان کافی نبودند.برای اینکه نیرو قدرتمندتر شود، باید زنان جایگاه خود را به‌دست می‌آوردند. به همین دلیل پ‌.ک‌.ک اهمیت ویژه را به مبارزان زن داد و آنها را وارد شورش کرد، اگر بگویم مبارزه سه بخش است، یک بخش از مشارکت‌کنندگان پ‌.ک‌.ک زن بودند. زن یک نیروی نظامی بود و یک وجه دیگر آن اجتماعی بود. می‌توانم بگویم این در پ‌.ک‌.ک یک نقطه تاریخی است.

این موضوع موجب نمی‌شود زن از وضعیت روحی و روانی خود که عشق و آرامش است و نه جنگ، دور شود؟

به‌عبارتی لازم بود کردها با تمام توان خود جنگ کنند. زن نیمی از جامعه است و او هم نیرویی است که باید علیه دشمنان خود فعالیت کند؛ یعنی لازم است کرد تمام امکانات خود را وارد شورش کند. می‌توان گفت نیروی زن خوب است به‌ویژه اینکه روحیه مردها را تقویت می‌کند. هنگامی که زنان با مردها باشند مردها دوبرابر جنگ خواهند کرد و این برای مردان نیروی خوبی است.

از آن طرف از سوی رهبر پ‌.ک‌.ک گفته می‌شد نباید در میان پ‌.ک‌.ک ازدواج باشد و زن و مرد با هم روابطی داشته باشند؟

من در سال ۲۰۰۳ می‌خواستم رفرم صورت گیرد تا چریک بتواند ازدواج، تجارت و زندگی اجتماعی داشته باشد.

یعنی شما این‌گونه فکر می‌کنید که اگر زن ازدواج نکند بخشی از زندگی او از بین می‌رود؟

می‌خواستم در داخل مبارزه سیاسی ازدواج صورت گیرد، تجارت انجام شود و زندگی اجتماعی جریان داشته باشد؛ اما این برای کوه ممکن نیست. وضعیت کوه متفاوت است. در کوه ازدواج و با هم بودن و اختلاط زن و مرد صحیح نیست. پیش از دهه ۹۰ لازم بود پ‌.ک‌.ک به چریک‌ها اجازه دهد. مبارزه سیاسی نیازمند زندگی اجتماعی است. من دو بار خواهان رفرم بودم که پ‌.ک‌.ک نپذیرفت. درست است، این مسئله در جنگ و برای چریک امکان‌پذیر نیست.

یعنی اکنون جمیل بایک یا مراد قاریلان هیچ‌کدام همسر ندارند؟

خیر.

هیچ‌کدام از زنان هم شوهر ندارند؟

خیر، اگر مخفیانه باشد مجازات دارد.

مجازات آن چیست؟

در ابتدا در پ.ک.ک کسانی را که مخفیانه ازدواج می‌کردند می‌کشتند، ولی حالا رسوا و رها می‌کنند.

تا کنون کسی را هم به خاطر ازدواج کشته‌اند؟

کشتن افراد به خاطر ازدواج در سال ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ اتفاق می‌افتاد که شرایط دشوارتر بود.

در لبنان اوجالان آکادمی داشت؛ در آکادمی چه می‌کرد؟

در آکادمی به‌صورت سیستماتیک آموزش مبارزات سیاسی و نظامی بود. قبلاً فلسطینی‌ها آموزش می‌دادند، پس از مدتی این امکان وجود نداشت. در بقاع در کوه و در روستای حلوه تعدادی ساختمان درست کردند و پس از آن پ.ک.ک خواست آموزش مبارزه را خود انجام دهد.

آیا تنها افکار و اندیشه‌های اوجالان را آموزش می‌دادند؛ یعنی اجازه یادگیری چیز دیگری را نمی‌دادند؟

آموزش نظامی و آموزش سیاسی می‌دیدند. در آنجا کتاب‌های اوجالان و چیزهای دیگر را هم می‌خواندند و این ممنوع نبود؛ اما اساس، اندیشه‌های اوجالان بود. نخست درجه افکار و اندیشه‌های اوجالان را آموزش می‌دهند و آموزش نظامی هم به‌صورت روزانه انجام می‌شد و در مدت سه تا چهار ماه دوره به پایان می‌رسید.

در دهه ۹۰ یعنی از سال ۱۹۹۱ به بعد، پ‌.ک‌.ک با پارتی (حزب دموکرات کردستان عراق) و اتحادیه میهنی کردستان مشکل داشتند و جنگ کردند، درست است که شما برای صلح، گفت‌و‌گو کردید اما اوجالان با آن مخالفت کرد؟

جنگ در روز سوم اکتبر سال ۱۹۹۲ آغاز شد. من مسئول قرارگاه دوم پ‌.ک‌.کدر خارک پور بودم. قرارگاه یکم نیز آقایان جمیل بایک و مراد قاریلان بودند و جنگ یک ماه ادامه داشت.

چند نفر کشته شدند؟

از ما تقریباً ۱۶۰ نفر و از پارتی و اتحادیه نیز حدود ۹۰۰ نفر کشته شدند؛ یعنی در مجموع در جنگ پ.ک.ک با اتحادیه مهینی و حزب دموکرات کردستان عراق بیش از هزار نفر کشته شدند. من گفتم در این جنگ پیروزی وجود ندارد، در جنگ داخلی کسی پیروز نخواهد شد. نیاز دیدیم که جنگ باید متوقف شود. در دوره‌ای بسیار دشوار بودیم. من با اتحادیه جلسه داشتم و پیش‌تر با آن‌ها توافق کرده بودم که جنگ متوقف شود و با جبهه کردستانی در اربیل پیمان بستیم که بر اساس آن پیمان جنگ متوقف شود و آن‌ها قرار بود برای احترام رأی پارلمان کردستان را بگیرند و در کردستان فعالیت سیاسی را آزاد کنند. من در نوامبر ۱۹۹۲ جنگ را متوقف کردم. وقتی من جنگ را متوقف کردم پ.ک.ک قبول نکرد. می‌توانم بگویم اگر جنگ ادامه می‌یافت پ.ک.ک در تنگنا بود و از بین می‌رفت. .پ.ک.ک من را سه سال حبس و زندانی کرد، به این دلیل که جنگ را متوقف کردم و اجازه ندادم پ.ک.ک نابود شود.

در کجا حبس بودید؟

در کوه، حبس به معنی یک نوع اقامت اجباری بود.

خود عبدالله اوجالان گفت؟

آن‌ها بدون اطلاع عبدالله اوجالان کاری نمی‌کنند.

سه سال؟

بله.

چون جلوی جنگ را گرفتید؟

من جنگ را متوقف کردم و صلح شد.

پیش از آن پ.ک.ک در ترکیه با احزاب کوچکی مانند پارت دموکرات و سایرین مانند گروه فایق بوجاق رابطه خوبی نداشت؟

پارت دموکرات کردستان ترکیه هیچ‌گاه [حزبی جدی] نبود.

یا کوک؟

نیروی قدرتمندی نبود.

یک بار با کوک جنگ کردید؟

کوک اجازه نمی‌داد پ.ک.ک به منطقه‌ای بیاید که او نیرو دارد. پ.ک.ک هم دشمن کوک شد و علیه او جنگ کرد؛ یک سال میان آن‌ها جنگ بود.

چند نفر کشته شدند؟

۹۰ نفر در سال ۱۹۷۹ از هر دو طرف کشته شدند. پ.ک.ک می‌گفت هر جا مانعی پیش روی ما است باید با اسلحه راه را باز کنیم. پس از آن پ.ک.ک هر جا می‌رفت آن‌ها تضعیف و نابود می‌شدند. اکنون در کردستان (ترکیه) به‌جز پ.ک.ک نیروی دیگری وجود ندارد.

در این سال‌ها که شما در پ.ک.ک بودید ارتباط و دیالوگی با دولت ترکیه نداشتید؟

خیر.

هیچ‌گاه؟

ما اصلاً به آن فکر نمی‌کردیم؛ یعنی آن تفکر کنونی اگر وجود داشت ما این کار را می‌کردیم. منطق ما این بود که ارتباط با ترکیه را رد می‌کردیم و آن خیانت محسوب می‌شد. به این دلیل هم هنگامی که در پ.ک.ک بودم و هم هنگامی که از پ.ک.ک جدا شدم با ترکیه ارتباطی وجود نداشت. با دوستان پارتی [حزب دموکرات کردستان عراق] و اتحادیه [میهنی کردستان عراق] هم ارتباطی نداشت. جمیل بایک با ایران و سوریه روابط خود را برقرار ساخت. او از ما عاقل‌تر بود. پیش‌تر هم با رژیم عراق روابط خود را ایجاد کرد. اکنون ارتباط او با این سه حکومت خوب است.

اخیراً معاون پیشین وزیر کشور ترکیه، اوجالان را متهم کرد که او پیش‌ازاین با ما همکار بوده، یعنی در قالب جماعت ارگنه‌کون و… این درست است؟

خیر، اوجالان روابط خود را با ترکیه در سال ۱۹۸۹ نخواست پیش ببرد؛ یعنی برای نخستین بار سال ۱۹۸۹ گفت‌وگو شروع شد. او با روزنامه‌نگاران ترک و برخی از دولتی‌ها جلسه برگزار کرد، به معنی فردی اوجالان در سال ۱۹۸۹ شروع کرد، اکنون او به طور کامل با دولت ترکیه همراه است که آن پروژه آشتی را انجام دهند و به جلو ببرند.

در سال‌های آغازین ۲۰۰۰، شما مطلبی داشتید که پ.ک.ک باید با ایران جنگ کند، تحلیل شما این بود پ.ک.ک از سوی امریکا و اروپا تروریست خوانده می‌شود اگر با ایران جنگ کند چون با دشمن امریکا جنگ می‌کند از فهرست ترور امریکا خارج می‌شود، شما چرا به این نتیجه رسیدید؟

من خودم هیچ‌گاه با ایران دشمنی نمی‌کردم و می‌خواستم روابط دوستانه باشد، ایران در پ‌.ک‌.ک دخالت کرد. در سال ۲۰۰۲ از جمیل بایک علیه من حمایت کرد و از طرفی اجازه نداد عبدالله اوجالان از خاک ایران به کوه‌های کردستان بیاید. این مسائل برای من مهم بود، برای همین روابط من با ایران تمام شد. در آن هنگام من گفتم دولت ایران یک دوست راست و درست نیست. من هیچ‌گاه نگفتم علیه ایران جنگ کنیم، بلکه پس از سال ۲۰۰۴ سیاست و افکار من این بود که سیاست کُرد؛ یعنی کرد ترکیه و سایر بخش‌های دیگر کردستان. مبارزه و فعالیت سیاسی بسیار مهم است. در سال ۲۰۰۴ و پس از آن من در هیچ جایی نگفته‌ام که جنگ شود ممکن است در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ که ایران علیه من از جمیل بایک حمایت کرد چنین چیزی عنوان شده باشد. من یک فرد جنگ‌طلب نیستم و صلح‌طلب هستم.

پس از آنکه اوجالان بازداشت شد پژاک تشکیل شد و در سوریه و کردستان عراق شعبه‌های دیگر به وجود آمد، تحلیل شما از این چیست؟

از تمام کردستان نیروها در پ.ک.ک حضور دارند. جوانان سوریه، ایران، عراق و از همه مناطق کردنشین افراد در پ.ک.ک حضور داشتند و من پیش از آنکه آپو بازداشت شود مبارزه سیاسی را پیش گرفتم و گفتم لازم است هر بخش از کردستان یک نیروی ویژه داشته باشد. در ایران مبارزه سیاسی به یک شکل، در عراق به شکلی و در ترکیه هم به شکل دیگری باشد. سازمان خود را داشته باشند؛ یعنی لازم است هر کس به بخش خود برود و مبارزه کند و نیاز به سازمان دارد، نه اینکه پراکنده شوند. به این خاطر می‌گفتم پ.ک.کبرای شمال کردستان است و در شمال هم نیروی قانونی دارد. در غرب و جنوب کردستان هم یک نیرو درست کنیم؛ برای کردستان عراق پ.ج.ک تشکیل شد و برای کردستان سوریه هم پ.ی.د و برای کردستان ایران هم پژاک تشکیل شد.

همه این‌ها تشکیل شدند؟

این قرار حزب بود. در این مبارزه من آموزش پژاک و پ.ی.د و جلسه‌ها و جمع‌های آنها را اداره کردم. می‌خواهم بگویم یک مبارزه شکل گرفت که پ.ک.ک در آن دخالت نکند و هر حزب برود در بخش خود مبارزه کند و یک مبارزه را راهبری کند؛ یعنی می‌خواستیم یک سازمان‌دهی انجام دهیم که مبارزه خود را انجام دهند. ایرانی‌ها به شرق بروند و اهالی جنوب به جنوب بروند. آن هنگام این جریان‌ها درست شد، اما پ.ک.ک گفت خیر همه باید ضمیمه ما باشند و این گره‌دادن غلط است چون حق خودشان است. پیروز شوند خوب است پیروز هم نشوند مبارزه و کار خود را کرده‌اند.

یعنی شروع کار با شما بود اما ادامه آن به دست شما نبود، بلکه پ.ک.ک و جمیل بایک این‌ها را هدایت کردند؟

به‌عنوان عثمان اوجالان، این فکر من بود. جمیل بایک می‌گفت که آنها باید ضمیمه پ‌.ک‌.ک باشند، من می‌گفتم باید مستقل باشند و خودشان مبارزه کنند، اگر پیروز شوند می‌توانیم بگوییم دوست ما هستند. یعنی پ.ک.ک و پژاک و پ‌.ی‌.د و پ‌.ج‌.د می‌توانند با هم دوستی کنند، لازم نیست که ضمیمه هم شوند ولی رهبری آن روز نپذیرفت و گفت باید ضمیمه شوند و اکنون چنین است.

یعنی صالح مسلم را برای سوریه و حاجی احمدی رئیس پژاک را شما انتخاب کردید؟

در حقیقت من آن‌ها را پیشنهاد دادم و حزب آن‌ها را انتخاب کرد.

یعنی شما گفتید رحمان حاجی احمدی برای پژاک خوب است؟

هنگامی که حاجی احمدی بود، صالح مسلم نبود.

صالح مسلم نه، حاجی احمدی را شما پیشنهاد دادید؟

بله، من می‌گفتم این شخص یعنی رحمان حاجی احمدی برای رهبری پژاک بهتر است، اهل مهاباد است و اهل سوران که در نزدیک بادینی‌ها زندگی می‌کند (یعنی ارومیه که کردهایش بادینی هستند) دوستان دیگر در اروپا مانند زبیر آیدار و رمزی کارتال گفتند معقول است. من حاجی احمدی را پیشنهاد کردم و در کنگره پژاک انتخاب شد.

ادامه مصاحبه را اینجا مطالعه کنید

منبع: چشم انداز ایران


مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.