یکشنبه ۱۳ام دی ۱۳۹۴ , ساعت: ۰۶:۱۰کد مطلب : 89781 نسخه قابل چاپ

ستون و تکیه گاه خانواده بزرگ ما

از نکته های کلیدی آموزه های دکتر پیمان، پروژه رهایی و خود آگاهی انسان بوده و هست که همواره تاکید فراوانی بر روی آن داشته اند. رهایی به معنای  آزاد شدن وجود انسان از هر گونه تعلقات و وابستگی های مادی و دنیوی است.

شاید یکی از دلایل دلتنگی من در غربت دوری از جمع های آشنا و گرم و صمیمی ای بود که بخشی از بهترین دوران کودکی و جوانی خود را در آن ها گذراندم. یکی از خاطرات روشن کودکی من به زمانی بر میگردد که چهارزانو و دست زیر چانه جلوی پای مادردر آن خانه ایی که به حیاطی سرسبز منتهی می شد می نشستم. در آن لحظات تمام قوای ادراکی ام سعی می کرد تا از مجموع گفته های شنیده شده، مطلبی قابل فهم کودک ۶ و ۷ ساله تولید کند. گویی از همان روزها رشته ای ناگسستی وجود من را به آن خانه و صاحبان نازنینش پیوند داد. به طوری که اکنون بعد از گذشت بیست و اندی سال، غم دوری از آن ها در غربت اگر به اندازه دوری از خانواده خود نباشد، کمتر هم نیست. البته ناگفته نماند که آن جمع قدیمی به مرور زمان تبدیل به خانواده ای بزرگ شد که اعضای آن همواره یار و یاور یکدیگر بوده و شانه به شانه ی هم برای سربلندی ایران قدم برمی داشتند. رمز صداقت، انسان دوستی، درستی و پاکدامنی این خانواد بزرگ در درجه اول ایمان اعضای آن و دردرجه دوم تغذیه روحی و فکری از پدر و مادرمعنوی خود بود. پدر و مادری که همواره در طول این سال ها درهای علم و معرفت خود را با خوشرویی به روی همه می گشودند. چه به روی آنانی که خواهان بهره گیری از آموزه هایی با محتوای دینی، معنوی و همچنین عدالت و آزادی خواهی بودند و چه آنانی که از روی عناد و کینه توزی و با نیت های شوم به در آن منزل می آمدند.

 وقتی شنیدم قرار است ویژه نامه ای در تجلیل از دکتر حبیب الله پیمان منتشر شود، فرصت را غنیمت شمرده تا چند کلامی در مورد نقش ایشان در شکل دهی باورها و اعتقاداتم بنویسم. برای من دکتر پیمان فراتر از یک سخنران، نویسنده و یا دبیر کل یک جنبش بود. دکتر برای من و تصور می کنم برای همه افرادی که با او ارتباط نزدیک داشتند، یک الگو و راهنمایی دلسوز بوده و هست. ارتباط من با ایشان زمانی نزدیک تراز پیش شد که در سال های نخستین جوانی، سوال های گوناگونی ذهن پرسش گر و کنجکاو من را به خود مشغول کرده بود. ایشان همواره با خوشرویی و گشاده رویی برای جواب دادن به سوال های نسل من استقبال کرده و حتی پیش قدم می شدند تا گره ای از کلاف سردر گم ذهن جوان ما را باز کنند. همواره بین ما دیالوگی همراه با پرسش و پاسخ شکل می گرفت، دیالوگی که دو نسل مختلف را به هم پیوند می زد.

حضور در جلسات معرفتی دکتر که هم جنبه های معنوی وجود ما را پرورش می داد و هم در مورد مسائل روز جامعه ما را آگاه می کرد، بی شک بر رشد و توانمندسازی وجودی تک تک ما و پرورش فکری سالم و مسئول تاثیری شگرف می گذاشت. به عنوان مثال، حس مسولیت نسبت به جامعه مدنی و سرنوشت هم وطن هایمان و توانمند سازی آنان و تلاش برای سربلندی ایران همواره از جمله دغدغه های اصلی دکتر پیمان بود که به همه ما منتقل می کرد و ما را به استقامت در حفظ این ارزش ها و آرمان ها دعوت می کرد. همان گونه که خود از سنین نوجوانی در مسیر این آرمان های اصیل قدم گذارد و از دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت با استقامتی کم نظیر این راه پر پیچ و خم و پر از مانع را با سرافرازی تا به امروز برای سازندگی و پیشبرد پیمود. دکتر پیمان همواره بر این موضوع تاکید می کرد که دموکراسی و بخشیدن آزادی های سیاسی به اقشار مختلف و دعوت از آن ها برای مشارکت در سرنوشت جامعه خویش و برقراری عدالت یک پروژه مهم و وسیع سوسیال دموکراسی است. یعنی تحقق جامعه ای که همه افراد حق اظهار نظر و عقیده خویش را داشته باشند و فرصت کار و تحصیل برای همه فراهم باشد.  و خود برای رسیدن به چنینی جامعه ای از هیچ کوششی فرو گذار نکرد. امروز که فرسنگ ها از آن خاک دورم، اما همان دغدغه ها افکار و اعمالم را تحت شعاع قرار می دهد و این حس شیرین عرق ملی داشتن را مدیون آموزه های ایشان هستم. دکتر پیمان همواره معتقد بود برای پیشرفت جامعه باید به نیروها وتوان فکری و عملی داخلی متکی بود و از بیگانگان که به فکر منافع خویشند جهت نگرفت. برای همین تمامی این سال ها با وجود تمامی فشارها در وطن ماند و در دل جامعه ایرانی زندگی کرد. ایشان به من که از دوری و غربت برایش گله می کردم، قوت قلب می داد و یاد آوری می کرد که علم و دانشی که در خارج از ایران می اندوزم، گنجینه ای برای پیشرفت سرزمینم خواهد بود.

از نکته های کلیدی آموزه های دکتر پیمان، پروژه رهایی و خود آگاهی انسان بوده و هست که همواره تاکید فراوانی بر روی آن داشته اند. رهایی به معنای  آزاد شدن وجود انسان از هر گونه تعلقات و وابستگی های مادی و دنیوی است. این تعلقات همچون زنگاری بر روح آدمی نشسته و مانعی برای خود آگاه شدن و دستیابی به کُنه وجودی او و رسیدن به معرفت الهی ایجاد می کنند. رهایی نویدبخش سعادت از طریق آگاه شدن بر شعور خودآگاهی است که نشانی از خدای هستی بخش درون خود دارد.  از ویژگی های بارز دکتر این است که هر چه را در سخننانش می گوید بدان باور دارد و در زندگی عملی خود به آن عمل می کند. بدین سان خصوصیات منشی وی مکملی بر تفکرات ایشان است. از این روی ما این آموزه ها را در زندگی عملی ایشان مشاهده می کردیم و بیش از پیش باورمان به آن ها محکم تر می شد. به عنوان مثال، دکتر پیمان از همه تعلقات دنیوی رها شده بوده به گونه ای که به دنبال کسب پست و یا مقامی نبود چرا که باور داشت ساختار قدرت در هر مقطعی برای صاحبش تعلق و وابستگی ایجاد می کند. وی با وجود تمام بینش های منحصر به فردش، هیچ گاه خود را برتر و بالاتر از دیگران نمی دانست و با همه برخوردی یکسان از روی تواضع و فروتنی داشت. این برخوردها در تمامی جنبه های زندگی دکتر تبلور داشت. کوهنوردی های ایشان صبح های پنج شنبه نشانی از برخوردهای دوستانه و صمیمی ایشان با آشنا و غریبه بود و البته که این نکته را  یاد آوری می کرد که ایشان علاوه بر توانمند سازی فکری به سلامت جسمانی نیز اهمیت می دادند.

همواره خدا را شاکر بوده‌ام که افتخار نزدیکی با دکتر حبیب الله پیمان را برایم فراهم کرد تا امروز نسبت به وجود خویش و جامعه و بشریت احساس مسئولیت کنم و دغدغه سازندگی آن ها را داشته باشم. دکتر پیمان به عنوان پدر معنوی آن خانواده بزرگ، ستون و تکیه گاهی برای ماست. ما شاگردان ایشان بر خود واجب می دانیم تا اندیشه ها و گفتمان ایشان را به بهترین نحو به دیگران منتقل کنیم و تا حدی دین خود را به ایشان ادا کنیم.


مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.