دوشنبه 15th ژوئن 2020 , ساعت: 09:06کد مطلب : 117523 نسخه قابل چاپ
تقی رحمانی

سبزیان را انتظار بیش از این بود

شاید بهتر باشد بگوییم که بعد از حصر، حصریان انتطار بیش از بود.
اما اول تیتر را باز کنم.سبزیان طیف گسترده ای را شامل شدند. روایت مهندس سحابی این بود که این گستردگی بدون رهبری واحد مشکلات خود را دارد و انجام کار های گریز از مرکز را زیاد می کند.که رهبران ان توان جمع کردن ان را ندارند. سحابی راه حلی برای ان ارائه نمی داد اما افراد موثر را به توجه و همراهی مشورت با رهبران می خواند.
اولین جریانی که با جنبش سبز همراه مشروط شد بعد از مدتی با نقد رهبری ان ، تلاش کرد که ایده جنبش را در عبور از نظام را عمده کند.به مرور زمان این جریان با طیف های مختلفش در عین تضاد با هم تلاش کردند که رهبری جنبش را بدست بگیرنند و نقدشان به جنبش این بود که رهبران جنبش و بدنه تصمیم گیرننده ان محافظه کارند و توان عبور از نظام را ندارند. این سبزیان طیف های متفاوتی را شامل می شدند.
طیف دوم با وجود باور به رهبری جنبش اما اقدامات خود را مستقل دنبال می کردند این طیف در عمل با توجه به شرایط جامعه به دامن زدن مواضع متضاد در درون جنبش منجر می شد که آشفته گی ان را زیاد می کرد.
طیف سوم اصلاح طلبان داخل نظام بودند که خسته از دستگیری های ۱۳۸۸ به جمع بندی متفاوت با دو طیف دیگر رسیدند
اما بخش اصلی رهبری و تصمیم گیرننده جنبش مخلوطی از اصلاح طلبان خسته شده و برخی از نزدیکان مهندس موسوی و کروبی بود که اینان دوستی و رابطه و سابقه قدیمی با اصلاح طلبان داشتند و دارند این رابطه را در نهایت به رابطه راهبردی با م.م ترجیح می دهند.
اصلاح طلبان از ۱۳۹۲ دیگر ساز نرمال سازی را با نظام را کوک کردند. این ساز را برخی از مشاوران میرحسن و کروبی خوش نیامد اما این ناخوشی باعث ایجاد تفاوت راهبردی میان خاتمی از یک سو با موسوی و کروبی نشد .
کروبی با روحیه هجومی به خصوص بعد از سال ۱۳۹۶ نامه هایی موثری نوشت اما اصلاح طلبان مشارکتی پایگاه کروبی در داخل جریانشان را تخریب کرده بودند. در این سال به مواضع موسوی نیاز بود که موج و خطی جدا میان سبز وجریان اصلاح طلبی کشیده شود که این عمل انجام نگرفت شعار اصلاح ساختاری در هوا رها شد.
انتظار از محصوران
اما به قسمت دوم بحث می رسیم چرا رهبران را انتظار بیشتر از این بود. اول باید گفت از یاد ایشان وستایش مقاومتشان نباید کاست.
اما بعد ،انتظار این بود که میان این رهبران با انچه اصلاح طلبی نرمال سازی با نظام خوانده می شد فاصله گذاشته می شد.این فاصله هم باید در سال ۱۳۹۶ قطعی می شد، که نشد با توجه به این که حصریان در انتخابات ۹۴ شرکت کرده بودند. با همین رای دادن می توانستند مدام فراکسیون امید را به کار فرا بخوانند که این کار را نکردند . بعد از ابان ۱۳۹۶ دو جریان با توجه به شرایط خود تلاش کردند که موج اجتماعی حدیدی را سامان دهند که به نفع دموکراسی و فضای مدنی نبود.
در این شرایط اعلام انچه که از سوی رهبران جنبش سبز به نام اصلاح ساختاری می توانست نام گیرد جریان ساز می شد . کروبی شروع کرد رهنورد چند موضع گرفت اما موسوی ان را کامل نکرد.
بعد ها در سایه این سکوت رسانه های جریانات سبزی طوری رفتار کردن که به دوستان اصلاح طلب داخل حکومتشان نقد مصداقی وارد نشود.در نتیجه مرزبندی اثباتی که انجام نشد بلکه نوعی در هم رفته گی میان این دو در بیرون نمایش داده می شود که واقعی هم نیست.اما فعال هم نیست. چرا که برخی از مشاوران میرحسین با م.م بیانیه می دهند اما با اصلاح طلبان نه. این نشان از نوعی فاصله غیر خلاق دارد. اگر چه مشاوران کروبی نمودی هم ندارند.
انچه انتظار از محصوران بود عملی نشده است. این استدلال که بیرون نیستیم تا موضع بگیریم هم چندان کارا نیست پس مشاوران چه کاره هستند مشاوران می توانند این خلا را پر کنند.
اما من هم به عنوان یکی از کسانی که تلاش کرد که محصورین موضع برنگاهی بگیرنند اما موفق نشد و به عنوان یکی از هزاران که برای جنبش سبز بس هزینه داده ام بدون منت. باید از این بزرگان این گله را بگذارم که مبارزه در ایران هنوزیک طرفه است وقتی که افراد موقعیت رهبری قرار می گیرید باید به نظر کسانی که جان و مال داده ان هم توجه کنید تا تعامل صورت بکیرد البته این مشکل در ایران ریشه ای است.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.