چهارشنبه 22nd جولای 2020 , ساعت: 03:07کد مطلب : 117903 نسخه قابل چاپ
علی تقی پور

زبان روشنفکران، تأملی بر یک بن بست (۴)

 

ادبیات ناتورالیستی را از جنبه‌ای بسیار می‌پسندم، چرا که یک بینش و منش متفاوتی را به انسان می‌آموزد که برای دوره‌های از زندگی بسیار لازم و مفید است و البته بینشی که کمتر روشنفکران عصر مدرن که به اراده آزاد و خود‎بنیادی انسان عصر جدید باور دارند، حاضر به اعتراف آن هستند، اگرچه عموما آن را می‌پذیرند ولی ترجیح می‌دهند به زبان نیاورند.

ما انسان‌ها اکثرا وقتی دچار شکست می‌شویم چه شکست‌های اجتماعی- سیاسی، چه شکست‌هایی که در زندگی شخصی متحمل می‌شویم، ترجیح می‌دهیم شکست‌هایمان را به حساب بدخواهی‌ها و ضعف‌های دیگران بگذاریم و از آنها انتقام بگیریم و اگر قادر به این کار نباشیم ناگزیر به حساب اشخاص دیگر از خودمان انتقام می ‌گیریم و در این حالت هم خودمان را فریب می‌دهیم هم به خودمان آسیب می‌زنیم.

ادبیات ناتورالیستی این نگرش را به انسان می‌آموزد که متواضعانه نقش اتفاقات، حوادث و نیروهای خارج از اراده خود را به درستی بپذیرد و بتواند واقعیت شرایطی که در آن گرفتار آمده هضم کند و از این طریق این جنبه منفی اراده باوری افراطی را که معتقد است هر شکستی مسئول تام و تمامی دارد که باید تقصیر را تماماً به‎ گردن بگیرد، کمی در خود تخفیف دهد تا بتواند با شناسایی درست توان انسانی خود، برای برون رفت از بحران چاره‌ای بجوید.

روشنفکران به این دلیل که «خرد» را اصلی‌ترین ابزار کار خود می‌دانند، در هر بحرانی گذشته را به دست ارزیابی «خرد» می‌نهند تا به مدد خلق نظریه‌ای از بن بستی که در آن گرفتار آمده‌اند «فرا‎روی» کنند و بتوانند به مدد آن طرحی نو و عملی در‎اندازند؛ ولی عموما به دلیل اینکه خرد را تنها ابزار کار خود می‌بینند و تمایل شدید برای برون رفت از بحران در خود احساس می‌کنند دچار این اشتباه می‌شوند که باری بیش از اندازه بر این یکه ابزار خود ‌بنهند؛ و خرد نیز برای اینکه بر علل حوادث آشنا و مسلط گردد به صورت اغراق آمیز بر نقش «اراده آزاد» انسان و حوزه تاثیر آن تکیه می‌کند، چرا که برای اندیشیدن قدرت انتزاع بیشتری به خرج می‌دهد و حوزه عمل او را گسترش می‌دهد و از این رو در ارزیابی‌ها بر مسبب انسانی مشکلات یعنی انتخاب های اشتباه بیشتر از هر سبب دیگری تاکید می ورزند.

روشنفکران به دلیل این خوانش از گذشته و این باور که ارزنده ترین گوهر انسانی یعنی «خرد» را بکار گرفته‎اند و در اختیار دارند از جایگاه یک کنش‎گر سیاسی اجتماعی خود را به جایگاه یک قاضی و داور ارتقاء درجه می‌دهند و به سخنرانی‌های پیامبر‎گونه و کلی روی می‌آورند و عملا از مسیر ایجاد یک سیاست راهبردی دور می‌شوند.

بحران‌ها لزوما به دست تئوری‌ها و نظریات قابل رفع نیستند و به همین دلیل است که برخی فعالین سیاسی عمل‎گرا در شرایط بحرانی قدرت حل بحران و ارائه سیاست راهبردی را بیشتر از روشنفکران دارا هستند، چرا که ابزارهای بیشتری را در خدمت می‌گیرند و فهم‌شان از واقعیت، عینی‌تر و ملموس‌تر از فهم کلی‌نگرانه روشنفکران است.

تعیین سیاست راهبردی برای خروج از بحران را باید بیشتر به مدد استنتاج و بحث پیرامون موضوعات عینی و روزمره دنبال کرد تا بحث‌های انتزاعی و تک‌بعدی ولی عمیق روشنفکری. هنر سیاست در چینش و استفاده بجا از ابزار‌های مختلف است تا تکیه بیش اندازه بر خرد کلی‌نگر. از این رو زبان یک کنش‎گر سیاسی باید یک زبان مدنی باشد برای مهیا کردن فضای گفتگو تا یک زبان پیامبرانه، فلسفی و از موضع بالا و به گفته‎ی هانا آرنت زبانی سلطه گر و نفی کننده دیگری.

ادامه دارد..

 


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.