شنبه ۱۳ام آذر ۱۳۹۵ , ساعت: ۰۵:۰۹کد مطلب : 99889 نسخه قابل چاپ

روزی روزگاری،کوبا

ارزیابی های شتاب زده و از راه دور ما را به کامیابی شناخت موضوع نمی رساند. شناخت تلسکوپی از موضوعی که مسئله داخلی ما نیست بر بی دقتی ارزیابی شتاب زده می افزاید.

برخى از قضاوت ها در مورد کاسترو را هم می توان در این زمره دانست. که می تواند شتاب زده باشد .

کوبا کشوری بس عقب مانده و تحقیر شده بود که با انقلاب کوبا که با نام کاسترو عجین شد رشد پیدا کرد و هویت یافت.

داستان هم این بود که استقلال طلبی کوبا را امریکا نپذیرفت. کوبایی های تبعیدی که به میامی رفتند روایتی نادرستی از کوبا ساختند.این جریان که طیف های گوناگونی را در خود داشت در عمل کار را به دست نیرو هایی واگذار کرد که می خواستند به دوره دیکتاتور قبلی باز گردند یعنی کوبای تحقیر شده با هزاران فاحشه که برای چند دلار کار می کردند .

مرکز پول شوئی برای امریکایی ها و هم مافیای که در هاوانا خانه کرده بود. حتی دولت کوبا را هم در اختیار گرفته ..اما تبلیغات این جریان از بودش بیشتر بود و هم متوهم بود که کوبا فرو می زیرد. اما این تبلیغات را آمریکایی ها که در جهان اهل رو کم کردن هستند را خوش آمد؛ در عین حال امریکا دست کوبا را بعد از استقلال پس زد.

این اولین نا همراهی آمریکا با انقلاب کوبا بود. ماجرای دیگری ساز شد کاسترو خود را علنی کرد او کمونیست بود اما مگر می شود در امریکای لاتین کشور کودتا های نظامی که امریکا حامی آن است کمونیست بود  و مخالف امریکا نشد؟

در دروه استقلال و رهایی ،،دموکراسی مسئله اصلی نیست مسئله اصلی رهایی و استقلال است.

کوبا با کاسترو این را به دست آورده بود اما  برای دموکراسی باید کوبا را امریکا می پذیرفت این خواسته عملی نشد.

کاسترو به اصلاحات پرداخت . بهداشت و درمان و مبارزه با بی سوادی و فقر و  رفاه عمومی را ارتقا داد.  به  صدور انقلاب  پرداخت و حامی همه مبازرات ضد آمریکایی شد ؛ متحد هم یافت و کمک هم دریافت کرد . باید توجه داشت که در مدت ۱۵ سال نُرم های جهانی بهداشت و رفاه عمومی در کوبا بسیار بالا رفت حتی در مسابقات ورزشی خود را نشان داد .

شوروی در مجموع سالانه بیش از ۵ میلیارد دلار کمک مستقیم به کوبا می کرد. در این دوره دموکراسی در امریکای لاتین وجود نداشت اما کوبای پیشرفته و جهانی وجود داشت با رهبری که محبوب بود. در منطقه امریکای لاتین همه حکومت ها دیکتاتور و خون ریز هستند. در این منطقه  کوبا سر آمد رفاه اجتماعی شده است .

با فروپاشی شوروی قطع کمک ها به کوبا آغاز می شود. مهم تر این است که کشور های امریکای لاتین که دارای جامعه مدنی سرکوب شده بودند فراغت می یابند که به دموکراسی برسند مانند ارژانتین و برزیل . اما این حکومت ها مشکلات زیادی در نابرابری اجتماعی دارند. دوره جدید آغاز شده است.

کاسترو عمل گرا بود و کمی هم راست بود به همین خاطر شروع کرد که با امریکا رابطه اش را بر اساس استقلال داخلی عادی کند اما این بار باز امریکا قبول نکرد.

.کوبا با همه کشور های امریکای لاتین فرق داشت باید ادب می شد . مخالفین کاسترو هم از وی در آمریکا شیطانی ساخته بودند که نمی شد با آن سازش کرد. باز آمریکا دست رد به کوبا زد.این بار دست کاسترو بسته بود او در تمام جهان محبوب بود اما کوبا فقیر می شد کشور های امریکای لاتین به دموکراسی نسبی می رسیدند.

از این تاریخ کوبا عقب رفت اما کاسترو چه کرد که مردمش را تا حدی قانع و هم کنترل و گاه سرکوب کرد. البته بیشتر قانع و کنترل کرد . او توانست در این دنیای آزاد شبکه ها و ارتباطات به مردمش بگوید که امریکا با شما و ما و کوبا دشمنی برای نابودی دارد من تلاشم را کردم دیدیدکه آمریکا نپذیرفت. پس کوبا نتوانست از رفاه اجتماعی به دموکراسی برسد .

رفاه  هم تحت تائیر قرار گرفت. کوبا کشوری پشیرفته شهری مانند برزیل نبود تا جامعه مدنی در برابر دولت مقاومت کند. مخالفین کاسترو در آمریکا از وی دیو ساختند که نباید با آن سازش کرد. آمریکا کشور لابی ها هم هست . کاسترو را دو بار آمریکا پس زد. چرا که او را سمبل شیطان ساخته بود. کاسترو هم دیگر در شیفت تغییر پارادیمی جهان برای چرخش به دموکراسی جا مانده بود اگر چه بدون جامعه مدنی دموکراسی ممکن نیست که کوبا فاقد این جامعه مدنی مستقل از دولت بوده است مانند تمام کشور های همسایه دیگر خود.

نگاه این چنین تفکیک شده به تجربه کوبا برای ما چه درسی می تواند درس داشته باشد؟


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.