دوشنبه ۱۴ام مرداد ۱۳۹۸ , ساعت: ۱۲:۰۵کد مطلب : 113856 نسخه قابل چاپ

رضا عارف زاده و بارهای بر زمین مانده

آشنایی با رضا در کلاس‌های تاریخ و قرآن هدی صابر در اهواز بود، در منزل با صفای آقا مسعود لدنی. به بیان هدی صابری، رضا “عضو فعال هستی” بود. هستنده‌ای بارکش و باربردار. به هر حوزه‌ای که وارد می‌شد باری برمی‌داشت و کنشگری‌اش موکول به آینده‌ی مبهم و منوط به شرایط‌زدگی نبود. عرصه باز می‌کرد و در تعلیق نبود و از تبار امیدواران بود و افق به افق غزال‌وار خیز برمی‌داشت و عرصه به عرصه ره پیما. رضا چون سیری از آموزش و کنشگری را به رغم جوانی در کوله پشتی داشت چشم انداز توهمی نداشت و چشم انداز را با امید و کنش به هم می‌دوخت.
از خوزستان دل انگیز کسانِ کسی برخواستند چون جهان‌آرا که میهن به خصم نفروختند، ماندند و دلاوری کردند و ایران را نیم‌جو ارزان نکردند. رضا برخاسته از چنین میراث سترگی است. رضا در زمینه و زمین استقلال مملکت، دغدغه آزادی و توسعه کشور را داشت و در پی آن بود و این دغدغه او را با مصدق و هدی صابر پیوند می‌داد.
دستگیر فرودستان بود و تیماردار بچه‌های سرطانی و کمک کار رفتگران در اینجا و آنجا و در هر کوی و برزن ایران ما، “وطن مصدق-سحابی”. در سیل در زلزله و در سازماندهی فعالیت محیط زیستی در استان خوزستان و مشارکت در جنبش کلان ملی برای بهزیستی مردمان. و در این مسیر رضا در معرض برخورد و بازداشت قرار گرفت که سزا نبود. رضا سرمایه‌ای بود برای خوزستان و ایران. و استفاده بهینه از سرمایه رویه‌ای دیگر می‌طلبد و سازوکاری مشارکتی با پذیرش تنوع و تکثر درخور آن است.
رضا آرمان‌دار بود و فقر و فقد آرمان، حفره دوران. در کلاس‌های هدی که تخم آرمان می‌کاشت و جهت زندگی، رضا جذب آرمان‌داری هدی شد آرمان‌هایی با نسوجی از افق‌های بلند و گشوده و کنش‌های عاشقانه اکنونین.
در روزهایی که در بیمارستان بود و دردی بسیار صعب و سنگین می‌کشید و با مرگ پنجه در پنجه درافکنده بود در هیچ دیداری هرگز تشویشی در او ندیدم و هرگز ناامید و بریده او را نیافتم و در همان حال به رغم درد جانکاه فکر ایران و فرجام آرزوها و آرمان‌هایش چون توسعه و آزادی و عدالت اجتماعی، چون عبور از گردنه سخت خشونت ضد انسانی تحریم خارجی از ذهنش خارج نمی‌شد. آخرین شماره ایران فردا را برایش بردم و روز بعد با اشتیاق از مطلبی که خوانده بود سخن می‌گفت. رضا با چشمانی نگران و دلی آرزومند از میان ما رفت و دیروز در مراسم پرشکوه وداعش عشق و نیایش دوستدارانش آمیخته با کاسه اشکی بدرقه راه او شد.
رضا اکنون با دستاوردهای خود به مرحله‌ای دیگر از حیات خود وارد شد. ولی یاد او و راهی که می‌پیمود و باری که برمی‌داشت اکنون پیش روی ماست، مایی که بازماندگان اوییم. رضا رفت و بارهای بر زمین مانده ایران چشم در راه رهپویان جان سختی چون رضاست. بدرود بدرود مردِ آرمان‌دار و رخت نوی پیوستن به حقیقت بر تو شادانه باد. باشد که رنج و باربرداری این دورانت توشه‌ی دامنِ گستردهِ مهرِ یزدان در سرای باقی باشد.

@iranfardamag


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.