یکشنبه 18th آگوست 2013 , ساعت: 12:08کد مطلب : 49570 نسخه قابل چاپ

راه باز است؛ اسطوره مصدق را بشکنید!

با وجود نقدهای متفاوت از زوایای گوناگون چرا مصدق همچنان محبوب است؟ محبوبیت مصدق بیشتر از اینکه به دستاوردهایش مرتبط باشد به راهی است که او راهنمایش شد. مصدق به این دلیل محبوب است چون که نماد است، نماد جامعه ای که تلاش می کند ضمن دستیابی به توسعه، الگویی دموکراتیک را نیز به نمایش بگذارد و از سویی از منافع و موجودیت خود در برابر زیاده خواهی ها و تعدی های دولت های خارجی محافظت کند.

محمد مصدق هم بی شک عاری از اشتباه نبوده است. او هم در فرجام نهضت ملی شدن صنعت نفت مسئولیت دارد. این اشتباهات در محورهای متفاوتی در پژوهش های تاریخی در مورد نهضت ملی شدن  صنعت نفت ایران مورد اشاره قرار گرفته و به گونه ای روش مصدق در تحولات داخلی و بین المللی مورد نقد قرار گرفته است.

با وجود این نقدهای صریح برخی تلاش می کنند تا نقد مصدق را به عنوان یک تابو معرفی کنند اما واقعیت این است که محبوبیت مصدق ناشی از فرآیند اسطوره سازی از او نیست.

مصدق از زمانی که دولتش ساقط شده جز یک دوره کوتاه نه ماهه  در اوایل انقلاب اسلامی(دولت موقت) آن هم در بخشی از حاکمیت و نه همه آن  مورد تکریم هیچ دولتی نبوده است. تاختن به مصدق حتی در موارد فراوانی که به خارج شدن از جنبه انصاف منجر شده هیچ هزینه ای برای منتقدانش نداشته است.

یعنی  هیچ کس چه در دوران زمامداری و چه پس از آن به خاطر نقد مصدق زندان نرفته یا آزادی هایش محدود نشده است. منتقدان مصدق نمی توانند در دوران زمامداری او ، محمد رضا شاه و جمهوری اسلامی موردی را مثال بزنند که کسی به خاطر انتقاد از مصدق روانه زندان شده یا تحت فشار قرار گرفته است.

بر خلاف برخی ادعاها ، نقد مصدق هم تازه نیست هر چند شاید برخی از موارد نقد تازه باشد. اما در هر دوره ای بوده اند کسانی که از زاویه دید خود مصدق را مورد حمله قرار داه اند. برخی از این حملات هم اصولا به نفی مصدق رسیده است.

شاید عده ای مصدق را برای خود بت بدانند اما به نظر می رسد این عده در میان هواداران مصدق بسیار اندکند . بسیاری از دوستداران مصدق و روندگان  راه او خود از جمله منتقدان وی هستند.

مصدق در نظر بسیاری از هوادارانش نماد الگوی توسعه دموکراتیک  در ایران است. هر چند که بنا بر شرایطی فرصت نیافت تا میوه دولتش تکمیل شود اما در همان دوران کوتاه زمامداری اش برای ایجاد نهادهای مدنی مستقل از دولت بستر سازی کرد، الگوی اقتصادی منهای نفت را پایه ریزی کرد. حق انتقاد و بیان را برای مخالفانش به رسمیت شناخت و دوره ای کم نظیر از آزادی های سیاسی را به نمایش گذاشت. با تمام توان تلاش کرد شاه و سلطنت را به مشروطه مقید سازد ، قدرت درباریان را به نفع ملت محدود کرد و  با شکست انگلستان استعمارگر در دادگاه بین المللی لاهه خودباوری را به مردم ایران هدیه داد.

منتقدان مصدق در تلاش های تازه شان قصد دارند از سویی اصل ملی شدن صنعت نفت را با عطف به زیان های دولت نفتی در سال های اخیر زیر سئوال ببرند و برخی از آنها هم تلاش کرده اند اصل کودتای ۲۸ مرداد را با تردید مواجه ساخته و از آن به عنوان شورش مردمی یاد کنند. اما در بسیاری از  کتاب های  غیر فارسی  که در مورد ایران  نوشته شده نویسندگان غربی از دولت مصدق  به عنوان دولت قانونی و دموکرات و از اقدام شاه و آمریکا علیه او به عنوان یک کودتا یاد می کنند. اینکه علت همه حوادث را به یک کودتا منحصر نکنیم یک بحث است اما اینکه حمله کودتاچی ها به نخست وزیر قانونی را شورش مردمی بنامیم بحث دیگری است. این کودتا در اسناد نهادهای جاسوسی بریتانیا و آمریکا هم تایید شده است. تعجب اینجاست زمانی که وزیر خارجه وقت ایالات متحده در دولت کلینتون به خاطر وقوع این کودتا ابراز تاسف می کند و حاضر به معذرت خواهی است و اسناد سازمان های جاسوسی از نقش دولت های وقت غربی برای سازماندهی آن سخن به میان می آورند عده ای همچنان مصر هستند این حرکت کودتا نبوده است.

اما این پرسش مطرح است با وجود نقدهای متفاوت از زوایای گوناگون چرا مصدق همچنان محبوب است؟ محبوبیت مصدق بیشتر از اینکه به دستاوردهایش مرتبط باشد به راهی است که او راهنمایش شد. مصدق به این دلیل محبوب است چون که نماد است، نماد جامعه ای که تلاش می کند ضمن دستیابی به توسعه، الگویی دموکراتیک را نیز به نمایش بگذارد و از سویی از منافع و موجودیت خود در برابر زیاده خواهی ها و تعدی های دولت های خارجی محافظت کند. مصدق چه در زندگی فردی و چه در مقام سیاسی و اجتماعی در نقش یک علاقه مند و شورمند به ایران بوده است به گونه ای که تلاش کرده تمام داشته های خود را صرف دفاع از منافع ملی ایران کند. زندگی شخصی مصدق و بخشش ها و مهربانی هایش در راه ملت منطبق بر زندگی سیاسی و اجتماعی اوست. او به جد خواهان سرافرازی ملت ایران بوده است.

برخی گفته اند که وقت آن است این اسطوره را در میان نسل جوان بشکنیم. قصد بحث در مورد کاربرد لفظ اسطوره و تفاوت هایش  با الگو نیست اما راه برای شکستن مصدق باز است. به قولی این گوی و این میدان . شکستن اسطوره مصدق از سالیان طولانی خواست برخی از جریان ها بوده است. اگراین افراد  توانایی دارند اسطوره مصدق را بشکنند. شکستن مصدق هم هیچ هزینه ای برای آنها ندارد . همچنانکه برای السابقون آنها نداشته است. این مخالفان مصدق  طوری صحبت می کنند که گویی نقد مصدق مجازات دارد. مصدقی ها خود سردمدارن تحمل هزینه های گزاف برای آزادی این مرز و بوم بوده اند. اما برای شکستن این اسطوره نه بندی بوده و نه مانعی.

مصدق به رغم اشتباهاتش برای طرفدارانش دستاورد بزرگی داشت. یعنی گونه ای از ملی بودن را معرفی کرد  که ملی گرایی را نه بر اساس آموزه های نژادی بلکه بر اساس ارزش های انسانی و با عطف به استقلال و آزادی ارمغان آورد. ملی گرایی که بر مبنای توسعه دموکراتیک، رعایت همه تنوع های زبانی ، قومی و بر اساس حفظ تمامیت ارضی در برابر تهدیدات خارجی بنا شده است. یا  به تعبیر شهید صابر: ” ملی از گونه مصدقی “. یعنی بر همان اساس که برای بسط آزادی های مدنی و رونق اقتصاد ملی تلاش می شود نسبت به خدشه دار شدن استقلال ملی کشور هم  حساسیت وجود دارد. به عبارتی ملی گرایان مصدقی تنها  بلندگوی منافع ملتشان هستند و برای خوش آمد این و آن موضع نمی گیرند. تلاش برای بنای برقراری مناسباتی دموکراتیک و قانونی و بسط آزادی های بنیادین فردی،سیاسی و اجتماعی در کنار صیانت از استقلال ملی در عین تعامل با جهان همان راهی بود که مصدق با هزینه های فراوان چراغ راهنمایش شد. به همین دلیل است که ملی گرایی مصدق با ملی گرایی هم عصران خود از جمله ناصر متفاوت هم بوده است چرا که این ملی گرایی نه صرفا بر اساس مبارزه برای صیانت از منافع ملی در برابر زیاده خواهی های خارجی بوده بلکه برای  استقرار نظامی دموکراتیک و مردم سالار هم تلاش کرده و به توسعه دموکراتیک نظر داشته است.

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


برچسب ها :
  1. حماد

    به نقل یکی از کارکنان بیمارستان نجمیه (موقوفه مادر مصدق که تولیت آن با دکتر مصدق بود) روز ۲۸ مرداد عده ای از نظامیان به بیمارستان نجمیه و قصد مهر و موم کردن بیمارستان را که حدود ۶۰ نفر مریض در آن بستری بودند را داشتند ، مدیر بیمارستان به پروفسور عدل جراح صاحب سبک ایران که بیماران خود را در آن بیمارستان بستری میکرد و از دوستان شاه بود اطلاع میدهند . پروفسور عدل در کوتاه ترین مدت خود را به بیمارستان میرسند و از روی پله های بیمارستان خطاب به نظامیان فریاد میزند که ، کدام پدرسوخته ای میخواهد بیمارستان مرا لاک و مهر کند ، که موجب خروج فوری نظامیان از بیمارستان میشود .

  2. dsaberazt

    خیلی عذر می خوام استاد محترم. ولی من نمی دونم واقعا استاد محترم و بقیه دوستانشون از تاریخ انقلاب واقعاخبر ندارن و یا تجاهل می کنن؟!
    مصدقی ترین دولت بعد از انقلاب قطعا دولت اقای بنی صدر بود و در واقعا او بود راه مصدق را ادامه داد و حتی آنرا توسعه بخشید. برای نمونه اگر مصدق از رادیو با مردم حرف می زد. بنی صدر بود که روزانه در کارنامه به مردم گزارش کار می داد و آنها را تنها عامل حرکت می دانست. این او بود که پایه گذار بحث آزاد در تلوزیون بود.
    بارزگان اگر چه جزئ ملیون بود ولی روش او تفاوت فاحش با روش مردمی و اجتماعی مصدق داشت.
    به هر حال امیدوارم که از این تجاهل دست بردارید و مخاطب خود را نادان تصور نکنید.

  3. پدرام

    به عنوان یک جوان که نه زمان مصدق را دیده‌ام و نه تاریخ درست حسابی‌ در مدارس خوانده ایم، تنها راهی‌ که میماند این است که مصدق را از طریق کسانی‌ که خود را ادامه دهنده راه او می‌دانند شناخت. به این ترتیب آیا نباید به ما حق داد که وقتی‌ می بینیم بنی‌ صدر به دستبوسی خمینی میرود، ملی‌ مذهبی‌‌ها هنوز دنبال حکومت دینی هستند و اصلاح طلب‌ها از آماده نبودن مردم برای دمکراسی‌ می‌گویند، به راه مصدق شک کنیم ؟ چرا هر بار از انقلاب و صدماتی که به نسل ما وارد شده صحبت کردیم مصدق را مثل چماق بر سر ما زدید و انتظار داشتید به خاطر ظلمی که به مصدق شده سکوت کنیم و انقلابتان را تأیید کنیم؟ مگر نسل ما مسئول ظلم به مصدق بود که ما باید جواب بدهیم و هر بار از شما میپرسیم چرا مملکت را به اینجا کشاندید مصدق را پیش می‌کشید ؟

  4. خسرو

    حضرت آقا
    اگر سند بخواهید حاظم رسما و کتبا و محضری سند تقدیم کنم . اگر با قسم خوردن می پذیرید تا هفت بار به دست بریده ی ابوالفضل قسم بخورم و اگر کمی لوطی گری داشته باشید تا سبیلتم را گرو بگذارم که : با با جان این آقای مصدق تاج سرما – نور چشم ما – قوت زانوی ما – قبله ی حاجات ما .بابا جان مشگل امروز ایران و ایرانی دیگر مصدق نیست مشگل مردم چیز دیگری است . حضرت مصدق متعلق به شصت سال پیش است .با با جان به خدا خنده آور است . اگر واژه ی مصدق را از شما بگیرند همانند گربه ای می شوید که سبیلتش را کنده باشند دیگر نمی توانید راه بروید .رگر مردی و اگر راست می گویید هرکدام ازشما را عرض می کنم اینک بیا و مصدق زمان شو . این گوی و این میدان . کم بنشینید و بفرمایید من آنم که مصدق آزادی خواه بود . شما چه هستید شما چه کار کرده اید همه اش مصدق مصدق مصدق .بیا شما بشو مصدق زمان .

  5. mansoorhallaj

    درودبرشما..اقای.بدرام.و.اقای.خسرو..زنده.یاد.مصدق.رفت..رفت.رفت..اینها.ول.نمیکنند..چون.میخواهند.ضعفهای.خودشان.را.ببوشانند.مرتب.میگویند.مصدق.و.۲۸.مرداد..

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.