پنج شنبه ۲۵ام دی ۱۳۹۳ , ساعت: ۱۱:۱۰کد مطلب : 72529 نسخه قابل چاپ

دکتر یزدی؛ خداپرست سوسیالیست در نهضت آزادی

نقطه عزیمت فعالیت فکری ـ سیاسی یزدی (نهضت خداپرستان سوسیالیست) اما آثاری ماندگار و غیرقابل انکار بر او بجا می‌نهد. وی در کتاب خاطراتش تصریح می‌کند: «عضویت و فعالیت در نهضت خداپرستان سوسیالیست تأثیر بسیار عمیقی در ذهن و دیدگاه‌های سیاسی من… و اثرات درازمدت در شکل‌گیری روحیه و گرایشات سیاسی و اجتماعی من بر جای گذاشته است.»

دکتر ابراهیم یزدی (متولد سوم مهرماه ۱۳۱۰)، دبیرکل نهضت آزادی ایران برای فعالان و آگاهان سیاسی چهره‌ای شناخته شده است. افزون بر ۶ دهه فعالیت موثر سیاسی ـ اجتماعی، دکتر یزدی را به شخصیتی غیرقابل حذف از تاریخ سیاسی معاصر ایران مبدل ساخته است. و این، مستقل از آن است که ناظر با نگاه و راهبرد سیاسی و دیدگاه‌های مذهبی وی همدل و همراه باشد یا نباشد.
دکتر یزدی که پس از درگذشت زنده‌یاد مهندس مهدی بازرگان بر جایگاه دبیرکلی یکی از مهم‌ترین و مشهورترین احزاب سیاسی ایران (نهضت آزادی ایران) تکیه زده، در آستانه‌ی ۸۵ سالگی همچنان از بازیگران سیاسی مرجع محسوب می‌شود. نامه‌ی چندی پیش وی خطاب به وزیر اطلاعات دولت روحانی، و واکنش محمود علوی، یک شاهد مهم و جدید است.
هرچند در مرامنامه‌ی نهضت آزادی ایران (تأسیس شده در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۴۰) از «لزوم تأمین واقعی عدالت اجتماعی» و «اهمیت حیاتی» آن گفته شده، و اگرچه در این سند مهم، «برقراری مناسبات متکی بر عدل و مسالمت بین کارگر و کارفرما و بین کشاورز و مالک» مورد توجه قرار گرفته، و بر «تأمین استقلال اقتصادی» و «توسعه‌ی بیمه‌های اجتماعی» و مفاهیم و مقوله‌هایی مشابه تاکید شده، اما این جمعیت سیاسی و اعضای آن، به‌دلیل تاکید و اصرارش بر آزادی‌های سیاسی و لوازم دموکراسی، و نیز به‌خاطر مواجهه‌ی انتقادی رهبرانش با مارکسیسم، در تمام نیم قرن گذشته به‌مثابه‌ی حزبی که چندان دغدغه‌ی عدالت اجتماعی ندارد، مورد نقد گروه‌ها و نگاه‌های «چپ» قرار گرفته است.
با وجود این، و چنان‌که آمد، توجه به عدالت اجتماعی نه در مرامنامه و خروجی و عملکرد جمعی این جمعیت سیاسی مفقود بوده، و نه به‌خصوص در نگاه و مواضع رهبران و چهره‌های ارشد آن. یکی از دلایل این ادعا، خاستگاه عمل اجتماعی و کنشگری فکری ـ سیاسی شخص دکتر ابراهیم یزدی است. آن‌که امروز پیری در سیاست است، حدود ۷۰ سال پیش از نهضت خداپرستان سوسیالیست برآمد و بالید.

با نخشب و خداپرستان سوسیالیست

«…سال ۱۳۲۵ بود که یک روز برادر بزرگترم (دکتر کاظم) بعد از مختصر صحبتی که با نوع صحبت‌های خانوادگی متفاوت بود و برای من تازگی داشت مرا به حضور در جلسه‌ای دعوت و تشویق کرد… در روز موعود، هر دو با هم به محل تعیین شده رفتیم. محل برگزاری آن جلسه در منزل مرحوم دکتر محمد نخشب بود. خود او هم جلسه را اداره می‌کرد.»
این گزارش، سرآغاز پیوند خوردن یزدی ۱۵ ساله با نهضت خداپرستان سوسیالیست را توضیح می‌دهد. دکتر یزدی این‌چنین دکتر نخشب را توصیف می‌کند: «مرحوم نخشب جلسه را خوب اداره می‌کرد. او خیلی محکم، باحرارت و با احساس صحبت می‌کرد. او در ضمن صحبت با چشمان نافذ خود به چشمان مخاطبین و شنوندگان خیره می‌شد تا از تأثیر کلام خود بر آنها مطمئن شود.»
و نخشب چنین مواضعی داشت: «او درباره‌ی بدبختی و فقر و محرومیت مسلمان‌ها، ضرورت مبارزه با ظلم و ستم، مبارزه برای برقراری عدالت اجتماعی، تساوی، اخلاق، مسئولیت افراد برای رفع ظلم و ستم، تغییر سرنوشت، آینده بهتر برای اکثریت مردم، استقلال کشور در برابر سلطه‌ی بیگانگان، و از فساد حاکمیت و خودفروختگی آنان به بیگانگان، صحبت می‌کرد.»
چند هفته پس از این آشنایی و رابطه‌ی مهم، یزدی از طریق برادر بزرگ‌ترش و نیز نخشب از وجود سازمانی مخفی به‌نام «نهضت خداپرستان سوسیالیست» مطلع، و برای عضویت و سامان دادن سازمان دانش‌آموزی آن دعوت به همکاری می‌شود.
نخشب «بندبند مرامنامه‌ی نهضت» را برای یزدی و دیگران توضیح می‌دهد. هسته مرکزی شاخه دانش‌آموزی نهضت خداپرستان سوسیالیست شکل می‌گیرد و فعالیت (شناسایی دانش‌آموزان همدل و همفکر و عضوگیری) آغاز می‌شود.
جلسات آموزشی، جلسات تبلیغی، برنامه‌های گردش دسته‌جمعی، کتاب‌خوانی، و تهیه و انتشار نشریه‌ای داخلی، ازجمله فعالیت‌هایی است که در شاخه دانش‌آموزی، اعضای نوجوان ـ و یزدی ـ را به جهت دانش و عمل اجتماعی، گام به گام ارتقاء می‌دهد.
انتخابات مجلس شانزدهم در سال ۱۳۲۸ اندک اندک جنبش ملی به رهبری دکتر محمد مصدق را مطرح می‌کند. نهضت خداپرستان سوسیالیست برای چگونگی تعامل با تحولات اجتماعی ـ سیاسی دچار اختلاف‌نظری راهبردی می‌شود. نهضت به‌مثابه‌ی سازمانی مخفی در مرحله‌ی عضوگیری و آموزش و کادرسازی است؛ نخشب و گروهی (ازجمله حسین راضی) علنی شدن فعالیت را پیشنهاد می‌کنند، و طیف دیگر به راهبری مهندس جلال آشتیانی، بر ادامه‌ی مشی پیشین مصّر هستند.
نخشب و همگامانش راه متفاوت خود را پیگیری، و جمعیت خداپرستان سوسیالیست را علنی می‌کنند و دور جدیدی از فعالیت سیاسی ـ اجتماعی و تبلیغ دیدگاه‌های خود را می‌آغازند. یزدی جوان اما در سوی آشتیانی می‌ایستد.

آن‌که خداپرست سوسیالیست ماند

در زمانه‌ی انشقاق خداپرستان سوسیالیست، یزدی در متن انجمن‌ اسلامی دانشجویان فعال می‌شود. او در داشگاه تهران داروسازی می‌خواند. یزدی تصریح می‌کند که «پس از ورود به انجمن اسلامی آن دیدگاه‌های سوسیالیستی را از دست ندادیم؛ اما (متأثر از مواضع و منش مهندس بازرگان) با مقولات دیگری از افکار و اندیشه‌ها آشنا شدیم.»
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، یزدی به نهضت مقاومت ملی می‌پیوندد. خاستگاه فکری ـ سیاسی او اما همچنان تأثیرگزار است: «من در واکنش به کودتا، برخورد عاطفی شدیدی از جنس بعضی‌ها که گریه کنند، خودزنی کنند، یا دست به خودکشی بزنند، نداشتم… شاید دلیل برخورد من آن بود که تاریخ معاصر ایران را خوانده بودم. در همان نهضت خداپرستان سوسیالیست یکی از مواردی که برای ما کلاس گذاشتند و یا معرفی کردند تا خودمان مطالعه کنیم، مطالعه‌ی تاریخ معاصر از زمان شورش تنباکو بود… آن مطالعات در دادن بینش سیاسی به ما خیلی مهم بود… به‌دلیل مطالعه‌ی تاریخ معاصر من خودآگاه یا ناخودآگاه می‌دانستم که کودتا پایان کار نیست. به همین دلیل هم به نهضت مقاومت ملی پیوستیم. یعنی، اینطور نبود که برویم و عزا بگیریم. اتفاقی بود که رخ داد؛ ولی ما باید به حرکت خود ادامه می دادیم، و دادیم.»
یزدی در سال ۱۳۳۹ برای ادامه‌ی تحصیل به آمریکا می‌رود. همان‌جا به نهضت آزادی ایران می‌پیوندد و از پایه‌گزاران و چهره‌های ارشد آن در خارج از کشور می‌شود. از آن پس، و تاکنون، او از اعضای اصلی و موثر این جمعیت سیاسی محسوب می‌شود.
نقطه عزیمت فعالیت فکری ـ سیاسی یزدی (نهضت خداپرستان سوسیالیست) اما آثاری ماندگار و غیرقابل انکار بر او بجا می‌نهد. وی در کتاب خاطراتش تصریح می‌کند: «عضویت و فعالیت در نهضت خداپرستان سوسیالیست تأثیر بسیار عمیقی در ذهن و دیدگاه‌های سیاسی من… و اثرات درازمدت در شکل‌گیری روحیه و گرایشات سیاسی و اجتماعی من بر جای گذاشته است.»
اهمیت مفهوم برابری در کنار مقوله‌ی آزادی در نگاه دکتر یزدی چنان است که در کتاب خاطرات خود تاکید می‌کند: «هر راهی انتخاب شود، یک چیز ثابت است، و آن این‌که موضوع اصلی، عدالت در جامعه بشری است. انسان‌ها هر کجا باشند، هر رنگ و نژاد و جنسیتی داشته باشند، انسان و برخوردار از کرامت انسانی هستند.»
او همچنین موضوعی را مورد توجه قرار می‌دهد که به تعبیری پیام اصلی نخشب و آشتیانی و دیگر پیشگامان نهضت خداپرستان سوسیالیست، بوده است: «عدالت یا سوسیالیسم بدون حق حاکمیت ملت یا دموکراسی، و بدون اخلاق تحقق نمی‌یابد.»
هفت دهه پس از پیوستن به نهضت خداپرستان سوسیالیست، دکتر ابراهیم یزدی در مقام دبیرکل نهضت آزادی ایران هنوز دغدغه‌دار تحقق عدالت و اخلاق است و راهی به‌سوی دموکراسی می‌جوید.


مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.