سه‌شنبه 28th جولای 2020 , ساعت: 09:07کد مطلب : 117969 نسخه قابل چاپ
تقی رحمانی

دولت بازرگان و هنر استعفا

مذاکرات منتشر شده شورای انقلاب تا تیرماه ۵۸ نشان از برخی از حقایقی می دهد که استعفای بازرگان را توجیه می کند.
در متن استعفا بازرگان از فضای سیاسی عمومی علیه خود سخن می گوید و استعفا می دهد.
در مذاکرات شورای انقلاب بازرگان با کسانی روبرو است که با دولت ار زوایای گوناگونی مسئله دارند از دید چپ مذهبی تا مذهبی سنتی در برابر بازرگان هستند.
انچه که بازرگان می گوید را اینان درست نمی دانند.
مواضع بهشتی که روحیه دبیرخانه ای دارد نه دبیری او مدیر نیست بلکه دبیر است دبیر توان اجرای دیوان سالاری ندارد اما ویژگی جلسه گردانی دارد.
همین دبیردر مسئله مخالفت با دادگاه های خلخالی هم موضع با دولت است او در اغاز با خلخالی مخالف است اما وقت متوجه می شود که دفتر خمینی و احمد خمینی با خلخالی موافق است و هم با رزاوه ای که در دادگاه انقلاب بسیار تند رو هستند درعمل مخالفتش بارفتار خلخالی کاهش می یابد.
بهشتی حاضر نیست که اختیار کمیته ها و سپاه را به دولت بدهد. بازرگان در مصاحبه هایش می گفت من چاقوی بی دسته هستم.
بزرگترین مسئله دولت موقت در این ۴ ماه دادگاه های انقلاب و کمیته ها هستند که رفتارشان تا حدودی مورد تائید برخی از اعضای شورا است.کمیته ها با مهدوی کنی و دادگاه ها با زوار ای و خلخالی مورد تائید خمینی و احمد خمینی هستند.
بهشتی بعد از مدتی می گوید شورای انقلاب شورای مشورتی رهبر انقلاب است پس شورا در عمل می شود طرف خمینی در برابر دولت.در صورتی که در آغاز شان شورا بسیار بالاتر بوده است
روحانیون شورای انقلاب، انقلاب را ضد امپریالستی ،ضد صیهونیستی، ضد کمونیستی و ضد التقاطی می دانند در دو مورد اخر مورد اختلاف بوده ، روشنفکران شورای انقلاب این دو مورد را قبول نداشتند با روحانیت همراه نبودند اما با هم متفق نبودند.
طرح عملی در شورا برای هماهنگی میان دولت و نهاد های انقلاب وجود ندارد طرح بازرگان با وجود تعلل زیاد برای هماهنگی در امور به تصویب می رسد اما در عمل جواب نمی دهد. این طرح حضور ۵ نفر از اعضای شورا در دولت و حضور ۵ نفر از اعضای دولت در شورا است. جالب این است که طرح های دیگر غیر عملی تر است.
بهشتی به هیچ وجه قبول مسولیت اجرائی نمی کند در تیرماه هم می گوید قصد کاندیدا شدن در خبرگان را دارد و تصریح می کند قصد گرداندن خبر گان را دارد.
بازرگان چاقوی بی دسته است که جو روشنفکری و سیاسی علیه وی است استعفای وی کاری درست و هم سیاسی است چرا که چاره ای از استعفا ندارد.
اما بازرگان تا اخر عمر فعال سیاسی می ماند و تلاش می کند.
این نقد به او که باید در دولت می ماند وارد نیست چرا که چیزی را عوض نمی کرد.
بهشتی می گوید که خمینی می گوید ترس شما از غرب برای اعدام نکردن غرب زدگی است. خمینی مشروعیت داشته است و نفوذ زیاد ،پس بازرگان باید الت فعل او می شده است.تغییر مواضع بهشتی هم مهم است او در اغاز مخالف شدید خلخالی است اما در ادامه وی دو کار مهم در برابر انقلاب را به ثمر می رساند. هم قانون مجازات اسلامی که تائید قانونی امثال خلخالی است و هم توجیه ولایت فقیه با این نگاه که انقلاب ایران مکتبی بوده پس با اصل ولایت فقیه باید همراه شود.
بازرگان در این شرایط شانسی نداشته است مسئله دیگر و حتی مهم تر از رفتار روحانیون روشنفکران شورای انقلاب هستند که با دولت بازرگان مخالف هستند بنی صدر دولت را انقلاب نمی داند وی خواستار اختیار زیاد به دولت است اما نه دولت موقت. اختلاف بنی صدر و یزدی هم دیگرتحلیل بردار نیست .بنی صدر دموکرات ازادی خواه اما بشدت از امور داخلی وئ مناسبات قوای ایران بی شناخت است.
مهندس سحابی طرفدار دولت قوی است اما دولت بازرگان را انقلابی نمی داند او شدت موضع گیر بنی صدر را در مورد دولت موقت ندارد اما با دولت موقت اختلاف دارد. پیمان در حدود ۲ ماه در شورای انقلاب حضور دارد او دولت را انقلابی نمی داند ولی با بنی صدر و سحابی و حتی سامی و هم تحلیل نیست. دکتر یزدی سپاه در به عنوان بازوی دولت می خو.اهد اما وی با برخی از سیاست های دولت موقت همراه نیست اگر چه به بازرگان وفادار است.
بازرگان از همه طرف مغلوب است تنها کاری که می توانسته بکند استعفا است.
اما این که مشکل ایران با عدم استعفای بازرگان حل می شده سخن دقیقی نیست چرا که بحران جامعه ایران عمیقتر از این استعفاها است.
جامعه ای که با هم تعامل نمی کند اما دنبال یک فرد قدرتمند می افتد و چشمش را هم در بیعت با رهبرش می بندد،دموکراسی را در دسترس نزدیک ندارد.
قبل از انقلاب می گفتیم تا شاه کفن نشود این وطن، وطن نشود شاه کفن شد اما وطن، وطن نشد.این قاعده باز قابل تکرار است.
پس استعفای بازرگان دلیل شکست روند ازادی در پروسه انقلاب نیست.
پ-ن باید گفت روشنفکران شورای انقلاب مخالفتشان با بازرگان از روحانیت کمتر نبوده است.منتها روحانیون متشکل تر عمل کرده اند. مثلا بنی صدر و پیمان در مخالفت با دولت موقت بسیار قاطع هستند اما با هم نیز اختلاف شدید دارند.طالقانی رئیس اسمی شورای انقلاب است اما همیشه غایب است و هم خسته است و هم از امور راضی نیست.
مرگ مطهری انسجام روحانیون شورای انقلاب را بیشتر می کند.
در این مقال قصد من تائید یا تکذیب نظرات بازرگان نیست بلکه تائید روش استعفای او است سنتی که در حکومت ایران جرم شده است.
انتشار متن گفتگوهای شورا انقلاب عملی قابل تقدیر است.


برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.