جمعه 24th جولای 2020 , ساعت: 01:07کد مطلب : 117916 نسخه قابل چاپ
تقی رحمانی

در حاشیه فقهی حکم مرگ برای خوردن مشروب الکلی

بعد از اعلام حکم اعدام برایشخص مصرف کننده مشروب الکلی در خراسان جنوبی، سوالی در مورد احکام شریعت برخواست که به سبب آن از سوی آیت الله فاضل لنکرانی(که در نظام دینی سمت و جایگاه دارد) به روشنفکران مسلمان تاخته شد آنهم با این مضمون که برخلاف نظر نواندیشان، احکام شریعت زمانی و مکانی نیستند بلکه ابدی هستند، اگر چه اجتهاد در شیعه وجود دارد.

از سویی دیگر، فاضل میبدی این حکم اعدام برای ۴ بار شرب خم را دارای ریشه قرآنی ندانست و آیت الله صانعی نیز با توجه به نظریه غیبت امام معصوم ومحدودیت اجرای حدود شرعی و طرح نظر روحانیونی که در دوره غیبت به اجرای حد شرعی حساس هستند و تردید دارند،مجازات جایگزین برای چنین جرائمی را پیشنهادنمود.

این نظر که احکام شریعت، زمانی و مکانی هستند، طرح متاخر آن به اقبال لاهوری باز می گردد و روشنفکران مسلمان آن را تکرار کرده اند.

اما در دوره معاصر، شیخ مرتضی انصاری بود که در جواب و نقد استادش به محدودیت اجرای حکم شرع در دوره غیبت امام زمان توجه کرد. این در چارچوب معصوم ندانستن ولی فقیهاست که بعدها با نظر اخوند خراسانی عمومی تر شده است.

رجوع از نظریه خمینی به سوی آخوند خراسانی در میان روحانیون شیعه رو به فزونی است. نتیجه این رجوع آن است که در زمان غیبت امام زمان به اجرای بسیاری احکام شریعت از سوی حکومت با وسواس و تردیدنگاه می شود چرا که غیر امام جایزبه خطا در اجرای حدود  شرعیفرض می شود لکن خمینی ضرورت اجرای حکم شرعی را دلیل برقراری حکومت ولایت فقیه می داند. در میاناصرار فاضل لنگرانی بر اجرای احکام، نقد کدیور به این موضوع وآراء فاضل میبدی و نیز صانعی که مجموعا در دو جبهه متفاوت نسبت به اجرای احکام دسته بندی می شوند، به ضلع دیگری نیازاست که همان ورود روشنفکران مسلمان می باشد. این طیف ورود تخصصی به احکام فقهی نمی کنند اما برخی از انان به تعامل با فقه توجه دارند تا ماجرای این کشمکش ها برای جامعه و مسلمانی دستاورد داشته باشد.

در این زمان، ما ضرورت ورود مصداقی به احکام را نیز داریم که بیشتر مورد نیاز است چرا که این احکام در جامعه جاری می شود و سرنوشت انسان ها و جان آنها را در دست می گیرد.

نو اندیش مسلمان و  روشنفکر دینی اگر چه فقیه نیست اما با فقه آشنایی دارد و نیز با توجه به باور به اصلاح دینی از منظر دیگری وارد بحث می شود که همان ضلع مکمل بحث است.یعنی ورود روشنفکری بدون پاک کردن صورت مسئله از طریقادعای دستگاه سازی فکری که بضاعت آن را نداشته اما توان تغییر اجزا را در تعامل با فقه دارد.

این ورود از منظر ایمانی و عقلی است که دین را باور ایمانی می داند و رعایت احکام عبادی را با توجه به تاثیر ایمانی آن باور دارد. هم چنین قرآن و سنت پیامبر را با متد زمانی و مکانی آن مورد توجه قرار می دهد.در این نگاه،مسلمان از خداوند مطالبه گر است که نتیجه اش پاسخگویی او به انسان است.

در سراسر متن قرآن تعامل زنده میان پیامبر، مومنان و خدا را شاهد هستیم و نیز چانه زنی که به تعادل می رسد و گاه نیز رها می گردد.

زنان در قرآن طالب حق برابر در ارث و سهم در جهاد هستند اما در قرآن به در خواست اولی نصف در خواست زنان داده می شود و دومی چون توجیه اجتماعی ندارد،توجه نمیگردد. لکن خدا از برابری انسان ها دفاع می کند. به عبارتی راهی برای آینده می گشاید و هم چنین در موضوع  ارث اصل و اساس، زن و مرد بودن نیست بلکه موقعیت اجتماعی زمانه است که تعیین کننده بوده چرا که یک پشت بر گشته از سوی وارث چه زن و چه مرد ارث برابر می برند.هم چنین می بینیم که در قرآن اگرچه ازدواج با ۴ زن تایید شده است اما عدالت را در تک همسری می بیند.

اقبال لاهوری قرآن را مشوق دستگاه ساز حقوقی برای جامعه می داند و نه تنها دستگاه ارائه کننده ای ثابت برای همه زمان ها و مکان ها .

پس می توان گفت ایمان امری زنده است و فهم و درک ایمانی از قرآن راه را برای تعامل زنده با خداوند باز می گذارد و قرآن رهنما برای وضع دستگاه حقوقی متناسب با زمان می باشد.

پس در رابطه فردی ایمانی با خداوند راه تا ثریا برای هر فرد ایمانی باز است اما مقصود نگارنده این نیست که مسیر را برای هر کس برای داشتن یک کتاب و ایمان باز کند چرا که هر فرد اگر چنین ظرفیتی داشته باشد راه خود را پیدا می کند.

اما در گشایش چنین افقی با متن است که نواندیشی می تواند با روحانیون به گفتگو برای خلق دستگاه های حقوقی جدید که متد و فراگیری داشته باشد، بنشیند.

نتیجه این تعامل توجه به بروز سازی حقوق اجتماعی در فقه برای حفظ ایمان مومنان است. این عرضه و نگاه میان روشنفکران و روحانیون تعاملی ایحاد می کند که نواندیشی غیر روحانی بتواند راه اصلاح دینی را هموار نماید و نیز از تقویت فرقه گرایی اجتناب نماید.

این تعامل در مورد اجرای فقه زمانی لازم تر می شود که با روحانیون نیز بحث شود که توجه به کلیات فقهی برای توجیه عدالت در حکومت دینی با ولایت فقیه امری است که محال می نماید .گرایشی که به دلیل جوزدگی و دنباله روی روشنفکری و دستگاه سازی در نزد برخی از روحانیون خوش فکر ملاحظه می شود و  به دنبال کلان نظریه سازی فقهی برای برقراری نسبت عدالت و آزادی با حکومت دینی هستند. در صورتی که بضاعت تمدنی ما به دستگاه سازی کلان نرسیده است.پس در این حوزه ما به ورود مصداقی نیاز داریم.

تعامل نواندیشی با روحانیون برای توجه به مصداق ها مانند آزادی بیان، حق پوشش، مسئله مشروبات الکلی و نوع زیست، سبک زندگی، حقوق زنان و غیره لازم است . در چینش این تبیین های مصداقی شاید راه کلان نظریه سازی هم باز شود. در غیر اینصورت اصلاح دینی باز در تله روشنفکری صد ساله می افتد که اقبال ادعایش را کرد اما هنوز به جایی نرسیده است.

از دستگاه سازی به اجزا نمی رسیم چون بضاعتش را نداریم اما از تغییر اجزاء می توان به دستگاه جدید رسید. این ویژگی فقه را نیز می تواند شامل شود.


برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.