دوشنبه ۲۶ام آذر ۱۳۹۷ , ساعت: ۱۲:۰۹کد مطلب : 110137 نسخه قابل چاپ

درباره ملک بانوی بازرگان

نسیم خاکسار جمله تاثیرگذاری در باره مرگ دارد که در واقع قوی ترین ستایش زندگی را می توان از آن برداشت کرد . او می گوید «مرگ پاره اثر گذاری از زندگی است» با این نگاه به مرگ می توان زندگی هایی که بنظر پایان یافته بنظر می رسند را پی گرفت و تدام بخشید. زندگی ملکه بانو طباطبایی همسر و یار وفادار زنده یاد مهندس مهدی بازرگان را بدین گونه می توان پی گرفت و تداوم بخشید.

ملک خانم در نوجوانی به عقد ازدواج مهندس بازرگان در آمد. ایشان باره اثرپذیری از همسرش چنین می گوید: «آرمان‌گرایی، افکار و عقاید و نیز استحکام شخصیت او به مرور در من که دختری جوان و ناپخته بودم تاثیر مفید و مثبت خود را بخشید. به فکر و عقیده او احترام می‌گذاشتم. البته نبود او و زندان‌های طولانی مدت او مساله ساده‌ای نبود. تحمل فراغ پدر خانواده و بزرگ کردن فرزندان و کنار آمدن با مشکلات آنان بدون حضور او کار سنگینی بود اما ایمانی که به خداوند داشتم و امیدی که صحبت‌های او در خلال ملاقات‌ها می‌بخشید، سرمایه ادامه زندگی می‌شد.»

ملک خانوم از نسل اول زنانی است که زندگی خانوادگی و مشترک با مردی را آغاز می کند که قرار است وجوه متمایز و بعضا متضاد مرد سیاست و مرد خانواده را در هم آمیزد. بدین معنا ملک بانو که زن جوان از خانواده مرفه و ایمن بود و طبع شاعرانه ای نیز داشت توانست در برخورد با مصایب زندگی ناایمن سیاسی حرفهایی برای گفتن داشته باشد و به جای واکنش های از سر بیقراری زنی شوی در بند؛ کنش مقاومت از نوع زنانه را در منتهای سر افرازی به نمایش بگذارد. هم او که در نامه خود به همسر دربندش می نویسد: «شوهر عزیزم… شاید خلاصی به‌این‌زودی‌ها امکان‌پذیر نباشد. شاید اوضاع و شرایط روزبه‌روز سخت‌تر و درنتیجه تحمل من روزبه‌روز کمتر شود. شاید هزاران گرفتاری و اشکال پیش بیاید؛ اما میل دارم بدانی که با تمام این احوال و با واقع‌شدن تمام این شایدها که به‌قول حتی نزدیکان خودت، تو مسئول آنی، من نه‌تنها از این عمل تو به‌هیچ‌وجه گله‌مند نیستم؛ بلکه سربلند و مفتخرم و با تمام وجودم تو را تحسین می‌کنم.». بدین ترتیب به مدلی نو برای زنانی که همسران سیاسی و مخالف جبارایت حاکم داشتند تبدیل شود.

ملک بانو و سایر زنان این نسل با هر عقیده و مرامی که داشتند نشان دادند که خانواده در ایران برای اهل سیاست زندان نیست بلکه محل و مرکز مقاومت برای آزادیخواهان است. حضور همسران مهربان و مقاومی مانند ملک بانو طباطبایی در کنار مردان آزادیخواهی چون بازرگان ثنویت وحدت بخش مرد و زن در برساخت انسان آزادیخواه مقاوم و مبارز را مفهوم و معنا می بخشد. آنجا که ملک خانوم می گوید «شوهر عزیزم قدر و منزلت تو پیش من و احترامم نسبت به تو هزاران‌بار بیش‌از‌سابق شده است. باور کن این محرومیت‌های فعلی و سختی‌های احتمالی دیگر مرا نمی‌ترساند؛ بلکه در من نیروی جدید و در قلبم روشنی و صفای بیشتری به‌وجود آورده است.»

ملک بانو بظاهر زنی در سایه و خانه شوهر بود اما در واقع او محور و ستون خانه ای بود که در آن همسر و فرزندان در نهایت مهربانی و زیبایی با فرهنگ و مفاهیم انسانی چون آزادیخواهی و امید و ایمان آشنا و سپس مانوس می شدند. او که در اوان جوانی به همسر زندانی اش می نویسد « مسلما سختی‌ها هم مثل خوشی‌ها می‌گذرد و روشنایی‌ها از پس تیرگی‌ها پیدا می‌شود و هیچ‌چیز پیش خدا بی‌پاداش نمی‌‌ماند. حالا من هم مثل تو معتقدم که نگران و مأیوس‌شدن با اعتقادی که ما به لطف و مرحمت خداوند داریم، گناه بزرگی است و خوشحالم که تو هرگز نگران ما نخواهی بود؛ همان‌طور که من نگران نیستم و تو را به خدا می‌سپارم و از او می‌خواهم که به من هم توفیق کار نیک و نیروی اداره امور زندگی‌مان را به بهترین‌ نحو مرحمت کند ».

ملک بانو دو دهه پس از همسرش زندگی کرد. مرگ همسر عالیقدر و عاشق اش نتوانست آرامش و امید را از ایشان بستاند. زنی عمیقا مومن که مرگ را پاره اثرگذاری از زندگی می دانست و بر همین باور زیست و امروز می توان زندگی اثربخش اش را در لابلای مفاهیمی که ازباورش به عشق و آزادی نشات می گرفت و در وجود نسلی از زنان آرمانخواه به یادگار گذاشته پیگیری کرد و تداوم بخشید.
یادش گرامی و روانش شاد باد .
منبع: صفحه فیسبوک نویسنده


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.