دوشنبه ۱۸ام تیر ۱۳۹۷ , ساعت: ۱۲:۰۴کد مطلب : 108476 نسخه قابل چاپ

تاملی در وقایع اتفاقیه

حوادث و اتفاقاتی که این روزها رخ می دهد برنامه ریزی خاصی نمی خواهد، مردم دچار مصیبت هستند و اعتراض دارند، شاید افراد و یا گروههایی هم برنامه ریزی های خاصی در این وانفسا داشته باشند، اما وصل کردن اعتراضات مردم؛ یکسره به خارج از کشور نیز کشف علت نیست و جامعه را قانع نمی کند، خروج آمریکا از برجام، خصومت ترامپ و دلارهای سعودی تسریع کننده و شدت دهنده هستند اما پیش از این هم؛ شرایطی به مراتب بدتر برای ایران طراحی شده بود و ضمن آنکه در زندگی مردم تاثیری بیش از امروز داشت ولی کلیت ماجرا انسجام داخلی و اتحاد ملت را باعث می شد و مردم علیرغم سختی ها و تحریمها در کنار دولت قرار می گرفتند، امروز اما همین مردم به کوچکترین بهانه ای از مرز اعتراض مدنی و سیاسی گذشته اند و به سمت تخریب و ناخواسته ایجاد بحران حرکت می کنند. گویی هر آنچه اتفاق می افتد فی الفور با جهشی همراه می شود و سرعت و شدت چند برابری می یابد و غافلگیر کننده است.

عمده اعتراضات پس از دولت دوم روحانی که با حمایت اصلاح طلبان به قدرت رسید رخ داده است و پیش بینی می شود دامنه اعتراضات گسترده تر هم خواهد شد، شکی نیست که آقای روحانی تصلب و عصبیت به خرج داده و در چینش وزیران رای و نظر حامیان خود و مسیر رای مردم را رعایت نکردند؛ البته محدودیتها و نگرانی هایی هم داشتند که از سوی مجلس و نهادهایی و دولت پنهان تحت فشار بودند، همه مسائل را هم بطور شفاف تا به امروز به دلایلی با مردم نتوانسته و یا نخواسته اند در میان گذارند.

راز و رمز مشکلی که امروز برای آقای روحانی بوجود می آورند و معضلاتی که بخصوص در مسائل اقتصادی با آن مواجه می شود همین رای مردم است و حمایت اصلاح طلبان از وی، گویی عده ایی واقعاً معتقدند رای مردم و حمایت اصلاح طلبان همان رای انگلیسی و حمایت فتنه گران است! و باید به هر قیمتی شده او را به زانو در آورند و یا وادار به استعفا و عقب نشینی کنند.

درخواست ترمیم کابینه و تغییرات در هیئت دولت خاصه تیم اقتصادی دولت منطقی است و از همان روز اول اصلاح طلبان هشدار دادند و گوشزد شد که این گروه اقتصادی مسئله ساز خواهند شد و معیشت مردم با مشکل روبرو خواهد شد. دولت پنهان دقیقاً از همین زاویه (اقتصاد و معیشت) بر دولت تاختند و تحریک مردم را آغاز کردند، با آنکه اقتصاد مقاومتی را تبلیغ می کردند و در حالی که آمریکا از برجام خارج شده بود آنها می بایست به یاری دولت می آمدند اما کوته بینی و کین توزی و هوای نفس آنچنان بر آنان غلبه داشت که برای زمین زدن دولت و اثبات ناکارآمدی آن حاضرند کل نظام و ایران را قربانی کنند، اخیراً برخی از کوته آستینان درازدست در یک اقدام نمایشی در نمایشخانه صدا و سیما خود را همراه نشان می دهند اما دیر شده است.

تغییر در هیئت دولت منطقی و قابل قبول است و باید تغییرات هر چه زودتر اعمال شود ولی نه به خواست و نظر کسانی که ضد مردم و ضد انقلاب و در مسیر نظر و عمل آمریکا عمل کرده اند و خشنود از وضعیت پیش آمده هستند بلکه هر تغییر و ترمیمی در هیئت دولت می بایست هماهنگ با رای مردم و حامیان رئیس جمهور باشد و اگر غیر از این باشد مشکلات نه تنها حل نخواهند شد بلکه بیشتر و پیچیده تر خواهند شد.

جدای از تغییری که در هیئت دولت لازم است پدید آید تغییراتی در دیگر ارکان نظام و نهادها و بطور کلی در بخش انتصابیون نیز ضروری است، بخش اعظم مشکلات امروز به همین انتصابیون بر می گردد.

ریشه مشکلات را باید در گذشته و عملکرد خواص نزدیک النظرجستجو کرد، وقتی شورای نگهبان با تیغ نظارت استصوابی به رد صلاحیت نخبگان و دلسوزان می پردازد و مجلسی بله قربان گو را خلق می کند آیا به حوادث پراضطراب و تشویش زای امروز می اندیشید.

روایت تمامت خواهانه و سلطه طلبانه شورای نگهبان عامل اصلی پدید آورنده این حوادث است و تا جایی پیش رفته که جامعه را به آستانه فروپاشی رسانده است.

در خانه ای که به نام مجلس برپا کرده اند جمعی تسلیم محض هستند و آیا می شود هم تسلیم بود و هم پرسشگر و مطالبه گر حق مردم؟ می توان از تسلیمیان انتظار احقاق حقوق مردم را داشت؟ معدود افرادی در مجلس هستند که در انزوای رسانه ای بسر می برند و بله قربان گوها و بیسوادانی که اجیر هستند هر دم به صدا و سیما دعوت می شوند و نظرات اقتصادی و کارشناسی می دهند، کسانی که مردم را فقط در اقوام و خویشان خود خلاصه می کنند و باج می دهند و رانت خواری می کنند و سالهاست که برنامه اقتصادی می دهند و عملاً وضع کشور شده است این اقتصاد فلج و ناکارآمد، تزهای این نوکران مواجب بگیر به کوچک شدن سفره مردم انجامیده و بس. چرا کسی از اینها سوال نمی کند میلیاردها سرمایه خود را از کجا آورده اند؟ چرا کسی نمی پرسد چگونه است که صدا و سیما و رسانه های خاص برای این افراد تبلیغ می کنند؟ روشن است، اینان که از نظارت استصوابی گذشته اند عصاره فضایل شورای نگهبانند و ماموریتهایی دارند که به تدریج و بر اساس دستور از بالا به آن می پردازند.

در این خانه ای که برای خود ساخته اند جز کینه و نفرت معنایی دیگر مجال بروز نیافته و برخی هم که با نام اصلاحات در آن وارد شده اند گزینشی و دست چین شده اذن دخول یافته اند که فقط در لفظ اصلاح طلب باشند و در اصل مامور.

اصل مشکل و مصیبتهایی که دامنگیر مردم شده است را باید در بخش انتصابی جستجو کرد و آنجا که انتخاب مردم به میان می آید هم به نوعی همان انتصاب است، بسیاری را که علم و تجربه و تعهد و تخصص لازم را دارند و می توانند گشایشی در زندگی مردم پدید آورند و ضریب اعتماد عمومی را بالا برند، به بهانه های واهی رد صلاحیت می کنند و افرادی به ضرب نظارت استصوابی تائید می شوند و مردم را در ناچاری قرار می دهند، لذا کسانی راهی مجلس می شوند که حضرات خواسته اند و توانایی لازم را ندارند، از میان افرادی تسلیم، مردم و جریانهای سیاسی مجبور به انتخاب کسانی می شوند که درصد تسلیمی کمتری داشته باشد ولی در هر حال تسلیم هستند و در دوره چهارساله مستمر سر گرگ را به آنها نشان می دهند که اگر از این مرز عبور کردی دور بعد رد صلاحیت خواهید شد.

این فرآیند نامیمون همان تمامت خواهی و سلطه طلبی و به زیر یوغ بردن ملت است که تمامت خواهان از باز شدن درهای آزادی و دموکراسی هراس دارند و نمی خواهند افق جامعه باز شود، اگر در جایی از دولت و یا مجلس، کسی اقتدارگرایی آنها را زیر سوال برد؛ به لطایف الحیل او را در تنگناهای بسیار قرار می دهند تا تسلیم شود، کارگردانان خام اندیش کینه جو و بازنده؛ وقایعی پیچیده طراحی می کنند و فرصت طلبان مزدور روانه میدان می شوند.

نظارت استصوابی، یک جناح عمده سیاسی یعنی اصلاح طلبان را در هم می کوبد و از حقوق اولیه سیاسی و اجتماعی محروم می کند و به مدد نفوذی های خود، در درون اصلاح طلبان تمایز و تعارض پدید می آورد و در برخی از موارد دستگاه قضایی که آن هم انتصابی است همداستان شده و به احکام سنگین به یاری دیگر انتصابیون می شتابد.

پیش گرفتن سیاست خصمانه که از دوم خرداد به این سو آغاز شده است توسط بخش انتصابی مداوم و مستمر در حال اجراست، این بخش هیچ تحلیل جدی سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی ارائه نمی کند و نمی تواند داشته باشد زیرا فقط به تمامت خواهی خود می اندیشد و اقتدارگرایی را دنبال می کند، هر جا هم که با مشکل روبرو شد پلیس و حراست دارد.

بخش انتصابی وانمود می کند که به اسلام و انقلاب و ایران و نظام می اندیشد و اصولگرایی را هم ملعبه سیاستهای پادگانی خود می کند، وضعیت اقتصادی مشقت بار امروز مردم نتیجه دوران شکوفایی این تمامت خواهان اقتدارگرا است که به هیچ روی حاضر نیستند قدرت را رها کنند حتی اگر به فروپاشی بینجامد.

آنها برای رسیدن به مقاصد خود و جبران شکستهای انتخاباتی که از دوم خرداد رقم خورد کینه در دل دارند و در هر شکستی در اندیشه انتقام از مردم هستند که چرا به آنها رای نمی دهند. در حوادث اخیر و اعتراض به حق مردم در امور معیشتی، تلاش کردند تا طبقه متوسط جامعه را از دولت جدا کنند و به عاقبت کار توجهی نداشتند که می تواند به فاجعه ختم شود و فی الحال که خود را هم در خطر می بینند ساز دیگری می زنند و از دولت حمایت دست و پا شکسته و مشروطی دارند و حال آنکه به دنبال اجرای پروژه های متفاوت آن هم در شرایطی که آمریکا توانست بسیاری را بر علیه ایران هم پیمان خود کند و گروههای تروریستی مانند منافقین را به میدان آورد، حمله و راه اندازی شورشهای ساختگی خیابانی از سوی تمامیت خواهان شکست خورده،  از قلب مشهد آغاز شد و ادامه یافت و البته مردم از حقوق ضایع شده خود و مشکلات عدیده اقتصادی به ستوه آمده و حق خود را مطالبه می کنند و باید از مردم حمایت شود و اعتراض آنها را به رسمیت شناخت اما تمامت خواهان اقتدارگرا مسائل دیگری را دنبال می کنند و می خواهند دولت را ناکارآمد جلوه دهند و بیشتر منظورشان دوپاره و چندپاره کردن اصلاح طلبان و تغییر نظر مردم از اعتماد به اصلاحات است و متاسفانه در این راه با استکبار و براندازان همداستان شده اند.

اتخاذ این سیاستهای خصمانه و کینه جویانه بر دامنه اعتراضات افزود و به دنبال قهر طبیعت و بحرانهای زیست محیطی و بحران آب همزمان مسائل جدیدی نیز به وجود آمد.

تصمیمی پرمخاطره از نظر سیاسی، ایده ای کودکانه، که از سر نادانی و بی سوادی نسبت به واکنشهای اجتماعی و ساخت جامعه شناختی صورت پذیرفت و به ترویج انگیزه های خشونت بار منجر شد و برخی حقی برای خود یافتند که اگر از جانب نزدیکان حاکمیت و خود حاکمیت می شود  اعتراضی را سازماندهی نمود پس آنها هم می توانند از هر کاهی کوهی بسازند و به حق یا ناحق اعتراضی را برنامه ریزی نمایند و عاقبت کار هم اگر به شورش بینجامد شانه خالی کرده و دولت را مسئول قلمداد کنند و البته تنها دولت مد نظر نیست که نخست جریان سیاسی اصلاحطلب را درنظر دارند.

عقلایی عمل کردن اصلاح طلبان در همه مراحل و دوره ها توانسته است از یکسو دست انتصابیون و نیز انتخابیون گزینشی و دست چین شده که سربازان همان انتصابیون هستند را رو کند و هم شکستهای دیگری را بر تمامت خواهان وارد آورد.

اکنون امکانهای جدیدتری را می توان در خلال همه کمبودها و نارضایتی ها یافت و سخن جامعه را حتی در میان این غبار شنید و می توان کاری کرد تا با ترمیم کابینه و ترمیم شورای نگهبان و ترمیم روحانیت و ترمیم خبرگان و ائمه جمعه و نمایندگان ولی فقیه و نهادهای انتصابی و تغییراتی در دستگاه قضایی و …. اعتماد عمومی را مجدد جلب کرد. همه باید از تغییر استقبال کنند که نیاز جامعه در اطمینان بخشی و اعتمادسازی و امید است.

چه بخواهیم چه نخواهیم شکل دیگری از رفتار مردمی را شاهد هستیم که رفتار تا امروز حاکمیت و حاکمان را به چالش کشانده است و مسلماً برخورد پلیسی نمی تواند مسئله را حل کند  راه در بازگشت به مردم و اصلاحات است و بس، امکان گفتگوی مسالمت آمیز و طرح آشتی ملی را که باید خیلی پیش از این شروع می کردند کلید بزنند.

با مردم حقیقی همین ها که از کوچک شدن سفره هاشان نالانند و با مشکلات فراوان روبرو هستند تعامل کنند و حقوق شهروندی آنان و اعتراضاتشان را به رسمیت بشناسند، نه در ذهن خود یک دشمن فرضی بسازند و با سایه ها در جنگ باشند که بدون تردید مجبور به خشونت می شوند زیرا خشونت از جایی آغاز می شود که راه گفتگو بسته باشد و ناگفته پیداست که مواجهه تند و خشونت بار با کسانی که آب و نان ندارند و خود را در مخاطره می بینند و امیدی برای آینده فرزندانشان متصور نیستند زیان بار است و به خاموشی آنها نمی انجامد و تنها به آشفتگی و گسست بیشتر می انجامد و بسوی فروپاشی می رود.

بیندیشید که هر امام جمعه یا نماینده ولی فقیه، هر پاسدار و پلیسی، هر قاضی و ضابطی نقش یک دیکتاتور را بازی می کند، در برخی جاها آنچنان یک لیدر اصولگرا از سوی دستگاههای امنیتی و حراستی حمایت شده اند که بر دیگران بی محابا حکم می راند، حراست ادارات مشکل دارند، صبغه تفوق طلب و تمامت خواه برداشته شود، آزادی های مصرحه قانون اساسی داده شود، مدیران امتحان پس داده در شرایط دشوار و بحرانی به صحنه بیایند، از ظرفیت آنها استفاده شود، حاکمیت کینه ها را از دل بشوید و بپذیرد که خطا رفته و خیری در حصر نیست، از توان و تجربه مدیریتی موسوی و دیگران که در انزوا و محدودیت قرار گرفته اند، استفاده نمایند تا نتایج ناگوارتر و جدی تری حادث نشده است

نگذارید تاریخ و تجربه های دردناک ملت تکرار شود و می دانید که ریشه مشکل در بخش انتصابی و نظارت استصوابی است، ماجرا را حل و فصل کنید و تجربه احمدی نژادی را بخاطر آورید که چه بر سر این مردم و جامعه و نظام آمد، چه غارتها شد، اختلاس و دروغ و خیالبافی و توهم چه کرد که تا امروز و سالیان دیگر باید تاوان داد. چه گناهی مردم داشتند که اینچنین روزگار می گذرانند؟

تغییرات در دولت حتماً باید صورت پذیرد بخصوص در بخش اقتصادی و البته در مسیر رای مردم نه به تهدید کسانیکه مردم به آنها اعتماد نداشتند و رای نیاوردند و می خواهند یاران خود را در دولت جا دهند.

و پیش از هر تغییری باید توجه داشت که ریشه مشکلات نه فقط در دولت است، انتصابیون تمامت خواه اقتدارگرا و بخصوص نظارت استصوابی شورای نگهبان اصل مشکل است.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.