یکشنبه 7th فوریه 2021 , ساعت: 05:02کد مطلب : 119979 نسخه قابل چاپ
تقی رحمانی

بختیار و بازرگان و ۲۲ بهمن 

کانت تحقق ازادی را به ۴ مرحله تبیین می کند اراده ،اگاهی ، خود گردانی و توانائی.
کانت ازادی به مثابه تحقق عینی را به عامل خود گردانی ربط می دهد تا انتخاب و اراده فرد محقق شود .
برای این که فردی یا جمعی که خودگردان باشند، می توانند رای یا اراده خود را اعمال کنند در غیر این صورت باید اطاعت از ارباب کنند که خودگردانی و توانائی دارد.
اما در میان روشنفکران ایرانی قاعده بر دو عامل اراده و اگاهی می چرخد. این دو عامل برای ازادی زمینه ذهنی و غیر عینی دارد مگر این که نتیجه ان و تلاش اگاهی و اراده به خود گردانی و توانائی منتهی شود.
روشنفکری و جریانات سیاسی همراه ان در ایران به دو عامل اول برای ازادی توجه می کنند پس می شود شعارشان: خواستن ، توانستن است. این جمله دقیقی نیست اگر چه انگیزه زا است.
مثلا شریعتی می گوید: شهادت دعوتی به همه نسل ها در تمام عصر ها که اگر نمی توانی بمیرانی، بمیر. این سخن هم نارست نیست اما گویای وضعیت عام انسان ها هم نیست.معدودی در جهان چنین می کنند.
تحقق ازادی عینی و مادی مسئله ای است که شرایط عینی می خواهد.روشنفکر ایرانی را عادت است که اعلام ارمان کند اما به اندازه کافی و ضروری هم برای نقشه راه تحقق ارمان به مادیت و شرایط مادی جامعه توجه نمی کند .
پس مواضع ثبتی در تاریخی می گیرد، اما کامیابی برای مردمش را چه می کند؟
در همین زمره است دید و رفتار شاپور بختیار و بعد بازرگان و سنجابی که به دلیل نا کارامدی حکومت دینی برای بسیاری مقبول جلوه می کند..
بختیار اراده گرائی ارمانی دارد که می خواهد در مدت روزی ۳۷ که کار از کار گذشته است. مانع از انقلاب به معنی واژگونی ساختار دولت شود.بازرگان هم در همین راه است سنجابی هم چنین می خواهد اینان می خواهند به تنهائی و جدا از هم ساختار دولت با رفتن شاه فرو نریزد،تا هم چیز واژگون نشود.
اما راهبرد بازرگان و سنجابی را ، بختیار به هم می ریزد؟اما چگونه چنین می شود؟
بختیار در روز ۲۱ بهمن در مقابل شرایط بن بست شده ،با اعلام ساعت جدید حکومت نظامی یعنی دخالت حداکثری ارتشی به هم ریخته ،نا خواسته زمینه اسقاط ساختار دولت را فراهم می اورد.البته او نقشه دیگری داشت منتها با اگاهی و اراده بدون خود گردانی و توانائی لارم برای هدفش تصمیم می گیرد.
او می خواست بن بستی که از روز ۱۲ بهمن با ورود خمینی به ایران اغاز شده بود را به نفع خود بشکند.
اما این بن بست چه بود که ایجاد شده بود؟دولت بازرگان، اسمی نه رسمی برقرار بود دولت بختیار هم قانونیت داشت اما مقبولیت مردمی نداشت اما رسما نهاد های وزرات را در اختیار داشت.هر دو جریان در حال گفتگو بودن که شاید راه حلی میانه پیدا شود.تا دولت دست به دست شود، یا راهی به جز اسقاط دولت حاصل شود به جای فروریختن.
چرا که بازرگان و بختیار و سنجابی به درستی به اسقاط ساختار دولت که بعد از ۲۲ بهمن رخ داد و دست خمینی را در برابر دیگران بالا برد، حساس بودند و مخالف ان هم بودند.
بازرگان به دنبال انتقال قدرت از دولت به دولت بود که ساختار دولتی و اداری کشور حفظ می شد. او حتی به نخست وزیری از سوی خمینی تن داد. اما بختیار فکر می کرد با زمان دادن می توانند اوضاع را ارام کند.اراده و بدون برنامه وی ان بود که در جبهه انقلاب شکاف اندازد.فقط هم به زمان دادن فکر می کرد امید داشت.
اما این اراده را وی با دستوری در در روز ۲۱ بهمن نقض کرد بنزین روی اتشی ریخت که نهاد دولت را اسقاط می کرد.
بازرگان هم تلاش کرد چنین نشود اما از اوضاع جا ماند در حقیقت بازرگان هم با اراده می خواست که دولت اسقاط نشود اما خودگردانی این اراده را برای تحقق نداشت در نتیجه با دستور بختیار روز ۲۲ بهمن دولت در ایران اسقاط شد که انقلاب عینی در ان روز رخ داد چرا که نظم ساختاری دولت رسما فرو ریخت که باید همه چیز از نو بر پا می شد.
بعدها انقلابیون حاکم، به بازرگان به درستی حمله می کردند که او مانند بختیار سازشکار است این سازش برای این بود که ساختار دولت در ایران اسقاط نشود که در ۲۲ بهمن شد.امروز این روش را انقلاب مخملین می گویند.که با اصلاح طلبی و هم روش انقلابی فرق دارد و میان این دو قرار می گیرد.
به عبارتی اگاهی و اراده برای تحقق مادی هدف کافی نیست اگر چه لارم است اما زمانی به مادیت می رسد که خودگردانی و توانائی هم باشد.
اگر با این نگاه به تحولات ایران نگاه شود مشخص می شود که می گویند فلانی که شکست خورد این پیش بینی را کرده بود. اما از خود نمی پرسیم که این فلانی چه توانائی برای تحقق ایده اش داشت چرا به این توانائی و بضاعت خود اگاه بود. چون این فلانی که استاد دانشگاه نبود تا نظریه پردازی یا نظریه نقد کند.

بلکه کنشگری بود که به صرف اگاهی و اراده بدون توجه به توانائی خودش به میدان عمل امده بود. وقتی که کنشگران وارد میدان عمل می شوند دیگر ان تاکتیک ها است که نتایج را رقم می رند ،نه خواست و اراده افراد.
پس می توان گفت بازرگان و بختیار در روز های نهائی اسقاط دولت با وجود هدف مشترک هم را خنثی کردند.
این نکته را اوردیم تا گوشزد همه ما شود که کنش عملی به توانائی برای تحقق نیاز دارد نه فقط سخنرانی برای ثبت تاریخی. فرق کنشگر با منتقد این است؟به عبارتی اگر چاهی می خواهیم بکنیم ببینیم آن ابراز را داریم یا نه؟ اگر عمارتی را می خواهیم اباد کنیم، چطور؟
پ.ن البته لازم است بیان شود بختیار تا روز نخست وزیری در زمره مخالفان نظام پهلوی بود حتی با وجود نخست وزیر مشروطه بودن در مصاحبه ای گفت که در صورت خواست مردم جمهوریت هم قابل تحقق است.
لازم به توضیح است که منظر از توانائی نفی مبارزه نیست بلکه هدف گذاری صحیح برای مبارزه است.


برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.