دوشنبه ۱۸ام دی ۱۳۹۶ , ساعت: ۱۲:۱۰کد مطلب : 106512 نسخه قابل چاپ

باز این چه شورش است

اعتراض های مردم هر چند کمی فروکش کرده و از وسعتش کاسته شده است اما وجود دارد و اگر هم در اذهان حاکمان و اوهام زورمداران؛ پایانی بر آن نوشته شود که آنهم بعید است خود باور داشته باشند، در ذهن و ضمیر جامعه و مردم برای همیشه حضور دارد.

ماهیت اعتراضات اخیر را به اقتصاد و معیشت گره زدن خطای بزرگی است، اعتراض نوجوانان و جوانان بنا بر گفته مسولان امر که اکثر بازداشتی ها را زیر ۲۵ سال و بسیاری را زیر ۱۸ سال ذکر کردند حاکی از آن است که شکاف هولناکی میان حاکمیت و نسلی که آینده سازان! خوانده می شوند پدید آمده است و نه در یکی دو سال بلکه عملکرد چهل ساله حاکمان نزد جوانان امروز مردود است.

وابسته کردن اعتراض به خارج و یا ضد انقلاب خواندن آن دردی را دوا نمی کند، برگزاری راهپیمایی و شعار دادنها و محکوم کردنها راه چاره نیست، هیچ اندیشیده اند چه کسانی را محکوم می کنند و خطابشان کیست؟ وادار کردن مردم و یا کانالی تعبیه کردن تا مردم علیه یکدیگر شعار مرگ سر دهند فرجام خوشایندی ندارد، همین مردم که در راهپیمایی ها شرکت می کنند و علیه یکدیگر شعار می دهند چون فرصت یابند و توانی داشته باشند تردیدی به خود راه نمی دهند تا برای آینده و زندگی خود و فرزندانشان و علیه سیاستهای حاکم وارد میدان شده و شعار دیگری دهند.

زمان شاه را تجربه کرده ایم که در مساجد و منابر چه مدیحه سرائیها برای حاکمیت جور می شد و چون فرصتی دست داد همین مردم بر علیه شاه و ایادی اش شعار دادند، بیندیشند که امروز حکم و زور و قدرت و ثروت در دستشان است، مداحان بسیار دارند و بلندگوها از صبح تا شام بسودشان تبلیغ می کند و معلوم است که می توانند جمعیت انبوه را به میدان آورده و به ظاهر کار را تمام شده بدانند اما واقعاً این آخر کار نیست که به هر تلنگری و در هر فرصت و موقعیتی عقده های سرکوب شده یک ملت سر باز می کند و تر و خشک با هم می سوزد.

دروغ سازی و خبر سازی به نفع قدرت مسلط و اوامر بخشنامه ای و دستورالعمل صادر کردن، ویرانی ببار می آورد، مردم را دلزده و خسته و بی اعتماد می کند. باید بدنبال اقناع منطقی و حل مشکلات انباشت شده مردم بود، شعار نه غزه نه لبنان نه سوریه نه افغان نه عراق و یمن و بحرین هیچ اصالتی هم که نداشته باشد حداقل آن است که اعتراض جوانان کشوری است که می بینند سرمایه میهنشان در جای دیگر و در جیب دیگران است و خود با فقر و تنگدستی و بیکاری دست به گریبانند.

جوان امروز هیچ تحلیل و توجیهی را نمی پذیرد وقتی می بیند بیکار است و برای آینده خود امیدی را متصور نیست و به روزمره گی در افتاده است و با هزاران بحران و انحراف اخلاقی و اجتماعی روبروست، حق هم دارد، حاکمیت این همه سال توجیه کردند و تحلیل و از چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا آسمان ریسمان بافتند و آخرالامر این شد که در آستانه چهل سالگی انقلاب، آینده سازان! معترضند. اینان معترضند و آنان آشوبگرشان می خوانند، چه اعتراض چه آشوب، واقعیت آنست که اتوریته در هم شکسته و اعتبار و اعتمادی وجود ندارد، همه مقصرند، آنان که در راس امور بوده و هستند شناخت درستی از جامعه ندارند، در بازیهای سیاسی در هرم قدرت غوطه ور بودند و از مردم غافل، اگر اختلاس و غارت می شد نباید کش داده می شد، رانت و پارتی و چاپلوسی و مدیحه سرایی و قدسی سازی و بی اخلاقی و فحاشی و محدود کردن و تطمیع و تهدید و جاسوسی وناامنی و بیکاری و گرانی و هزاران کوفتی که بر سر ملت آوار شده؛ بیداد می کند، در گفتمان حاکمیت! هیچ رئیس جمهوری؛ پس از انقلاب، بجز آیت الله خامنه ای که اکنون رهبر است سالم نبوده، تهمتها و اهانت و ابتذال در کلام و محکوم کردن یکدیگر در میان مسئولان نظام و در هرم قدرت آشکارا و از رسانه ملی و روزنامه های حاکمیتی قابل انکار نیست، پاکدست ترین همه میرحسین موسوی و کروبی اند که در حصرند، در کارزار انتخاباتی چه فسادهایی از یکدیگر بیان کردند، احمدی نژاد این غده سرطانی، با حماقتهایش عزیز بود، در آن هشت سال ریاست این موجود، جنایت شد و حمایت می شد، حاکمیت بفرماید مردم به چه باید اعتماد کنند، آقای رئیسی با باورهای مذهبی مردم بازی کرد و تن به رذالت همنشینی و عکس یادگاری با تتلو گرفت، آقای علم الهدی به زمین و زمان بد می گوید، گویی اختیارات خدایی دارد، خود را صاحب و مالک مردم می داند و بی محابا فرمان صادر می کند، آقای جنتی حکمرانی خاص خود را دارد و در دینی که او ترویج می کند و قانونی که تفسیر می کند همه مجرمند مگر آنان که خود می پسندد و حکم اعدام هم بطور علنی و بدون دادگاه برای دیگران که از قضا محبوب مردمند صادر می کند، آقای مصباح خشونت را در این ملک و با تفسیر و قرائتی از همین دین محمدی تجویز کرد، دستگاه قضا زیر سوال است و آقای آملی لاریجانی و همکارانش بجز خط و نشان کشیدنها؛ هنوز سوالات ایجاد شده را پاسخی در خور نداده اند، نمایندگان مجلس بجز چند نفری که از انگشتان دست تجاوز نمی کند کیسه پر زر می کنند و وظیفه نمایندگی خود را فراموش کرده اند، همتشان شده گماردن مسولانی که بر آنها اربابی کنند تا فک و فامیل خود را به نان و نوایی برسانند، همه هم آرای مردم را انگلیسی می دانند و در این بلوای پیش آمده هم همه چیز را به انگلیس و آمریکا و اسرائیل ربط می دهند. نمی دانند که این نوع تحلیل قضایا قبل از هر چیز خود آنها را از اعتبار ساقط می کند؟ مگر خواب هستند که این همه نفوذی و دشمن هر کاری می خواهد می کند؟ چرا عادت کرده اند هر امری را که پیش آمد می کند فی الفور به اجانب و دشمن و دست خارجی ربط دهند؟ معلوم است که آنها شیطنت می کنند، اما اگر مردم اعتمادی به شما داشتند و مشکلات عدیده اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اخلاقی وجود نداشت این وضعیت پیش نمی آمد.

تمام هم و غم اصولگرایان این است که پایگاه اصلاح طلبان را نزد مردم ضعیف کنند و اصلاح طلبان هم به همین شکل، سیاسیون به هم مشغولند و از جامعه خبر ندارند، مردم از نخبگان سیاسی جلوترند، در واقع اهل سیاست از جامعه عقب افتاده و نمی تواند مشکلات و معضلات اجتماعی و سیاسی را حل و فصل کند، مسلم است که در چنین اوضاعی مردم خود به فکر چاره خواهند افتاد و حق دارند.

سیاسیون از هر دو جناح در وقایع اخیر، اظهار نظرهای متفاوتی داشته اند و حاکمان هم بیشتر نگاه پلیسی داشته و بدنبال مجرمند، حضرات خود شما مجرمید، مردم حق خود را مطالبه می کنند، بگیر و ببند و خط و نشان کشیدن و بسته کردن فضا و امنیتی کردن آن و فیلتر و مسدود کردن فضای مجازی چاره کار نیست.

باید تاسف خورد که دادستان و برخی از مراجع مشکل را تلگرام و فضای مجازی می بینند، مگر سال ۵۷ که انقلاب شد فضای مجازی بود، امروز هم همان است، مردم ذله شده اند و شورش می کنند، خود را اصلاح کنید و به داد مردم برسید، سوریه و لبنان و فلسطین محترم هستند اما مردم ایران عزیزترند، بخش اعظم خواسته های مردم معیشت است و مطالبات مهمتر و بزرگتری هم دارند که سیاسی است، با سیاستمدارانی این چنین که به گفته خودشان همه فاسدند، دردها نهفته خواهد ماند و هر بار باید شاهد ماجرایی دیگر باشیم.

تخریب و خشونت و اغتشاش مذموم است و شاید هم کار دشمن و یا به تحریک دشمن باشد اما اصل ماجرا عدم اعتماد مردم به حاکمان و سیاسیون است و تا اینگونه است و تغییری در سلوک حاکمیت و اعتراف به خطاهای گذشته مشاهده نشود باز هم باید گفت باز این چه شورش است….. که در ایران است.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.