دوشنبه ۲۸ام آبان ۱۳۹۷ , ساعت: ۰۱:۰۸کد مطلب : 109801 نسخه قابل چاپ

اقبال روزافزون از ترکیب سوسیالیسم دموکراتیک اخلاق‌مدار

آثار وجودی (فکری و عملی) معدودی از شخصیت‌ها و جریان‌های «بنیانگذار» از زمان و فضای عمر محدودشان فراتر می‌رود. برخی عناصر بنیادین در پروژه‌ی فکری اجتماعی خداپرستان سوسیالیست از چنین قابلیتی برخوردارند. از آن میان دو آموزه زیر بیش از بقیه تازگی و سودمندی‌شان محفوظ مانده است: ۱- در حوزه اندیشه اجتماعی، قول به کلیت و شامل بودن دموکراسی در همه عرصه‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، که خود ناشی از پیوندی درونی میان آزادی، برابری و میان مفاهیم دموکراسی، سوسیالیسم و اخلاق است. ۲- در حوزه مباحث فکری فلسفی، جهان‌بینی توحیدی به‌عنوان پشتوانه فکری فلسفی اخلاق‌مندی، آزادی و استقلال فکری و ارادی انسان، حس مسئولیت اجتماعی، همدردی و همبستگی، برابری‌طلبی و عدالت‌خواهی. در نگاه نخشب، سوسیالیسم نه صرفاً محصول جبری تکامل ابزار تولید بلکه آرمانی انسانی و درعین‌حال اخلاقی است که ریشه در وجدان اخلاقی و انگیزه‌های عدالت‌خواهی برابری‌طلبی آدمیان دارد و تحقق آنها علاوه بر مساعدت شرایط عینی و ذهنی، وابسته به تلاش و مبارزه آگاهانه و اراده‌گرایانه جمعی و ایثار و فداکاری توده‌های تحت ستم است.

نخشب به این حقیقت واقف گردید که آزادی و دموکراسی بدون برابری، و عدالت اجتماعی (سوسیالیسم) در نبود آزادی، دموکراسی و اخلاق، تحقق‌پذیر نیستند. و چشم‌انداز آینده جوامع بشری ناگزیر، ترکیبی از این دو، بر پایه اخلاق جهان‌بینی خداپرستی خواهد بود. پیش از نخشب، در عصر مشروطیت که آزادی و دموکراسی گفتمان مسلط بود، کسانی در ضرورت تلفیق عدالت اجتماعی برابری با آزادی و دموکراسی قلم زدند و برای پیشبرد آن فعالیت کردند. به‌طور نمونه می‌توان از میرزا آقاخان کرمانی و به‌طور جدیتر محمدامین رسول‌زاده و طالبوف اسم برد که هریک متأثر از جنبشهای سوسیال‌دموکراسی روسیه و قفقاز و مبانی عدالتخواهانه و تساوی‌طلبانه اسلام بودند.

غلبه جزمیت فکری، بسیاری از روشنفکران عدالتخواه را از تداوم اندیشه انتقادی بازداشت. این مهم را در دهه ۲۰ و ۳۰ شمسی، نخشب و خداپرستان سوسیالیست پی گرفتند و با تعمیق و تکامل آن در ترکیب (سنتز) سوسیالیسم و دموکراسی بر پایه اخلاق و خداپرستی به انجام رساندند. نخشب، با اشاره به نیاز بشر به هر سه مقوله، پیش‌بینی کرد که در سالها و دهه‌های آینده آزادیخواهان سراسر جهان بیش‌ازپیش به ضرورت تلفیق آزادی و دموکراسی با سوسیالیسم و اخلاق پی خواهند برد.

از یک سو، طرفداران لیبرالیسم، به‌تدریج متوجه این واقعیت می‌شوند که پیوند نامبارک لیبرالیسم با سرمایه‌داری و اقتصاد بازار، آسیب سختی به اعتبار و نفوذ لیبرال دموکراسی زده است.

خداپرستان سوسیالیست، با رویکردی عقلی و تجربی به ربط نظری و عملی بین حس مسئولیت اجتماعی و ترجیح خیر عموم بر منفعت شخصی در جنبشهای اجتماعی رهایی‌بخش و فرایندهای توسعه پایدار دموکراتیک و عادلانه و باور و التزام وجودی به اصول و ارزش‌های اخلاقی پی بردند. التزامی که بدون مبنایی هستی‌شناختی محقق نمی‌گردد. از دو جهان‌بینی مطرح، هستی‌شناسی و فلسفه تاریخ ماتریالیستی را به دلایل عقلی علمی و تجربی، برای ایفای این نقش نامناسب و تناقض‌آمیز یافتند. در مقابل طرز فکر خداپرستی را که متضمن تعلق و پیوند هستی شناختی بین خود و خداست مبنا قرار دادند؛ خدایی که مصدر و مظهر همه ارزش‌های بنیادین انسانی و سرچشمه تعهد وجودی به وفاداری و فداکاری در راه تحقق اصول و ارزش‌های بنیادین؛ حقیقت، آزادی، برابری، دموکراسی و خودفرمانی و عدالت اجتماعی است.

پیش از آن، کانت به استناد عقل عملی به پیوند میان اخلاق و ایمان به خدا پی برده بود. عقل عملی، از جهان حسی فراتر می‌رود و درهای جهان برتر از حس و تجربه را به روی خود می‌گشاید. به اعتقاد او، ایمان به این هستی برتر یعنی خدا همانند تعهد اخلاقی یک اصل عقل عملی محض است. از سوی دیگر برترین خیر با فرض وجود برترین هستی ممکن می‌شود. او نتیجه می‌گیرد که ایمان به وجود خدا نیاز هستی‌شناختی انسان است و با اخلاق ملازمت دارد.

آنان [خداپرستان سوسیالیست] به‌رغم التزام عملی به آداب دینی، مذهب (شریعت) را پایه اخلاق، تفکر و هویت اجتماعی و سیاسی خود قرار ندادند و با انتساب به آن، کسب مشروعیت (سیاسی و اجتماعی یا ایدئولوژیک) نکردند. «خداپرستی» را برگزیدند که واحد در کثیر است و مشترک میان پیروان همه مذاهب و اقوام ایرانی و از کهن‌ترین عناصر ماندگار فرهنگ ایرانیان از آغاز تا امروز. به اهمیت این انتخاب زمانی می‌توان پی برد که به دشواری‌هایی بیندیشیم که دیرزمانی است به خاطر این‌همان‌پنداری میان دین و شریعت، در حل مسئله ثابت و متغیر دینی، معضل رابطه دین و شریعت با سیاست و با فرایندهای آزادی، برابری، دموکراسی، تجدد، نوگرایی و عرفی شدن در جوامع مذهبی پدید آمده و مسیر حرکت به‌سوی توسعه را دشوار و پرهزینه کرده است. مشکل از اینجا ناشی می‌شود که ایمان به اصل خداپرستی و ارزشهای کلیت‌پذیر منبعث از آن، متعلق ذهن فردی است و در بستر گفتگو و تعامل اجتماعی به ذهنیت جمعی راهنمای عمل بدل می‌شوند. آن‌ها قابلیت تبدیل شدن به ابزار سلطه، کسب سود و قدرت سیاسی را فاقدند. اصول و ارزش‌هایی هستند ضامن همبستگی انسانی و تعامل و همکاری خلاق و دوستانه برای ارتقای شرایط زیست آزاد، دموکراتیک، برابر و عادلانه ولی شریعت و نهادهای متولی آن، به‌ویژه زمانی که مدعی تملک انحصاری حقیقت و مشروعیتند، به‌محض ورود به عرصه رقابت سیاسی و اقتصادی، درگیر نزاع و ستیز با رقبای مذهبی و غیرمذهبی خود می‌شوند. کافی است، به وسعت و قدرت تخریبی نزاع‌های فرقه‌ای بنگریم که در منطقه‌ای وسیع از سواحل غربی اقیانوس آرام تا سواحل شرقی اقیانوس اطلس در اثر تقابل هویت‌های متفاوت مذهبی؛ مسلمان، هندو، بودایی، یهودی، مسیحی، و… در عرصه رقابت سیاسی جریان دارد.

خداپرستان سوسیالیست با دور زدن تفاوتهای فرقه‌ای شریعت‌محور، و تأکید بر اصول و ارزش‌های کلیت‌پذیر مشترک میان پیروان همه ادیان توحیدی، مهمترین عامل محرکه و مشروعیت دهنده به خشونت میان آنها را از حوزه تعاملات اجتماعی و سیاسی خارج کردند. در ذیل جهان‌بینی خداپرستانه به اصول و ارزش‌هایی تکیه کردند که نه‌فقط بین پیروان همه ادیان توحیدی مشترک است بلکه جدا از خاستگاه ایمانی و فلسفی‌شان، مقبول وجدان و شعور آگاه هر انسان آینده، صلح‌طلب و پاک و عدالت‌خواهی در سراسر جهان قرار می‌گیرند.

خداپرستان سوسیالیست، با الهام از این آموزه ارزشمند، تنها اصول و ارزش‌های کلیت‌پذیر را که ریشه در هستیشناسی الهی دارند و مقبول وجدان و خرد آزاد و ناوابستهی هر انسان آزاده و خودآگاهی‌اند، پایه اتحاد و همکاری همه افراد و گروه‌ها قراردادند. تحقق آزادی و دموکراسی، برابری و عدالت اجتماعی (سوسیالیسم) و پیشبرد اهداف توسعه پایدار، یاری دهند و در این راه مصالح عمومی خلق را برمنفعت شخصی ترجیح داده، به فرایند حقیقت وفادار بمانند.

http://t.me/iranfardamag

(منتشرشده در شماره ۴۳ ایران فردا)


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.