پنج‌شنبه 4th اکتبر 2012 , ساعت: 12:10کد مطلب : 25463 نسخه قابل چاپ

اعتراضات چهارشنبه ؛ شکستن فضای رعب ورخوت

این تجمع در حالی رخ داد که جناح امنیتی-نظامی حاکم بر کشور به گمان خود بر اوضاع کاملا تسلط دارد. اما این حضور نه تنها فضای رخوت و رعب و وحشت را شکست بلکه هشداری به حاکمیت است که در صورت وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی کشور این اعتراض ها می توانند گسترده تر شوند.

بعد از رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و زندانی کردن فعالان سیاسی و اجتماعی و حصر رهبران جنبش سبز جناح نظامی -امنیتی حاکم بر کشور تا کنون بر این باور بوده است با کنترل و محصور کردن فعالان و شخصیت های سیاسی و اجتماعی و ایجاد فضای رعب و وحشت از طریق فعال کردن مداوم سیستم سرکوب این توان را دارد که بر بحران ها سرپوش گذاشته و وضعیت کشور را به مرور زمان عادی کند.

بعد از اینکه خودسری های احمدی نژاد دامن سران جمهوری اسلامی را گرفت و میان بیت رهبری و دولت اختلاف های اساسی به وجود آمد بیت و سپاه معتقد بودند که احمدی نژاد و تیمش را تا حد ممکن کنترل کنند تا انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ گزینه مطلوب جایگزین وی شود. اما در برابر این راهبرد بسیاری از فعالان مخالف نسبت به پیامدهای ناگوار بحران مدیریت از سویی و سیاست خارجی ماجراجویانه که در پرونده هسته ای کشور بروز و ظهور جدی دارد هشدار داده بودند. واقعیت این است دولت احمدی نژاد در سال های نخست ریاست جمهوری خود با سیاست خارجی ماجراجویانه هزینه های سنگینی به ایران تحمیل کرد و از طرفی بدون توجه به نظرات کارشناسان اقتصادی، کشور را در یکی از دوره های پردر آمد نفتی خود در روندی قهقرایی قرار داد. با این وجود امروز احمدی نژاد در سیاست خارجی به حدی از عقلانیت رسیده است و از حل پرونده هسته ای و رابطه با آمریکا سخن می گوید اما سیاست های رهبر جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران تا کنون بر مخالفت با هر گونه توافق به بهای تحمل فشارهای اقتصادی سنگین و حفظ سیاست منازعه طلبی منطقه ای به بهای تحمیل پیامدهای سنگین عدم رابطه با آمریکا ثابت مانده است. به همین دلیل مقامات دولتی از همان روزهای نخست تحریم های نفتی اروپا و آمریکا نسبت به تاثیر این تحریمها و کاهش صادرات نفت و شرایط سخت اقتصادی هشدار می دادند. هشدارهایی که رهبر جمهوری اسلامی آنها را نشانه استیصال در برابر دشمن غربی می دانست.

امروز بحران مدیریت در دولت احمدی نژاد و البته عدم پاسخگویی نهادهای تحت امر رهبر جمهوری اسلامی به همراه تحریم های گزنده بین المللی اقتصاد ایران را در یکی از سیاه ترین دوران های خود قرار داده است. اعتراض های روز چهارشنبه را می توان نتیجه طبیعی این سیاست ها دانست.

در باره این اعتراض ها می توان به سه نکته مهم توجه کرد:

نکته نخست اینکه منتقدان وضعیت فعلی چه در بین نیروهای اپوزیسیون و چه در بین نیروهای اصولگرا بارها نسبت به بحران مدیریت دولت احمدی نژاد وفقدان سیاست های کارشناسانه اقتصادی هشدار داده اند. اما نه تنها به این هشدار ها توجهی نشده بلکه جناح نظامی – امنیتی حاکم بر کشور با رویکردی امنیتی تلاش کرده نارضایتی ها را نادیده بگیرد و معترضان را سرکوب کند. نادیده انگاشتن بحران مدیریت از سویی و سیطره سپاه پاسداران بر اقتصاد ایران از سوی دیگر مدت هاست باعث نارضایتی طبقه متوسط شده است و به مرور زمان می تواند اقشار فقیر کشور را نیز وارد صحنه اعتراضات کند. در بحبوحه جنبش سبز یکی از سرداران سپاهی که علیه جنبش سبز و رهبران آن با ادبیاتی ناشایست بارها سخنرانی کرده بود هشدار داده بود زمانی که مردم محلات شوش وجنوب شهر پایتخت به معترضان سبز بپیوندند فاتحه همه ما خوانده شده است. به نظر می رسد تداوم بحران مدیریت و سیاست خارجی ماجراجویانه نهایتا می تواند به این نقطه منتهی شود. اتخاذ سیاست های امنیتی برای مقابله با این بحران جز تحمیل هزینه سنگین به کشور فایده ای ندارد.

دوم اینکه نیروهای اپوزیسیون وظیفه دارند اعتراض های اقتصادی اخیر صورت گرفته را به رسمیت شناخته ومردم معترض را به قانونمند کردن و کانالیزه کردن این اعتراض ها همراه با توجه به اصل استمرار و پیگیری دعوت کنند. به خصوص اینکه در ماه های اخیر وضعیت کارگران و اقشارزحمتکش و حقوق بگیر کشور وخیم تر از قبل شده و در سایه بحران مدیریت و تحریم های بین المللی، معیشت مردم در معرض خطرات جدی قرار گرفته است. نگاه صرف سیاسی به حقوق بشر جامع و مانع نیست. حق معیشت، حق زندگی برخوردار ایرانی ها از یک زندگی شرافتمندانه که در معرض خطر نیروهای رانت خوار حاکم بر اقتصاد و سیاست کشور نباشند نیز در چارچوب حقوق بشر تعریف می شود. پس به جاست از اعتراض های اخیر مردم ایران دلسوزانه استقبال شده وبا آن مسئولانه برخورد شود .

سومین نکته این تجمع گستردگی قابل توجه آن در تهران بود. این تجمع در حالی رخ داد که جناح امنیتی-نظامی حاکم بر کشور به گمان خود بر اوضاع کاملا تسلط دارد. اما این حضور نه تنها فضای رخوت و رعب و وحشت را شکست بلکه هشداری به حاکمیت است که در صورت وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی کشور این اعتراض ها می توانند گسترده تر شوند.

فضای ایران از التهابی ویژه برخوردار است و تداوم بحران ها می تواند این التهاب را شدیدتر کند. این خیال که با فضای امنیتی و ایجاد ترس و و وحشت می توان به رغم نارضایتی های گسترده مخالفت های مردمی را کنترل کرد خیالی باطل است. تجربه نشان داده مردم از هر فرصتی برای ابراز نارضایتی خود استفاده می کنند و چه بسا به موقع جناح نظامی –امنیتی حاکم بر کشور را غافلگیر کنند.


  1. بابک

    من مانده ام وقتی نمی توانند کشور را اداره کنند برای چی کنار نمی روند؟!

  2. حسین

    بیایید این سناریو را هم در نظر بگیرید:
    ۱-
    نرخ واقعی ریال خیلی کمتر از آن چیزی است که دولت در سالهای گذشته آن را به صورت قهری تثبیت کرده است.

    ۲- اگر احساس شود تحریمها تا ثیری ندارد خطر جنگ حتمی است .

    لذا دولت با افزایش نرخ ارز، در فضای روانی ناشی از تحریمها ریال را به نرخ واقعی و ضعیف خود می رساند(کاری که در شرایط عادی هزینه های زیاد سیاسی به همراه دارد) و ثانیا نشان می دهد تحریمها کارساز بوده است تا خطر جنگ را دور کند. اگر این مسئله به همراه آشوبهای محدود و کنترل شده خیابانی باشد نظر دولت بهتر تامین می گردد و دو لتهای خارجی به ویژه آمریکا برای فشار به رژیم به جای جنگ به ادامه تحریمها و چانه زنی سیاسی دلخوش می کنند.

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.