پنج شنبه ۱۸ام آبان ۱۳۹۶ , ساعت: ۰۲:۰۸کد مطلب : 105797 نسخه قابل چاپ

اصلاح طلبی در مغاک روحانی‎

انتخابات ریاست جمهوری در هر دو دوره ای که آقای روحانی برگزیده شد به وضوح نمایشی از تاثیرگذاری اصلاحات، نفوذ و جایگاه ویژه اصلاح طلبان نزد افکار عمومی بود. اگر به هر طریقی یا به هر بهانه ای اصلاح طلبان به انتخابات ورود نمی کردند و یا کاندیدایی معرفی نمی کردند قطعاً آرای مردمی کمتر از این بود که امروز هست که جمهوری اسلامی هم به آن مباهات می کند.

گرچه در هر تعامل اجتماعی و بخصوص در بالاترین مرتبه مانند انتخابات ریاست جمهوری می بایست حق و حقوق طرفین لحاظ گردد اما بنا بر شرایط خاص حاکم بر کشور؛ از نظر داخلی و خارجی، اصلاح طلبان هیچ مطالبه ای نداشتند و اعلام هم کردند ولی حاکمیت و رئیس جمهور منتخب وامدار، می توانستند با وقوف بر این نکته به شکل دیگری عمل نمایند.

امروز هم اصلاح طلب راستینی را نمی توان مثال زد که ادعای حق و یا مطالبه ای از روحانی داشته باشد، بحث بر سر مطالبات عمومی و حرکت در مسیر رای مردم است که تا کنون امیدی از سوء تدبیر جناب روحانی در این راستا مشاهده نمی شود.

اینکه بزرگانی از استوانه های اصلاحات مانند مهندس بهزاد نبوی می فرمایند: «برخی از دوستان مطرح می‌کنند که ما زحمت کشیده‌ایم و پست و مقام به سایرین رسید. من از این برخوردها شرمنده می‌شوم و چنین اظهاراتی را وهن اصلاح‌طلبان می‌دانم. چنین اظهاراتی این تصور را ایجاد می‌کند که اصلاح‌طلبان به هدف گرفتن مزد زحمت کشیده‌اند، حال آنکه مجموعه جریان اصلاحات چون انتخاب آقای روحانی را در جهت منافع ملی و مصالح کشور و ملت می‌دانست، برای انتخابش تلاش کرد، نه به خاطر گرفتن پست و مقام. این قبیل اظهارات در واقع ضایع کردن اجر اصلاح‌طلبان است.» و یا در جای جای سخنان خود وضعیت امروز را و دکتر روحانی را به زمان اصلاحات و حضرت خاتمی ارجاع داده و مقایسه می کنند مغالطه ای است که مدعای اصلی را می پوشاند و ناخودآگاه در ذهن جامعه دوگانه حق و باطلی می سازد و خواه ناخواه عده ای از حیث شخصیت و سیاست و اندیشه ورزی آقای نبوی یا سکوت می کنند و یا می پذیرند که احیاناً وی بهتر می داند و می فهمد که البته همینطور است و حتماً آقای نبوی از روی بر هم قضایا و بررسی امور و در نظر گرفتن شرایط، فراتر از دیگران و در اوج قله نشسته است و نظر می دهد اما چه می توان کرد که اینگونه نظر دادن قلک اصلاحات را تهی می کند و مردم را دلسرد و دیگران را جری تر.

آقای نبوی برای تطهیر روحانی قیاس مع الفارق می کند، زمان اصلاحات آقای خاتمی هم مدارا کرد ولی موج و جنبش پدید آورد و توانست اندیشه اصلاحی را سامان دهد، کاری که احزاب هنوز هم نتوانسته اند به آن مبادرت ورزند، آقای خاتمی تاوان افشای قتلهای زنجیره ای، رویکرد دموکراتیک، گفتمان و مردمسالاری، توسعه سیاسی، مطبوعات آزاد را می دهد و اصلاحات هم همچنین.

نوع بحرانهایی که برای آقای خاتمی بوجود می آوردند با آنچه امروز ادعا می شود که برای آقای روحانی هر ۹ ساعت یک بحران می سازند تفاوت ماهوی دارد، سال ۷۸ و حمله به کوی دانشگاه، بحرانی است که در آنجا دولت با تفنگ! عملاً وارد میدان شد و شخص روحانی هم در مسئولیت امنیتی که داشت افاضاتی هم نمودند هر چند قالیباف را سرهنگ گاز انبری! و خود را حقوق دان! کردند اما می دانیم که داستان دیگری هم بود و به هر حال امروز در زمان روحانی آن بحرانها نیست و فقط سخنرانی و حرف؛، از دولت با تفنگ است در حالی که در زمان خاتمی شلیک شد و به آتش کشیدند، انصاف دهید جناب مهندس نبوی بحران داریم تا بحران ضمن اینکه برخی بحرانها را تصنعی می آفرینند تا ماهی خود را از آب بگیرند.

در مورد ائتلاف اصلاح طلبان با روحانی هم قرار نبود که دفتر و دستکی باشد و عقدی در محضر رسمی صورت پذیرد همین که اعلام عمومی بر حمایت از وی شد و جناب ایشان هم برای همراه کردن رای اصلاح طلبان ادعاهایی داشتند و قرار بر تغییر و پرداختن به مطالبات مردمی نمودند کفایت می کرد و ظاهراً باید جور تقصیر روحانی و خلف وعده ایشان را هم اصلاح طلبان بکشند.!

البته عمده خطا به خود اصلاح طلبان بر می گردد که بی گدار به آب زدند و الان هم در حال غرق شدن هستند که آن فیلسوف تنها “نیچه” هم می گفت: « آنکه با هیولا دست و پنجه نرم میکند باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود. اگر دیری در مغاک چشم بدوزی آن مغاک نیز در توچشم میدوزد.»

آقای روحانی بدهکار اصلاح طلبان هم که نباشد که هست، بدهکاری به آرای مردمی را که نمی تواند انکار کند، کسی نخواسته که روحانی اصلاح طلبان زجر کشیده و زندان رفته را وزیر کند و همه می دانند که حاکمیت اجازه نمی دهد و روحانی هم در این فقره کاره ای نیست اما وظیفه دارد در مسیر رایی که گرفته عمل کند، چرا ادعاهایی کرد که اکنون هم او خلاف می کند و هم اصلاح طلبان برای توجیه خود بی دلیل حمایت بلا موضوع از وی را ادامه می دهند.

در همین ماجرای وزیر علوم آیا قحط الرجال بود و اگر آقای روحانی در همین یک فقره هم به امر این و آن و بر علیه اصلاحات و رای مردم اقدام می کند آیا باز هم جایی برای حمایت از او وجود دارد؟

محصورین همچنان در حصار و محدودیتهای خاتمی فزونتر و اندک گشایش صورت گرفته برای آقای کروبی با ملاقاتی که توسط آقای دوستی با ایشان رخ داد نه تنها گره از کار نمی گشاید بلکه این سوال مطرح است که چرا آقای دوستی؟ و چرا دوستی اصرار داشتند با آقای کروبی اولین ملاقات را داشته باشند و حال آنکه ماجرای اگر نگوئیم خیانت، ندانم کاری همین آقای دوستی در ارتباط با شهرام جزایری و پولی که از وی گرفت و شیخ مظلوم را در تنگنا قرار داد، لااقل برای سیاسیون مشخص است و این به اصطلاح گشایش در حصر، فریبی بیش نیست و مهندس موسوی و همسرش توضیح و توجیهی ندارد که همچنان هیچ تغییری حاصل نشده است و گیریم اتفاقی هم بیفتد مطمئن باشید از سوی آقای روحانی و یا هر کس دیگری نیست بلکه فشار افکار عمومی و ایستادگی خود محصورین و یاری خداوند خواهد بود و دیگر مطالبه رفع حصر از حد یک مطالبه معمولی گذشته است، چالشی بزرگ برای نظام است و مطمئن باشید به همین زودی مطالبه رفع حصر جای خود را به مطالبه محاکمه علنی خواهد داد تا آشکار شود همه حقایق،! مگر اینکه عقلانیتی در کار باشد و مسئله را زودتر رفع و رجوع کنند.

الا ایهاالحال آنچه اکنون در حال رخ دادن است تغییرات پنهانی و زیر پوستی در جناح بندیهای سیاسی است و استارت آن از سال ۸۸ به این سو زده شد که به تدریج در هر دو جریان عمده سیاسی افرادی سکاندار شدند و هدایت امور را بدست گرفتند تا به هر تدبیر و تقدیر نوعی تغییرات ماهیتی را در گرایشات سیاسی و احزاب و حتی اندیشه سیاسی ایجاد کنند، در میان اصولگرایان افرادی چون حداد عادل و موحدی کرمانی با اتکا و هدایت قدرت، به عمد اصولگرایان را به انشقاق کشاندند و در ورطه ای دیگر انداختند، در میان اصلاح طلبان بیشتر فریب و سادگی کارساز بود و افرادی چون دکتر عارف به خاطر صداقت و سادگی در دام خود اصلاح طلب خوانده ها و قلابی ها در افتاد و سیاستگذاریهای نادرست می رود تا اصلاح طلبان را خلع سلاح کند و مهمتر آنکه در هر دو جناح پس از رسوایی ها احمدی نژاد و تیمی که از هر نظر مورد حمایت حاکمیت بود و قصد داشتند تا برای همیشه اصلاح طلبان را با شکست مواجه کنند و به دلیل کم ظرفیتی و هوچی گریها و ناکارآمدی و پوپولیستی عمل کردن احمدی نژاد و عقلانیت اصلاح طلبان و پختگی سیاسی مردم، نتیجه عکس گرفتند به این فکر افتادند تا از فردی مانند روحانی ظاهر الصلاح سود برده و اصلاح طلبان را در وضعیتی آچمز قرار دهند که چاره ای جز رساندن سرباز پیاده به آخر صفحه شطرنج نداشته باشند با آن همه خطرات؛ و امید را در میان اصلاح طلبان، از اصلاحات و اندیشه اصلاحی به فردی که هر آن ممکن است در جایگاه واقعی خود بنشیند و از خاستگاه خود اقدام و عمل کند واگذارند،

امید امروز اصلاح طلبان به آقای روحانی هیچ وجهی ندارد و باید تا دیر نشده و هر رزوز یکی از بزرگان اصلاحات توجیهی و قیاسی برای آرام کردن اصلاح طلبان و مردم راه نینداخته است و تا این بیماری توجیه گری فراگیر نشده است تدبیری اندیشیده شود.

امروز اصلاح طلبان در مغاک روحانی گرفتار شده اند و جستن و بیرون آمدن از آن جز رجوع به همان اندیشه خاتمی و تفکر ناب اصلاح طلبی امکان پذیر نیست که نه هر ۹ ساعت یک بحران برای روحانی است بلکه هر ساعت ۹ بحران و نهایت اضمحلال و از دست دادن پایگاه مردمی برای اصلاح طلبان خواهد بود.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.