جمعه 12th آگوست 2016 , ساعت: 01:08کد مطلب : 96561 نسخه قابل چاپ

استفاده از کندی برای مبارزه با شاه

این روزها در رسانه‌های خارجی صحبت از نامه‌نگاری‌هایی از جانب یک مقام مذهبی به امریکا می‌شود. جدا از صحت و سقم چنین نامه‌ای، از سال‌های ۳۹ به بعد و همچنین پس از قیام ۱۵ خرداد شرایطی بر ایران حاکم بود که نیروهای ملی و مذهبی سعی داشتند در شرایطی که کندی رئیس‌جمهور امریکا است و خط‌‌مشی جدیدی در داخل و خارج امریکا مطرح کرده است، از فرصت استفاده کرده و تلاش کنند تا امریکا دست از حمایت از شاه بردارد و مردم بتوانند با استبداد سلطنتی مبارزه کنند. استیون کینزر در کتاب «براندازی»[۱] به بررسی انقلاب کوبا پرداخته و نشان می‌دهد که پس از پیروزی انقلاب کوبا چه غوغایی در پس پرده سیاست امریکا به وجود آمده است، که البته بسیار خواندنی است. به نظر می‌رسد در پی این انقلاب بود که سیاستمداران امریکا نگران شدند که مبادا در ایران نیز چنین انقلابی رخ دهد. به ویژه که از جنایات خود در ۲۸ مرداد سال ۳۲ کاملاً آگاه بودند.

کندی از عصر جدیدی در سیاست بین‌المللی و داخلی امریکا خبر می‌داد. او با تقویت‌کردن صنایع داخلی امریکا سعی کرد صنایع و سلاح‌های سنگین ناشی از جنگ سرد را کاهش دهد و هم‌زمان از نهضت‌های آزادیبخش در آفریقا، آسیا و ایرلند حمایت کند.

در این باره آقای علی بهادری در شماره ۸۳ نشریه چشم‌انداز ایران (دی و بهمن ۹۲) مقاله‌ای از آنتون چیتکین در نشریهExecutive Intelligence Review را ترجمه کرده است و سیاست‌های کندی را به خوبی نشان داده است. نویسنده مقاله بر این باور است که جنگ ویتنام واکنش تحمیلی انگلستان و وال‌استریت در برابر سیاست‌های کندی است و خواندن این مقاله توصیه می‌شود.

در پی همین سیاست‌ها بود که یاران مصدق جبهه ملی ایران را در سال ۱۳۳۹ تشکیل دادند که اوج آن تظاهرات صدهزار نفری میدان جلالیه(پارک لاله فعلی) در ۲۸ اردیبهشت ۴۰ بود. مبارزات ملت ایران اعم از جبهه ملی، نهضت آزادی و روحانیت به اوج خود رسید و رژیم شاه چاره‌ای جز سرکوب قیام ملی ۱۵ خرداد ۴۲ نیافت. رهبران جبهه ملی و نهضت آزادی در زندان بودند، آیت‌الله خمینی نیز در شب ۱۵ خرداد دستگیر شد. پس از سرکوب این قیام من با زنده‌یاد احمد صدر حاج سید جوادی از رهبران نهضت آزادی در ارتباط بودم. ایشان نامه‌ای به من داد تا آن نامه را به منزل یک امریکایی به نام «چارلز دانبان» برده و تحویل او بدهم. با دوچرخه به منزل او رفتم و به انگلیسی گفتم نامه‌ای از طرف نهضت آزادی آورده‌ام. او در را باز کرد با دوچرخه وارد خانه شدم. با او بحث کردم که چرا آقای کندی با ادعاهایی که دارد از شاه و سرکوب‌هایش حمایت می‌کند. او آدرسم را خواست که جواب درستی ندادم، ولی شماره بدنه دوچرخه‌ام را یادداشت کرده بود که بعدها با پیگیری این شماره، هویت من شناسایی شده بود و دوچرخه من دزدیده شد. ماجرای کامل این قضیه در صفحات ۱۴۹ تا ۱۵۱ جلد اول کتاب خاطرات من به نام از نهضت آزادی تا مجاهدین تحت عنوان «ماجرای دوچرخه و استفاده از تضاد شاه و امریکا» آمده است.

مورد دیگر این بود که قرار بود لیندن جانسون، معاون جان کندی به ایران بیاید. آقای صدر حاج سید جوادی نامه‌ای خطاب به او به زبان فارسی نوشت و من آن را تایپ کردم. جانسون یک روز به خیابان بوذرجمهری منطقه بازار آمد و با یک پیراهن آستین کوتاه بین عده‌ای از مردم راه می‌رفت. از فرصت استفاده کردم و نامه را به دستش داده و فرار کردم. مضمون نامه این بود که درحالی‌که رگبار مسلسل‌ها مانند باران بر سر مردم می‌بارد، شما به ایران آمده‌اید و از شاه حمایت می‌کنید. روز بعد به زندان قصر به ملاقات اعضای نهضت آزادی رفتم. یکی از دوستان به من پیشنهاد کرد تا زمانی که جانسون در ایران است خوب است نامه‌ای برایش بنویسید تا به جنایات شاه اعتراض شود. من به او گفتم این کار هم‌اکنون انجام‌شده و نامه را به دست جانسون داده‌ام. او آن‌قدر خوشحال شد که از دو طرف میله‌ها سعی کردیم با هم دست بدهیم که شرح این حادثه در صفحه ۱۵۲ کتاب خاطرات با عنوان «نامه به جانسون» آمده است.

فضای آن زمان ایجاب می‌کرد که این اقدامات جزو هوشیاری‌های سیاسی تلقی شود؛ البته کندی در ۲ آذر سال ۴۲ ترور شد و با اینکه کتاب‌های زیادی درباره ترور او نوشته شد، ولی هیچ‌یک به ریشه‌یابی درستی نرسیدند. سال۴۷ که خودم به امریکا رفتم یکی از مهندسین نفت در تگزاس به من گفت اگر بار دیگر شخصی مانند کندی رئیس‌جمهور شود ما او را ترور خواهیم کرد.

منبع: چشم انداز ایران شماره ۹۸


[۱] « استیون کینزر، ترجمه دکتر فیض‌الله توحیدی، انتشارات صمدیه.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.