دوشنبه 8th آوریل 2019 , ساعت: 02:04کد مطلب : 111977 نسخه قابل چاپ

ارتش الجزایر ۷۰سال بازی با خواسته های دمکراتیک

نویسنده جلبیر الأشقر ،لبنانی أکادیمی بر گردان به فارسی علی سرداری

مقدمه مترجم:

در دو کشور مصر والجزایر، نخست نظامیها مبارزه با استبداد واستعمارو اشغالگری را آغاز کردند و در همین راستا قدرت را به دست گرفتند و در ادامه راه ارتش به دو نوع عمل متناقض دست زد. نگهبانی از کشور و به به دست گرفتن قدرت نظامی ،اقتصادی وسیاسی که اکنون پس از ۷۰ سال همچنان آن را در دست دارند وبه هیچ عنوان حاضر نیستند رها یش کنند، بلکه با ترفندهای گوناگون آن را در دستان خویش حفظ کرده اند و حتی این مسیر به پسرفت کشور منجر شده و برای آنها مهم نبوده و نیست..
اما ایران دراین چهل سال حاکمیت روحانیت سیاسی از آغازآرام آرام قدرت را به دست گرفت وآن را در روند چهل ساله تکمیل کرد و بدون توجه به هیچ موضوعی تنها به مسلط شدن به تمامی کشور می اندیشید و این روند راهمچنان ادامه می دهد. در این راستا اکنون برای خودش شریکی به نام سپاه درست کرده است که این نهاد هم مدعی دیگری است. روحانیت سیاسی در این چهل سال به ویژه از آغاز اصلاحات در جهت خنثی سازی وعقیم گذاشتن اصلاحات بر نامه ریزی کرد و همواره برای حفظ قدرت مانند ارتشهای الجزایر ومصر به هر ترفندی دست زده همین موضوع باعث عقب ماندگی، حذف نخبگان، متخصصین سیاستمداران ورزیده وسرکوب تحزب و…درکشورشده واز همه مهمتر ایجاد تنش مستمر در جامعه ودرگیری با بیگانگان را ادامه داده واز بین رفتن امکانات کشور باعث شده کشور مانند مصر والجزیر حتا بدتراز آنها شود، به همین سبب گسترش فساد دزدی وحاکمیت دولت دوگانه وپنهان ومواجه شدن کشور با هرج ومرج وبی برنامگی ادامه دارد. .

متن ترجمه شده:

هفته های اخیر در مورد “بهار عربی” سخنان زیادی سرداده شده است. برای اکثر ناظران بسیار طبیعی بود که دردو کشور سودان و الجزایر اتفاقی رخ داد و پیش از آنها بهارعربی در تونس آغاز شد و به مصر رسید و ازاین دو کشور به سراسر منطقه عربی سرایت کرد. در ضمن این اتفاق به هشت سال پیش با زمی گردد. بین مصر و الجزایرکه ویژگی های ساختاری مشترک دارند، از طرفی در “سناریو” حوادث ورخ دادها هم آن دو بسیار به هم شبیه هستند.
د رآغاز از شباهتهای ساختاری این دو کشور شروع می کنیم و در اینجا منظور ما از ویژگی های برجسته آن دو، مجموعه قوانینی است که با بسیاری از رژیم های عرب در حال حاضر متفاوت هستند، به ویژه میراثی که از گذشته برای نیروهای نظامی آنها باقی مانده است (نیروهای نظامی و امنیتی ویژه به طور مستقیم زیر نظر خانواده حاکم ووابسته به آن که از گذشته به ارث برده باشند وجود ندارد) و این ارثیه، ستونهای اصلی نیروهای مسلح را تشکیل می دهند . در نتیجه ارتش تمام اجزای نهاد حکومت مرکزی در مصر را در دست دارد ، همانگونه که درالجزایر این روند برقرار است،از جانب دیگر حاکمیت در اختیار هیچ خانواده ویژه ای نیست(حتا اگر بستگان رئیس جمهور درحکومت سهمی داشته باشند). ارتش به مراتب از وظایفش که “دفاع” از نظام مدنی است فراتر رفته وبه طور مستقیم قدرت سیاسی را زیر نظر گرفته است.
این ویژگی اساسی دراقدام شورای عالی نیروهای مسلح مصر، دراخراج حسنی مبارک رئیس جمهور سابق در قیام مردم آن کشور در سال ۲۰۱۱ خود را نشان داد ، و پس از چند روز مبارک رفت و اعتصابات کارگری در کشور گسترش یافت. البته، سناریو ظاهرا اخراج مبارک را به صورت استعفا نشان داد در صورتی که این عمل ارتش، اخراج مبارک بود نه استعفای او، ولی این بازی ارتش را کسی نفهمید. در الجزایر، یک سناریوی مشابه مصر در مقابل چشمان ما باز می شود . پس از چند هفته قیام انتفاضه مردمی، الجزایر خود را نشان می دهد ، جنبش مصریها به صورت تظاهرات علیه ستمگر بود در حالی که پیش از آن در میدانها تجمعهایی صورت گرفت . نیروهای مسلح الجزایر پنجمین پروژه کاندیدا توری رئیس جمهور کنونی عبد العزیز بوتفلیقه را لغو کردند و قرار بر این شد که دوره رئیس جمهوری او را به عنوان دوره انتقالی به حساب آورد.

فرماندهان ارتش الجزایر با توجه به تجربه دوستانشان درمصروهمچنین تجربه خودشان که در آغاز سال ۱۹۹۲ در آن کشور رخ داد هر دو آنها را مورد توجه خویش قرار می دهند. در همان سال، دوست سابق و رئیس دولت، شاذلی بن جدید را اخراج کردند و دولت را به طور مستقیم به دست گرفتند ( در آن مرحله با کمک گرفتن از سپهر جامعه مدنی به سراغ محمد بوضیاف رفتند) وهمچنین رهبران نیروهای مسلح مصر در سال ۲۰۱۱ دوست سابق و رئیس جمهور خود را اخراج کردند وحکومت را به طور مستقیم به دست گرفتند. در آن شرایط الجزایر دچار بحران وهرج مرج گردید و کشور سالها وارد جنگ داخلی درازمدت شد ، و در مصر، شورای عالی نیروهای مسلح با نگرانی سیاسی و اجتماعی مواجه و مجبور شد به دلیل تنفر سیاسی که طی دهه ها انباشته شده بود جو سیاسی را کمی باز نماید ، نتیجه آن تصمیم این شد که اخوان المسلمین توانست یکی از اعضای خود را به ریاست جمهوری برساند.
لذا سناریوی فرماندهان نیروهای مسلح الجزایر در حال حاضراین است که مراقب اوضاع باشند تا وضعیت الجزایر مانند سالهای ۱۹۹۲ و مصری ها درسال ۲۰۱۱ در این کشور تکرار نگردد. از سوی دیگر آنها سعی دارند زمام امور از دستشان خارج نگردد،به همین خاطر فرماندهان نیروهای مسلح الجزایر یک دوره گذا ررا اعلام می کنند تا طی آن نقشه راه جدیدی را برای ادامه سرنوشت کشور واداره وتثبیت مسیر آن گام بردارند. این انصراف بوتفلیقه توسط بخش بزرگی از مردم به عنوان یک پیروزی انقلابی بزرگ مورد ستایش قرار گرفت، در صورتی که این اقدام از حد پاشیدن خاکستر به چشم مردم تجاوز نمی کند. چند روز پیش اعلام شد بوتفلیفه تنها تا یکسال به ریاست جمهوری ادامه خواهد داد تا در این مرحله برنامه های جدید را تکمیل نماید وآن را به اتمام برساند. تنها تفاوت این است که حکومت که اکنون انتخابات ریاست جمهوری را برای ماه آینده برنامه ریزی شده لغو کرد. در ضمن ریاست جمهوری بوتفلیقه را برای مدت زمان محدودی تمدید و از جانب دیگر این عمل غیر قانونی به جای “انتخاب” مجددا اوتمدید شد ، همین موضوع باعث نارضایتی مردم گردید.
اکنون پرسش این است: آیا احمد قاید صالح، فرمانده ستاد ارتش الجزایر ، سرنوشت محمد حسین طنطاوی، فرمانده پیشین نیروهای مسلح مصر راپیدا خواهد کرد، واز سوی سایر اعضای فرماندهی نظامی احمد قاید صالح را مسئول وخیم شدن اوضاع در رسیدن ریاست جمهوری بوتفلیقه به این موقعیت قلمداد خواهند کرد و یا درمقابل او یک فرد نظامی دیگررا به جای او قرار خواهند داد که در ردیف عبدالفتاح السیسی باشد، تا او به طور مستقیم یا غیرمستقیم وبا کمک گرفتن از نهادهای مدنی (همانطور که سیسی یک سال پس از سرنگونی محمد مرسی) را به عهده گرفت ایشان نیز همین مسیر را طی نماید ، و یا اینکه قاید صالح خود در سناریوی الجزایر مسیر سیسی را پیش خواهد گرفت ؟
البته ما امیدواریم که الجزایر از ادامه حکومت نظامیها عبور کند و مسیر دموکراسی را با پیروی از تونس، همسایه خود دنبال نماید با این حال، تونس هرگز رژیم نظامی نداشته است، برای اینکه در آن کشور یک جنبش اجتماعی و سیاسی سازمان یافته ای مستقل از حکومت، براساس دموکراسی و اتحادیه کارگری تونس وجود داشته و دارد متأسفانه چنین اتحادیه ای نه درالجزایر و نه هیچ کشور دیگری در منطقه ما مانند اتحادیه اجتماعی (اتحادیه کار گری) یا سیاسی (حزبی) وجود ندارد .
با این وجود، امکانات موجود،شرایطی سیاسی را ایجاد می کند تا مردم بتوانند اکثر نیروهای مسلح را به صفوف انقلاب وصل نمایند بر همین اساس مانعی در مقابل رهبری مقام عالی می گردد تا اوبر اراده مردم مسلط نشود واز طرفی زمینه ای را آماده می کند تا کشور از حکومت نظامیها به سمت یک حکومت مدنی ودموکراتیک غیرنظامی منتقل شود. مطمئنا این حرکت یک شبه اتفاق نخواهد افتاد، اما چه کسی گفته که تغییرات عمده انقلابی در تاریخ یک شبه رخ می دهد؟

منبع ا لقدس العربی


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.