جمعه 3rd آگوست 2012 , ساعت: 12:08کد مطلب : 17323 نسخه قابل چاپ

اختلاف حماس و سوریه؛ چالش پیش روی راهبرد فلسطینی ایران

در چند ماه گذشته جمهوری اسلامی به‌دنبال قانع‌کردن حماس برای در پیش گرفتن رویکرد تهران در برابر بحران سوریه و همزمان ترمیم روابط این گروه با دمشق بوده است. دیدار هنیه از ایران و گفته‌های او مبنی بر این‌که حماس قصد رویگردانی از حامی دیرین خود یعنی سوریه را ندارد، تهران و دمشق را تا اندازه‌ای از بابت وفاداری حماس و رو‌ی‌نگرداندن آن از بشار اسد آسوده‌خاطر کرد، اما تنها دو هفته پس از دیدار هنیه از تهران، او در اظهاراتی بی‌سابقه در قاهره به حمایت خیزش مردمی در سوریه پرداخت، حمایتی که «نخستین گام علنی آن جنبش در رهاکردن حامی دیرینه خویش و پشت‌کردن به آن» تفسیر شد.

از ابتدای انقلاب اسلامی ایران، مسئله فلسطین هسته اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تشکیل می‌داده است. پشتیبانی از آرمان فلسطین و پایداری در برابر اسراییل به دلایل ایدئولوژیک و استراتژیک، همیشه بخش جدایی‌ناپذیری از هویت و رویکرد بین‌المللی جمهوری اسلامی به‌شمار رفته است. اما ازسویی سیاست ایران در برابر مسئله فلسطین تا اندازه زیادی زیر سایه مناسبات آن کشور [ایران] با سوریه شکل گرفته است. به همین دلیل است که تنش پدیدآمده میان دمشق و حماس، ناشی از موضع مبهم حماس در برابر بحران سوریه، به رابطه این جنبش فلسطینی با تهران هم تسری یافته است.

فوریه گذشته در سی‌وسومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران، نخست‌وزیر حماس در غزه در سفری به تهران با مقامات بلندپایه ایران دیدار کرد. سفر اسماعیل هنیه که در اوج گزارش‌ها و اخبار حاکی از سردی روابط با ایران و حماس بر سر بحران سوریه روی داد، برای جمهوری اسلامی بسیار مهم و به موقع به‌شمار می‌رفت. این سفر پیامی واضح و روشن برای دنیای خارج داشت که به گفته هنیه، حمایت و پشتیبانی ایران از مسئله فلسطین همچون گذشته «بی‌قید و شرط و تمام عیار» و رابطه دوطرف «همچنان همیشه استوار» است. اما برخی اظهارات مقام‌های ایران در خلال دیدار هنیه حاکی از نگرانی تهران از تغییر رفتار و رویکرد حماس به‌دنبال موج خیزش‌های موسوم به «بهار عربی» بود.

این نگرانی ها ناشی از بروز نشانه‌های پراگماتیسم و عملگرایی در رهبری حماس و احتمال بازبینی آن جنبش در استراتژی خویش پس از به قدرت رسیدن حرکت‌ها و جنبش‌های اسلامی مشابه در دیگر کشورهای عربی بوده است. اما از آن مهمتر نگرانی ایران از موضع حماس در برابر بحران سوریه بوده است. پس از گذشت یک‌سال و شدت‌گرفتن بحران در سوریه، حماس آشکارا از پشتیبانی یکی از دو طرف درگیر در سوریه خودداری کرده و نیت خود برای یافتن متحدانی تازه در منطقه را پنهان نکرده است.

تهران می‌گوید سوریه قربانی یک توطئه خارجی شده است. به گفته مقامات ایران، درحالی‌که بشار اسد سرگرم اجرای اصلاحات است، طرف‌های خارجی که نگران پیوند و ارتباط نزدیک اسد با محور مقاومت هستند، سوریه را به آشوب کشیده‌اند. این آن چیزی است که مقام‌های ایران تلاش کردند در تهران برای هنیه جا  بیاندازند. اظهاراتی مشابه در خلال دیدار رئیس جهاد اسلامی فلسطین در ژانویه گذشته با رهبران ایران به‌عنوان هشدار در مورد توطئه امریکا بر ضد سوریه به هدف تضعیف «خط مقاومت»، که منظور از آن اتحاد ایران، سوریه، حماس و حزب‌الله در برابر امریکا و اسراییل است، بیان شد.

در چند ماه گذشته جمهوری اسلامی به‌دنبال قانع‌کردن حماس برای در پیش گرفتن رویکرد تهران در برابر بحران سوریه و همزمان ترمیم روابط این گروه با دمشق بوده است. دیدار هنیه از ایران و گفته‌های او مبنی بر این‌که حماس قصد رویگردانی از حامی دیرین خود یعنی سوریه را ندارد، تهران و دمشق را تا اندازه‌ای از بابت وفاداری حماس و رو‌ی‌نگرداندن آن از بشار اسد آسوده‌خاطر کرد، اما تنها دو هفته پس از دیدار هنیه از تهران، او در اظهاراتی بی‌سابقه در قاهره به حمایت خیزش مردمی در سوریه پرداخت، حمایتی که «نخستین گام علنی آن جنبش در رهاکردن حامی دیرینه خویش و پشت‌کردن به آن» تفسیر شد.

هنیه در خلال نمازجمعه مسجد الازهر گفت: «درود بیکران من بر همه مجاهدان بهار عربی، و درود بر مردم دلیر سوریه که به‌دنبال آزادی، دموکراسی و اصلاحات هستند». این اظهارات مقام‌های ایران را به‌شدت نگران کرد. حسین شیخ‌الاسلام، از دیپلمات‌های ایرانی، با اظهار ناامیدی و تأسف نسبت به سخنان هنیه «آن را موضعی شایسته کسی‌که قصد نبرد با اسراییل را دارد ندانست». سفیر پیشین ایران در سوریه گفت «اگر حماس مبارزه مسلحانه را کنار بگذارد دیگر فرقی با دیگر گروه‌‌های فلسطینی نخواهد داشت». چندی پیش نیز در تازه‌ترین نشانه سردی روابط ایران و حماس، یکی از اعضای شاخه سیاسی این جنبش در غزه گفت «حماس آلت‌دست ایران در هرگونه نبردی با اسراییل نخواهد شد».

با توجه به اختلاف دیدگاه رهبری حماس در غزه و خارج از آن نسبت به مسئله سوریه، موضع این گروه در این خصوص هنوز چندان مشخص و روشن نیست. اما چیزی‌که مشخص است سایه‌انداختن تنش میان این جنبش و بشار اسد بر روابط حماس با تهران است. از دید ایران، حمایت از حماس به روابط و نزدیکی این جنبش با حکومت سوریه بستگی دارد. به سخن دیگر باوجود تعهد ایران به مقاومت فلسطین و حمایت از آن، جمهوری اسلامی به رابطه خود با مقاومت فلسطین و لبنان از زاویه سوریه می نگرد. این امر را به‌خوبی می‌توان در سایه سه دهه سیاست حکومت ایران در برابر لبنان و همکاری با سوریه دریافت.

سی ‌سال پیش، پس از سقوط شاه، یاسر عرفات نخستین رهبر خارجی بود که از ایران انقلابی دیدار کرد. وقتی رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین، از حامیان دیرین بسیاری از انقلابیون مخالف شاه که در آن هنگام در تهران به قدرت رسیده بودند، در برابر هزاران تن از ایرانیان در تهران به ایراد سخنرانی پرشورش پرداخت، چشم‌انداز اتحادی مستحکم میان جمهوری اسلامی و سازمان آ‌زادیبخش فلسطین بسیار روشن بود. عرفات در آن سخنرانی گفت «ما تحت یک پرچم واحد اسلامی به سوی بیت المقدس خواهیم رفت.» اما تحولات بعدی در ایران و خاورمیانه، اوضاع را به شکل دیگری رقم زد.

حافظ اسد از همان آغاز به دقت تحرکات سازمان آزادیبخش فلسطین و نزدیکی آن به ایران تحت رهبری آیت‌الله خمینی را زیر نظر گرفته بود. حکومت بعثی سوریه با نگرانی تمام به روند رو به گسترش روابط ایران با یاسر عرفات می نگریست؛ عرفاتی که خطری جدی برای استراتژی حافظ اسد در لبنان و در جبهه نبرد اعراب و اسراییل به شمار می‌رفت.

سوری‌ها می‌خواستند حکومت تازه ایران از منظر آنها به مسئله فلسطین بنگرد و فاصله خود را با سازمان آزادیبخش فلسطین حفظ کند. در آغاز تهران چندان اعتنایی به نگرانی‌های اسد چه در محور فلسطین و چه در لبنان نمی‌کرد. هنگامی‌که در اواخر ۱۹۷۹، برخی گروه‌های ایرانی به رهبری شهیدمحمد منتظری در هماهنگی با سازمان فلسطینی فتح درصدد اعزام نیروی رزمی داوطلب به جنوب لبنان برآمدند، سوریه با این طرح مخالفت کرد. از دید اسد اتحاد در حال شکل‌گیری میان ایران و سازمان آزادیبخش فلسطین و به‌دنبال آن ایجاد محوری مستقل از سوریه  در لبنان قابل قبول نبود و بر خلاف استراتژی دیرینه او در لبنان یعنی تضعیف قدرت و استقلال سازمان فتح و دولت در دولتی که عرفات در حیاط خلوت او [اسد] تشکیل داده بود به شمار می رفت.

ایران درسی گرانبها از این تجربه ناکام آموخت؛ و آن این‌که نباید وزنه‌ای چون سوریه و دغدغه های شخصی چون حافظ اسد را نادیده گرفت. با این حال یک دهه‌ به درازا کشید تا سرانجام تهران و دمشق به نوعی هماهنگی و همگرایی در سیاست های خود برسند.

در خلال سال‌های حساس روابط ایران و سوریه در دهه ۱۹۸۰، دو طرف بر سر موضوع‌هایی چون مسئله فلسطین، جنگ ایران و عراق، حزب‌الله و امل در لبنان با یکدیگر کراراً اختلاف پیدا کردند. در اواسط دهه ۱۹۸۰، جنگ‌ اردوگاه‌ها در لبنان و سیاست اسد در بیرون‌راندن عرفات از این کشور، تنش شدیدی در روابط ایران و سوریه به وجود آورد. گلوله‌باران و محاصره اردوگاه‌های فلسطینی‌ در لبنان توسط نیروهای طرفدار سوریه بویژه جنبش امل، رهبری ایران را شوکه کرده و به افزایش تنش با دمشق و حتی رویارویی نظامی با جنبش شیعی امل که در بیروت و جنوب لبنان با نیروهای سازمان آزادیبخش فلسطین می‌جنگید انجامید. با این حال با گذشت زمان، تهران کم‌کم به رویکرد اسد در برابر موضوع فلسطین نزدیکتر شده و این خود به تیرگی روابط سابقاً مستحکم ایران و عرفات سرعت بخشید. درواقع تهران دریافت که بدون هماهنگی با اسد، هرگونه تلاش برای نفوذ به لبنان و دستیابی به هدف «صدور انقلاب اسلامی» ناکام خواهد ماند. بی‌گمان روابط و پیوند نزدیک عرفات با صدام حسین، دشمن مشترک آیت‌الله خمینی و اسد و به‌رسمیت شناختن اسراییل ازسوی او نیز به ژرف‌ترشدن شکاف میان سازمان آزادیبخش فلسطین و جمهوری اسلامی کمک کرد.

از دیدگاه اسد، روابط گرم عرفات با عراق، اردن و مصر به معنای کنارزدن سوریه و به ‌حساب نیاوردن آن در معادلات عربی و ازسویی دادن فضای بیشتر به دیگر طرف‌های عربی در مسئله فلسطین به‌شمار می‌رفت. هنگامی‌که در سال ۱۹۸۵، عرفات طرح صلح مشترک اردنی ـ فلسطینی را پذیرفت، سوریه و ایران هر دو به شدت از  رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین انتقاد کردند. «ناامید» از یاسر عرفات و تساهل و سازشکاری او با اسراییل، ایران انقلابی کم‌کم همان موضع اسد در برابر رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین را اتخاذ کرد و آن این‌که، همان‌طور که اسد پیشتر گفته بود نباید چندان به عرفات خوشبین بود.

از اوایل دهه ۱۹۹۰ به این‌سو، روابط ایران ـ سوریه به نوعی همکاری پایدار و استراتژیک تبدیل شده که در مهار دشمنان مشترک دو طرف دستاوردهای مهمی داشته است. در حوزه مسئله  فلسطین، حماس و جهاد اسلامی را می‌توان میوه این نزدیکی و همکاری میان ایران اسلامگرا و سوریه بعثی دانست. حماس با الهام‌گیری از انقلاب ایران و حزب‌الله لبنان، از آغاز نخستین انتفاضه فعال شد و به‌طور گسترده‌ای مورد حمایت ایران قرار گرفت. برخلاف سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری عرفات، ایران و سوریه در همکاری با اسلامگرایان فلسطینی برای کورکردن نقشه‌های امریکا در خاورمیانه منافع مشترک بسیاری داشتند. حماس ازجمله مخالفان اصلی قرارداد صلح اسلو که امریکا آن را پیشنهاد و تدوین کرده بود به‌شمار می‌رفت. حماس، سازمان آزادیبخش فلسطین سکولار و ملی‌گرا را «خائن به فلسطین» دانسته و برای رهبری عرفات که روزگاری نماد مقاومت ضد اسراییل برای بسیاری از انقلابیون ایرانی به‌شمار می‌رفت چالشی جدی به وجود آورد.

حافظ اسد، رهبری را در رأس سازمان آزادیبخش فلسطین می‌خواست که رام و فرمانبردار او بوده و استراتژی او [اسد] را در لبنان و درگیری اعراب و اسراییل دنبال کند. حماس گروهی بود که در چارچوب این استراتژی می‌گنجید و به این شکل از حمایت بی‌مانند دمشق برخوردار شد. اما اکنون همان حماس، به دنبال تحولات جهان عرب با چرخشی آشکار در سیاست‌هایش و تنها گذاشتن حکومت سوریه در بحران جاری، به متحدی ناسپاس برای بشار اسد تبدیل شده است.

مواضع حماس در قبال بحران سوریه، یکپارچگی «محور مقاومت» را در خطر قرار داده است. ایران «برای مصلحت مقاومت»، سخت می‌کوشد از جدایی دو طرف کلیدی محور یادشده جلوگیری کند. اما این وضعیت آسانی برای تهران نخواهد بود که در میان دو بنیان اصلی سیاست خارجی خود یعنی پشتیبانی از آرمان فلسطین و حفظ روابط راهبردی خود با سوریه گرفتار شده است.

* محمد عطایی روزنامه‌نگار و مستندساز ایرانی است که درباره سیاست خارجی و منطقه‌ای ایران و مسائل اعراب مطلب می‌نویسد. او با «دیپلماسی ایران» و دیگر نشریات همکاری دارد.

منبع: www.Joshualandis.com  ( ۱۳ می ۲۰۱۲) / برگردان: چشم‌انداز ایران

به نقل از چشم‌انداز ایران ۷۳

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.


برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.