جمعه ۱۵ام دی ۱۳۹۶ , ساعت: ۰۳:۱۰کد مطلب : 106487 نسخه قابل چاپ

آیا ممکن است ایران، سوریه شود؟

✍️فارغ از اینکه باید به ریشه‌های تحولات اخیر پرداخت، باید حق واقعی مردمی که در خیابان‌ها به فساد و تبعیض و فقر معترض هستند را نیز به رسمیت شناخت، و باید خطرات اوج گیری این تحولات، بدون کمک و مسولیت‌پذیری سایر بخش‌های جامعه‌ی ایران را یادآور شد.

✍️سوریه‌ای شدن ایران در صورتی می‌تواند تشدید شود که نیروهای اجتماعی از تحول‌خواهان، اصلاح‌طلبان، دانشجویان و .. صدای معترضان را نشنیده بگیرند و به سرکوب آن‌ها رضایت بدهند و به جای همدردی در زلزله‌ی سیاسی که رخ داده، حد فاصل دولت و حکومت و مردم معترض قرار نگیرند. در حقیقت تحولات اخیر، پتاسیل سوریه‌ای شدن دارد اگر از ترس سوریه‌ای شدن به سرکوب این تحولات رضایت بدهیم و در کاهش آلام دردمندان و مستضعفانی که جان به لب آمده‌اند نکوشیم و به یاری دولت برای کاهش مشکلات نشتابیم. قطعاً راه حل، کمک به دولت روحانی و فشار به حاکمیت برای اصلاح رویه‌هایی است که فقر و فساد و تبیعض را تشدید می‌کند.

اما چرا سوریه‌ای شدن ایران می‌تواند اتفاق بیافتد؟
✍️شرایط ایران: طی یکدهه اخیر فقر مطلق دوبرابر شده است و عملا اثر اولیه یارانه‌های نقدی در کاهش فقر مطلق به کلی از بین رفته‌است. بیش از ۹.۵ میلیون از جمعیت ۲۰ میلیونی جوان ایران خارج از بازار کار، بیکار یا ناامید از پیدا کردن شغل مناسب و پایداری هستند. این شرایط در شهرهای کوچک بشدت وخیم‌تر است. نه تنها چشم‌اندازی از بهبود اوضاع اقتصادی وجود ندارد که پیشرفت‌های اقتصادی دو سال اخیر و انتخابات اخیر هم امیدی برای این بخش از جامعه ایران (که می‌توان بین ۳۰ تا ۴۰ درصد جامعه ی ایران دانست) ایجاد نکرده است. فراموش‌شدگانی که جریانی نیز از جریانات رسمی کشور را به عنوان نماینده،همراه و پژواک دهنده ی صدای خود نمی‌یابند.

✍️بسیاری، سوریه را صرفا در تحولات سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ خلاصه می‌کند بدون توجه یا آگاهی از تحولات سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰.
از سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ سوریه درگیر یکی از سخت‌ترین خشک سالی‌های ۵۰ سال اخیر خود بود. بیش از ۷۵ درصد مزارع و ۸۵ درصد دام کشاورزان در این خشکسالی نابود شد. در نتیجه نزدیک به یک و نیم میلیون از جمعیت کشاورز این کشور مجبور به مهاجرت به شهرهای بزرگ شدند. سومدیریت و ناتوانی دولت در کمک به کشاورزان، چاره ی جز مهاجرت به شهرهای بزرگ باقی نگذاشت. آنها در حاشیه‌ی شهرهایی ساکن شدند که بعدا آغازگر انقلاب علیه اسد شد و در کنار مهاجران لبنانی و فلسطینی، تحت دولتی سرکوبگر در فقر و تهدستی بدنبال لقمه ی نانی بودند. فقر، در بستری از سرکوب و مسولیت ناپذیری اپوزسیون غیرملی سوریه، فاجعه ی بزرگی آفرید.

✍️همانطور که همیشه حق با آن یک و نیم میلیون فقیر لب به جان آمده‌ی سوریه بوده و خواهد بود، اما مسولیت نیروهای سیاسی و ملی در چارچوب حکومت‌های سرکوبگر را نمیتوان نادیده گرفت. این شرایط مسولیت این نیروها رو دوچندان میکند.

✍️از ترس سوری شدن ایران، نمی‌توان امیدوار به سرکوب این اعتراضات بود. همه ی نیروهای سیاسی و خصوصا اصلاح طلبان و فراکسیون امید و جریان دانشجویی امروز می‌تواند مسولانه پیگیر مطابات و خواست معترضان همیشه محقق کشورمان باشد و به دولت برای ایجاد و سامان یک نظام رفاه اجتماعی و سیاست های اقتصادی فقر زدا کمک کند. پرسشگری و مسولیت پذیری نیروهای اجتماعی در کمک به دولت و حمایت از جمعیت فراموش شده ی ایران، تنها راه کاهش خطر سوری شدن این تحولات است.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.