یکشنبه ۱۸ام آذر ۱۳۹۷ , ساعت: ۰۱:۰۹کد مطلب : 110039 نسخه قابل چاپ

آیا اسلام جهادی و سیاسی به پایان کار خویش رسیده اند؟

نویسنده فیصل القاسم

بر گردان به فارسی از علی سرداری

مقدمه مترجم:

این مقاله پرسش در باره اسلام گرایانی است که جامعه مسلمانان را با بدترین و زشتترین حالت نه تنها در داخل کشور بلکه در سطح جهانی مواجه نموده اند.
در این مقاله اسلام گرایان به دو دسته تقسیم می شوند:
نخست اسلام جهادی
دوم اسلام سیاسی
این مقاله به دو گرایش اسلام جهادی و سیاسی می پردازد و چگونگی شکل گیری وآبشخور آنها را مورد برسی قرار می دهد و در ادامه به عملکرد بخش جهادی آن می پردازد. این بخش جهادی باعث شد تا در مورد همه گرایشهای اسلامی یکسان قضاوت گردد مبنی بر اینکه همه اینها یکی هستند.
مقاله نتیجه می گیرد که آیا ما محکوم به این هستیم که همواره زیر حاکمیت امام وژنرال باشیم وآیا راه دیگری برای ما در این جهان باقی نمانده است؟
در این میان طیف اسلام سیاسی وارد جامعه با جهت گیری دموکراسی وملی گرایی شده. در ادامه این پرسش را مطرح می کند که پس ازآن همه تخریب از جانب اسلام جهادی این طیف اسلام سیاسی چنین شانسی را خواهد داشت تا در جامعه حضور یابد؟
در پایان این پرسش را مطرح می کند با توجه به عملکرد دو جناح جهادی وسیاسی آیا در آینده برای این دو گرایش جهادی وسیاسی در جامعه نیرویی باقی مانده است؟
افزون بر این پرسشها یک پرسش دیگر هم وجود دارد آن این که درعصر نوین با درگیر شدن مردم با واقعیتها وکمبودها و روشن شدن بن بست های همه جانبه دو گرایش جهادی وسیاسی ناتوان از دادن برنامه وراه حل آیا مردم در چنین وضعیتی به سمت آنها روی خواهند آورد؟
البته در یک روند طبیعی پاسخ منفی خواهد بود اما با توجه به شرایط جهانی وداخلی که بسیار پیچیده است نمی توان شرایط غیر طبیعی را پیش بینی نمود.

مقاله:

آیا اسلام جهادی وسیاسی به طور غیرقابل بازگشت به پایان کار خویش رسیده اند؟

ما مسیر درستی را انتخاب نکردیم اگر بگوییم اسلام جنبشی به ویژه بخش جهادی وسیاسی آن، بزرگترین قربانی بهار عربی در سطح ایدئولوژیک بودند. برای نخستین بار در تاریخ اسلام مدرن، جهاد در بخش وسیعی مترادف وهمراه با تروریسم تلقی گردید،این برداشت نه تنها درگفتمان اسلام هراسی شکل گرفته وافزون بر آن دشمنی با اسلام را موجب شده، حتی در میان مسلمانان و اعراب نیز رایج گردید جهادیها یعنی تروریست هایی که به انقلاب آسیب می رسانند. از همه مهمتراینها به چهره دین اسلام ضربه بزرگی زدند،عملکرد اینها باعث شد تا اسلام مترادف با تروریسم در گفتمان رسانه های جهانی مطرح شود. نتیجه کار جهادی این شد که چون شما مسلمان هستی پس تروریستی، بدون معطلی اکنون قضاوت چنین شده است و از همه مهمتر وجالبتر این است که این جریانها در خدمت دولتهای بزرگ در آمدند و نقش آنها در ویرانگری و فرسودگی فراتر از کشور های عربی رفت. در همان هنگام که جناح های جهادی با نام های اسلامی وارد خط انقلابها گردیدند، برای ما روشن بود که آنها وارد انقلابها شدند تا آنها را به شکست کشانند و با این رفتارشان روی ستمگران را سفید کردند و توده های مردم را در سطح حیوانات پایین بردند تا به اطاعت خویش وا دارند.
اکنون این پرسش مطرح است که اکثریت قریب به اتفاق اعراب و مسلمانان چگونه به داعش وهم ردیفهای آنها مانند جبهه النصره (جبهه تحریر الشام) و جناح های دیگری که نام های اسلامی تاریخی را برای خود انتخاب کرده اند نگاه می کنند؟
اکنون چه تعداد طرفدار این جریانها پس از میان رفتن موقعیتشان برای آنها باقی ماند ه اند؟
باز این پرسش مطرح است که آیا جهادی ها هیچ گونه محبوبیتی در میان مردم ندارند؟ آنها فقط در نزدیکی به احمق هاست که لذت می برند وتغذیه می کنند؟
در حال حاضر بسیاری از جنبش های اسلامی به سازمان های اطلاعاتی عرب و بین المللی وصل هستند. اگر یک جهادی اسلامی به شما می گوید که او به خاطر الله مبارزه می کند، باید بلافاصله از او بپرسید شما به کدام یک از شاخه و سرویسهای جاسوسی تعلق دارید؟
اکنون همه با هزار علامت پرسشی با گروهی که با نام اسلامی در سوریه و عراق ظاهر شدند برخورد می کنند.در ضمن این ماسک به طور کامل ازچهره اسلام جهادی برداشته شده است. ا ز طرفی عربها و مسلمانان با شک بیشتری از غربی ها به جهادیها می نگرند که اینها -غربی ها- به طور کلی با پدیده های اسلامی دشمنی دارند. اگر شما از نقش گروه های اسلامی در انقلاب های عربی از مسمانان پرسش کنید، آنها به شما خواهند گفت: “اینها انقلاب ها را فاسد و ویران کرده ند و آنها در نظر اکثریت قریب به اتفاق جهانیان جنبش های تروریستی افراطی به حساب می آیند. در ضمن اینها فراتر ار خواسته های مردم قرار دارند.»
شکی در این نیست که اقلیتی هنوز بر این باورند، به وجود آمدن این گروه های تروریستی پاسخ طبیعی به رژیم های ظالم و ستمگر عربی بود چون خود اینها فرمان بردار غرب می باشند، اما طرفداران این نگاه بسیار اندک هستند و دیگر نمی توانند با این نوع طرحهای پوچ در شبکه اجتماعی احدی را متقاعد کنند.از جانب دیگر برخی گروه های جهادی را به عنوان گروه های مزدور و در خدمت دولتهای خارجی و دستگاههای امنیتی درمقابل دریافت پول به حساب می آورند.
دراین راستا ما یک همه پرسی در «توییتر» نسبت به جهادیها طرح کردیم ، حدود پنجاه و پنج درصد از پاسخ دهندگان معتقد بودند که جهادگران فریب خوردگان وبازیچه نادانی خویش هستند.
در این میان ۱۷ درصد،رهبران آنها را مزدورانی که در خدمت منافع کشورهای بزرگ و دستگاهای اطلاعاتی منطقه ای و جهانی قراردارند دانستند. بیش از هفده درصد هم جهادگران را صرفا ابزاری برای رسیدن به اهداف کثیف که درآخرکار آنها را به زباله دان تاریخ می اندازند دانستنند. به طور خلاصه، امکان ندارد سخنی در مورد جنبش های اسلامی بیان کرد، زیرا این جنبش ها، به ویژه جهادیها همان گونه که در سالهای گذشته عملا نشان دادند توسط سازمانهای اطلاعاتی منطقه ای بین المللی ساخته شدند و مطلقا و به هیچ وجهی به اسلام ربطی ندارند. چه بسا سازمان دهی آنها ساخت سرویسهای جاسوسی بود. عمل کرد جهادیها هم ضربه ای محکم به هر تلاشی صادقانه برای تشکیل گروه های راستین اسلامی وملی حقیقی بود.
از جانب دیگر جنبش اسلامی جهادی در چارچوب انقلاب های عربی شکست خورده واز منظر نظامی درهمان مرحله نخست از پا درآمد، با توجه به این که این گروه ها از نظر سازمانی خطرناک ترین ساختار را داشتند، اما ما حصل ایدئولوژی که اینها مصرف نمودند تجربه ناگوارو تلخ و تاریک وتفکری خواب آور بود که اصول اسطوره ای و ارزش میراثی آن مشروعیت ندارد وآینده و مبارزه اش از پایه و اساس، در بالاترین سطح باعث توهین به مفهوم اسلام سیاسی است. از همه مهمتر آن را لکه دار نیز نموده است. به طور کلی، نتیجه کار آنها وحشیگری خشونت طلبی و مزدوری وانحطاط بود و برعملکرد منفی آنها در روند جنبش های اسلامی سیاسی معتدل نیزتاثیر منفی گذاشت. از سوی دیگر بسیاری بر این باورند که دیگر فرقی بین داعش و گرایشهای دیگر اسلامی وجود ندارد.از جانب دیگر اصلا اسلام یک راه حل نیست حتا برای کسانی اسلام گرایان را تشویق می کنند تا در امور زندگی سیاسی مشارکت نماید.اما بر این نظر هستند که اسلام سیاسی به خودی خود تبدیل به یک مشکل شده است وموجب آسیب رساندن به روند سیاسی نیزگردیده است .
این نظر درست است احزابی به دروغ وبهتان به نام سکولاریسم در جهان عرب حاکم هستند ،این احزاب شبه نظامی ملیشیای کثیفی هستند که آن کشورها را اداره و برآن نظارت می کنند. این دولت توسط مجموعه ای از وحشیها و باندهای اراذل و اوباش و مافیایی از ژنرالها و ارگان های امنیتی سرکوبگر و فراتر از قانون اداره می شود، و اینها جایگزین بهتری برای جنبش های اسلام گرا نیستند.
اما گزینه بهتری برای ما باقی می ماند. ما دست به دامان جهانیان شویم. این چیزی است که نمیشود از عربها خواست چون آنها به کسانی که توسط دین تجارت می کنند کافرند. اما این به آن معنا نیست که مردم حکومت ژنرالها را قبول دارند چون آنها دشمنان اسلامگرایان هستند.
ما به عنوان عرب همواره باید بین سندان خلیفه وچکش ژنرال باقی بمانیم. برون رفت از این مسیر برای ما امکان ندارد؟
آیا نظام مدنی ومتمدن ومدرنی برای ما وجود ندارد تا جایگزین وضع موجود گردد که در بسیاری از کشورهای جهان جریان دارد و به دور از عمامه امام ودستگاه مارشال می باشد ؟
در نهایت،آیا بهار عربی یک دام و تله ای بود برای اسلام گرایان که توسط دولتهای بزرگ چیده شده بود، تاآنها را به استخدام خویش درآورند وبا یک تیر دو نشان بزنند: نخست آنها را نابود کنند تا از شرشان راحت شوند و از طرفی برای همیشه تصویروچهره آنها را سیاه و بدنام نمایند ؟ دوم در همین راستا توسط آنها به گسترش هرج و مرج ادامه دهند و نظامهای مورد نظر را نابود کنند تا در جهت ساختن نقشه خاورمیانه جدید گام بردارند؟
چرا بعضی از گروه ها و جریانهای اسلامی امروز به دنبال دمیدن به جنبش و انقلاب هستند وهم چنین در پی تغییر وضعیت موجودمی باشند، آن هم پس از آن همه درگیری وافت و خیز وکوششهای سخت <منفی >که انجام دادند. ولی اکنون گرایش اسلام سیاسی در پی مسائل ملی مانند دموکراسی گام بر می دارد، و با توجه به این چرخش باز این پرسش مطرح می شود که این نگاه جدید که از جانب آنها طرح می شود اکنون برای آنها چقدر طرفدار و پیرو در جامعه باقی گذاشته است؟
با توجه به موقعیت لرزان آنها این گرایش سیاسی چگونه افکار عمومی را قانع خواهد کرد تا در جهت صلاحیت وحقانیت خویش پس از آن همه سلسله تخریبها وشکستها و چرخش آنها به سمت وابستگی به محافل و نهادها ومنبعها ی گوناگون گام بردارد. در ضمن یاد آوری این نکته قابل ذکر است که این چرخشها در روزهایی انجام گرفت که آنها موقعیت داشتند ، آنها همواره در مسیر استراتژی خویش گام بر می داشتند نه در جهت مبارزه برای مردمی که از پادر آمده بودند. در حالی که این مردم نیازبیشتری به خدمات داشتند و حتی پیش از آنها این مردم به فاداری و طرفداری ازدین و عقیده شان استوار هستند وهمین نگاه آنهاست که دین اسلام را نمایندگی می کند؟

منبع: القدس العربی


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.