جمعه ۲۱ام دی ۱۳۹۷ , ساعت: ۱۲:۱۰کد مطلب : 110472 نسخه قابل چاپ
پاسخی به منتقدان

آنان که خندق ها را برنمی تابند

چندی پیش آقای سعید قاسمی نژاد، از اعضای اپوزیسیون خارج از کشور، در مصاحبه ­ای به بنده حمله کرده و مرا بدلیل طرح موضوع خندق نظام، مورد انتقاد قرار داد. این اولین بار نیست که اپوزیسیون خارج نشین (که عمدتاً از نیروهای وابسته به سازمان مجاهدین خلق و یا سلطنت طلبان هستند) در ارتباط با این سخن بنده، به من حمله می کنند و قطعاً آخرین بار نیز نخواهد بود. اما ضرورت ایجاب می کند تا در تبیین این سخن خود و به عنوان یک فعال سیاسی، چند سطری بنویسم و موضع خود را در قبال نظام سیاسی حاکم بر ایران از سویی و نیز اپوزیسیون برانداز خارج از کشور از سوی دیگر، روشن نمایم.
موضوع به آبان ماه سال هشتاد بازمی­گردد. هنگامی که پس از ماهها زندان انفرادی در بازداشتگاه سپاه، دادگاهی فرمایشی برایم تشکیل شد و در نهایت نیز منجر به صدور حکم زندان برای من گردید. اما پس از پایان زمان دادگاه، هنگامی که قصد خروج از محوطه دادگاه را دشتم، یکی از بازجوهای سپاه که در بیرون سالن دادگاه منتظر بود، با من به گفتگو پرداخت. تمام سخن او نیز این بود که دیگر به جذب جوانان به نهضت آزادی نپردازم و در غیر این صورت، خود را آماده رفتن به زندان کنم. در پاسخ او گفتم: احزابی مانند نهضت آزادی که کلیت نظام را قبول دارند، لیکن منتقد شیوه حکومت داری حاکمان جمهوری اسلامی هستند، به مثابه خندقی هستند که اطراف قلعه ای بنام نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. سویِ دیگر این خندق نیز نیروهایی هستند که بدنبال تخریب این قلعه و یا به عبارت دیگر، براندازی نظام سیاسی هستند. وظیفه این خندق آن است که نگذارد کسانی که مخالف وضعیت موجود و منتقد نظام سیاسی هستند، پس از خروج از درون قلعه، به دامان نیروهای برانداز بی افتند و آنها را درون خود جای دهد. به عبارت دیگر مخالف نظام را به منتقد حکومت تبدیل نماید. همانجا به آن فرد سپاهی گفتم که برخورد با گروههایی مانند نهضت آزادی یا فعالان ملی مذهبی، به مثابه پر کردن این خندق است. در اینصورت هر کس که از وضعیت موجود و نظام سیاسی سرخورده شود و به عبارت دیگر از قلعه نظام خارج شود، راهی جز پناه بردن به دامان نیروهای برانداز نظام نخواهد یافت. به او گفتم که حذف نیروهایی مانند نهضت آزادی از عرصه سیاست به مثابه تضعیف امنیت ملی است. توصیه ای که البته هیچگاه شنیده نشد.
سال هشتاد و هشت، پس از آزادی از زندان، همین خاطره گفتگو با نماینده اطلاعات سپاه را در مقاله ای تحت عنوان “آنان که خندق ها را پر می کنند” در فضای مجازی منتشر کردم. از پس انتشار این مقاله بود که حملات اپوزیسیون خارج نشین به بنده آغاز شد و هنوز نیز ادامه دارد.
اما در خصوص این سخن، لازم است نکاتی را ذکر کنم.
نکته اول: بنده میان اندیشه اصلاح طلبی و اصلاح طلبان، تفاوت قائل هستم و لزوماً عملکرد اصلاح طلبان را معادل اندیشه اصلاح طلبی تلقی نمی کنم. از نظر من، اصلاح طلبی واجد مولفه های ذیل است.
گفتگو به منزله روش و زیر بنای سیاست
ضرورت حاکمیت قانون
انتخابات به مثابه بستر اصلی مبارزه
مبارزه مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت
اندیشه مردم سالاری
تغییر همراه با ثبات
سیاست ­ورزی ممکن و مطلوب
حرکت گام به گام و قابل کنترل
رعایت حقوق ملت
اعتقاد به جدایی نهاد دین از نهاد حکومت
تقویت نهادهای مدنی مردم نهاد
مخالفت با دو قطبی شدن جامعه
مخالفت با تفکر حذفی در سیاست
ضرورت فعالیت احزاب با گرایش­های مختلف
ضرورت فعالیت مطبوعات آزاد
اعتقاد به اصلاح پذیری نظام سیاسی
در مقابل اندیشه رادیکال مبتنی بر براندازی را نیز واجد مولفه های ذیل می دانم:
عدم اعتقاد به گفتگو در عرصه سیاست
عدم اعتقاد به انتخابات به عنوان شیوه مبارزه
تغییر از طریق ایجاد بی ثباتی
مخالفت با حرکت گام به گام و قابل کنترل
مخالفت با دین به عنوان یک مولفه اجتماعی
عوام زدگی مبتنی بر احساسات
دو قطبی سازی جامعه (طرفداران نظام/مخالفان نظام)
اعتقاد به جنبش اجتماعی بجای فعالیت احزاب سیاسی
اعتقاد به مبارزه خشونت آمیز بجای شیوه های مسالمت آمیز
اعتقاد به سیاست مطلوب بجای سیاست ممکن
ضرورت نفی حاکمیت قانون
اعتقاد به اسقاط نظام سیاسی به عنوان تنها راه حل
همچنین اندیشه محافظه کاری نیز از نظر من، دارای مولفه های ذیل است:
اعتقاد به گفت و شنود در عرصه سیاست بجای گفتگو
اعتقاد به انتخابات از نظر شکلی و نه محتوایی
مخالفت با هرگونه تغییر اجتماعی – سیاسی
عوام زدگی مبتنی بر احساسات
دو قطبی سازی جامعه (خودی و غیر خودی)
اعتقاد به دین به عنوان یک مولفه حکومتی
ضرورت حفظ قوانین موجود
عدم اعتقاد به مردم سالاری
عدم اعتقاد به حضور نهادهای مدنی در جامعه
جامعه توده ­وار بجای حضور احزاب سیاسی
اعتقاد به محدودیت رسانه ها و مطبوعات
بر اساس این مولفه ها، مشخص می گردد که منظور من از اصلاح طلبی، محافظه کاری و رادیکالیزم چیست.
نکته دوم: به عنوان یک فعال سیاسی، خود را موظف می دانم راه حلی برای خروج از بحران در جامعه ارائه دهم که واجد دو شرط باشد:
ممکن بودن و مطلوب بودن.
ممکن بودن به معنای آن است که راه حلی ارائه دهیم که بتوان در سطح جامعه و نیز در سطح نظام سیاسی، آن را پیاده کرد. راه حلی که قابل پیاده سازی نباشد، عملاً ناممکن محسوب می شود و ارزشی از جنبه سیاسی نخواهد داشت.
مطلوب بودن نیز به معنای آن است که راه حل ارائه شده، بتواند در رفع مشکلات موجود، موثر افتد. راه حلی که نتواند در بهبود وضعیت موجود تاثیری (حتی اندک) داشته باشد، عملاً به معنای شیوه ای در جهت حفظ وضع موجود تلقی می گردد.
نکته سوم: بر اساس دو نکته پیش گفته، من همچنان شیوه اصلاح طلبی را با وجود تمامی مشکلات و موانع پیش رو، راهی ممکن و مطلوب تلقی می کنم. در مقابل شیوه براندازی نظام را در شرایط موجود، نه راهی ممکن می دانم (چرا که اندیشه براندازی را در حال حاضر تنها در حد یک خرده گفتمان می دانم که تا رسیدن به سطح گفتمانی و تبدیل شدن به یک گفتمان غالب، هنوز راه درازی در پیش دارد) و نه راهی مطلوب (به معنای راهی برای خروج از وضعیت نامطلوب فعلی و رسیدن به شرایطی مناسب و مقبول. چرا که فروپاشی امری سلبی است نه ایجابی. شیوه ای است برای تخریب نه ساختن. شیوه ای است با بالاترین سطح هزینه و پایین ترین امکان دسترسی به شرایط مطلوب). بهمین خاطر نیز همچنان خود را موظف به دفاع از شیوه های اصلاح طلبانه در مواجهه با مشکلات موجود می بینم.
نکته چهارم: اعتقاد دارم در شرایط حاضر، سه دسته نیروی سیاسی کمر به نابودی اندیشه اصلاح طلبانه بسته اند و این اندیشه از سه طرف مورد تخریب قرار گرفته است.
اول: جریان محافظه کار درون نظام. این جریان که اندیشه اصلاح طلبی را رقیب جدی خود در عرصه سیاست تلقی می داند، تلاش می کند با بالا بردن سطح انتظارات مردم از سویی و مانع تراشی بر سر راه اصلاح طلبان درون ساختار قدرت در جهت اصلاح امور، ناکارآمدی اصلاح طلبان را اثبات کرده و بدین طریق گفتمان اصلاح طلبی را از حالت گفتمان غالب به گفتمان مغلوب تبدیل نماید و خود یکه تاز عرصه سیاست در داخل کشور شود.
دوم: جریان برانداز خارج از نظام: این جریان نیز اندیشه اصلاح طلبی را جدی ترین رقیب خود در عرصه سیاست می داند. چرا که تا هنگامی که مردم به اصلاح امور از طرق کم هزینه ای مانند حضور در پای صندوق های رای، امید داشته باشند، قطعاً برای انجام تغییرات مورد نیاز خود، به سراغ شیوه های پرهزینه ای مانند براندازی نظام نخواهند رفت. بنابراین برای آنکه به مردم القاء شود که انجام تغییرات جز از طریق براندازی نظام میسر نخواهد شد، ضروری است اثبات شود که نظام سیاسی موجود، اصلاح پذیر نیست و امید به اصلاح نظام، به مثابه کوبیدن آب در هاون است.
سومین و اصلی­ترین مخالف اندیشه اصلاح طلبی نیز به زعم من، خود اصلاح طلبان هستند که با عملکرد نامناسب خود، اعتبار اندیشه اصلاح طلبی را در ذهنیت جامعه تقلیل داده اند. به عقیده نگارنده، در صورت عملکرد صحیح و قابل دفاع اصلاح طلبان، نه کارشکنی محافظه کاران داخلی و نه تبلیغات سوء براندازان خارجی، می توانست ذهنیت جامعه را نسبت به شیوه های اصلاح طلبانه، مخدوش نماید.
نگارنده در جای دیگری، ضمن هشدار به اصلاح طلبان در خصوص انتخابات آتی، آنان را از سه چیز پرهیز داده است.
اول، پرهیز از فساد و رانت خواری. قطعاً همه اصلاح طلبان را نمی توان متهم به فساد یا رانت خواری کرد. اما سخن اینجاست که حتی تعداد قلیل افراد رانت خوار از جمع کسانی که خود را وابسته به اردوگاه اصلاح طلبان معرفی می کنند نیز می تواند مجموعه نیروهای اصلاح طلب را در مظان اتهام قرار دهد و از اعتبار آنها نزد مردم بکاهد.
دوم، پرهیز از شیوه های غیر دموکراتیک و غیر شفاف. در این مورد نیز قبلاً و به عنوان نمونه، به شیوه برگزیدن اعضای شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان اشاره کرده ام و غیر دموکراتیک بودن این شیوه و دخالت شخصی جناب آقای خاتمی را در انتخاب نمایندگان احزاب و گروه های سیاسی مورد نقد قرار داده ام. باید توجه داشت که شیوه های غیردموکراتیک نمی توانند ما را به اهداف دموکراتیک رهنمون گردند.
سوم، پرهیز از محافظه کاری و مصلحت اندیشی. برای تبیین این موضوع لازم است ابتدا اندیشه اصلاح طلبی را به دو دوره زمانی تقسیم نمایم.
دوره اول: اصلاح طلبی متقدم. این مرحله از اصلاح طلبی دارای مولفه های ذیل است.
تلاش برای تبدیل شدن از گفتمان مغلوب به گفتمان غالب در جامعه
تلاش برای ورود به ساختار قدرت و دستیابی به قدرت سیاسی
تلاش برای تعامل با جامعه جهانی
تلاش برای حفظ وجوه دموکراتیک حکومت مانند انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، فعال کردن فضای رسانه ای به عنوان رکن چهارم دموکراسی،
دوره دوم: اصلاح طلبی متاخر. این مرحله از اصلاح طلبی نیز دارای مولفه های ذیل می باشد.
تلاش برای حذف نظارت­های غیر قانونی شورای نگهبان.
تلاش برای شفاف سازی عرصه اقتصاد و خارج ساختن نهادهای غیر مرتبط با اقتصاد از جمله نهادهای نظامی، از این حوزه.
تلاش برای فراگیر کردن مفاهیمی همچون جمهوریت، حقوق بشر، دموکراسی و عدالت اجتماعی در عرصه عمومی
تلاش برای پاسخگو نمودن تمامی ارکان حکومت در حوزه مسئولیت و متناسب با اختیارات آنها
تلاش برای حذف دولت پنهان و یکپارچه سازی ساختار حکومت
آنچه مورد نقد نگارنده است، این نکته است که حاملان اصلاح طلبی، پس از بیش از بیست سال از ورود به ساختار قدرت، هنوز در دوره اصلاح طلبی متقدم مانده اند و نتوانسته اند وارد دوره اصلاح طلبی متاخر شوند. دوره اصلاح طلبی متقدم، دوره تثبیت حضور در ساختار قدرت است و دوره متاخر، دوره اقدام در جهت توسعه سیاسی. پس از تثبیت حضور در ساختار قدرت، ضروری است که مسیر توسعه سیاسی ادامه باید. در غیر این صورت اصلاح طلبان تبدیل به نیروهایی خواهند شد که بجای اصلاح نظام سیاسی و پیشبرد روند توسعه سیاسی، صرفاً به فکر حفظ وضعیت موجود هستند و به صِرف حضور خود در ساختار قدرت (حتی بدون ایجاد تحول و تغییر مورد خواست مردم) بسنده کرده اند. بدیهی است که ادامه ماندن در دوره اصلاح طلبی متقدم و پرهیز از ورود به مرحله بعد، ریزش پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان را بدنبال خواهد داشت.
نکته چهارم: نگارنده در عین نقد جدی به عملکرد اصلاح طلبان، همچنان و بنا به ادله پیش گفته، خود را پایبند به اندیشه اصلاح طلبی می داند و نقد اصلاح طلبان را نیز از موضع همین اندیشه انجام می دهد و همچنان بر حفظ مرزبندی خود با نیروهای محافظه کار درون نظام از یکسو و نیروهای برانداز خارج از نظام از سوی دیگر، مقید می داند. خندق بودن پیرامون قلعه نظام جمهوری اسلامی، به معنای حضور در فاصله میان نیروهای محافظه کار درون نظام (که وضعیت موجود را مطلوب می دانند و قائل به ضرورت تغییر نیستند) از یکسو و نیروهای سیاسی که تنها راه ایجاد تغییرات مورد نیاز جامعه را براندازی نظام می دانند از سوی دیگر، است. کسانی همچون نگارنده در عین اعتقاد به ضرورت انجام تغییرات ساختاری در نظام جمهوری اسلامی (که در بخش اصلاح طلبی متاخر، بخشی از آنها ذکر گردید)، شیوه براندازی و فروپاشی نظام را نه ممکن می دانند و نه مطلوب. لذا تنها راه خروج از وضعیت موجود را نیز اصلاح شیوه های اصلاح طلبانه و ورود به مرحله اصلاح طلبی متاخر می دانند.
منبع: ندای آزادی


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.