تحلیل دو روزنامه نگار فرانسوی از تقابل ریاض و تهران

عربستان مدت هاست، یمن را از دست داده است

“کریستوف ایاد” دبیر سرویس بین الملل لوموند و ” ژیل پاری”، روزنامه نگار این روزنامه فرانسوی در مطلبی مشترک به تحلیل حمله عربستان به یمن و بررسی ابعاد ونتایج این اقدام آل سعود پرداخته اند. البته بیشتر از هر چیز این نوشته مشترک وضعیت عربستان سعودی در پرونده یمن را در سال های اخیر بررسی کرده است.

این دو روزنامه نگار فرانسوی در مطلب خود تلاش کرده اند دخالت عربستان در بحران یمن را در چارچوب تقابل شیعه گرایی ایرانی و سنی گرایی عربستان تفسیر کنند و بعد از شرح ماجرا، یعنی تصمیم عربستان و متحدانش برای سازماندهی عملیات “توفان قاطع” و حمایت از رئیس جمهور فراری یمن، “الهادی”،توضیح داده اند ائتلاف ضد ایرانی و ضد شیعی از سویی نشان از ظرفیت بالای دیپلماتیک عربستان دارد اما از طرفی می تواند برای این کشور خطرناک هم باشد. این دو تحلیلگر مسائل خاورمیانه اشاره کرده اند ائتلاف ضد ایران و ضد شیعی عربستان سعودی بیشتر از اینکه ناشی از انگیزه های مذهبی باشد ریشه در “برتری طلبی ژئوپلیتیک” دارد.

نگرانی عربستان از امپراطوری فارس!

“ایاد” و “پاری” در بخشی از این نوشته شان مدعی شده اند عربستان از پیشروی ایرانی ها در یمن نگران شده و این نگرانی را تا حدودی ناشی از نوعی غرور پر سرو صدای ایرانی مبنی بر تشکیل “امپراطوری فارس” دانسته اند. امپراطوری که چهار کشور لیبی ،عراق،لبنان و سوریه را کنترل می کند . البته این روزنامه نگاران فرانسوی اشاره ای نکرده اند واژه “امپراطوری فارس” از سوی کدام یک از مقامات ایرانی عنوان شده است اما به نظر می رسد بیشتر از هر چیز اشاره آنها به  اظهارات برخی از مقامات نظامی و سیاسی ایران به خصوص از جناح محافظه کار است که بارها بر ضرورت نفوذ ایران در کشورهای منطقه تاکید کرده و به خاطر این نفوذ به قدرت جمهوری اسلامی مباهات کرده اند. به اعتقاد “ایاد” و “ژیل” این ادبیات مقامات ایرانی و حضور نظامی گسترده در چهار کشور عربی، سلطنت شکننده سعودیها را خشمگین کرده است. آنها سپس به سابقه دخالت عربستان در یمن در سال های 1960 در حمایت از پادشاهی یمن و سال 2009 علیه شورش حوثی ها و در پی درخواست علی عبدالله صالح رئیس جمهور وقت اشاره کرده اند  که هر دو این دخالت ها  بی نتیجه بوده اند.

نقش مذاکرات هسته ای در تصمیم ریاض

در نظر “کریستف ایاد” و “ژیل پاری” به قدرت رسیدن گروه شیعی تحت حمایت ایران می تواند باعث تحرک شیعیان بحرین شود، تحرکی که در سال 2011 با دخالت نظامی سعودی ها سرکوب شد. نکته مهم مورد اشاره این دو تحلیلگر، تاثیر به قدرت رسیدن شاه جدید عربستان و مذاکرات هسته ای ایران و غرب  در تصمیم ریاض برای حمله به یمن است. مذاکراتی که سعودیها را به آمریکایی ها بدگمان کرده است. در نظر ریاض، واشنگتن می خواهد  بیش از حد اندازه در برابر تهران تسلیم شود. این مذاکرات در تصمیم ریاض در حمله به یمن تاثیر فراوانی داشته است.”ایاد” و “ژیل” به تصمیم شاه سلمان جانشین ملک عبدالله و به ویژه فرزند 35 ساله اش “محمد بن سلمان السعود” که به تازگی به وزارت دفاع عربستان منصوب شده و حاکم ریاض هم هست برای اعاده اعتبار عربستان سعودی در برابر ایران اشاره می کند و معتقدند یمن می تواند برای عربستان دام و خطری بزرگ باشد. تلفات سنگین غیر نظامیان در این نبرد می تواند مخالفت بخشی از مردم را علیه عربستان سعودی برانگیزد وبه خصوص ورود نیروهای زمینی عربستان به یمن خطرناک است. هر چند ریاض 150 هزار نیرو را فراخوان داده اما تا کنون قصد انجام چنین سناریویی را ندارد.

 عربستان متحدان قابل اطمینانی در یمن ندارد

 این دو تحلیل گر مسائل خاورمیانه معتقدند عربستان سعودی متحدان قابل اطمینانی ندارد. رئیس جمهور فراری یمن، الهادی تنها می تواند روی بخشی از نیروی ارتش حساب باز کند. کماندوها به وِیژه نیروی گارد ریاست جمهوری تحت تسلط علی عبدالله صالح هستند. رئیس جمهوری که در اواخر سال 2011 بعد از چندین ماه تظاهرات با میانجیگری سعودی ها از قدرت کناره گرفت. “عبدالله صالح” که ریشه حوثی دارد در سال 2011 برای حفظ قدرت با حوثی ها می جنگید اما هم اکنون به متحد آنها تبدیل شده است.

کریستف ایاد و ژیل پاری در تحلیل خود بر شکنندگی و عدم یکپارچگی اردوگاه سنی ها تاکید می کنند. در نظر آنها این اردوگاه، ضعیف و ناهماهنگ هست. عربستان سعودی کنفدراسیون بزرگ قبایل “حاشد” را که منشعب از اخوان المسلمین  هستند به حال خود رها کرد. القاعده شبه جزیره عربستان در شرق این کشور به خوبی  استحکام یافته و علیه سلطنت سعودی جنگی علنی  راه انداخته و یکی از اعضایش تلاش کرد “محمد بن نایف” وزیر کشور عربستان را به قتل برساند. به علاوه همه اینها، باید به داعش اشاره کرد که قدرتش در یمن افزایش یافته و طرح خود را برای ساقط کردن سلطنت سعودی ها  که آن را کافر می داند پنهان نمی کند.

 عربستان مدت هاست یمن را از دست داده است

این دو روزنامه نگار فرانسوی سپس اطلاعات مفیدی را در مورد سیاست عربستان در قبال یمن داده اند. در نظر آنها عربستان پیش از این حمله، یمن را از دست داده بود. مدت زمان زیادی بود که پرونده یمن توسط سلطان بن عدبالعزیز وزیر دفاع مدیریت می شد. در نظر عربستان، علی عبدالله صالح رئیس جمهور پیشین یمن قابل اعتماد نبود. در نتیجه ریاض بر “عبدالله الاحمر” رئیس کنفدراسیون قبایل حاشد و رئیس پارلمان تکیه کرده بود. اما این سیاست “تفرقه بینداز و حکومت کن” تا اندازه زیادی بر مبنای روابط شخصی شکل گرفته بود. مرگ عبدالاحمر در سال 2007 عربستان سعودی را از یک اهرم کارآمد محروم کرد. بیماری شاهزاه سلطان هم  بر دیپلماسی ریاض اثر گذاشت. بعد از او پسرش “خالد” فرماندهی عملیات های نظامی علیه حوثی ها را بر عهده گرفت که نتایج ضعیفی در پی داشت. مرگ شاهزاده سلطان در اکتبر 2011، شاه عبدالله را مجبور کرد در” بهار یمنی” که سراسر کشور را فراگرفته بود و حوثی ها ،اسلامگرایان و روسای قبایل را علیه رئیس جمهور “علی عبدالله صالح” متحد کرد، دخالت کند. وقتی ریاض انزوای “صالح” را دید او را در نوامبر 2011 قربانی کرد. اما با انتقال قدرت، صالح رئیس جمهور مخلوع اجازه یافت در صنعا باقی بماند و نزدیکانش، سرویس های امنیتی را مدیریت می کردند. با مرگ “نایف” در ژوئن 2012 که مسئول پرونده یمن بود انتقال قدرت در یمن با ضربه کاری مواجه شد.

چه زمانی اوضاع از دست عربستان خارج شد؟

در نظر ایاد و پاری، زمانی اوضاع از دست عربستان خارج شد که به تدریج نیروهای اپوزیسیون رقیب مبارزه علیه یکدیگر را از سر گرفتند و  صحنه ای پیچیده برای سعودی های خلق شد. وقتی ملک عبدالله علیه اخوان المسلمین که در حزب “الاصلاح” و کنفدراسیون قبایل حاشد نمایندگی می شد سیاست تهاجمی اتخاذ کرد، سعودی ها از یک تکیه گاه قدرتمند در یمن محروم شدند.

حوثی ها هم که قبایل خود را متحد کرده بودند یگ گروه با آموززش عالی، منظم و چارچوب دار هستند. در نظر برخی از ناظران این گروه که در شمال کشور پایگاه دارد توسط کادرهای حزب الله لبنان آموزش یافته است.

این دو روزنامه نگار فرانسوی با اشاره به حمایت ترک ها از عربستان و مخالفت قاطع ایران با حمله به یمن معتقد هستند دخالت ریاض در یمن نماد بیداری برابر هژمونی طلبی ایران در منطقه است. عربستان طرح خود را دراجلاس اتحادیه عرب که قرار است در شرم الشیخ مصر برگزار شود مطرح خواهد کرد. طرحی که به نظر می رسد بیشتر از  هرچیز ائتلافی علیه تهران باشد.

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.