جمعه 3rd آگوست 2012 , ساعت: 10:08کد مطلب : 18644 نسخه قابل چاپ
همسر ابوالفضل قدیانی در گفتگو با سایت ملی - مذهبی:

۸ مامور بدون اتیکت نام، قصد جان آقای قدیانی را کرده بودند!

ابوالفضل قدیانی با رو به وخامت گذاشتن وضعیت جسمانی اش ساعت سه بامداد به بیمارستان منتقل شد. این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از روز دوشنبه در اعتراض به رفتار غیرقانونی مسئولان زندان دست به اعتصاب غذا زده است و همچنان در اعتصاب غذا بسر می برد.

زهرا رحیمی همسر ابوالفضل قدیانی در این زمینه به سایت ملی – مذهبی می گوید: “ساعت سه صبح حال آقای قدیانی بهم می خورد و قلبش درد می گیرد و او را به بیمارستان طالقانی منتقل می کنند. البته خود آقای قدیانی می خواستند که او را به بیمارستان پارس که پزشکشان و پرونده پزشکی شان آنجاست منتقل کنند. ما هم نزدیک ظهر به بیمارستان طالقانی رفتیم و با دادستانی تماس گرفتیم و با پیگیری های زیاد نهایتا ایشان را به بیمارستان پارس منتقل کردند. الان هم در اعتصاب غذا بسر می برند و ما خیلی به ایشان اصرار کردیم که اعتصاب خودشان را بشکنند اما گفتند که “من اعتراضی به این وضعیت دارم و بخاطر همین تا مدتی اعتصاب غذای خود را ادامه خواهم داد.” دوستان و خانواده های زندانیان سیاسی هم خیلی نگران وضعیت ایشان هستند و امیدواریم آقای قدیانی اعتصاب خود را بشکنند.”

چند روز پیش مسئولین زندان، ابوالفضل قدیانی را بطور غیرمنتظره می خواهند به دکتر ببرند اما این زندانی سیاسی اعلام می کند که حاضر به استفاده از دستبند و پایبند نیست اما در اقدامی غیرقانونی و از روی عمد هشت تن از ماموران او را مورد ضرب و شتم قرار می دهند. این در حالی است که قدیانی ۶۷ سال سن دارد و از مشکلات جسمانی و ناراحتی قلبی رنج می برد. در پی این حرکت غیر انسانی وی دست به اعتصاب غذا می زند.

خانم رحیمی با تاکید بر اینکه این رفتار غیرقانونی با همسرش کاملا عمدی بوده است، تصریح می کند: ” تا الان هم نفهمیدیم چرا چنین رفتار “غیر” طبیعی را با آقای قدیانی انجام دادند. در روزی که ایشان وقت دکتر نداشتند او را به زور می خواهند دکتر ببرند! ببینید آقای قدیانی جراحی دندان کرده بودند و باید بخیه ها کشیده می شد و قلبشان هم باید مورد معاینه قرار می گرفت. بعد از پیگیری هایی که کردم گفتند از دادستانی فکس کرده اند تا ایشان برای معالجه بیایند، من روز یکشنبه تا ساعت سه بیمارستان بودم اما ایشان را بیمارستان نیاوردند، به دندانپزشکی هم زنگ زدم اما ایشان را آنجا هم نبرده بودند. بعد روز دوشنبه بدون اینکه وقت دکتر داشته باشد می خواهند او را به بیمارستان ببرند . کاملا مشخص است عمدی در کار بوده است. زمانی هم که می خواهند دستبند بزنند ایشان قبول نمی کنند که به یکباره هشت نفر می ریزند سر ایشان که نزدیک هفتاد سال سن دارند و ناراحتی قلبی هم دارند و او مورد ضرب و شتم قرار می دهند و به زور می خواهند او را دکتر ببرند. این قضیه کاملا عمدی بوده و می خواستند آقای قدیانی را برای همیشه ساکت کنند. خیلی از زندانیها وقتی با دستبند نمی خواهند دکتر بروند به بند برمی گردند و اینگونه برخوردی صورت نمی گیرد.

خود آقای قدیانی هم در سال ۸۹ زمانیکه می خواستند او را با دستبند به بیمارستان ببرند قبول نکرده بودند و به بند برگشتند و مسئولین دیگر چنین کاری را تکرار نکردند و دستبند به او نمی زدند، اما این دفعه با عمد اینکار را می خواستند انجام دهند. یا پیش خودشان گفتند که او را می کشیم و راحت شویم یا می خواستند چنین فرد مقاومی را بشکنند. وگرنه، دادگاه هم کسی نمی خواهد برود به زور نمی برند چه برسد به دکتر. نکته قابل توجه این است که هیچکدام از آن هشت نفر اتیکت اسمشان بر روی لباسشان نبوده است . بالاخره اینها ماموران داخل زندان هستند و تحت امر دادستانی و رئیس زندان هستند. اگر فرض را هم بر این بگذاریم که این ماموران خودسر بوده اند اینقدر از نظر اخلاقی سقوط کرده ایم که این مامور نمی تواند تشخیص دهد به یک بیمار مسن که ناراحتی قلبی دارد چنین رفتاری نمی کنند. “

وی با اشاره به اینکه به جرم اقدام به قتل شکایت کرده اند، می افزاید: “جالب است که وقتی پیش رئیس زندان می روم می گوید که من نه دستور چنین کاری را دادم و نه اصلا در جریان هستم! آقای قدیانی وقتی مامورها چنین برخوردی می کنند از سر تیم آنها می پرسد تو که هستی که اینکار را می کنی او می گوید من محمد عطاری هستم. حالا رئیس زندان می گوید ما چنین شخصی را گیر نیاوردیم! در حقیقت از خود سلب اتهام می کند. مگر چنین چیزی ممکن است؟ این چه معنایی دارد؟ این چه وضعیتی است که یک مامور داخل زندان، زندانی را مورد ضرب و شتم قرار دهد و رئیس زندان بگوید ما چنین کسی را گیر نیاوردیم! مگر می شود داخل زندان افراد خودسر این کارها را بکنند؟

مسئولیت تمام این اتفاقات با مقام رده بالای  کشور است. بالاترین مقام کشور که آقای قدیانی منتقد ایشان هستند تا مقامات رده های پایین تر باید حافظ جان نه تنها زندانیان سیاسی بلکه حافظ امنیت و جان همه مردم باشند. بخصوص که زندانیان سیاسی بعنوان اسیر در دست اینها هستند. رفتاری که با آقای قدیانی شد نه قانونی، نه اخلاقی و نه خودسرانه بوده است و قصد جان ایشان را کرده بودند. در هر حال ما به دادستانی، دادسرا قسمت حقوق شهروندی و سازمان زندان ها استان تهران شکایت کردیم و تا آخر پیگیر هستیم زیرا این عمل اقدام به قتل بوده است.”

ابوالفضل قدیانی از مبارزان شکنجه شده زندان شاه بود که بخش عظیمی از عمر خود را صرف مبارزه با استبداد و برقراری آزادی کرده است. او یکی از منتقدان سرسخت رهبری است و بارها از شیوه مملکت داری وی انتقاد کرده و در یکی از نامه های خود از داخل زندان خطاب به وی نوشته است: “اینک از زندان اوین این فریاد را بر می‌آورم. باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته‌ایم که سه دهه بعد علی خامنه‌ای اینگونه بر کشور سلطنت کند. آقای خامنه‌ای، از سر راه این ملت مظلوم کنار بروید…”

این زندانی سیاسی اولین بار در دی ماه سال ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به احمدی نژاد به یکسال حبس محکوم شد. اما در چهارم آذر ماه پس از گذراندن محکومیت یکساله خود از آزادی وی ممانعت بعمل آمد و به اتهام توهین به آقای خامنه ای بار دیگر به حبس محکوم شد. این در حالی است که حکم قطعی تاکنون به وی و وکیل وی ابلاغ نشده است و وی نزدیک نه ماه است که بصورت غیرقانونی در زندان نگهداری می شود.

همسر این مبارز آزادی خواه خاطرنشان می کند: “آقای قدیانی از نهم آذر ماه سال گذشته ایشان به شکل غیرقانونی در زندان نگهداری می شوند زیرا اصلا حکم قطعی را به وکیل ابلاغ نکرده اند و قانونا آقای قدیانی نباید در زندان باشد.”

ابوالفضل قدیانی تاکنون سه بار تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته است و شرایط جسمانی وی به حدی نامناسب است که کمیسیون پزشکی قانونی چهار ماه مرخصی استعلاجی جهت درمان برای وی صادر کرده است. تجویزی که تاکنون با عدم اجازه دادستانی متوقف مانده است. این در حالی است که اسماعیلی، رییس سازمان زندان ها از اعطای مرخصی فوق العاده به زندانیان واجد شرایط در ماه مبارک رمضان خبر داده و گفته است که این مرخصی با استفاده از اختیارات رییس قوه قضاییه به زندانیان داده می شود. اما وی هیچ توضیحی مبنی بر اینکه چه کسانی در دایره واجد شرایط قرار می گیرند، نداده است. طی هفته گذشته تنها شش نفر از زندانیان سیاسی توانسته اند به مرخصی بیایند و بسیاری از زندانیان سیاسی در شرایط بسیار بد جسمانی در پشت میله های زندان نگهداری می شوند.

زهرا رحیمی با ابراز تاسف عنوان می کند: “پزشک قانونی به آقای قدیانی چهارماه مرخصی استعلاجی داده است اما متاسفانه دادستان موافقت نکرده است. وقتی پزشک تحت امر خودشان می گویند که ایشان باید جهت درمان به مرخصی بروند، علت ممانعت چیست؟ مقامات قضایی لطفا توضیح دهند پس چه کسانی واجد شرایط هستند؟ شرایط زندانی یعنی چه؟ یعنی زندانی بیمار باید جان خود را از دست دهد تا واجد شرایط باشد؟ آن هم در یک کشور اسلامی که همه جا تابلو زده اند و شعارهای ریاکارانه و دروغ می دهند. ما اسم خودمان را مسلمان گذاشته ایم و می گویم اگر فریاد مسلمانی را شنیدید و کمکش نکردید مسلمان نیستید! بعبارتی مسئولین ما دچار یک تناقضی شده اند. جالب است دو، سه نفر را به مرخصی می فرستند و چند نفر دیگر را به زندان می اندازند. اصلا معلوم نیست چه وضعیتی است؟!…”

گفتنی است، خانواده بزرگ زندانیان سیاسی در نامه ای با اشاره به اینکه چهارمین رمضان را نیز با چاشنی ظلم آغاز کرده اند، نسبت به وضعیت سلامت ابوالفضل قدیانی ابراز نگرانی کرده و تاکید کرده اند که این برخورد تنها قلب او و خانواده اش را نیازرده بلکه هر انسان آزاده و صاحب وجدانی را نیز به فغان آورده است. در بخشی از این نامه آمده است: ” بگذار خدای رمضان را که عالم محضر اوست شاهد بگیریم بر همه ستمی که این روزها بر ما و عزیزانمان می رود. ستمی که بر عزیزانمان می رود از قدیانی عزیز که سمبل آزادگی در دو رژیم بوده و هست و تن رنجورو قلب بیمارش با دست پلید مردمان سیاه دل بدکار رنجه تر می گردد تا زندانیان در تبعید که بیش از خودشان خانواده هایشان رنج فراق می برند و دشواری راه را متحمل می شوند برای یک چند لحظه دیدار و نگاه های باحسرت و تا زوجین جوانی که هنوز در حسرت تنها یک روز مرخصی مانده اند تا زندگی مشترک را در لابلای راه های منتهی به اوین و رجایی شهر و دیگر زندان های آباد شده ایران اسلامی فراموش نکنند! و تا زندانی خاص جمهوری اسلامی که کینه ها مانند تار عنکبوت و البته به همان سست بنیادی پیرامونش را گرفته تا صدای حقش خفه شود و اراده تو بلندتر شدن صدای حق است که “کلمه الله هی العلیا”

0

حوزه :
  1. ناظر

    “هیچکدام از آن هشت نفر اتیکت اسمشان بر روی لباسشان نبوده است . ” میخواستند ریا نشود .

    0
  2. ایرانی بدون حزب و مسلمان بی مسجد

    اقای قدیانی ئ مانند ایشان بزرگوارانی هستند که مظلومانه دارند لای چرخ دنده هایی که اقای خاتمی بجای گذاشت خرد میشوند . ولی همه باید بدانید و تاریخ باید منصفانه ثبت کند که اینها ارش های کمانگیر هستند که کمان ایشان اندیش ها و صداقتشان با مردم و برای مردم است. اگر قدیانی ها را عدهای مزلف دیروز و مامور امروز کتک و تمشیت می نمایند بابت این نیست که از ایشان بخاطر خود داری از بیمارستان رفتن با دستبند عصبانی شدند انها عصبانی هستند که جنین مردانی این همه در پایداری به ملت و میهن وفادار و از جان گذشتهاند و برای به پیشواز رفتن مرگ در جهت حفظ ابرویکشور همچنان راسخ ایتادهاند . و من می گویم اقای بهشتی شما راست قامتان جاودانه تاریخ ایران نیستید امثال این بزرگوار هستند که تمام شکنجه ها ی روحی جسمی حکومتی که شماها قوانینش را نوشتید جاودانه تاریخند .اری قدیانی ها جاودانه تاریخند. حالا از بالا تا پایین انقدر جر بزنید و حسرت بخورید تا دق کنید .بزودی زدشت مه الود ایران فریاد هزار ساله بر می خیزد.برای همین است که نگران و عصبانی هستید و همه شما ها در درونتان غم دارید و بیمار هستید و لی مردان ما اگر جسمشان را شما بیمار کردید ….ولی اندیشه هایشان هر لحظه بله هر لحظه بارور تر و قوی تر میشود..

    0

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.