“سرژ میشل” خبرنگار لوموند که مسائل ایران حوزه تخصصی اوست و ازسال 1998 تا 2002 در ایران فعالیت کرده در پاسخ به سئوال یکی از خوانندگان لوموند مبنی بر اینکه تاریخ نشان داده اگر به ایرانی ها اعتماد شود آنها گلویتان را خواهند برید با تعجب می گوید :” جان؟بله ؟ کدام تاریخ؟ ایرانیان مذاکره کنندگانی عالی هستند اما هیچ منفعتی در رهبری یک جنگ ندارند. به علاوه اینکه هویت ملی ایرانی ها با حملات متداوم به کشورشان توسط اعراب، مغول ها، افغان ها، روس هاوبریتانیایی ها شاخص بندی می شود.”
اضافه کردن کلمه جان به سلیقه مترجم است چون که تلاش کردم تعجب سرژ میشل را از این سئوال به درستی به تصویر بکشم. سرژ میشل در این گفت و گوی اینترنتی که به سوالات خوانندگان لوموند پاسخ می دهد در مقام یک ناظر بی طرف غربی، تصویری منصفانه از وضعیت ایران نشان می دهد، تصویری که در رسانه های غربی تحت تبلیغات سنگین پنهان مانده است به خصوص جایی که در پاسخ به پرسشی در مورد ضرورت آشتی ایران و غرب می گوید:”سئوال خوبی است. حتی اگر این سئوال مبنای مشاجره برانگیزی داشته باشد. منطقه را ببینید. افغانستان علی رغم 12 سال جنگ آمریکا در هرج و مرج است. عراق ده سال بعد از جنگ آمریکا در هرج و مرج است. سوریه به تونل وحشت تبدیل شده. مصر ناآرامی های حداکثری دارد. در واقع ایران تنها کشور باثبات منطقه است که تا سال 1979 (1357) متحد اصلی آمریکا و غرب بوده است. به ویژه در جنگ سرد علیه اتحاد جماهیر شوروی. کشوری مجهز به منابع مهم. با جمعیتی 70 میلیونی، تحصیل کرده و قابل پیشرفت برای آینده. ”
او سپس بازگشت ایران به سوی جبهه غربی ها را ضروری می داند.
قرارداد ژنو به همه انتظارات غربی ها پاسخ می دهد
سرژمیشل معتقد است این قرار داد به همه انتظارات غربی ها پاسخ می دهد. و برای ایران مهم ترین نکته را امکان تداوم غنی سازی در حد 5 درصد می داند . به نظر میشل درج این بند در قرارداد برای هیئت ایرانی مهم بوده تا سربلند به کشورشان برگردند. میشل با اشاره به تاریخچه پرونده هسته ای ایران معتقد است ایران بعد از جنگ عراق در پی حمایت آمریکا، فرانسه و کشورهای خلیج فارس از عراق، تصمیم گرفته برنامه هسته ای خود را در ابعاد مسالمت آمیز و نظامی راه اندازی کند تا از این طریق به قدرت بازدارندگی دست یابد تا بتواند از خود دفاع کند. هدف اصلی هم کسب پرستیژ و دست یابی به قدرت بازدارندگی است. ”
او هنگام بررسی تاثیر توافق اخیر یکی از نتایج آن را تغییر سیاست خارجی ایران در برابر حزب الله لبنان می داند هر چند در این مورد توضیح روشن کننده ای نمی دهد.
وی می گوید:”در طول شش ماه آینده بازرسی ها از تاسیسات هسته ای ایران افزایش می یابد و بخشی از برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران متوقف می شود و چند صد نفر از فیزیکدانان و تکنیسین های ایرانی از کار بیکار می شوند. سرژ اضافه می کند :”در سال 2003 که ایران تعلیق غنی سازی را پذیرفت نزدیک به ده هزار نفر از کار بیکار شدند.” وی میان انتخاب احمدی نژاد در سال 2005 به عنوان رئیس جمهور و محرومیت های برآمده از تعلیق برنامه هسته ای ارتباط برقرار می کند.”
به اعتقاد او”: در طول شش ماه آینده اقتصاد ایران دوباره راه می افتد، کشوری که ثروتمند است و گاز و نفت و توانایی صنعتی دارد. با رفع تحریم ها ایران به قدرت اقتصادی و سیاسی منطقه تبدیل خواهد شد. ”
سئوال خوبی است. حتی اگر این سئوال مبنای مشاجره برانگیزی داشته باشد. منطقه را ببینید. افغانستان علی رغم 12 سال جنگ آمریکا در هرج و مرج است. عراق ده سال بعد از جنگ آمریکا در هرج و مرج است. سوریه به تونل وحشت تبدیل شده. مصر ناآرامی های حداکثری دارد. در واقع ایران تنها کشور باثبات منطقه است که تا سال 1979 (1357) متحد اصلی آمریکا و غرب بوده است. به ویژه در جنگ سرد علیه اتحاد جماهیر شوروی. کشوری مجهز به منابع مهم. با جمعیتی 70 میلیونی، تحصیل کرده و قابل پیشرفت برای آینده.
یکی از کاربران از میشل پرسیده آیا در توافق ایران و غرب حل بحران سوریه هم مخفیانه لحاظ شده که وی در پاسخ گفته است:”این توافق پاراگراف های مخفی ندارد. اما بدون شک تماس های موازی در مورد آن وجود دارد. سرگئی لاوروف در ژنو این راز را افشا کرد که برای صحبت در مورد سوریه به ژنو آمده است. اما اینکه ایران از حمایت بشار اسد دست خواهد کشید من باشم می گویم نه. در عوض اگر کنفرانس بزرگ ژنو 2 برگزار شود ایران می تواند نقش کلیدی و مهمی را ایفا کند.”
صحبت های ضد اسرائیل رهبران ایران در حد سخنرانی است!
اما یکی دیگر از کاربران از میشل پرسیده آیا برای شما شوک آور نیست که نمایندگان فرهنگ غرب دست در دست نمایندگان کشوری می دهند که در آن کشور یهودیان مادون بشر محسوب می شوند و قصد دارد اسرائیل را نابود کند؟
میشل اینجا نیز سئوال کننده را به داشتن اطلاعات غلط متهم می کند و می گوید:” بخشی از سئوال شما مناقشه برانگیز است و بخشی هم ناشی از اطلاعات غلط است.” او اضافه می کند:” چندین هزار یهودی در ایران زندگی می کنند و در مجلس نمایندگان هم نماینده دارند. مقامات جمهوری اسلامی هم هرگز آنها را مادون بشر به حساب نیاورده اند. اما مسئله اسرائیل یک چیز دیگری است. من از این ایده دفاع نمی کنم اما ایران اسرائیل را موجودیتی صهیونیستی می داند و گاهی هم از محو اسرائیل از نقشه جهان سخن گفته. اما اینها همه سخنرانی هستند. در واقعیت، ایران و اسرائیل حداقل تا سال 2003 برای حذف دشمن مشترکشان صدام حسین همکاری کرده اند.” وی سپس به افتضاح ایرانگیت و معامله معروف اسلحه بین ایران و اسرائیل (در زمان جنگ )اشاره می کند و می گوید : “به خاطر بیاورید تسلیحات افتضاح ایرانگیت از طریق اسرائیل منتقل شدند. ”
اما یکی دیگر از کاربران از گزارش منتشر شده از سوی آسیوشیتدپرس در مورد روابط مخفیانه ایران و آمریکا چند ماه قبل از ریاست جمهوری 24 خرداد می پرسد و این سئوال را مطرح می کند آیا دیگر کشورها مانند اسرائیل و بریتانیا از این روابط مخفیانه آگاه بودند؟
سرژ میشل در پاسخ می گوید:”آمریکایی ها متحدان خود را بعد از تماس تلفنی معروف میان اوباما و روحانی در اواخر سپتامبر مطلع کرده بودند و برخی از متحدان هم این را از قبل می دانستند. به خصوص اسرائیل که همیشه از این روابط مطلع بوده است. ”
به اعتقاد او”: در طول شش ماه آینده اقتصاد ایران دوباره راه می افتد، کشوری که ثروتمند است و گاز و نفت و توانایی صنعتی دارد. با رفع تحریم ها ایران به قدرت اقتصادی و سیاسی منطقه تبدیل خواهد شد. “
یکی دیگر از کاربران لوموند پرسیده موضع اسرائیل به خاطر برنامه هسته ای ایران سخت است یا به خاطر حمایت تهران از موضع فلسطین؟ که سرژ میشل هم بعد از اشاره به دشواری پاسخ به این سئوال می گوید:” برخی از وسواس شخصی نتانیاهو سخن می گویند. من فکر نکنم که حمایت از فلسطین مشکل بزرگی برای اسرائیلی ها باشد. در مورد بمب هسته ای ایران هم دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. برخی می گویند توازن مشهور وحشت (تخریب متقابل مطمئن) که همیشه مانعی برای کاربرد بمب اتم بعد از سال 1945 بوده در مورد ایران و اسرائیل کارآیی ندارد. زیرا کافی است یک بمب اتم ایران اسرائیل را برای همیشه نابود کند. و یک دیدگاه دیگر هم وجود دارد که می گوید مورد پاکستان و هند نشان داد که این بمب ها برای این ساخته شده اند تا هرگز مورد استفاده قرار نگیرند. ”
یکی دیگر از خوانندگان در مورد احتمال دستیابی ایران به بمب اتم و واکنش اسرائیل برای توقف حمایت ایران از حزب الله گفته که میشل می گوید:”یک لحظه. ببخشید!قبلا این موضوع مطرح بوده که ایران بمب ندارد. این توافق که یکشنبه در ژنو امضا شده به نظر می رسد بهترین ابزار برای جلوگیری ایران از دستیابی به بمب اتم باشد. چیزی که تحریم و تهدید ها نتوانستند محقق کنند.”
اما یکی از کاربران لوموند گفته است اگر جای مقامات عالی نظامی ایران بود در شرایطی که ایران را پاکستان سنی مجهز به بمب، ترکیه سنی عضو ناتوی هسته ای ، روسیه هسته ای و اسرائیل هسته ای با موشک های آماده با رویکرد تهاجمی راست آمریکا (جان مک کین )محاصره کرده باشد آیا می توانستم از بمب اتم صرف نظر کنم؟
سرژ میشل در پاسخ گفته:” ایرانی ها به معنای واقعی در محاصره هستند. آمریکایی ها در سال 2003 در همه اطراف آنها حضور داشتند و همسایه های ایران مانندهمسایه های فرانسه( بلژیک، لوکزامبورگ و سوئیس) آرام نیستند. بنابراین بله! برخی از استراتژ های نظامی ایران در آرزوی بمب هستند و برخی از تحلیل گران در غرب پیش بینی کرده اند که این بمب تهدید مرگباری نخواهد بود. با این وجود خطر تکثیر تسلیحات در تمام منطقه مهم هست. اگر ایران اجازه می یافت بمبش توسعه یابد عربستان سعودی،قطر، امارات عربی متحده و ترکیه چه می کردند؟چشم انداز خاورمیانه کاملا هسته ای خواستنی نیست.”
سرژ میشل بازرسی های متداوم توسط آژانس و سرویس های اطلاعاتی غرب را مانعی برای دستیابی ایران به بمب می داند و اشاره می کند در این قرارداد نظارت بر معادن اورانیوم ایران و کارخانه های تولید سانتریفیوژ نیز پیش بینی شده است. به اعتقاد وی:” اتم نشانه هایش را همه جا می گذارد و من معتقد نیستم که ایرانی ها توانایی داشته باشند این فعالیت را پنهان کنند. ”
اما یکی از کاربران لوموند گفته است اگر جای مقامات عالی نظامی ایران بود در شرایطی که ایران را پاکستان سنی مجهز به بمب، ترکیه سنی عضو ناتوی هسته ای ، روسیه هسته ای و اسرائیل هسته ای با موشک های آماده با رویکرد تهاجمی راست آمریکا (جان مک کین )محاصره کرده باشد آیا می توانستم از بمب اتم صرف نظر کنم؟
وتوی فرانسه شاید عصبانیت از روابط مخفیانه ایران و آمریکا بوده!
وی در پاسخ به سئوال دیگر و احتمال کینه ایرانی ها به خاطر مواضع فرانسه در مذاکرات دو هفته پیش و سرنوشت شرکت های فرانسوی مانند (رنو، کرفور و پ س آ) تاکید کرده شرکت های فرانسوی در ایران قدمتی دیرینه دارند و کارخانه های ایرانی با پژو فرمت بندی شده و تغییر این فرمت بندی خیلی هزینه زاست.
مرلین دیگر خواننده لوموند از جایگاه الهی که رهبری ایران برای خود قائل شده و به مواضع متضاد وی با وزیر خارجه قبل از مذاکرات و تاکید او بر عدم تسلیم دیپلمات هایش اشاره کرده و پرسیده چگونه با این رهبر می توان به مذاکره کننده ایرانی اعتماد کرد. میشل در جواب گفته:” خدای انتقاد ناپذیری که شما از آن سخن می گویید قبل از هر چیز به دنبال منفعت کشور و نظامش هست. او به خوبی می داند دیکتاتوری های انحصار گرا عمر کوتاهی دارند و به نظر می رسد در روابط خارجی به تغییر استراتژی رسیده است. او حاضر است با ایرانِ آشتی کرده با ایالات متحده، زیست کند تا در قدرت باقی بماند. همین امروز نیویورک تایمز یک مقاله جالب در این مورد منتشر کرد و شما با دقت نقل قول های امیر محبیان تحلیل گر محافظه کاری که من گاه گاهی وقتی که در تهران کار می کردم(1998 تا 2002) او را می دیدم بخوانید. ”
سرژ میشل در پاسخ به سئوال دیگری می گوید دیپلماسی تنبیه به سر آمده و در پاسخ به سئوال رافائل که از او در مورد وتوی فرانسه در مورد توافق قبلی(ژنو دو هفته پیش) و نزدیکی پاریس به تل آویو پرسیده گفته: “سفر فرانسوا اولاند مدت ها قبل پیش بینی شده و نمی شود آن را یک نزدیکی به حساب آورد. وتوی فرانسه را باید در طول زمان فهمید به ویژه اینکه اگر این موضع را آمریکایی ها ترتیب داده باشند تا از ایران بیشتر امتیاز بگیرند یا شاید این موضع حس ناخوشایند فرانسه نسبت به مذاکرات مخفیانه ایران و آمریکا بود.یک عامل دیگر می تواند وجود کارشناسان خبره و عالی هسته ای در تیم مذاکره کننده فرانسه باشد و آنها نگاه فنی خود را مطرح کردند در حالی که آمریکایی ها مست ارتباط دوباره با ایران بودند. ایران می تواند در طول زمان شریک تجاری و دیپلماتیکشان به ویژه برای مدیریت مشترک افغانستان بعد از خروج آمریکا از این کشور در سال 2014 باشد.”
میشل در پاسخ به سئوالی در مورد واکنش اسرائیل و احتمال خطر حمله به ایران بعد از این توافقِ به قولِ اسرائیلی ها بد می گوید: “این خطر واقعی است و قبل از ژنو هم بوده و آمریکایی ها تلاش کردند نتانیاهو را آرام کنند. حمله اسرانیل می تواند منطقه را در هرج و مرج غرق کند و من مطمئن نیستم که آنها بتوانند تبعات این حمله را بپذیرند. ”


