شنبه 11th می 2013 , ساعت: 12:05کد مطلب : 43658 نسخه قابل چاپ
حمایت از هاشمی در راستای منافع ملی

مسئله ما ایران است

:هاشمی می تواند در پرونده هسته ای ایران تحولی به وجود آورد/او نه آن چنان سیاه بود که در دوره اصلاحات به تصویرش کشیدند و نه آن چنان سفید که امروز برخی در ستایشش اغراق می کنند…

۱٫ مسئله ما ایران است. مهندس سحابی همواره نسبت به خطر تجزیه ایران حساسیت داشت. اونسبت به بروز جنگ خانمان سوز علیه ایران نگرانی داشت. چند ماه قبل از انتخابات ۱۳۸۴ در یک ملاقات دانشجویی از سیطره نظامیان بر عرصه سیاست ابراز نگرانی می کرد. نگرانی های مهندس از سال ها پیش آغاز شده بود. امروز این نگرانی ها به وضوح قابل مشاهده هستند.جایی که گرانی و تورم مردم را در شدیدترین وضعیت ممکن قرار داده است. سایه سنگین تحریم های بین المللی همچنان استعداد و امکانات ملی ما را نابود می کند. سرعت این تحریم ها بیش از حد تصور بوده و با تداوم این تحریم ها اقتصاد ایران در آینده ای نه چندان دور فلج خواهد شد. دیگر کسی نیست که از بی تاثیری این تحریم های کمر شکن سخن بگوید. قطعنامه های کاغذپاره اکنون تاثیر خود را نشان داده اند.

وضعیت تحریم ها در ماههای آینده شدیدتر هم خواهد شد چرا که پرونده هسته ای ایران در موقعیت سخت تری قرار خواهد گرفت. همین چند روز پیش بود که وال استریت ژورنال فاش کرد چاک هاگل وزیر دفاع آمریکا در سفر به اسرائیل به مقامات تل آویو اطمینان داده در صورت شکست مذاکرات آمریکا بعد از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه به ایران حمله خواهد کرد. بحث بر سراین نیست این ادعای هاگل تا چه حد با واقعیت متناسب باشد. بحث بر سر سایه سنگین جنگ بر سر کشور است. تهدید جنگ و تحریم های سنگین وضعیت ایران را در عرصه بین المللی امنیتی کرده است. غربی ها هم در وعده های خود چندان صداقت ندارند.آنها هم به دنبال حل مسئله هسته ای ایران نیستند . اصلا بحث بر سر این پرونده نیست بحث بر سر برخورد دو سیاست متفاوت منطقه ای است جایی که آمریکا می خواهد در مقابل نفوذ منطقه ای ایران بایستد و ایران هم به دنبال افزایش توان منطقه ای خود است. این برخورد برای منافع ملی ما بسیار خطرناک است. نتایج ان هم از سه حالت خارج نیست یا ایران امتیازهای گزافی را خواهد داد و بعد از تحمیل هزینه های سنگین به ملت در برابر غرب تسلیم خواهد شد یا کشور در باتلاق تحریم های فلج کننده و یا جنگ خانمان سوز گرفتار خواهد شد. سناریوی سوم هم امتیاز دادن غرب به ایران است که چندان منطقی به نظر نمی رسد.

هاشمی می تواند در پرونده هسته ای ایران تحولی به وجود آورد. او می تواند حداقل سرعت تحریم ها را متوقف  و باب مذاکره جدی با غرب را باز کند. چرا که او در سخنان چند روز پیش خود هم بر رای مردم به عنوان فصل الخطاب تاکید کرد و هم تاکید کرد با اسرائیل سر جنگ نداریم. یعنی اینکه او در صورت رئیس جمهور شدن حاضر نیست ایران را فدای منازعه هسته ای کند.

۲٫ فعالان مدنی از سال ۸۸ قبل از انتخابات ریاست جمهوری به صورت جدی مطالبات خود را مطرح کردند. این مطالبه محوری هم با نگاه فانتزی به مقوله اصلاحات مرزبندی دارد و هم با براندازان. اینکه همه چیز از بنیان ویران شود تا از دل ویرانی وطن دوباره ساخته شود مورد قبول مطالبه محوران نیست همچنان که در نظر آنها اصلاحات صرفا به چانه زنی از بالا خلاصه نمی شود بلکه به بسیج نیروهای مدنی نیز نیاز است. از نظر مطالبه محوران باید در برابر هر وضعیتی که ایران را در معرض جنگ یا تجزیه قرار دهد ایستاد. مطالبه محوران تقویت جامعه مدنی را می خواهند. هر کس از مقامات حکومت به الزامات جامه مدنی تن دهد وظیفه اخلاقی آنها حمایت از اوست. برخی از گروه های اپوزیسیون تمایل دارند تحولات ازکانال انها جاری و ساری شود . آنها در گذشته خود غرق شده اند. این غرق شدگی باعث می شود که تحولات جامعه امروز ایران را نبینند. برای مردم مهم تر از هر چیز تحقق مطالباتشان است. این مطالبات به دست هر گروه و جریانی باشد فرقی ندارد.اکنون نمی توان گفت که در همان گفتمان مطالبه محوری به سر می بریم زیرا وضعیت اضطراری است و بیشتر نجات ایران مطرح است در نتیجه امکان طرح مطالبات مانند سال ۸۸ میسر نیست. اما فعالان مدنی می توانند هم برای جلوگیری از وضعیتی که ایران را در دو گانه تحریم و جنگ قرار دهد از هاشمی حمایت کنند زیرا وضعیت دو گانه تحریم و جنگ جامعه مدنی را به اغما می برد.

۳٫ واقعیت این است هاشمی رفسنجانی نه آن چنان سیاه بود که در دوره اصلاحات به تصویرش کشیدند و نه آن چنان سفید است که امروز برخی در ستایشش اغراق می کنند. او در سال های نخست انقلاب اشتباهات اساسی داشته است. برخی از اشتباهات او در دوران ریاست جمهوری اش نیزادامه داشته است. او در همان سال ها نقاط مثبت هم داشته است و در دوران دولتش کارنامه ای پر از نقاط منفی و مثبت به جای گذاشته است. اگر پوپولیست ها با تکیه بر فساد بروکراتیک او در همان سال های دولتش در سال ۸۴ بر مسند قدرت نشستند فراموش نکنیم که برامدن گفتمان اصلاح طلبی در سال ۷۶ تا حدودی نتیجه سیاست های توسعه محور وی و به خصوص گسترش دانشگاه ها و اموزش عالی بود. اگر مهندسی آرا وجایجایی در انتخابات بعد از ۸۸ برای بسیاری از ایرانی ها نگرانی بزرگی تبدیل شد فراموش نکنیم که در سال ۷۶ دولت او از آرای مردم پاسداری کرد. اگر در دوران او تورم ۵۰ درصدی تجربه شد و فاصله طبقاتی تا حدودی گسترش یافت فراموش نکنیم در همان زمان صنعت و کشاورزی ایران نیز پیشرفت کرد.

همین نقاط سیاه و سفید هاشمی و جایگاه وی در حاکمیت بود که مهندس سحابی را وادار کرد از هجمه دوران اصلاحات به هاشمی انتقاد کند چرا که وی اعتقاد داشت این هجمه می تواند هاشمی را به اردوگاه محافظه کاران هل دهد . سحابی با نگاه استراتژیک خود به خوبی از توان و جایگاه هاشمی در خنثی کردن حملات محافظه کاران علیه اصلاح طلبان اگاهی داشت . این در حالی بود که او خود یکی از منتقدان جدی فضای بسته سیاسی و سیاست تعدیل اقتصادی دوران هاشمی بود. چرا که نمی توان از اشتباهات هاشمی در همان دوران نیز چشم پوشی کرد . او در فضای بسته سیاسی و برخی رویکردهای امنیتی و نقش دادن به امنیتی ها در سیاست و اقتصاد کشور نقش داشت اما همان گونه که سید محمد خاتمی هم اشاره کرده است زیرساخت های دوران دولت او کمک کرد تا دوران اصلاحات در ایران تحقق یابد. فقدان این نگاه استراتژیک در میان اصلاح طلبان باعث شد از وزنه هاشمی در حاکمیت که ان زمان هم بسیار سنگین بود استفاده درستی نشود. می توان با همین نگاه انتقادی از هاشمی حمایت کرد.

۴٫ اما اکنون بحث از اینکه هاشمی چه نقاط قوت و ضعفی دارد گذشته است. بحث از اینکه هاشمی در دوران انقلاب چه اشتباهاتی داشته و شاید اکنون چوب برخی از اشتباهتش را می خورد هم گذشته است. بحث امروز حمایت از هاشمی به عنوان تنها گزینه ممکنی است که می تواند فضای تنفسی را برای جامعه مدنی به وجود اورد . به خصوص اینکه ادبیات رئیس جمهور اسبق ایران نسبت به قبل هم تفاوت های معناداری کرده است. او از پایان ناخوش حکومت های دیکتاتوری و لزوم احترام به رای و نظر مردم سخن می گوید. خواسته های او در آخرین نماز جمعه اش که در اوج تحولات جنبش سبز برگزار شد تا حدودی همان خواسته هایی است که سبزها به رهبری کروبی و موسوی دنبال کردند. هاشمی شاید با زندانی شدن فائزه و مهدی اکنون بیشتر درد خانواده های سیاسی را درک کرده باشد.

هاشمی را با نقاط ضعف و قوتش به رسمیت بشناسیم اما به این نکته هم توجه داشته باشیم  اگر هاشمی نتواند در لایه های حکومت به نفع جامعه مدنی کاری کند این کاردر حال حاضر از دست کسی در حاکمیت ساخته نیست چون اصولا بعد از حذف اصلاح طلبان در میان مقامات انگیزه ای برای تقویت جامعه مدنی نه تنها نیست بلکه اراده فعلی بر تضعیف و محدود کردن جامعه مدنی استوار شده است. تقویت جامعه مدنی هم مستلزم جنبش قدرتمند اجتماعی است و هم نیازمند فشار و چانه زنی با مقامات عالی نظام است. تقابل طبقه متوسط و حاکمیت در ایران تاریخی بوده ، هزینه های فراوان با دستاوردهای اندک داشته است. شاید از این تقابل گریزی هم نباشد اما باید توجه داشت این تنها هاشمی در قامت رئیس جمهور است که می تواند تا حدودی جامه مدنی را در حاکمیت یاری کند.

۵٫ واقعیت این است که جامعه ما زیر سایه تحریم ها و فضای امنیتی حاکم بر کشور پژمرده شده است. حیف است این همه استعداد در این وضعیت نابسامان هدر رود. منزلت بین المللی ما کاهش یافته ، مدت هاست از همبستگی ملی خبری نیست، شادی های ایرانی ها زیر سایه مشکلات متعدی معیشتی و بحران های اجتماعی نابود شده است. ما در انبوهی از بحران گرفتار شده ایم. از آلودگی هوا گرفته تا رشد سرطان. از گسترش فقر وبیکاری گرفته تا سیطره فرهنگ نفاق و ریا. شاید تداوم این وضعیت حتی یک روز آن خسارت های سنگین جانی و مالی بیشتری به کشور وارد کند. چه کسی پاسخ گوی هزینه های سنگینی است که بر ملت ایران تحمیل می شود؟ حیف است که رشد اقتصادی ایران با وجود این همه ثروت ملی و این همه نیروی کار به مرز صفر درصد برسد. حیف است که به رغم پتانسیل هایمان برای توسعه شاهد پیشرفت برق آسای ترکیه در منطقه باشیم.  با وجود مایه های فرهنگی و جایگاه ژئوپلیتیک ایران و جامعه جوان و تحصیلکرده لیاقت ایران بسیار بیشتر از این جایگاه امروزی است. فراموش نکنیم در یک انتخابات نیمه ازاد هم این تحول خواهان هستند که پیروز میدان خواهند شد. جامعه ایران به رغم همه بحران هایش قدم های جدی را برداشته است. جامعه جوان و تحصیلکرده ما در صورت بروز شرایط مناسب این توان را دارد به صورت چشمگیری پیشرفت کند. ما فقط نیازمند فضا هستیم. این فضا با مچاله شدن جامعه مدنی به وجود نمی اید.

۶٫ امروز حمایت از هاشمی نه حرکتی احساسی است که امری ضروری به نظر می رسد. نیاز نیست از هاشمی چهره ای غیر واقعی ترسیم کنیم. بهتر است تغییرات فکری و منشی او را به رسمیت بشناسیم. ضعف های گذشته اش را در زمان و مکان مناسب نقد کنیم. می توان با استناد به دفاع از منافع ملی از حضور هاشمی حمایت کنیم. این حمایت هم بهتر است اسمی نباشد اگر واقعا معتقد به تخفیف بحران های داخلی و سیاست خارجی هستم بهتر است فایده های ریاست جمهوری هاشمی را برای مردم شهرستان های کوچک تبیین کنیم. برای انها تبیین شود که نفت با شعار بر سرسفره های مردم اورده نمی شود با اشتغال است که مردم از درامدهای نفت بهره می برند. بهتر است برای آنها توضیح داده شود سیاست تنش زا در عرصه بین الملی تا چه میزان می تواند معیشت مردم را تحت تاثیر قرار دهد. بهتر است توضیح داده شود فساد زمانی در این کشور تخفیف می باید که نهادهای مدنی گسترش یابند و رسانه ها آزاد شوند. با استناد به دفاع از منافع ملی می توان در چند هفته اینده همت کرد و شرایط خطیر بین المللی و داخلی را به خصوص برای مردم شهرستان های کوچک تر توضیح داد.

۷٫ فراموش نکنیم فعالان مدنی و هاشمی در یک کشتی قرار گرفته اند. شاید در حال حاضر میان هاشمی و فعالان مدنی همگرایی در منافع ایجاد شده است. با تداوم وضعیت فعلی این کشتی می تواند غرق شود پس بهتر است کشتی بان را برای تغییر جهت و نجات از این طوفان سهمگین یاری دهیم.

سایت ملی- مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

0

حوزه :
  1. ahmad

    مهم حال افراد است با تچارب سی ساله او نقد کذشته اودردی را دوا نمیکند . امروز او باسابقه درقدرت درچمهو.ری اسلامی است که میتواند از حال پراز بحران فراتررود ، لطفا یکی به میخ یکی به نعل نزنید !!مواطب باشید همین پریروزکیهان همین نطرات منفی شمارااز قبل ازسایت ملیمذهبی منتشر کرد/وقتی مهندس سحابی به هاشمی رای داد نکفت قبلا چه کرده بود.درحالیکه با او هاشمی بد عمل کرده بود.

    0
  2. سخن شناس

    ایران را ما خودمون باید نجات بدهم این خونه توسط خود اقای هاشمی با اون دروغ بزرگش ویرونه شده تو رو خدا بس کنید تااین کشور ولایت فقیه داره امکان اصلاح وجود نداره اینو خود مهندس بزرگ هم فهمید خدا رحمتش کنه

    0
    • باســلام،بیشتر دوستان کاربر از اینکه ملی مذهبی ها تلویحا” حمایت خود رابا آمدن آقای هاشمی اعلام کرده مخالفند، لیکن دراینجا این خود شخص هاشمی نیست که مورد حمایت قرار میگیرد، بلکه تنها راهی که باقی مانده این است، در همین انترنت درسال ۸۸یک تجمع ای بنام پویش…هست وهنرمندان ازجمله کیومرث پوراحمد گفت ۴سال پیش یعنی درانتخابات۸۴باصندوق رای قهرکردیم،نتیجه ان شد که یک کوتله برماحکمران شد ودرهمان ســال(۸۴)مرحوم مهندس سحابی با آن همــه زخمی که از آقای هاشمی خورده بود وآنهمــه نامهربانی که ازآقای هاشمی دیده بود…ولی هم خود به ایشان رای داد وهم توصیه کرد که همــه به آقای هاشمی رای دهند، باری دوستان عزیز! شما که وطن خود را دوست میدارید، آیا دوست دارید همین سیاست با آمدن یک شخصیتی مثل سعیــد جلیلی و… ادامه یابد؟ آیا دوست دارید با آمدن یک شخصیتی مثل همــین آقای جلیلی و… مملکت را به ســوی جنگ و کشوری مثـل ســوریــه بشــویــم؟ دوستان، یک نگاهی به کاندیداها بکنیــد و پیش خودتان تصورکنیــد کدامیک از اینان ولو به حقیقت میتوانند یک موضوع واقعی را… یک اتفاق واقعا” درشرف وقوع را به رهبری انتقال دهنــد؟ اطمینان داشته باشید آقای هاشمی هــم نسبت به سالهــای پیشین باتجربه ترشده است و هم او میتواند با دوستی، شناخت و… همه خطرات احتمالی را به رهبــری منتقــل نمایــد…میــدانیــد که مرحوم مهنــدس سحابی یکی از نماینــدگان شجاعی بود که در مجلس تنظیم کننــدگان قانون اساسی شجاعانــه نسبت به لایحــه ولایت فقیــه مخالفت کرد وبعــد ازآن هــم خساراتش را پرداخت کرد،

      0
  3. ش

    مطلب فوق آنقدر احساسیست که آقای هاشمی را سوپرمن فرض کردید و مانع اصلی پیشرفت و تحقق جامعه مدنی را ندیدید و آنقدر هیجان زده شدیدکه ضجه ها و رهنمودهای شادروان سحابی را در سالهای ریاست جمهوری آقای هاشمی را فراموش کرده اید.بهر حال امیدوارم شما شرایط را درست دیده باشید. من که بعید میدانم.

    0
  4. امیر

    ترس من از این است که این هم یکی از ترفندهای این روباه های مکار باشد که با اوردن هاشمی به ۸۵درصد مشارکتشان برسند و از سوئی دوباره دست در ارای مردم ببرند و عوضش کنند!

    0
  5. محسن

    افرین مجتبی تحلیل خوبی دادی و چقدر خوب پیش بینی مهندس سحابی را به تصویر کشیدی .{…}.

    0
  6. ناشناس

    همیشه مارادراین منگنه نگاه داشته اید انتخاب بین بد وبدتر.که اگر این بد رابرنگزینیم اون بدترمی آید.اگراین همان هاشمی قبلی باشدکه هست دستاوردی نداردمگرتحکیم سیستم.تاقحط الرجال است همین است.الآن مابه یک شخص شجاع نیازداریم که به این بازیهاخاتمه بدهدآیاکسی هست؟اگروضع به همین منوال ادامه یابد اون یکی پیدامیشود.ولی با آوردن امثال هاشمی دوباره روز ازنو روزی ازنو.شمامذهبی هاباهمین تحلیلهای دل خوش کن ملت راگیج کرده ایدتوراخدادست بردارید.

    0
  7. saberyazd

    آقای نجفی اصلا امکان نداره آقای رفسنجانی رای بیاره.حتی در انتخابات آزاد هم ایشان نمی تونه رای بیشتر از سال ۸۴ بیاره و رای ایشان در بهترین حالت که همه بسیج بشن و مردم هم شرکت کنن حدود ۱۳-۱۴ میلیون خواهد بود. در حالی که با توجه به سابقه برای رئیس جمهور شدن باید حداقل ۲۳-۲۴ میلیون رای داشت. چیزی که در این زمان برای کاندیاهای مقابل رهبر امکان نداره.
    از طرف دیگه نشانه ایی از تغییر عملکرد جناح حاکم در سیاست خارجی داخلی و … دیده نمی شود که بخواهی امیدوار باشی در لابی پشت پرده ایشون اجازه رئیس شدن را خواهد گرفت
    به همین دلیل طلفا اینقدر تحلیل های سطحی نکنید و با خرج کردن از ملت و میهن بازی طرف مقابل را گرم نکنید!

    0
  8. ایران آزاد

    چرا یه عده میگن هاشمی رای ۸۴ رو داره اگه خاتمی بتونه سبزها رو راضی کنه به میدون بیان اونوقت باز ۸۸ تکرار میشه و هزینه شو نظام میده
    من که از همین الان به هاشمی رای میدم و تا حداکثر توانم براش تبلیغ میکنم
    زنده باد ایران و ایرانیان………

    0
  9. etemad

    نظر همه دوستان محترم هست .نکته اساسی در این است جناح های اصلاح طلب و تحول خواه قریب به اتفاق این رویه را دارند از کسانی حمایت کنند توان ایجاد تحول کوچک در شوره زار حکومت مذهبی را داشته باشد . یادم می اید آن روزی مرحوم سحابی اعلام کرد به آقای رفسنجانی رای دهید من چشم بسته نتنها رای دادم بلکه بعنوان یک عضو فعال در ستاد اش مشغول شدم .چرا ؟آیا قدرت تحلیل نداشتم یا تعصب به آن مرحوم داشتم. نه . ولی این را به دو دلیل انجام دادم ۱- تمرین تبعیت از گروه و خواستگاه اجتماعی. دوم .داشتن دغدغه سوار شدن شعار احساسی و ضدیت روح ایرانی با بزرگان و حکومت مداران حاضرشان بود . تحلیل بالا خیلی تحلیل درست و به موقعی است . چون من شخصا با شکل نظام جمهوری اسلامی شاید خیلی از شما ها هم موافق باشید . اصلا مخالفتی ندارم تنها با بعضی از ماهیت های آن مشکل دارم آن هم طبیعی است چون کسانی که در آن زمان در تدوین قوانین دست اندر کار بودند معایب آنها به این شکل نمی دیدند که معتقدم با کمی تامل و ایجاد فضای اعتماد و دادن راه کار های مناسب معایب ها از بین خواهد رفت .بیاد داشته باشید شکل کنونی حکومت حاصل ندانم کاری همه ماست . اگر امروز داریم در پله اول تکامل نظام جمهوری اسلامی پرسه می زنیم همه احاد جامعه از چپ و راست مقصرند .چون زمانی که مرحوم طالقانی گفت این فضای آزادی را ارج بنهید اگر چنانچه از آن عدول کنید استبداد بر شما با وعده نان ، آب و مسکن حاکم خواهد شد را درک می کردیم امروز آروزی رسیدن به مدیریت ۱۶ سال قبل را نداشتیم. با این حال ضرب المثل معروف که می گوید ماهی را از آب هر موقع بگیری تازه است. امید در دلها را روشن می کند.یک نکته دیگری که قابل توجه است هاشمی درست است در سرد گرم کردن تنور نارس ایران نقش مثبت و منفی داشته است ولی یک حسن دارد عاشق امیر کبیر شدن برای نجات ایران از فقر و بدبختی دارد. به این خاطر دروازه توسعه همه جانبه بادستان پیر مجرب اش شایدذ گشوده شود . اگر چنانچه همه برخواست خود اهتمام بورزند و از قهرمان و قهرمان سازی بدور باشند.مطمئنا چشم انداز روشنی در پس پرده بخت آزمای نگشوده خواهند داشت .چون بسیاری از پرده ها و ابهامات چند و چون ،باید و نبایدها عریان شده است.دیگر نیازی به دانستن زیاد محتوی نیست. تقریبا به هدف غایی نزدیک شده است

    0
  10. احمد

    بسیار مقاله متینی بود، مساله اصلی‌، ایران و انقلاب شکوهمند اسلامی بر علیه ستمشاهی است که باید برای حفظ آن کوشید. اگر دیر بجنبیم و خطراتی که نظام و انقلاب را تهدید می‌کند به گوش رهبری نرسد خدای نکرده روزی را میبینیم که از انقلاب و ارزشهای آن چیزی باقی‌ نمانده و خون شهدای انقلاب بی‌ ثمر شده.

    درود بر سه سرفراز ملی‌، مصدق و خاتمی و هاشمی

    0
  11. Dehkordi

    لطفا اسم مصدق را با خاتمی و هاشمی نیارید

    0
  12. محمد دانش پور

    هر تحلیل باید از پایگاه طبقاتی انسانها اغاز شود بدون این نکته ما را به گمراهی می کشاند به نظر من پایگاه اجتماعی خامنه ای نمایندگی بازار است او مدافع صنعتی کردن نیست مدافع نا بودی تولید داخلی است او دلال ورانتخوار است وبا تجارت و فروش بنجلهای چین وتایوان وروسیه وهند کشور را می خواهد اداره کند وهمین سیاست ضد صنعتی کردن نا بودی تولیدی ایران وبیکاری را دامن می زند واقتصاد تولید ی را به اقتصاد انگلی ورانتی سوق می دهد علت گرانی وتورم وسیاست تنش زائی با غرب همین دفاع خامنه ای از سرمایه داری رانتی وتجاریست او با این سیاست ایران را در پرتگاه سقوط امپریالیستی وجنگ کشانده است اما پایگاه طبقاتی هاشمی دفاع از صنعتی کردن ایران است در زمان ریاست جمهوری او ایران حتی یک کیلو گندم وارد نکرد برای اینکه او مدافع سد سازی ونجات کشاورزی ایران است او مدافع صنعتی کردن ایران است با احیای صنعت کار واشتغال با لا می رود ودرد های مردم وجوانان التیام می یابد او مدافع سیاست تنش با غرب نیست او مدافع روابط تعامل با غرب است ومسئله هسته ای را که ریشه در سیاست تنش خامنه ای در خاورمیانه دارد حل خواهد کرد هاشمی به خاطر همین مورد غضب دستگاه ولایت فقیه است خامنه ای بارها گفته است که با هاشمی اختلاف نظر دارد خوب این اختلاف نظر از کجا ریشه دارد از پایگاه طبقاتی شان ریشه می گیرد از نحوه برخوردشان به حل مسائل ومعیشت مردم نشئت می گیرد یکی مدافع اقتصاد انگلیست یکی مدافع اقتصاد مولد است اکثر کارخانه جات در زمان ریاست جمهوری احمدی نزاد ورشکست شدند وتولیدشان متوقف شده است خوب این سیاست تخریب از کجا ناشی می شود ؟از دفاع خامنه ای از سیاست بازار وورود بنجلهای چینی وتایوانی به ایران دوستان ایران در پرتگاه نیستی دارد اخرین نفسها را می زند اوضاع بین المللی حساس شده است ایران در خطر جنگ امپریالیستیست وموجودیتش در خطر است این خطر رافقط هاشمی می تواند از سر مردم ایران رفع کند اوتنها شخصییت ممکن در این شرایط خطیر است خامنه ای از صنعت بیزار است چون اندیشه هایش را از ایت الله بهشتی می گیرد بهشتی معتقد بود که صنعت کارگر ایجاد می کند وکارگر انقلاب می کند واعتراض می کند ما نمی خواهیم ایران انقلاب کارگری شود این سیاست بهشتی مو به مو در ایران پیاده شده است وتمام اقتصاد مولد را نا بود کرده است

    0
  13. حیدر

    به آنهایی که میگند رای ندین، اگر قرار است تقلب بشه در تعداد کل رای دهند گان هم میشه.
    ولی به کی رای بدیم؟
    اصول گرایان ممکن است با افراط در ایده آ لیسم، تنگ نظری، امنیت نگری و نخبه هراسی کشور را به ورشکستگی و جنگ بکشانند.
    روحانی هم ممکن است با افراط در سازش، به زحمات ملت در دستیابی به صنعت هسته ای مضرباشد. مثلا علنا گفت ایران ده سال در این مورد پنهانکاری کرده! قوه قضاییه دست رییس جمهور نیست و مشکل است زندانی های سیاسی را بتواند آزاد کند.
    فقط میماند عارف، او در دوره خاتمی از عاملین بیشترین پیشرفتهای اقتصادی و صنعتی بود وتجربه زیاد در اداره کشور و برنامه های آماده و سنجیده و کارشناسی-علمی دارد. او مصمم به باز کردن محیط جامعه و استفاده از نخبگان است و گر چه ایده آل نیست ولی تنها شانسی است که تا حدی کشور را از بحران بیرون بیا ورد و فرصت تنفس به جامعه بدهد.
    تنها امید نجات کشور اینست که روحانی به نفع عارف کنار برود و مردم به عارف رای بدهند.

    0
  14. کاظمی

    بهتره از این شانس هم که شده برای بهبود وضع مردم استفاده کرد. تنها امید نجات کشور اینست که روحانی به نفع عارف کنار برود و مردم به عارف رای بدهند.

    0

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.