یکشنبه 26th آگوست 2012 , ساعت: 12:08کد مطلب : 21335 نسخه قابل چاپ
در سالگرد اعدام های 1367

فروغ جواهری: اشتباه جمهوری اسلامی نباید تکرارشود

سایت ملی – مذهبی: اعدام های تابستان فاجعه بار ۶۷ در مرداد ماه این فصل خونین، زندانیان مذهبی را نشانه گرفته بود. اما از ۵ شهریورتا یک ماه بعد به سراغ زندانیان غیر مذهبی ( مارکسیست ) رفت. همین امر یعنی اعدام زندانیانی که هیچ یک اتهام شان وابستگی به مجاهدین خلق نبود، افشاگر این تزویر و فریب است که این اعدام ها عکس العمل عملیات فاجعه بار فروغ جاویدان مجاهدین خلق بوده است.

در بیست و چهارمین سالگرد قربانیان تابستان ۶۷ و در ادامه سلسله گفت و گوهایی که با بازماندگان این فاجعه داشتیم به سراغ یکی دیگر از این خانواده ها رفتیم. باشد که با به بحث گذاشتن روش برخورد انسانی و ملی که باید با این فاجعه داشت به شکل گیری یک همگرایی و اشتراک نظر در برخورد با این زخم ملی کمک کنیم و برآیند نظرات مختلف بتواند راه برون رفت مناسبی برای آینده پر التهاب این سرزمین پر تلاطم بگشاید.

فروغ جواهری چهار عضو خانواده خود را در اعدام‌های دهه شصت از دست داده و همچنان در جستجوی پاسخ این سوال است که آنان را به چه گناهی اعدام کرده و چرا حتی محل دفن شان را هم از خانواده‌ها دریغ کردند؟

او در گفت‌و‌گو با سایت ملی – مذهبی می‌گوید که مسئله اش سیاسی نیست و انتظاری هم از گروههای سیاسی ندارد، آنچه که بیان می‌کند، احساس‌های درونی اوست و به این امید زندگی می‌کند که روزی بتواند پاسخ سوال‌هایش را در باره دهه ۶۰ بگیرد.

او مخالف اعدام و انتقام جویی و هر گونه مجازات غیر انسانی دیگر است، اما تشکیل دادگاه و پاسخگویی عاملان آنچه که دهه ۶۰ در زندان‌های جمهوری اسلامی گذشته را تنها راهکار برخورد با وقایع آن دوران می‌داند و از گروه‌های سیاسی می‌خواهد که در ایران فردا، اشتباه جمهوری اسلامی و خمینی را تکرار نکنند.

در زیر متن کامل این گفت و گو را می خوانید:

خانم جواهری، برخی معتقدند که در برخورد با وقایع دهه ۶۰ می‌توان از فرمول ببخش اما فراموش نکن استفاده کرد. آیا این راهکار را می‌توان به کار گرفت؟

من به عنوان یکی از اعضای خانواده قربانیان که عزیز‌ترین کسان خود را از دست داده‌ایم، با این شعار و راهکار مخالف هستم و نه می‌بخشم و نه فراموش می‌کنم. من مخالف اعدام و هرگونه مجازات غیر انسانی دیگر هستم اما همانند دیگر اعضای خانواده قربانیان، پرسش‌های زیادی دارم که باید به آن‌ها پاسخ داده شود. شما نگاه کنید قربانیان هولوکاست را، من از این رفتارشان خوشم می‌آید، چرا که در هر کجا که هستند اجازه نمی‌دهند جنایت‌های آن دوران به فراموشی سپرده شود. ما هم نباید بگذاریم که آنچه که در دهه ۶۰ گذشته به فراموشی سپرده شود و جنایتکاران را حتی اگر در تاریک‌ترین روزنه‌های جهان مخفی شده باشند، روزی باید به پای میز محاکمه عادلانه کشاند و از آن‌ها پاسخ خواست. یکبار دیگر تکرار می‌کنم که من مخالف اعدام هستم و معتقدم که این افراد باید در دادگاهی عادلانه و با حق برخورداری از تمام حقوق قضایی نسبت به رفتار خود پاسخگو باشند. آن وقت این خانواده قربانیان هستند که تصمیم می‌گیرند چه برخوردی را پیشه کنند.

در واقع شما معتقد به کشف حقیقت و تشکیل کمیته حقیقت یاب هستید؟

مطمئنا باید چنین کمیته‌ای تشکیل شود و تک تک عاملان این جنایت‌ها با میزان نقشی که داشته‌اند مشخص و معرفی شوند. مسئولیت هر یک از این افراد مشخص شود. یک عده‌ای تنها مجری بوده‌اند و عده‌ای هم دستور دهنده، میزان نقش هر کدام از این‌ها را باید مشخص کرد.

این کمیته باید پاسخ پرسش‌های بی‌شمار خانواده قربانیان را بدهد. باید مشخص کند که این افراد به چه جرمی اعدام شدند؟ محل دفن خیلی از این‌ها که عزیزترین‌های هر خانواده‌ای هستند هنوز مشخص نیست. ما خودمان تا سه ماه بعد از اعدام برادرم نمی‌دانستیم که او را در کجا دفن کرده‌اند، پدر و مادرم آرام و قرار نداشتند، بعد از اینکه محل دفنش را فهمیدند آرام شدند. من فکر می‌کنم این برای خانواده‌ها مهم است. تازه اینجاست که به قول فرانسوی‌ها ما می‌توانیم عزاداری مان را شروع کنیم.

گروهی معتقدند که این مساله ممکن است  به بازتولید خشونت در جامعه بیانجامد. آیا این گونه است؟

نه، من مخالف این نگاه هستم. من معتقدم که عدم رسیدگی به این مساله به بازتولید خشونت در جامعه خواهد انجامید. این‌ها باید در دادگاه عادلانه که همه حقوق متهمان را رعایت کند، وکیل داشته باشند محاکمه شوند و دادگاه تصمیم خواهد گرفت. اما چنانچه اراده‌ای بخواهد مانع از فرایند دادخواهی شود، آنجا است که امکان شکل گیری انتقام‌های کور وجود دارد و ممکن است که خانواده‌ها خودشان تصمیم بگیرند که انتقام بگیرند و اینجاست که پایان تازه آغاز می‌شود. به گمان من به جز برگزاری دادگاه عادلانه هیچ راهکار دیگری وجود ندارد.

نقش برگزاری دادگاه‌های نمادین را چگونه می‌بینید؟

این دادگاه‌های نمادین لازم است اما پاسخ سوال‌های ما را نمی‌دهد. یک فرصتی است برای کسانی که صدای شان شنیده نشده و حالا بخشی از درد‌های شان را روایت می‌کنند. اما برای ما مهم‌تر از همه این‌ها تشکیل دادگاه حقوقی با حضور متهمان است. آن‌ها باید پاسخگوی سوال‌های خانواده قربانیان باشند. باید بگویند که ماندگاری در قدرت چقدر ارزشمند بود که پسری را از دیدن پدرش، پدر و مادر را از دیدن فرزند و… محروم کردند. من چهار عضو خانواده‌ام را در این جنایت‌ها از دست داده‌ام. پسر خاله من تنها ۱۶ سال داشت، پسر دایی من ۲۴ ساله بود، فرزندش پس از اعدام او به دنیا آمد و هیچ وقت پدرش را ندید. این‌ها باید پاسخ این سوال‌ها را بدهند. برادر من عزیز‌ترین کس من بود. برادر بزرگ بود و پناه خانواده، من برای این زندگی می‌کنم که روزی پاسخ این سوال را بگیرم که چرا او را اعدام کردند و این‌ها همه در یک دادگاه حقوقی با رعایت همه جوانب امکان پذیر است.

و در پایان، گروه‌های سیاسی نسبت به این مساله باید چه رویکردی در پیش بگیرند؟

من امیدی به گروه‌های سیاسی ندارم. همانطور که امیدی به گذار مسالمت آمیز در ایران ندارم و نمی‌دانم که این مساله ممکن است یا نه، اما به این باور دارم که نباید مقابله به مثل کرد. در روزهای بعد از انقلاب خاطرم هست که در خیابان‌های رشت، ماموران ساواک را دار زده بودند، من نوجوان بودم، از مادرم پرسیدم که چرا این کار را می‌کنند، جواب داد که این‌ها خشم انقلابی است. سوال من این است که فرق این‌ها با شاه چه بوده است؟

من معتقدم که دهه شصت، متاسفانه بخش سیاهی از پرونده جمهوری اسلامی است و نباید بر آن چشم بست و فراموشش کرد. حال در ایران هم اگر گذاری صورت گرفت، ضمن اینکه نباید اجازه فراموشی این دوران را داد، نباید اشتباه خمینی و جمهوری اسلامی را تکرار کرد.

0

حوزه :
  1. حمید

    اعدامهای خائنانه ۶۷ عکس العمل عملیات خائنانه فروغ جاویدان نبودند. اما عملیات مزبور بهانه کلید خوردن آنها شد. و الا از همان ابتدا و حتی قبل از سال۶۰ بعضی قضات و دادستانهای جوانتر و کم تجربه تر گاه از روی غفلت و گاه بخاطر فضل فروشی بند را آب می دادند که اسا سا” همه چپهای مخالف حکومت اسلامی حکم شرعیشان اعدام است و باید همواره در رعب و ترس از حکومت اسلامی باشند.بهانه ها و توجیهات بومی ، منطقه ای و مذهبی بکنار ، گستردگی و سبوعیت اعدامها حاکی از مشابهت و هم سنخی آنها در انهدام و زمین گیر کردن یک نسل کامل انقلابی و تضمین دراز مدت حاکمیت ضد انقلاب بوده است .تقریبا” همزمان با اوضاع چند سال اول انقلاب ۵۷ ( البته از نظر ملاحظات استراتژیک تحقیقا” همزمان ) هرجا شرایط برای برون رفتی انقلابی بسود مردم پیش آمده بود همه با سرکوب و قلع و قمع نسلی انقلابیون مواجه شدند مثل کشورهای آمریکای لاتین بویژه آرژانتین .در جند کشور جوانان انقلابی هزار هزار سربه نیست شده اند. تصادفی هم نیست که نیروهای امنیتی کشورهای مزبور بدون استثنا تعلیم یافته مثلث سیا-انتلیجنت سرویس -موساد بوده اند ! چقدر از عناصر ساواک در سازماندهی نیروهای امنیتی ما نقش داشته اند ؟ نقش تیمسار فردوست که دیگر قابل انکار نیست .ضرورت حقیقت یابی اعدامهای ۶۷ یکی هم پی جوئی ارتباط آنها با استراتژی فراگیر تری است که بطور نمونه و همواره در قاموس فرهنگ سیاست ورزی ما محلی از اعراب ندارد .غروب نکردن آفتاب در یک امپراطوری صیغه غلو شاعرانه که نبوده است . اگر در اواخر قرن ۱۹ مصداق داشت حالا در اول قرن۲۱ و تشکیل دهکده جهانی خیلی بیشتر ملموس و محسوس است که مثلا” اگر در بورکینا فاسو برگی از درختی افتاد ، در پی گیری زنجیره علل آن لاجرم باید به ادارات جنگلبانی لندن و اشنگتن مراجعه کرد و نه سر پناه رئیس قبیله مثلا” سه سه کو .البته کارگزاران محلی نقش دارند و مقصرند و از آنجا هم که در نهایت ودر صورت موفقیت فقط به همین کارگزاران می توان دست یافت باید در محاکمه آنها به قصد نزدیکتر شدن به سر چشمه فسادها و جنایات ضد بشری مصر بود .

    0
  2. حماسه ایرانی

    چه جواب خوبی که آقای حمید به این خانم که رنج ایشان را کاملن می فهمیم داده اند. چگونه ایشان از یک جنایت برنامه ریزی شده به اشتباه تعبیر می کنند. این چگونه اشتباهی است که مرتکبینش هنوز هم بر مقدرات این مردم حاکمند و تا آنجا که می توانند فقط در ابعاد کوچکتر دست به همان اقدام می زنند؟ چه فرقی بین اعدام فرزاد کمانگر و اعدامی های سال ۶۷ است؟ او هم قربانی کینه ونفرت شده است منتها بدست خامنه ای ولی با کمک همان عمال. آیا فکر میکنید اگر خامنه ای قدرت خمینی را داشت اعدامهای سال ۸۸ کمتر از سال ۶۷ بود؟

    0
  3. مرجان

    حکومتی که پایه های حکومت خود را بر روی جنگ و خونریزی پایه گذاری کرده بود و از فروردین ۶۷ تا تیر ماه ۶۷ شکست هایی پی در پی در جنگ از عراق خورده بود ادامه و بقایی حکومت خود را در تغییر استراتژیک جنگی خود میدید اما از آنجایی که پذیرش آتش بس میتوانست اعتراض قشری از جامعه روشنفکر را برای جنگی که حداقل ۷ سال آن بدرخواست و اصرار حکومت ایران به بهانه واهی فتح کربلا و از انجا رسیدن به قدس و محو اسرائیل و غیره و ذالک بوده است حکومت در یک فرار به جلو میبایست دو کار انجام میداد۱- زهر چشمی از جامعه بگیرد ۲-در حذف فیزیکی همه انانی که ظن این میرفت در روشن نمودن ملت نقشی میتوانند داشته باشند اقدام نماید تا هم مردم با شنیدن اعدام روشنفکران بترسند و در واقع هر گونه اعتراض در نطفه خفه شود و هم برای همیشه از دست این گروه روشنفکر ان سال ها که برای حکومت مشکل ایجاد میکردند راحت شود واما حمله مجاهدین به ایران در آن شرایط شاید در تعجیل و مصمم ترشدن حکومت در این امر تاثیر داشته اما حکومت از ماه ها قبل تصمیم به اینمسئله گرفته بود و دیر یا زود همه دگر اندیشان می بایست حذف میشدند … چرا که آنچه کمتر به آن اشاره شده است دستگیری مجدد و گاه فراخوانده شدن بسیاری از زندانیان سیاسی در خرداد و تیر ۶۷ به اطلاعات مراکز استان ها و شهرهای مختلف بود که دوران محکومیت خود را گذرانده بودند و عملا آزاد شده بودند و به زندگی روزمره خود مشغول بودند خرداد و تیر یعنی زمانی که هنوز مجاهدین حمله نکرده بودند و حکومت هم هنوز به ظاهر در رسانه های خود اصرار به ادامه جنگ میکرد یکی از همین دگر اندیشان که در تیرماه ۶۷ مجددا دستگیر شده آقای پرویز ذوالفقاری توسط اطلاعات شهرکرد می باشد ایشان سالیان قبل مدتی را در زندان بوده وبا پایان محکومیت خود در کتابفروشی خود مشغول بکار و زندگی بود که اطلاعات او را در تیرماه ۶۷ ربوده و به زندان منتقل کرده بود و بدون هیچگونه محاکمه ی در جریان کشتار مرداد ۶۷ در زیر شکنجه به شهادت میرساند و از انجایی که وی کاملا بی گناه بوده است اعلام میدارد که وی در زندان دست به خودکشی زده است … در حالی که بر روی جنازه وی اثار سوختگی و دریده شدن شکمش مشهود بوده است

    0
  4. بااحترام حضورمحترم خانم جواهری بادرود فراوان بنده بانظر شما موافقم کاملا صحیح میفرمایید انتقام خوب نیست یادتان باشد خمینی کرارا اعلام کرد اسلام خون میخواهد واز فردای روزیکه بر اریکه قدرت اورانشاندند؟؟ خونریزی تاهمین امروز درایران قطع نشده است او ویارانش مطمینا ازکشتار لذت میبرند سرکارعالی دراین ۳۳سال فقط از کشتن جنگ خبر شنیده اید چوبه های دار بیکار نشده ومطمین باشید تا روزیکه این قشر بر اریکه قدرت تکیه زده اند اولین اصل قانون اساسی خود را که کشتن ایرانیان است کنار نخواهند گذاشت درخانواده بنده یازده جوان در شهریور ۶۷ بدست جوخه های مرگ این حکومت اسلامی ناب محمدی کشته شدند دختران پاک مارا بعد از تجاوز پاسدارانشان بقتل رساندند با این امامان نمازهای جمعه چه باید کرد؟ رییس سپاه قزوین اظهارکرده سپاه پاسداران در سوریه عملا درحال جنگ است اخر هزینه جنگ برای حفظ یکنفر عرب اجنبی را چراازکیسه ملت ایران پرداخت میکنند ؟به چه اجازه ؟ با عرض تشکر

    0
  5. بهرام

    با عرض تسلیت به خانواده های همه قربانیان از ابتدا تشکیل این حکومت جنایتکار تا کنون و با آرزوی آرامش ابدی برای آنهائی که جان شیرینشان را در راه آزادی این مرز و بوم از چنگال این درندگان بی وجدان فدا کردند، من معتقدم که تمامی عاملان و آمران جنایات بعد از انقلاب از همان شب ۲۳ بهمن ۵۷ به بعد بایستی در دادگاه بطور عادلانه محاکمه شوند حتی اگر اینکار به چندین سال وقت و هزینه نیاز داشته باشد.
    ما به آن عزیزان از دست رفته، به بازماندگان داغ دیده شان و به نسلهای بعدیمان مدیون هستیم تا پرده از این راز هولناک برداشته و مسببین آنرا به سزای عملشان برسانیم.
    به امید آنروز…

    0
  6. من

    چرا نباید آنها را (حکومتیان) مجازات کرد؟ من اگر باشم تمام خانواده آنها را هم اعدام میکنم و به سگ دانی تاریخ میسپارم. انشاءالله

    0

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.