یکشنبه ۱۸ام شهریور ۱۳۹۷ , ساعت: ۰۸:۰۶کد مطلب : 109231 نسخه قابل چاپ
محمود نکوروح:

نخشب و سوسیال دموکراسی

از خداپرستان سوسیالیست بود و همچنان بر سر عهدش با نخشب و یارانش مانده، دوران مصدق و کودتای ۲۸ مرداد را خوب به خاطر دارد و به حال ملتی که مصدق را از دست داد افسوس می‌خورد.با تالیف کتاب نهضت خداپرستان سوسیالیست بسیاری را با نخشب و نهضت فکری اش آشنا کرد. محمود نکوروح پس از تالیف این کتاب که با استقبال کم نظیر جامعه دانشگاهی پاریس مواجه شده بود در مرکز مطالعات اجتماعی آنجا ماند و این روزها پس از سه دهه کار پژوهشی در حوزه جامعه شناسی و فلسفه در آن مرکز همچنان به فعالیت مشغول است.

کمی از دورانی که مرحوم نخشب وارد فضای سیاسی شد برای ما بگویید دورانی که در آغاز فعالیت سیاسی او تاثیر بسیاری داشت

روشنفکران ایران درابتدا بیشتر مارکسیست‌ها وتوده‌ای‌ها بودندآن هم به خاطر تبلیغات رادیو مسکو بود که روزی چندبار برای ایران برنامه داشت، باشعارهای زنده باداستالین پدرزحمتکشان جهان، پرچمداراردوی صلح و از این قبیل جملاتکهباتبلیغ مارکسیسم روسی ابتدا دانشگاه رادراختیار گرفته بودندوالبته درسایه حضورنیروهای روسیه درجنگ دوم جهانی که هرروز درخیابانهارژه داشتند؛ جالب آنکه همه ازفرزندان ثروتمندانوفئودال‌هاییبودند که پدرانشان یاازباند قوام بودند یاسیدضیاء آن هم درشرایط قحطی ، بیکاری، ورشکستگی، سقوط ارزش پول، زندگی کوپنی،گسترش فقروبردن رضاشاه در زمان حکومت قواممقابل مجلس شعار” مانان می‌خواهیم” سر می دادند اتفاقی که در آنکه حدود ۱۷ نفر هم کشته شدند. درزمانیکه دولتهای  کوتاه مدت داشتیم وفروغی ازمجلس رضاشاهیِ فرمایشی دوره سیزده برای سلطنت محمد رضاپهلوی رأی گرفت که غیرقانونی بود و واکنش روشنفکران رابرانگیخت. تاجاییکه استعفاداد وخانه نشین شد.

من درآن زمان هشت یا نُه سالم بودودرضمن برای پدرم که کارگاه کوچک وسنتی داشت کارمی‌کردم / درچنین شرایطی اندیشه‌های چپ ومعترضانه جایگاه  خوبی داشت زیراکه فقر بیدادمی‌کرد. محمد نخشباولین کسی بود که انجمن دانشجویان مسلمان رادردانشگاه دربرابر حزب توده پایه گذاری کرد ودراولین راه پیمایی اینها درجلوی مجلس حسین راضی درسالهای ۱۳۲۲ قراردادنفت راپاره کرد، آنها ازهمان زمان رادیکالتراز حزب توده واردصحنه شدند چون حزب توده نظرش به دادن نفت شمال به روسها بود.

بعلاوه نخشب وگروهش ابتدا بیشترمذهبی بودند ولی نخشب که بعدا حقوق خوانده بود برای فعالیت سیاسی بیشتر به جزب ایران رفت و پس ازمدتی بخاطر اختلاف با رهبران حزب ایران ازآنجاخارج و “جمعیت آزادی مردم ایران ” راتشکیل داد ومحلشان  به خیابان ژاله منتقل شد ، عکس بزرگ آخرین میتینگ ملی‌ها در۲۵مرداد نشان می‌دهد که نیروهای آنها بیش ازهمه دراعتراض به کودتای اول بود . اینها با آنکه مسلمان بودند تفاسیر مذهبی راکارمتخصصین خاص خود می‌دانستند ودرآن هرگزواردنشدند البته رابطه‌شان با آیت الله کاشانی خوب بود ودرآخرهم اصرارداشتند که به جریان ملی شدن نفت بازگشته وازدربارو…فاصله بگیرد. درضمن یکی از نوه‎های آیت الله کاشانی عضوفعال این جریان بود،  بعدازکودتا هم پیشنهاد نهضت مقاومت ملی در منزل آیت الله زنجانی از سوی نخشب بود. من بعد از کودتا مدتها باآیت الله زنجانی درزندان بودم.شاه حسنی در مصاحبه ای در روزنامه مردم ایران می‌گوید درغروب کودتا نخشب همراه با او ]شاه‌حسینی[ بادوچرخه‌ای درخیابان فرهنگ به سوی خانه آیت الله زنجانی درحرکت بودند، بعد فروهر ازحزب ملت ایران وخورگامی ازحزب ایران آنجا جمع شدند و به پیشنهاد نخشب بنای ” نهضت مقاومت ملی را می‌گذارند” و تاسحرتعدادی تراکت “نهضت ادامه دارد” را نوشتند. برخی از این تراکت‌ها را اول آیت الله دربازارتهران اززیرعبای خود پشت درب هرمغازه ‌انداخت ومابقی راتعدادی دیگر برای پخش می‌برند. اینها همه حاصل فضای بازسیاسی درزمان دکترمصدق بود که باکودتابه محاق رفت وبعد ازکودتا فضابسته شد. باید توجه داشت که جنبش ملی شدن نفت دنباله جنبش مشروطه بود که ماملت شده بودیم  وملت بار حقوقی داشت. دراین زمان قانون اساسی نوشتیم که درآن مبنا حقوق ملت بود . روشنفکری مدرن دررابطه بازندگی مدرن را آغاز کردیم که اگرکودتای سیدضیا -رضاخان نشده بودشایدژاپن دیگری می‌شدیم‌.

دانشگاه درست شد اگرچه هنوز کمبودهایی وجود داشت بویژه که رضاشاه سوادنداشت و”تحت حمایت انگلستان وشرکت نفت” انگلستانی بود که معتقدبود “ایرانیها باید گرسته باشند”. همه اینها بااشغال  ایران مدتها بافقرونداری تحت الشعاع دیدگاههای چپ وابسته وکمونیست بود ورقیبی نداشت تاخلیل ملکی وتعدادی دیگر که منشعب شدند تبلیغات  حزب توده با”روزنامه‌های زیاد که هم ازسفارت روس علنا وهم ازشرکت سابق نفت کمک می‌گرفت بود”.درچنین شرایطی هرگروه دیگری توان رقابت باآن حزب نداشت. دراین مقطع چند انتخابات ومجلس هم داشتیم که دکترمصدق دوباردر این مجلس‌هاخوش درخشید. یکی مجلس چهاردهم  دربرابر سیدضیا عامل کودتای۱۲۹۹ که اورا به چالش کشید ووقتی تعدادی بعلاوه یک نفربدورای دادندازمجلس خارج شد وگفت”خاک برسر این مجلس” ، درمجلسی که اگردکترطاهری عطسه می‌کرد اکثریت رای مثبت می‌دادواگرسرفه می‌کردرای منفی !  همان مجلسی که وقتی نگذاردند مصدق صحبت کند، پس به خیابان وروبروی مجلس آمد وچهارپایه ای ازمغازه کفاشی گرفت، خبرش فوراشایع و بازارها بسته شد وهمه را سراسیمه ازبازارودانشگاه ودبیرستان و…بسوی مجلس روانه کردو ” بااشاره به انبوه مردم گفت “اینجامجلس است” وبااشاره انگشتش به مجلس گفت”  آن جا دزدگاه است ” ازاینمرحله بود که درواقع مصدق تبدیل به یک “کاریزماشد” .

دوره پانزدهم باندهای دربار وسیدضیا و قوام نگذاشتند وارد مجلس وانتخاب شود.  دوره دوم انتخابات دوره شانزدهم بود که بعد ازتروررزم آرابرای نخست وزیری رای گرفتند که جمال امامی ازرجال انگلوفیل به طعنه به دکترمصدق گفت “خودت قبول کن” چون تابحال چندبارپیشنهادشده و قبول نکرده بود ولی این بار به یکباره گفت  “به شرط همراه بارأی به ملی شدن نفت “که درآن فضای ملتهب  بااکثریت  رای آورد. سیدضیا دردرباردرکنار شاه حیرت زده شدوسفیر انگلیس شوکه. درچنین شرایط پرازتناقض استعدادهایی شکوفاشدوماوارد دوره تازه‌ای ازتاریخ مان باامید ونویدآیندهشدیم. کارگاههای کوچک فعال شدند دراقتصادبدون نفت با معاملات پایاپای جامعه نفس کشیدوزنده شد، افسوس که نفتی‌ها وغربی‌ها تحمل نکردند و ناجوانمرانه کودتا کردند. دررژیمی که بعدها هرچه گشتند که فسادی ازیکی از دست اندرکاران بیابند ناکام ماندند.

چطور شد که شما با مرحوم نخشب و نهضتش آشنا شدید؟

دکترمصدق بعد از آمدنش اعلام کرد که دردارالفنون کلاسهای شبانه هم دایرشود، درکنکور شرکت کردم و قبول شدم. آنجا درحوزه ادبیات دکترآدمیت دبیرما شد وشبها درکلاس بحث سیاسی آزاد بود، برای مثال چندتا گروهبان و ژاندارم ارتش که سمپات حزب توده بودندبا من وچندنفردیگر که ازملی‌ها بودیم بحث درمی‌گرفت . یکشب دکترآدمیت مارا به حزب پان ایرانیست برد که هنوزفروهر وپزشکپورباهم بودند -وبعد دراختلاف شاه ومصدق فروهر مصدقی شد -درهرصورت ما آن جا یکساعتی ماندیم ولی من نام ننوشتم تا سال بعد که به کلاسهای روزانهدارالفنون منتقل شدم وآنجا به اعضای خداپرستان که هنوز درحزب ایران بودند به آنها پیوستم چون سوسیالیست بودند.

درحزب ایران  کلاس‌های فلسفه و ایدئولوژیِ نخشبو سخنرانی وحتی تاتر و سیاست توسط دانشجویان همین رشته ها برپابود وازآنجا یک روزنامه – جوانان ایران- برای دبیرستانها باتامین هزینه توسط حزب منتشرکردیم که درتمام دبیرستان‌ها پخش می‌شد وبه خاطر داشتن اعضای فراوان باتیراژبالا هم داشت.بعد ازمدتی من سردبیر این روزنامه شدم.

خداپرستان سوسیالیست اندیشه‌هایشان را بیشتر از چه مکاتبی الهام می‌گرفتند؟ آیا روش آنها درونزا بود یا اندیشه ای وارداتی؟

من فکر نمی‌کنم درآن مقطع عقایدشان را از جایی الهام گرفته باشند یا شاید من نمی‌دانم، اما درآن زمان دیدگاههای مارکسیستی شایع بود ولی نخشب به خاطر مسلمانی و احساسات ملی – مصدقی  و تحصیلات اش در رشته حقوق، فراترازکاراولیه شان که باگروه-مکتب- که فقط  اسلامی و…بودند،رفتند و البته خداپرستان سوسیالیست شدندولی بیش از خداپرستی نرفتند ، چون شرایط ایجاب می‌کرد . کار مذهب را به خاطرر شان نزول وروایات و…برای اهلش گذشتند. در آن ایام احزاب اسلامی هم ازسیدضیاء حزب اراده ملی – مجمع مسلمانان مجاهد- آیت الله کاشانی وشمس قنات آبادی و فداییان اسلام و…را جداداشتیم.  در عین حال از نهج البلاغه وازفرمان حضرت علی به مالک اشتر فراوان استفاده نمودند.

بدینگونه بود که وقتی نخشب به مشهد رفت وکلاسهای فلسفه و…برای شریعتی، سامی ، قهاری وبسیاری از شاگردان محمد تقی شریعتی گذاشت و حاصلش ترجمه کتاب “خداپرست سوسیالیست شد” . بعدها درفضای بسته دهه چهل – شهید دکتر سامی ویارانش بااندیشه‌های “شورایی”‌تاانگیزه تاسیس شرکت انتشاراتی چاپخش برای انتشار سخنان شریعتی درحسینیه ارشاد جریان سازشد. پیش از آن نیزدرجلسه ای درمطب سامی باحضور شریعتی درباره سخنرانی‌های شریعتی وسامی و….گفتگوها شده بود؛ ناگفته نماند که هرکس کتابهای اینان راخواند باید کتابهای”گفتگوهای تنهایی شریعتی درسه جلد” ویادنامه‌های  دکترسامی را درسه جلد”مطالعه نماید.

درضمن یک کتاب بنام “نظام شورایی” را نیز منتشر نمودند به علاوه طرح شوراها را به رهبر فقید انقلاب وآیت الله طالقانی داد ند که پذیرفتند وبعد دراولین مجلس خبرگان نماینده ای بنام دکتر نوربخش برای طرح نظام شورایی فرستادند  که البته مجلس خبرگان سروته آن رازد وتصویب نمود که دیگر “دموکراسی شورایی” نبود.

چطور شد که کتاب نهضت خداپرستان سوسیالیست را تالیف کردید و استقبال از آن چگونه بود؟

من پس ازسالها که به پاریس آمدم ازکتاب “نهضت خداپرستان سوسیالیست”  که من ازمدارک وروزنامه های نهضت جمع آوری کرده بودم استقبال شایسته‌ای ابتدا بین ایرانیان دانشگاهی شدوبعد در”مرکز پژوهش های علوم اجتماعی” بابرگردان رزومه ای به فرانسه ارسال و مورد استقبال قرار گرفت وبه عنوان تزمن پذیرفته شد ، تاجایی که “موسیو یان ریشارد” رییس دانشگاه سوربون  مطالعه این کتاب را برای دانشجویان ایرانی وفرانسوی برای تزفوق لیسانس ودکترا بارها سفارش کرد. من تنها ایرانی ازخاورمیانه وکشورهای مسلمان بودم که مرکز پژوهش‌های علوم انسانی بگونه ای من را نگه داشت که هنوزآنجا مشغولم. دهسال باآلن تورن جامعه شناس کارکردم، دهسال بامارسل گوشه ، فیلسوف سیاسی ودهسال با هاینزویسمن، فیلسوف آلمانی درحوزه فلسفه که هنوز بااو مشغولم  و یک گواهی دکترا درمجموع دررابطه با همان کتاب که  به خاطر ایده جدید”سوسیالیستهای اخلاق‌گرا” به من اعطا شد. این ایده غیرقابل تصوربود ، بویژه دربرابر مارکسیسم وفراتر دربرابر(ژان ژورژ) پدر سوسیال دموکراسی فرانسه که درکتاب مشهورش “آشتی بین ایدالیسم وماتریالیسم” را ارائه نمود وفرانسوا میتران اولین رئیس جمهورسوسیالیست فرانسه قبل ازهمه دسته گلی برگورآن نهاد .

با توجه به حضور نخشب و جریان فکری اش با نهضت مقاومت ملی و دکتر مصدق آیا او بااندیشه خداپرستان سوسیالیست همسوبودومعتقدبه سوسیال دموکراسی بودیالیبرالدموکراسی؟

ابتدا همان لیبرال دموکرات بود ولی بعد ازسی‌ام تیرکه اصولا فضا عوض شد. البته در آن ماجرا ما دبیرستانی‌ها بیشترین شهید را دادیم ، من درهمه صحنه‌ها حتی در جمع کردن جنازه‌هابودم که -وقتی خبربه مصدق رسید به شدت گریست،برای نمونه ” امیر بیجار” دانش آموزدبیرستان نظام درخیابان اکباتان مورد اصابت سرنیزه نیروهای نظامی قرارگرفت وهنگامی‌که باخون خود بردیوار درحال نوشتن شعار ازجان خودگذشتیم باخون خودنوشتیمیامرگ یامصدق و…) ازپشت سرهدف گلوله سرهنگ قربانی قرارگرفت. در خاطرات شاه حسینی آمده است که شب هنگام مصدق به ابن بابوی رفت وهزینه قبر این شهیدان راپرداخت. تعدادی از این شهیدان ازما ودارالفنون بودند .

بدینگونه سرانجام شاه تسلیم شد وفرماندهی کل قواکه متعلق به خود بود را به مصدق داد. درپایان قیام  مادرمیدان سپه آنروز وامام امروز، شاهد تسلیم چند تانک به دانش آموزان شدیم. که بچه ها گل برسریکی دو تا سرهنگ ریختند. سرهنگهایی که متاسفانه بعد ازکودتا به دستورشاه تیرباران شدند. تاجایی کهصادق سرمد، شاعردرباری،در شعری به شاه نوشت : ای شاه بس است ، پسررا جلو چشم پدرنکش ، وپدررا در مقابل دیدگان بچه هایش مکش و..به لندن گریخت. سرهنگ قربانی که درسی ام تیر که امیربیجاررا مورد اصابت گلوله   قرارداد  بعد در مقابل در وزارت فرهنگ آنروز درخیابان اکباتان که بچه ها می‌خواستند پناه بگیرند وسرایدار درب رابازنکرد و همه را به رگبارگلوله بست که ما بعدازموفقیت قیام ازیک بعدازظهربه بعد جنازه‌هارا جمع کردیم؛  جالب آنکه پیراهنم خونی شده بود و من ماتم گرفته بودم که چگونه به خانه بروم.

مرحوم نخشب در آن ایام گویا با نواب صفوی هم دیداری داشته چیزی از آن دیدار به خاطر دارید؟

نخشب دوبار با نواب صفوی درخیابان تهران نو ملاقاتنمود که باردوم وقتی واردشد نواب معترضانه گفت ” ببنید این مورا خدا به صورت انسان داده است ولی این بشرآنرا باتیغ می‌زند” نخشب جواب داد” نفهمیدم مگرشما موی سرت را تیغ نینداخته ای! نواب مکثی کرد و گفت”صلوات بفرستید.در نخستین دیدار نخشب از نواب سوال کرد برنامه اقتصادی شماچیست ؟ اما نواب جوابی نداد.

اما دکترمصدق محمد نخشب را برای اداره برق که کنتورش در آنروزحدودیکصدهزارریال فروش می‌رفت و توسط کسانی چون نظامی ها ورجال، قاچاق شده بود انتخاب کرد و او رامعاون مهندس نجم مدیرکل برق منصوب کرد وحسین راضی را برای رئیس بازرسی شهرداری که همیشه فساد بود ومفتخورانی چون عباس شاهنده روزنامه نگار درباری که با رشوه ازآجرپزی ها برای خودیک خانه ساخت بطوری که روزی رزم  آرا نخست وزیر وقت فهمید ودرمیدان سپه اورا شلاق زد، فساد هایی از این دست وگماشتن شعبان بی‌مخ‌ها ولاتهای خیابان لاله زارچون محمدارباب، برای ایجاد رعب ووحشت ‌وبعد هم کمک مالی دربرابر روزنامه‌های حزب توده تا روزنامه‌های رجال انگلوفیل چون روزنامه دادوآتش و…که من همه راشاهدبودم و البته بابرنامه و قانون اختیارات که ازمجلس گرفت –استقلال کانون وکلا،تاسیس تامین اجتماعی وسهیم شدن کشاورزان درمحصول که دیگررعیت نبودند .   درشبی که جشن اول ماه مه گرفته بودیم وجالب آنکه مرکزما درمحله جدید کلیمی ها درسه راه ژاله  جنب مدرسه شان “مدرسه دهش لره خضوری”یعنی داده –لره خضوری- بود ، نخشب سخنانش را با شعار”بنام خدا-خدای ابراهیم – خدای موسی – خدای عیسی- خدای نوح تا خدای محمد”آغازنمود که دراین مقطع  بااین سخنرانی خوش درخشید و ما هم عکس بزرگ دکتر مصدق که به حراج گذاشتیم دقیقا بعداز چند دقیقهبه قیمت۱۵۰۰تومان آن زمان فروخته شدو صرف بدهی ما به چاپخانه شد چرا که دوروزنامه ،مردم ایران، جوانان ایران، ومجله تئوریک-برای ترقی ایران- راداشتیم.

آیامتدولوژی فکری مرحوم نخشب وخداپرستان سوسیالیست راه برونرفت کشورازشرایط موجودبود؟وآیا اندیشه نهضت دکترنخشب پاسخی برای مشکلات کنونی کشوردارد؟

بنظرمن آری؛ چون اسلام باعدالت واخلاق پیوند دارد اما عدالت نیاز به برنامه معطوف به توزیع برابر بویژه دراقتصاد نفتی –رانتی داشته تا به سودعده ای وفساد واختلاف طبقاتی نیجامد. به علاوه به قول مارسل گوشه فیلسوف سیاسی پاریس امروزدیگر- دموکراسی وسوسیالیسم یک ایدئولوژی نیست یک متدولوژی وبرنامه عمل است.

آیا مرحوم نخشب برنامه ای برای بازگشت به ایران و ادامه مبارزاتش داشت؟

یکبارشخصی بنام دکترگودرزی که بنظرم  رییس سازمان برنامه بود ،اورا با موافقت شاه به ایران برای – ریاست دانشگاه_ پیشنهاد نمود، البته شاه ابتدا گفته بود که “اوکمونیست است” و پاسخ منفی داد. درهرصورت آمد ودریک سخنرانی درباشگاه بانک سپه درخیابان مطهری –تخت طاووس- گفت ” وقتی می‌خواهیم بافساد مبارزه کنیم مثل آن می‌ماند که بخواهیم با آدمهای سیگاری مبارزه کنیم ” که دراین لحظه برق قطع شد وسخنانش دیگر ادامه نیافت ودوسه روزبعد بازگشت. باردوم که بعداز درحدود ۱۵سال بودمتاسفانه جنازه اش آمد که صبح زود تلفن زدند به صحن حضرت عبدالعظیم فورابرای تشییع جنازه برویم که وقتی رفتم باحضورتعدادی قابل توجه ازاعضای ساواک روبروشدم والبته بادوستانی چون حسین راضی وتعدادی درحدود ۳۰۰نفر که باسکوت همراه بود وبحث اینکه اجازه دفنش را دربهشت زهراخواهند دادیانه ؟ که آن زمان مهندس شهرداری که ریاست بهشت زهرارا داشت یکی ازاعضای سابق حزب مردم ایران بود وبا تلاش اواجازهساواک به آرامگاه خانوادگی یکی از اقوامش منتقل ودفنش زیرنظارت سخت ساواک درسکوت مطلق انجام شد. ولی، هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است درجریده عالم دوام ما “.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.