جمعه ۱ام اردیبهشت ۱۳۹۶ , ساعت: ۱۲:۰۲کد مطلب : 103053 نسخه قابل چاپ

«راه سوم در انتخابات؛ مشارکت انتقادی»

سرمقاله‌ی شماره ۲۹ ماهنامه ایران‌فردا با عنوان «راه سوم در انتخابات؛ مشارکت انتقادی» به قلم سردبیری:

در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری، چیستی و چرایی شرکت در انتخابات در کانون توجه مردم و جامعه‌ی مدنی ایران قرار می‌گیرد. اینک اپوزوسیون جمهوری اسلامی و اصلاح‌طلبان، همچون سایر اقشار به حاشیه‌رانده شده در جمهوری اسلامی، با این پرسش مواجه هستند که اصولاً شرکت در انتخابات آیا توجیه اخلاقی و سیاسی دارد یا نه؟ پاسخ به این پرسش‌ با توجه به نظریه‌ی اجتماعی و رویکرد سیاسی متفاوت خواهد بود.
گذار به دموکراسی در ایران با انقلاب مشروطه آغاز شده و در چهار دهه‌ی گذشته شتاب گرفته است. پیش‌زمینه‌های تاریخی-فرهنگی و نوع تبلیغات رایج در رسانه‌های حکومتی، مردم ایران را در هر انتخابات، بر سر دوراهی همه یا هیچ قرار می‌دهند. اما جامعه ایران براساس تجربه‌ی انباشته‌ی تاریخی خویش، راه سومی از این میان این دوراهی‌ها می‌گشاید.
اگر چه در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی مردم ما شکاف و گسست نتایج انقلاب از آرمانهای انقلاب را به خوبی تجربه کرده اند؛آزادی عقیده و بیان، توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی، رفاه و تأمین اجتماعی، عدالت و برابری حقوقی شهروندان آن‌چنان که انتظار می‌رفت و وعده داده می‌شد، محقق نشدند، اما برآورده نشدن انتظارات در انتخابات، منجر به یأسی آرمانی از پیامدهای انتخابات نمی‌شود. فساد اقتصادی برخی صاحب‌منصبان حکومت، رانت‌های نجومی، اختلاس‌های هزاران میلیارد تومانی، سیاست خارجی ماجراجویانه، بیکاری گسترده‌ی جوانان، اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی و… هر روز در رسانه‌های دیداری، شنیداری و شبکه‌های اجتماعی بازتاب می‌یابد. در چنین شرایطی بسیاری نسبت به اصلاح امور ناامید می‌شوند و طیفی از شهروندان به انتخابات بی‌تفاوت می‌شوند. اما هم‌چنان اکثر مردم در انتخابات شرکت و از حق خود برای اظهار نظر ـ هر چند محدود ـ استفاده می‌کنند. این مشارکت به‌معنای هواداری از یک شخص یا گروه نیست، بلکه کنشی مسالمت‌جویانه برای اظهارنظر و تعیین سرنوشت در محدودیت‌های واقعاً موجود سیاسی است.

از نگاهی دیگر، برخلاف آنچه در حوزه‌ی قدرت و در حلقه‌ی بسته‌ی حکومت‌گران و صاحب‌منصبان دیده می‌شود، در سپهر عمومی و جامعه‌ی مدنی، به نحوی پیوسته و بی‌وقفه حرکتی آرام و صلح‌آمیز و بدون خشونت به سوی عدالت و دموکراسی سامان یافته است. حقوق زنان در سطح قوانین، روایتی دارد و در میان زنان و مردان ایرانی روایتی دیگر، عدالت در قوانین و ساختارها روایتی دارد و در میان جامعه‌ی مدنی روایتی دیگر و… روایت ماندگار و رو به آینده، همانا روایتی است که در گستره‌ی افکار عمومی پذیرفته می‌شود. آنها که سرنوشت جامعه را یکسره در دست صاحبان قدرت و ثروت و ساختارهای سیاسی و امنیتی می‌بینند با دیدن بی‌عدالتی‌ها، تضییع حقوق شهروندی، فساد اداری و ساختاری، بوروکراسی ناکارآمد، اقتصاد راکد، ماجراجویی‌های سیاسی و تبعیضات، چاره‌ی کار را سکوت، تحریم انتخابات و بعضاً سیاست صبر و انتظارتوصیه می‌کنند. اما تعداد زیادی از افراد و گروه‌ها در جامعه‌ی سیاسی و بسیاری از بازیگران در سپهر عمومی لزوما به این دوراهی تن نداده‌اند و طی تجربیات عملی خود، به تدریج راه سومی را گشوده‌اند. در انتخابات عمومی، به ویژه انتخاب مقام ریاست جمهوری، یک وجه آن است که باید به کسی رای داد که مورد تایید نظام است، اما وجه دیگر آن است که در نحوه‌ی انتخاب کاندیدا و گفت‌وگوهایی که در زمان انتخابات شکل می‌گیرد، خواست‌هایی فراتر از رای دادن به یک کاندیدا، از جمله اعتراض به محدودیت در کاندیدا‌شدن، فساد دستگا‌های دولتی و مدیران و عوامل آنها، ندیده‌گرفتن اقشار آسیب‌پذیر و محروم جامعه در توزیع قدرت و منزلت و ثروت و… طرح می‌شوند. از آن جا که حضور مردم در انتخابات مهم است، نامزدها حتی با شیوه‌های پوپولیستی تلاش می‌کنند آرای مردم را به دست آوردند، بنابراین دیدگاه‌های انتقادی افراد و گروه‌ها و جماعات اهمیت پیدا می‌کند. طرح این دیدگاه‌های انتقادی و تلاش نیروهای سیاسی حاکم برای جلب آرای مردم، در آرایش و توازن موجود بلوک قدرت تاثیر می‌گذارد و از این رهگذر نامزدهای انتخابات نیز متاثر می‌شوند، تا آنجا که بسیاری از افرادی که زمانی از سوی نظام به طور کامل تایید شده بودند و در بالاترین مقام‌های حکومتی قرار داشتند، به دلیل نزدیکی و هم‌صدایی بامنتقدان از دایره‌ی تایید رسمی نظام خارج شده‌اند. در واقع راه سوم، تلاش یک جامعه است برای گشودن افق تغییر، توام با عدم خشونت و به روش مسالمت‌آمیز با رویکردی موقعیت‌جویانه نسبت به امکانات موجود.

به نظر می‌آید حضور بخشی از مردم در انتخابات تا اندازه‌ای بر تجربیات منجر به خلق و انتشار فرهنگ سیاسی دموکراتیک تکیه دارد. این دسته از مردم راهی میان قهر و تبعیت را برگزیدند. قهر در نهایت به خشونت می‌انجامد و تبعیت نیز رویه‌های غیردموکراتیک را تحکیم می‌کند. جامعه‌ی ما نمی‌خواهد تابع محض باشد، همچنان که قهر را نمی‌پسندد.
فعال شدن بخش وسیعی از مردم در انتخابات همیشه به معنای رای دادن به نامزدی نیست که از پیش در مورد آن به تصمیم رسیده‌اند، گاه در طی دوره‌ی مبارزه‌ی انتخاباتی این تصمیم شکل می‌گیرد. انتخابات ۹۲ نمونه‌ی بازر چنین واقعیتی بود. پس از اعتراضات سال ۸۸، در سال ۹۲، به خصوص پس از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی، مردم با احتیاط وارد فرایند انتخابات شدند، اما به تدریج با همدلی و همزبانی روحانی با برخی از مطالبات مردم، اکثریت به او روی آوردند. در بسیاری مواقع، مشارکت به نحوی است که انتخابی که صورت می‌گیرد امکانی است برای «نه» گفتن به گرایشات تمامیت‌خواهانه و اقتدارگرایانه و جنبه‌ی دیگرش هم این است که در میان نامزدها یکی که نسبت به دیگران از مزیت همدلی با دیدگاه‌های انتقادی برخوردار است ارجحیت می‌یابد.
راه سوم یعنی مشارکت انتقادی در انتخابات، به تدریج کاستی‌ها و ضعف‌های خود را نمایانده است و نیز مزیت‌ها و قوت‌هایش تجربه شده است. به‌واقع انتخابات جایگاه و ساختاری برای گفتگوی انتقادی جامعه و حکومت شده است. نمونه‌ی گویای چنین گفتگویی در انتخابات خبرگان و مجلس اخیر محقق شد؛ مردمی که به لیست اصلاح‌طلبان رأی دادند به طور واضح و گویا نظر خود را نسبت به گروه‌های تمامیت‌خواه اظهار کردند. آنها نسبت به بسیاری از کاندیداها شناخت نداشتند و شاید در انتخاباتی بدون نظارت استصوابی به بسیاری از این منتخبان رأی نمی‌دادند، اما جامعه‌ی مدنی ایران از انتخابات انتظار معجزه‌ نداشت بلکه در این انتخابات نگاه انتقادی خود را اظهار می‌کرد. این نمونه، نشان از تحولی در دیدگاه‌های نیروهای سیاسی و روشنفکران ایرانی است. آنان در طی زمان، کانون فعالیت خود را در جامعه مدنی قرار داده‌اند و در این رهگذر به باور آنها انتخابات به عنوان تنها راه تغییر و بهبود اوضاع جامعه نیست، بلکه بستری برای بازتاب دیدگاه‌های جامعه‌ی مدنی و نیروهای اجتماعی است. پذیرش برجام نتیجه‌ی همین بازتاب‌هاست. فراموش نکنیم که زمانی نه چندان دور، کوچکترین سخنی از مذاکره با آمریکا در مطبوعات جرم تلقی می‌شد. سخن از مسائل هسته‌ای و سیاست‌ خارجی، معادل با محکومیت و زندان بود اما همین بازتاب‌ها و واکنش‌ها، راه را برای مذاکرات مستقیم و صلح هسته‌ای فراهم ساخت. رأی مردم، نتوانست آزادی‌های سیاسی و رونق اقتصادی را به ارمغان بیاورد، اما در حد خود راه منازعه و رویارویی با غرب را بست و امنیت عمومی را تأمین کرد.
شکاف موجود بین ساختار حکومت با جامعه، به‌معنای آغاز یک وضعیت انقلابی نیست. شکاف، فرصتی فراهم نمود تا مطالبات دموکراتیک و ترقی‌خواهانه به سپهر عمومی راه یابد، به عنوان مثال فمنیست‌ها فرصت یافتند با استفاده از شکاف فرهنگی و جنسیتی به طرح شعارهای تساهل‌گرایانه و فمنیستی خود بپردازند. اما در کنار نیروهای ترقیخواه، شکاف‌های فوق‌الذکر بستری نیز برای پوپولیست‌های ایرانی فراهم ساخت تا با سوءاستفاده از شکاف طبقاتی موجود، با طرح شعارهای رفاه همگانی، توزیع پول و بهره‌گیری از رانت، امکان حضور بر اریکه‌ی قدرت را آرزو کنند. داوری در باره‌ی شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، می‌تواند فارغ از دوگانه‌ی مشروعیت و عدم مشروعیت تفسیر شود. در هر انتخاباتی رأی مردم پیامی است برای حاکمیت تا ـ در حد ظرفیت‌هایش ـ با خواست جامعه همساز شود. این طریقی است که جامعه‌ی ایران در زیست سیاسی خود برگزیده است. بنابراین در انتخابات شرکت می‌کند و به گروه‌هایی که نقد سیاسی او را نمایندگی می‌کنند، رأی می‌دهد.

در چنین زمینه‌ای است که بسیاری از روشنفکران و نیروهای سیاسی به صورت بازیگران سپهر عمومی، مبانی فرهنگ دموکراتیک را پایه‌ریزی می‌کنند. راه سومی که برخی از نیروهای سیاسی، جریان‌های روشنفکری، و بخش وسیعی از مردم ایران در مورد انتخابات پیش گرفته‌اند، فقط به جامعه‌ی ایران اختصاص ندارد. بلکه تجربه‌ای جهانی در پس آن است که به آن دموکراتیزاسیون گفته می‌شود. دموکراتیزاسیون امروز ما، ادامه‌ی همان پروژه‌ی مشروطه است. قانونمند کردن قدرت برای پیشرفت و توسعه در پروژه‌ی مشروطه در کانون مبارزه‌ی سیاسی بود و اکنون زندگی شرافتمندانه و برخوردار از عدالت و آزادی و حق حاکمیت ملی و مشارکت همه‌ی ملت ایران در سرنوشت خویش ـ بدون توجه به مذهب، قوم، طبقه، عقیده‌ و جنسیت ـ در کانون قرار گرفته است.
در شرایط کنونی نیز به نظر می‌رسد که مردم تمایل دارند ریاست جمهوری بر عهده‌ی کسی باشد که بیش از دیگران از ماجراجویی و منازعه با جهان پرهیز کند، به شرایط دشوار فرودستان و به حاشیه‌راندگان توجه کند، به آزادی‌های اجتماعی و مدنی احترام بگذارد. نیز بیش از دیگران با دست‌اندرکاران فساد اقتصادی و رانت‌خواری فاصله داشته باشد و به دموکراسی و حق حاکمیت ملت احترام بگذارد و چشم‌انداز امیدوارانه‌ای را برای توسعه و اشتغال ترسیم کند.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.