سه شنبه ۲۰ام بهمن ۱۳۹۴ , ساعت: ۰۹:۱۱کد مطلب : 91078 نسخه قابل چاپ

حبس در ۷۱ سالگی، پاسخ حکومتگران به دانشمند نگران منافع ملی

استاد ۷۱ ساله شیمی دانشگاه تهران این روزها را در بند ۸ زندان اوین می‌گذراند. وی که عمری را در راه آبادانی و توسعه و دموکراسی در ایران سپری کرده است؛ اکنون به جای اینکه قدر ببیند و دانشش گرما بخش محافل علمی کشور باشد؛ در بند زندانیان عادی به سختی دوره زندانش را تحمل می‌کند. آشکار است که بیش از شرایط ناگوار زندان که بارها دکتر رفیعی در مقام گزارشگری دلسوز آنها را گزارش کرده است؛ واقعیت تلخی روح او را آزار می‌دهد. به رغم سپری شدن نزدیک به ۴ دهه از پیروزی انقلاب و به رغم تلاشهای بیش از یک قرن ایرانیان در راه دستیابی به آزادی و پیشرفت؛ موانع بزرگ برای رسیدن به آزادی همچنان پابرجاست. به گونه ای که در نامه ای به حسن روحانی رئیس جمهور با انتقاد از سخنان محمد جواد ظریف در تکذیب وجود زندانیان سیاسی در ایرا ن این واقعیت تلخی که روحش را آزار می‌دهد چنین توضیح می‌دهد: در یکصد و پنجاه سال گذشته، در تاریخ عملکرد حاکمان ایران از اینگونه وقایع کم نیستند، البته بدون قیاس کاملا انطباقی، شهادت قائم مقام، تبعید، حصر و شهادت امیرکبیر، تبعید، حصر و شهادت مدرس، تبعید و حصر مصدق، حصر حضرت آیت الله منتظری، حصر آقایان کروبی و موسوی و سرکار خانم رهنورد و …. مواردی از قانون شکنی، تعمیق شکاف ملت – دولت و سکوت مسئولان ذینفوذ است.

حسین رفیعی کیست؟

دکتر حسین رفیعی آنگونه که در زندگینامه خود نوشته، فروردین ۱۳۲۴ در روستای فنود از توابع شهرستان بیرجند متولد شده است. پس از سپری کردن دوران تحصیلات ابتدایی و متوسط در شهر محل تولد خود برای ادامه تحصیل راهی تهران شده و در دانشکده علوم دانشگاه تهران رشته شیمی را به پایان برده است. رفیعی مدتی پس از پایان تحصیلات خود در رشته شیمی به مدت سه سال دبیر تمام‌وقت دبیرستان‌های قصرشیرین شده و پس از آن برای ادامه تحصیلات روانه آمریکا شد.
او از سال ۵۳ به مدت دو سال تحصیلات خود را در فوق لیسانس شیمی در آمریکا سپری کرده و در سال ۱۳۵۵ به ایران بازگشت.
او مجدداً‌ با مشاهده خفقان موجود در جامعه در سال ۱۳۵۶ جهت ادامه تحصیل به انگلستان رفت و تا زمان پیروزی انقلاب در این کشور به ادامه تحصیل در مقطع دکتری در رشته شیمی پرداخت.
رفیعی در اوایل اسفند ۵۷ به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۶۳ در ایران در سازمان صنایع ملی منشاء‌ خدمات زیادی به صنایع کشور شد. رفیعی در اواخر سال ۱۳۶۳ مجدداً برای اتمام تحصیلات ناتمام خود درمقطع دکترای شیمی به انگلیس رفته و در سال ۱۳۶۵ به کشور بازگشت و در سمت استاد دانشگاه تهران تا زمان بازنشستگی در این دانشگاه خدمت کرد.

ائتلاف نیروهای ملی – مذهبی

دلبستگی رفیعی به اندیشه های دکتر علی شریعتی و بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق و رویکردهای ملی و توسعه گرایانه وی به طور طبیعی او را به مهندس عزت الله سحابی نزدیک کرد. رفیعی در کنار مهندس سحابی پایه گذار ئتلاف نیروهای ملی – مذهبی ایران شدند. جریانی که اگر چه در قالب یک تشکل سیاسی در انتخابات مجلس ششم تبلور تشکیلاتی یافت اما در تاریخ ایران ریشه ای دیرینه دارد. به قول دکتر رفیعی از فردوسی تا سحابی ادامه یافته است. دکتر حسین رفیعی در همه سالهای فعالیت این جریان به عنوان یکی از اعضای شناخته شده و مؤثر آن فعالیت و از جایگاه یک استاد دانشگاه و فعال سیاسی ملی – مذهبی همواره انتقادهای دلسوزانه خود نسبت شرایط موجود را مطرح کرده است.


تالیفات

دکتر رفیعی همواره علاوه بر فعالیتهای سیاسی سعی در عمق بخشیدن و غنای مبارزات سیاسی داشته است. وی کتابهای مختلف علمی و سیاسی به رشته تحریر درآورده است. عناوین تعدادی از این کتابها در عبارت است از : از شریعتی تا ملی – مذهبی، آمریکا، منطقه، ما و انقلاب، اغماض یا اغتنام، جمهوری اسلامی ایران را به کجا می برند، توافق ژنو، مصالح، منافع و امنیت ملی: تحقق وعده‌های انتخابی آقای روحانی، براندازی قانونی؟ !! ، اقتصاد مقاومتی، امتناع یا اقبال، زمستانی سیاه از بهار بغداد، رفیعی همچنین تألیفاتی نیز در زمینه دانشگاهی در علم شیمی دارد که کتاب نیم قرن پتروشیمی ایران از جمله این تألیفات است.

علاوه بر این کنابها رفیعی در طول این سالیان مقالات زیادی نیز به رشته تحریر دراورده است که عنوان برخی از آنها به این شرح است:

اهداف برنامه ششم؛ برآمده از تفکر اسلامی و مستقل از سرمایه‌داری جهانی – تفاهم لوزان؛ ارتقاء امنیت ملی – امنیت ملی، دغدغه ای حیاتی، هدفی شدنی – نگاهی نو به جهانی شدن – نیروهای ملی – مذهبی

بازداشت و زندان:

رفیعی در اسفند سال ۱۳۷۹ به همراه حدود ۶۰ نفر از اعضای شورای فعالان ملی – مذهبی و نهضت آزادی ایران بازداشت شد. بازداشت آنها همراه با ورود یک وازه جدید به ادبیات سیاسی ایران بود.
آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در تاریخ ۹ اسفند ۷۹ در حالی که شادروان مهندس عزت الله سحابی و شهید هدی صابر از چند ماه پیش در زندان بودند با اشاره به ضرورت برخورد با جریان ملی – مذهبی گفت: “در محافلِ خودشان نشستند و گفتند ما میخواهیم براندازی قانونی کنیم! چیز عجیبی است! ما چیزی به اسم براندازی قانونی نمیشناسیم. هر حرکت و تلاشی که به قصد براندازی صورت گیرد، شروع به محاربه است. حکم محارب هم در اسلام معلوم است ”
این اتهام که مدتها در اطلاعیه های دادگاه انقلاب نیز تکرار شد و مبنای بازجویی‌های شبانه روزی اطلاعات سپاه از مهندس سحابی ،‌ صابر ، رفیعی و دیگر نیروهای ملی – مذهبی بود؛ به قدری ساختگی و غیر قابل پذیرش بود که نه تنها مردم و دانشجویان و جوانان ساختگی بودن آن را به خوبی می‌دانستند حتی وزارت اطلاعات و دولت و مجلس نیز بر غیر قابل پذیرش بودن آن تاکید کردند. شرایط بگونه‌ای شد که نهایتا دستگاه قضایی و اطلاعات سپاه نیز نتوانستند از آن دفاع کنند و آن را از لیست اتهامات رفیعی و دیگر نیروهای ملی – مذهبی حذف کردند. رفیعی نهایتاً در دادگاه بدوی و تجدید نظر به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد.

رفیعی و پرونده هسته ای

دکتر حسین رفیعی از آغاز بحران هسته ای ایران همواره با تأکید بر هزینه های ویرانگر تداوم این برنامه از حکومت می‌خواست که به دنبال حل سریع این پرونده باشد؛ این استاد دانشگاه پس از روی کار آمدن حسن روحانی نیز بر این رویکرد خود اصرار بیشتری ورزید و از طریق نگارش نامه و ایراد سخنرانی‌های متعدد از ابتکار دولت روحانی برای حل این بحران حمایت کرد. وی در مقام یک استاد متعهد دانشگاه و یک شخصیت ملی با نگارش مقاله مفصلی با عنوان “مذاکرات بحران یا بحران مذاکرات “ از ضرورت توافق هسته ای ایران غرب دفاع کرد. انتشار این مقاله ۲۰۰ صفحه ای سبب شد که به رغم دعوت روحانی از دانشگاهیان برای حمایت از برنامه‌های هسته ای اش؛ وزارت اطلاعات فشار بر این عضو برجسته جریان ملی – مذهبی را افزایش دهد.

حمله مأموران امنیتی به منزل دکتر رفیعی:

۹ تیر ۹۳ مأموران وزارت اطلاعات به شکل بسیار زننده و خشونت آمیزی به منزل دکتر رفیعی در دماوند یورش بردند و خانم درخشنده تیموریان همسر دکتر رفیعی در نامه ای به وزیر اطلاعات شرح ماوقع را چنین توضیح داد: “ هفته گذشته ماموران وزارتخانه تحت امر شما منازل من در دماوند و تهران را مورد هجوم و غارت قرار دادند. من به علت ناراحتی قلبی و دوری از آلودگی هوای تهران مدت هاست که در دماوند ساکن شده ام و در واقع آنجا آسایشگاه من در اواخر دهه ششم زندگی ام است که در روز دوشنبه ۹ تیر ماه ۱۳۹۳ به جولانگاه ده نفر از ماموران وزارت اطلاعات مبدل شد.
این ماموران چگونه و با اجازه چه کسی وارد مجتمع مسکونی شده و خود را به پشت در آپارتمان رساندند بر من مشخص نیست چون زنگی به صدا در نیامد. زمانی که در آپارتمان را همسرم (حسین رفیعی) به تصور حضور یکی از همسایگان باز نمود ماموران قصد یورش به داخل داشتند که با مقاومت او در دیدن حکم روبرو شدند و همچنین فریاد های من مبنی بر اجازه پوشیدن لباس مناسب. سوال من این است که آیا امکان زنگ زدن در ورودی و معرفی خود و برخورد محترمانه با رعایت حقوق شهروندی و جود نداشت که آنطور وحشیانه به درآپارتمان یورش آوردند و پای خود را لای در گذاشتند تا مبادا در بسته شود و ما مدارک و اسناد محرمانه “سیا” را نابود کنیم؟! آیا برای یک آپارتمان ۷۹ متری به راستی احتیاج به ده نفر مامور بود که آنچنان ترس و دلهره برای همسایگان من در آنجا ایجاد کنند؟ آقایان به گمان آنکه یک خانه تیمی یافته اند همه جا را شخم می زدند تا مبادا “محموله های اسلحه ” و “بمب های دست ساز” از قلم نیفتند. طرز بازرسی ها و ضبط مدارک آنچنان ناشیانه و ناپخته بود که اگر حتی چند فیلم غربی پلیسی تماشا می کردند بهتر از این عمل می نمودند. هرچند حکم به نام همسر من بود اما تمامی یادداشت ها و دفاتر شخصی من را نیز ضبط نمودند و زمانی که با مقاومت من در دادن لپ تاپ شخصی ام روبرو شدند با دروغ و به بهانه اینکه محتوای آن را همانجا جلوی من کنترل می کنند آن را از من گرفتند و به ناگهان یکی از ماموران آن را از جلوی میز من قاپید و پا به فرار گذاشت. نام دیگری جز دزدی و غارت نمی توانم بر این عمل بگذارم.
ماجرا به همین جا ختم نشد. همسرم را به تهران بردند و منزل مسکونی ما در تهران را هم به همین شیوه مورد هجوم و غارتگری قرار دادند. در آنجا نیز دخترم از دادن لپ تاپ شخصی اش امتناع کرد و بعد از ۴۵ دقیقه گفتگو و بیشتر تهدید به او حمله ور شدند و با ضرب و شتم و به زور لپ تاپ را از دستش ربودند و فرار کردند. در حالیکه می گفتند بروید خدا را شکر کنید که رافت اسلامی شامل حال شما شده است ! ”
دکتر رفیعی بعداً در نامه شدید الحنی خطاب به حسن روحانی در مورد عملکرد وزارت اطلاعات چنین نوشت: “می دانید چرا دانشگاهیان از ادبیات، مواضع و تحلیل های منطقی و ملی شما و توافق مفید ژنو، دفاع علنی نمی کنند؟ چون در وزارت خانه زیر مجموعه شما شمشیر در کف زنگی مست است “
برخوردهای امنیتی با حسین رفیعی به همین جا خاتمه نشد و مأموران وزارت اطلاعات در روز سه شنبه، ۲۶ خرداد ماه در خیابان وی را بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند. توجیه این بازداشت اجرای حکم زندان پیشین وی بود. حکمی که ۱۲ سال از صدور آن می گذشت و مشمول مرور زمان شده بود و حتی پیشتر خود قوه قضائیه نیز این موضوع را پذیرفته بود. و کاملاً آشکار است که تنها توجیهی بر عملکرد غیرقانونی وزارت اطلاعات بود.

محاکمه دوباره

دکتر رفیعی دوباره در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب توسط قاضی،صلواتی محاکمه شد. صلواتی بدون درنظر گرفتن دفاعیات دکتر رفیعی و وکلاء مدافع او در حکمی بدون هیچ استدلال حقوقی و با نگارشی به سبک بیانیه سیاسی احزاب جریان راست دکتر رفیعی را به ۶ سال حبس و ۲ سال از عضویت در احزاب، گروه‌ها و دستجات سیاسی و فعالیت در فضای مجازی رسانه‌ها و مطبوعات محروم کرد. رفیعی در دفاعیه مفصلی خطاب به رئیس دادگاه تجدید نظر به موارد اتهامی خود پاسخ داد هرچند که معتقد بود :“ …. نزدیک به یقین، امیدی به شنیدن این دفاعیات و تأثیرگذاری بر حکم وجود ندارد. معهذا امیدکی وجود دارد که قاضی محترم تجدید نظر از جنس قاضی دادگاه بدوی نباشد. استقلال و عدالت داشته باش و به همین دلیل سعی می‌کنم با نهایت رعایت عدالت و ادب، از خود دفاع کنم و این رأی عجیب و غریب را توضیح دهم.” پیش بینی رفیعی از میزان عدالت دادگاه تجدیدنظر به نظر درست بود. تا جایی که حتی این دادگاه حاضر به شنیدن توضیحات او نیز نشد و در اقدامی عجیب جلسه دادگاه را تنها با حضور نماینده دادستان و نماینده وزارت اطلاعات برگزار کرد.

روایتگر رنجهای زندان

حضور رفیعی در زندان اگرچه برای او و خانواده اش زجر آور است  و نشانه ای است از انچه که امام علی (ع) از آن با عنوان “ تقدیم الاراذل و تاخیر الافاضل” یاد می کند اما ذره ای از مسئولیت اجتماعی او حتی در شرایط زندان کم نکرده است. به طوری که رفیعی با ارائه مستمر گزارشهایی در مورد وضعیت زندان سعی در جلب توجه و نهایتا حل این معضلات داشته است وی به عنوان نمونه در نامه ای به نماینده رهبری در دانشگاه ها چنین می‌نویسد:
“ای کاش این هیئت محترم از بند ۸ اوین هم بازدید می کردند تا به آنها می گفتم که من استاد بازنشسته پردیس علوم دانشگاه تهران هستم که از ۲۶/۳/۹۴ و بر خلاف حکم قاضی دادگاه انقلاب (آقای مقیسه) و معاون حقوقی دادستان تهران (آقای دکتر جهانی) به شکل غیر قانونی و با نقض آشکار قانون و حکم دو نفر فوق الذکر همراه با حدود ۳۰ نفر زندانی سیاسی در بند ۸ و در ساختمانی اداری و با دزدان دریایی، قاچاقچیان بین المللی و داخلی و محکومان مالی و زندانیان آلوده به بیماری های HIV، هپاتیت B و C، استافیلوکوک ، بیماری های پوستی و سل و همراه با ساس و پشه و …. نگهداری می شوم و به آنها نشان می دادم که تراکم زندانی در این بند، قطع آب گرم و گاز و نقض آئین نامه زندان ها در مورد تفکیک زندانیان، تغذیه، بهداشت و درمان چگونه است تا از ” سیاست های زندانبانی اسلامی و انسانی” ابراز خشنودی نکنند “

آیا گوش شنوایی پیدا خواهد شد؟

در چندماهی که از بازداشت غیرقانونی دکتر رفیعی گذشته بسیاری از فعالان سیاسی و اساتید دانشگاه در داخل و خارج از کشور با نگارش نامه های متعدد به مقامات جمهوری اسلامی خواستار آزادی دکتر رفیعی شده اند . از جمله در آخرین مورد ۳۶۰ دانشمند برجسته دنیا که نام هفت برنده جایزه علمی نوبل نیز در میان آنها دیده می‌شد خواستار آزادی او شدند و مجله علمی و معتبر ساینس نیز به وضعیت او پرداخت. باید اما دید مدعیان پیروی از پیامبری که می گفت “یوزن یوم القیامه مداد العلما و دما الشهدا،فیرجح مداد العلما علی دما الشهدادر روز قیامت قلم عالمان با خون شهیدان وزن میشوند و قلم عالمان بر خون شهیدان ترجیح داده می شوند” آیا گوش شنوایی به این درخواستها خواهند داشت.
همچنین باید دید که آیا رئیس جمهور حاضر است از کسی که همواره از تلاشهای اصلاح طلبانه او حمایت کرده حمایت کند یا اینکه مصداق این بخش از نامه دکتر رفیعی خواهد شد:
و آنچه بر سر ما، اپوزیسیون اصلاح طلب در ۳۵ سال گذشته آمده است، از سال ۱۳۸۸ بر سر اصلاح طلبان دومم خردادی درون حکومت ، آمد. آنچه بر سر آیت الله منتظری در سال ۱۳۶۷ آمد، از سال ۱۳۸۹ بر سر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد  آمد. آنچه در دادگاههای غیرعلنی، غیرقانونی مضحک ما در سال ۱۳۸۱ آمد در دادگاههای  اصلاح طلبان حکومتی در سال ۱۳۸۸ به بعد و در دادگاههای آقای مهدی هاشمی در سال ۱۳۹۴ آمد و بر سر چند نفر از همکاران گذشته شما که با ما در زندان هستند، در سالهای حکومت احمدی نژاد آمده است و همین شیوه بر سر طرفداران همان احمدی نژاد می آید! منظور شیوه های یکسان است نه محتوای یکسان این حصرها و دادگاه ها و … ماشین حصر و حبس و پرونده سازی و دادگاه غیرعلنی و افترا و تهمت و … توقف ندارد، نمایشنامه ی هنری و عمیق “برشت” را در دوره فاشیست های آلمان به یاد می آورد. یا شما پیروز می شوید که روش ها را عوض کنید یا این شتر چند سال دیگر جلوی خانه ی شما و همکارانتان، خواهد خوابید.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.